حنیف غفاری
"جف هون" وزیر دفاع انگلستان در سال گذشته اخطار کرد که ایران تا 15 سال دیگر میتواند تأسیسات هستهای بریتانیا را مورد هدف مستقیم قرار دهد. وی این سخنان را در حالی ایراد کرد که "جک استراو" وزیر امور خارجه انگلستان به صورت مداوم سخن از زبان دیپلماتیک و عدم استفاده از زبان دیپلماتیک و عدم استفاده از زبان تهدید علیه تهران به میان میآورد. ظاهر این امر نشان میداد که میان اظهارات وزرای دفاع و امور خارجه کابینه تونی بلر نوعی اختلاف نظر بارز درباره ایران وجود دارد ولی حقیقت امر چیز دیگری بود...
در مقطعی که اظهارات متناقض "جک استراو" و "جف هون" درباره مسایل هستهای ایران ذهن افکار عمومی جهان را نسبت به خود معطوف داشته بود "تونی بلر" نخستوزیر انگلستان سیاست سکوت را در پیش گرفته بود. همپیمان مطلق جمهوریخواهان کاخ سفید در اروپا کمتر درباره ایران سخن به میان میآورد تا ابهامات موجود در نظام بینالملل در خصوص مواضع رسمی لندن در قبال تهران تشدید شود.
در این مقطع بود که دو فرضیه مختلف درباره رفتارهای "جف هون" و "استراو" مطرح بود. عدهای عقیده داشتند که ظاهر امر با باطن آن یکی است و در پشت پرده کابینه وابسته به حزب کارگر انگلستان نوعی دودستگی در قبال تهران به وجود آمده است. در این میان افرادی مانند "تونی بلر"، "جرج بوش"، "جک استرا"، "کاندولیزا رایس"، "دیک چنی" و "دونالد رامسفلد" سعی داشتند به نظام بینالملل اینگونه القا کنند که مطابق فرضیه فوقالذکر "جف هون" و "استراو" تنها مواضع خود در برابر ایران را بر زبان راندهاند و در پشت پرده هیچگونه توافقی میان افراد جنگطلب در خصوص این سخنان وجود نداشته است.
در این میان اظهارات و ادعاهای شدیداللحن "جف هون" در برابر لبخندها و سخنان آرام "جک استراو" هیچگونه توجیه منطقی و معقولی نمیتوانست داشته باشد.
"جف هون" پس از این که اظهارات خصمانه خود را در قبال تهران بر زبان راند همانند "تونی بلر" سیاست سکوت را در پیش گرفت و سعی کرد دیگر درباره برنامههای هستهای ایران سخن به میان نیاورد. وزیر دفاع انگلستان به گونهای از به کار بردن نام "ایران" در جملات خود طفره میرفت که گویا هیچگونه اظهار و ادعایی درباره این کشور و برنامههای هستهای آن نکرده است.
فرضیه دوم حاکی از آن بود که سخنان خصمانه جف هون، رفتارهای به ظاهر دوستانه جک استراو و سیاست سکوت تونی بلر که همگی در یک مقطع به عینیت رسیده بودند در پشت پرده سیاستهای لندن حکم یک مثلث را برای قرار دادن نظام بینالملل در ابهامی سخت داشته است. در حقیقت میان هر سه این شخصیتها نوعی هماهنگی قبلی در ایراد این سخنان و بروز این رفتارها وجود داشته است. مسلماً با توجه به شناخت جامعه جهانی از انگلستان و شخصیت افرادی مانند تونی بلر و جک استراو باید فرضیه دوم را بدون چون و چرا پذیرفت.
کشورهای جنگطلب و همپیمان جنگ برای توجیه سیاستهای خصمانه خود و نیز قرار دادن نظام بینالملل در قالبی از ابهام و دوگانگی در هزاره سوم از چنین ترسیم و فرمولی بارها استفاده کردهاند. اگر به دوران قبل ریاست جمهوری "جرج واکر بوش" در ایالات متحده آمریکا نیم نگاهی بیندازیم مشاهده خواهیم کرد که چنین روندی از سوی کاخ سفید بارها تکرار شده است.
بیگمان صفحات تاریخ هزاره سوم هیچگاه از یاد نمیبرند که در مقاطعی از زمان میان سخنان "ریچارد آرمیتاژ،" "کالین پاول"و "کاندولیزا رایس" تناقضی کامل وجود داشت و در آن سو جرج بوش رییسجمهور آمریکا در پیشگیری سیاست سکوت سعی در ایجاد جوی مرموزتر و ابهامآمیز در نظام بینالملل داشته است. این ترسیم واضح را میتوان در سخنان قبلی افراد وابسته به حزب جمهوریخواه آمریکا به طور کامل و عینی یافت.
در میان کشورهای همپیمان کاخ سفید انگلستان نیز سعی دارد از چنین فرمول مشابهی استفاده کند. واقعیت امر این است که سخنان و اظهارات افرادی مانند "تونی بلر"،"جک استراو" و "جف هون" تا زمانی که در پشت پرده به گوش افرادی مانند بوش و چنی نرسیده باشد در سطح خبری و تحلیلی انگلستان و جهان منعکس نمیشوند. پیوند مستقیم میان نخستوزیر بریتانیا و نومحافظهکاران جنگطلب کاخ سفید امکان ایجاد چنین هماهنگیهای پشت پردهای را پس از حادثه 11 سپتامبر 2001 فراهم ساخته است. در این میان استراو و جف هون مهرههای اصلی کاخ سفید برای ایجاد دوگانه و ابهامآمیز در نظام بینالملل به شمار میآید.
در طول مذاکرات سه کشور اروپایی با تهران و نیز در جلسات متعدد شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی هستهای تونی بلر و جک استراو به صورت مطلق و کامل مطابق الگوها و روشهای تبیین شده از سوی کاخ سفید رفتار نمودهاند. جک استراو از واژگانی مانند گفتوگوی دوستانه و اعمال روشهای دیپلماتیک تنها به عنوان کلید واژههایی فریبنده استفاده میکند. در قالب یک نتیجهگیری کلی میتوان گفت که فرضیه دوم ایراد شده در خصوص رفتارهای "استراو" و "بلر" و "جف هون" کاملاً صحیح و قابل اثبات است. این سه را میتوان به سه رأس یک مثلث شوم تشبیه کرد که در سطح کلان برای ایجاد و گسترش خصومت خود و همپیمانان جنگطلبشان از هیچگونه اقدامی فروگذار نمیکنند.
در نهایت این که به دنبال شناخته شدن این فرمول تکراری میتوان در مانور بیش از اندازه افرادی مانند جف هون و جک استراو در نظام جهانی علیه ایران و دیگر کشورهای مخالف ایالات متحده آمریکا و سیاستهای جنگطلبانه کاخ سفید جلوگیری کرد.