تاریخ انتشار : ۱۸ مرداد ۱۳۸۹ - ۱۰:۲۷  ، 
کد خبر : ۱۸۷۹۳۹

آیا این مرگ آمریکاست؟


درمات بورگیو، خبرنگار مشهور آمریکایی
مترجم: علیرضا کوهکن
احساس آمریکا درباره خودش- احساس غرور نسبت به قدرتش- تا حد زیادی آسیب دیده است. کارن هاگز مشاور سیاسی با سابقه جورج بوش مأموریت جدیدش را در اداره وزارت خارجه شروع کرده است. او در این اداره مسئول دفاع از تصویر آمریکا است. او سفرش را به خاورمیانه آغاز کرد.
او باید کمک زیادی به رئیس جمهور مورد علاقه‌اش کند زیرا اگر او نبود باید او در خانه‌اش می‌نشست و از مهارت روابط عمومی‌اش در مورد همسایه‌هایش استفاده می‌کرد، بعد از یک تابستان وحشتناک و مصیبت‌بار هیچ کس بیشتر از خود آمریکایی‌ها نسبت به آمریکا بی‌اعتماد نشده‌اند.
تنها شاهد وقایعی بودند که باعث ضعف اقتصادی و ترس آنها شد، حوادثی مثل جنگ بدون پایان در عراق و دو طوفان چهره‌ای زشت از آمریکا به نمایش گذاشت. اتفاقاتی که افتاد در کشورهای توسعه نیافته و برای مردم زیر خطر فقر هم عجیب بود و باعث شرم و خجالت آمریکائیان و شک در اعتقادات این ملت و ارزش‌هایش شد.
تلویزیون یک افق بی‌انتها از مشکلات این کشور ارائه می‌دهد:‌ یک رئیس‌جمهور ضعیف و بی‌ثبات، یک دولت سهل‌انگار،‌ یک ارتش به هم ریخته، بدهی‌های سرسام‌آور، منازعات غیر عقلانی، فقر، بدن‌های شناور در آب، مردمی که در جلوی دوربین‌ها به علت نیاز به غذا جان می‌دهند، کمبود آب و دارو.
این مشکلات در سرزمینی که قانون اساسی‌اش شادی را در مورد توجه قرار داده است، دیده می‌شود!
اخبار ناامید کننده همه جا هستند. در فرار از طوفان ریتا، درگیری با چاقو برای کمک‌های رسیده و هجوم مردم در منطقه طوفان زده لوئیزییانا برای خرید اسلحه به منظور دفاع از خود در مقابل دزدان.
آمریکا، کشوری که پرهزینه‌ترین مراقبت بهداشتی دنیا را به خود اختصاص داده، میزان مرگ و میرش بسیار از کشور ضعیف و فقیر کوباست.
تام دی‌ لی رهبر جمهوریخواهان در مجلس نمایندگان به علت توطئه مشکلات مالی تحت تعقیب است. رهبر جمهوریخواهان در سنا هم به علت معاملات مشکوکش تحت بازجویی قرار دارد، اسامه بن‌لادن هم هنوز مفقود است،
آمریکایی‌ها پرشمارترین مردمان دنیا هستند، آنها تصور می‌کنند که کشورشان بهترین و قابل احترام‌ترین کشور دنیاست. این کشور تنها یک روز قبل از دیروز متولد شده است ولی این نوع جامعه یا آزادی، اختیار و ثروت در فرهنگ قدیم جهان یافت نمی‌شود.
آنها تصور می‌کنند که ما شماره یک هستیم اما حوادث به همراه خود سایه‌های درد، تنهایی، بی‌عدالتی، تبعیض و تعداد زیادی ستاره برجسته دوخته شده در زیر لجن را آوردند.
بسیاری فکر می‌کنند که این کشور در حال فروپاشی و از دست دادن اقتدار اخلاقی و سیاسی‌‍‌اش است، تیتر اخبار این است:
ایالات متحده در ترس و وحشت.
نامه‌های فرستاده شده برای سردبیر می‌گویند:
من از اینکه یک آمریکایی هستم خجالت می‌کشم صاحب نظران می‌گویند:‌ ما می‌بینیم که آمریکا خرد می‌شود و فرو می‌پاشد. فهرست مشکلات طولانی و دردآور است. طوفان کاترینا اعتراضات و نارضایتی‌هایی را از دولت در تمام خیابان هال تا کاخ سفید به نمایش گذاشت. بوش که اکنون به ناتوانی در مدیریت بحران متهم است هفت بار به ساحل خلیج می‌رود و در آنجا عکس‌های تبلیغاتی می‌گیرد. با این همه حمایت از او به زیر 40 درصد سقوط کرده است، تردید عامه نسبت به ظرفیت او برای تعامل با مشکلات خرد کننده در حال افزایش است.
