ح. عبداللهی
«انالله یدافع عن الذین آمنوا انالله یحب کل خوان کفور»
سوره حج ـ آیه 38
خداوند از مومنان دفاع میکند و خائنان ناسپاس را دوست ندارد
«به نظر من بهترین فرصت برای تحکیم مناسبات اجتماعی یک جریان بیرون از مدار قدرت (اصلاح طلبان) دوره مشارکت انتقادی او در تدیبر دولت رقیب است. این همان شیوهای است که در آموزههای دینی ما به «موضع نصح» یا نصیحت «یعنی انتقاد خیرخواهانه» تعبیر شده است. بهترین و آموزندهترین شیوه رفتار ناصحانه با حاکمیت را در برخورد امام علی(ع) با خلفا میتوان دید.»
احمد پورنجاتی ـ روزنامه شرق ـ یکشنبه 23/8/84
پس از بعثت پیامبر عدل و رحمت، سرزمین وحی که در چنگال ظلم و بیعدالتی مشرکان مکه میسوخت، تاریخ شاهد اوج قساوت و ستم وابستگان قدرت و ثروت نسبت به مردی بود که جز ندای عدالت و حق طلبی و مهرورزی به خلق و پرستش خالق بینیاز داعیه دیگری نداشت. از اذیت و آزارهای همه روز و همه جا گرفته تا تهمت و اهانتهای بیحد و مرز و تحقیر و تمسخرهایی که شاید بیش از طاقت و تحمل دیگر پیامبران بود که فرمود: «هیچ پیامبری هرگز چونان من مورد اذیت و آزار دشمنان قرار نگرفت.»
اصولاً تمسخر و تحقیر و سپس شکنجه و کشتن و سوختن جوهره منطق شیفتگان زر و زور و تزویر در طول تاریخ بوده است.
اخیراً یادداشتی در روزنامه «شرق» به قلم احمد پورنجاتی به چاپ رسید که متأسفانه در پوشش ظاهری دعوت به نقد دولت عدالت، به جز چند شبهه سست چیزی فراتر از تمسخر از موضعی فرادست و خودبرتربینانه نبود.
اهم شبهات نامبرده بدین قرار است:
1ـ چرا رییس جمهور به جای پاسخ به ایرادات مخالفان به سرزنش و تهدید به افشای زرمداران قدرتطلب میپردازد این خلاف قاعده بازی سیاسی است!
البته این شیوه حربهای ناکارآمد و سوخته است و طرح دوباره آن چارهساز مشکل پورنجاتی و دوستانش نیست. بیاعتنایی احمدینژاد در دوران مبارزات انتخاباتی به سیل تخریب و تهمت و القای شبهات و پیگیری و تبیین گفتمان عدالت بود که توانست در انتخابات حرف آخر را بزند و فرجام آن طرد جبهه متحد زر و زور و تزویر از راهیابی مجدد به حاکمیت بود. اصولاً دولتی که قادر است مستقیماً و بلاواسطه جهت رفع مشکلات و نیازها و مطالبات واقعی مردم قدم بردارد، حاجتی به چانهزنی با احزاب و فرو افتادن به چالههای ایذایی مطالبات فزونخواهانه آنان ندارد. به دیگر سخن یک دولت مبتکر و خلاق باید زمین بازی سیاسی را تعیین کند و نه مخالفان مطرود از عرصههای اجرایی که خواهان انفعال و درگیر کردن دولت با تنشهای بیحاصل سیاسی و فرصتسوزی هستند. اصلاح طلبان و دوستان پورنجاتی بخت و هنر خود را در دوره زمامداری هشت ساله آزمودند، بهتر است مجالی نیز برای دولت جدید قائل شوند تا علاوه بر ترمیم خسارات و لطمات به جای مانده از دولت اصلاحات، به ایفای مسوولیتهای ذاتی و قانونی اجرای مأموریت عدالتطلبی پردازد.
2ـ چرا دولت جدید به جای ایجاد تحول، رویکرد تغییر را برگزیده است اقدامات دولت احمدینژاد بیشتر به الگوی نخستین دولت پس از یک انقلاب شباهت دارد. چرا دولت احمدینژاد مدیران با تجربه دولتهای قبلی را تغییر میدهد. این یعنی نوعی تصفیه سیاسی!
باید گفت کدام تحول بدون تغییر قابل تصور است؟ کدام مدیری بدون وابستگی در مناسبات و اندیشههای حزب و گروه متبوع خود یافت میشود؟ پیش شرط ضروری هر نوع تحول اولاً دگرگونی در مناسبات و معادلات موجود و طبعاً تغییر مجریان آن و ایجاد بنایی متناسب با اهداف و آرمانهای رییس جمهور جدید است که مورد تأیید آرای گسترده ملت قرار گرفته است.
البته اگر مدل مدیران را از جنس آقای پورنجاتی تصور کنیم که با سرعت باد مواضع مختلف را درمینوردند، باید گفت حتماً حق به جانب ایشان است مواضعی چون همکاری تنگاتنگ و نزدیک با جناح موسوم به راست، عضویت در جمعیت میانهرو مدافع ارزشهای آقای ریشهری و آن گاه با روی کار آمدن دوم خرداد، پیوستن به اردوگاه اصلاح طلبان چپ تندرو افراطی و...
هر لحظه به شکلی بت عیار بر آمد دل شد ؛
دل برد و نهان شد!
3ـ اکثریت مجلس بیش از پیش برای اتخاذ تدابیر عقلانی به این دولت و شخص رییسجمهور کمک کنند. سیاست حمایت بلاشرط و مالهکشی و توجیه، هیچ گاه در هیچ دورهای نتیجهبخش نبوده است.
این اظهارات مقالهنویس محترم روزنامه شرق اوج وارونه انگاری و یا به تعبیر ایشان مالهکشی بر جریان یک افتضاح تاریخی است که نامبرده خود را از مدافعان سینه چاک آن جریان بوده است.
به راستی در مجلس ششم ـ که نگارنده مقاله خود عضو فعال آن بوده و در بست در اختیار ایادی حزب مشارکت بودـ کدام انتقاد جدی و راهگشای مشکلات مردم نسبت به دولت خاتمی ایراد شد. گرچه از حق نباید گذشت و فریادهای گوشخراش آنان برای دعوت دولت به ساختارشکنی را نمیتوان ناشنیده انگاشت! دعوت همه روزه خاتمی به براندازی دولت جمهوری اسلامی و ایجاد جمهوری محض (یا لائیک) در صدر مطالبات مجلس اصلاحات از دولت بود که متأسفانه یا خوشبختانه دولت اصلاحات نیز جرأت و یا توان تحقق آن را نداشت و سرانجام همین بیگانگی از مطالبات واقعی مردم و بلکه حرکت در خلاف جهت خواستههای مردم، کار دولت اصلاحات و مجلس حامی آن را یکسره کرد.
البته این از افتخارات دولت و مجلس است که در همین مدت کوتاه بیشترین حجم انتقاد و بیان نارساییها جهت حل معضلات مردم و جامعه را داشتهاند. امری که نه در دولت اصلاحات و نه در هیچ یک از دولتهای قبلی مسبوق به سابقه نبوده است.
4ـ نگارنده با زرنگی و تردستی خاص خود سعی کرده حزب مشارکت و سازمان نامشروع مجاهدین و سایر اعوان و انصار اصلاحات را ـ نعوذبالله ـ در جایگاه علی(ع) و دولت احمدینژاد را در جایگاه خلفای ثلاثه بنشاند (عین عبارات نامبرده در صدر مقال ذکر شد.)
مقاله نویس روزنامه ارگان سکولارهای نفتی وانمود میکند که فراموش کرده است که در دوره کذایی اصلاح طلبان حتی با نام امیرالمومنین و امام حسین و ائمه معصومین (علیهم السلام) بیمهری و خصومت میشد تا چه رسد به رسم آنان. آیا عدالت راه و رسم علی(ع) نبود؟ آیا عدالت طلبی رسم منسوخ اصلاح طلبان نبود؟ آیا امیرالمؤمنین(ع) ابر مرد عدالت و بلکه شهید عدالت بود و یا ـ نعوذ بالله ـ یک منادی توسعه سیاسی کاذب و برانداز.
پورنجاتی و امثال او با چه جرأتی دوستان خود را بجای یگانه منادی راستین عدالت نشانده و دولت جدید را در جایگاه خلفا میپندارند.
آیا توهین و جعل واقعیت از این رسواتر؟!
5ـ و سرانجام، به جز القاء شبهات پیش گفته شالوده و اساس مقاله مذکور سراسر جز تحریف بینات و تمسخر و هجویهای آشکار نسبت به مرد بیتوقع منادی عدالت در عرصه حکومت نیست که شایان هیچ نقدی جز تقبیح نیست. نوع مقابله قلمی پورنجاتی با دولت جدید یادآور کینهتوزیهای بیپایان مشرکین است که علیرغم گرفتاری در منجلاب فساد و تباهی به جای اصلاح منش و شیوههای خود به جنگ و آزار و ناسزاگویی پیامبر(ص) برخواستند. البته امثال پورنجاتیها با این رویکرد سخیف و غیراخلاقی نسبت به منتخب ملت دیگر نباید متوقع احترام و رأفت از آحاد ملت و به ویژه غیرتمندان حزب الله نسبت به خویش باشند، زیرا این منطق همان منطق ابولهبی است. «تبت یدا ابی لهب»