آمریکایی‌ها از خشونت و رفتارهای غیرمتمدنانه بعد از طوفان کاترینا شرمنده هستند. این اتفاقات بعد از ضربه سونامی در کشورهای جهان سوم نیفتاد، اختلاف گسترده و عمیق طبقات اجتماعی را هم به آن اضافه کرد.
رسانه‌ها پس از مشاهده افتادن کشور در سراشیبی سقوط بر اثر فقر و تبعیض به شعار دهندگان اطلاع می‌دهند که آمریکا ممکن است در جهان در رتبه اول طبقه‌بندی نابرابری قرار گیرد.
این کشور حدود 37 میلیون نفر دارد که زیر خط فقر زندگی می‌کنند که با توجه به سه میلیون میلیونری که در این کشور زندگی می‌کنند کمترین توجه به آنها می‌شود.
خانواده‌های سفید به طور متوسط 80000 دلار سهمشان می‌شود این برای سیاهان حدود 6000 دلار است، شکاف ثروت در میان میان‌سالان است، 46 میلیون نمی‌توانند بیمه خدمات درمانی داشته باشند و هجده هزار تن از اینها به همین علت دچار مرگ زودرس می‌شوند.
ما آموخته‌ایم که آمریکا چهل و سومین نرخ مرگ و میر را در جهان دارد. یک نوزاد متولد شده در پکن نسبت به نوزادی که در واشنگتن متولد می‌شود، سه برابر شانس رسیدن به روز اول تولدش را دارد. آْنهایی که زنده می‌مانند مدرسه‌های شلوغ را به چشم می‌بینند. در امتحان خواندن و ریاضیات از 15 ساله‌ها، آمریکا از میان 29 کشور، کشور بیست و چهارم شده است. در سوی دیگر این موارد، 18 شرکت بزرگ میلیاردها دلار برای غذا و کتاب هزینه می‌کنند. دخالت بوش در جریان شرکت انرون به همین زودی در جریان بازجویی‌هایش مشخص می‌شود. با این همه مذاکرات پشت پرده همچنان ادامه دارد و ارتباطات سیاسی قراردادهای مربوط به طوفان و عراق را تقسیم می‌کنند.
به نظر می‌رسد جنگ با حدود 2000 کشته با پیروزی همراه نباشد دو سوم فکر می‌کنند که حمله یک اشتباه بوده است. هزینه‌های جنگ شش میلیارد دلار در ماه هزینه دارد که باعث افزایش کسری بودجه 331 میلیارد دلاری می‌شود. در پنج سال جنگ برای هر خانواده آمریکایی یازده هزار دلار هزینه خواهد داشت.
جورج بوش می‌گوید او به منظور اداره جنگ مجبور است بعضی برنامه‌ها را قطع کند. خسارت طوفان کاترینا 200 میلیارد دلار تخمین زده شده است. او نمی‌تواند به کاهش مالیات‌ها ادامه دهد.
چاک هاگل سناتور جمهوری‌خواه می‌گوید بوش از واقعی جدا شده است.
آمریکایی‌ها بر اثر گزارشی که عنوان می‌داشت نیروهای ایالات متحده به صورت مرتب به شکنجه زندانیان می‌پردازند عصبانی شدند، حدود 230 نفر از رتبه‌های پایین محکوم شدند ولی هیچ ژنرال یا مقام عالی رتبه پنتاگون در میانشان نبود. تعداد افسران جوانی که ترک خدمت می‌کنند مرتب افزایش می‌یابد. در همین حال که آمریکا در حال تخریب تصویر خودش است باید به افغانستان هم توجه کرد، کاخ سفید می‌گوید عملیاتش در آنجا موفقیت‌آمیز بوده است اما با این همه افغانستان در سال گذشته 90 درصد هروئین جهان را تولید کرده است. احساس آمریکا از خودش، افتخار به توان و اقتدارش و ایمان به موقعیت و رهبرانش تا حد زیادی آسیب دیده است.
صحبت فعلی سران در کاخ سفید حاکی از تغییرات تلخ سیاسی است و امید جمهوری‌خواهان برای داشتن دولت در دور بعد از بین رفته است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات