محمدسعید ذاکری
1- تاریخ انقلاب اسلامی سراسر عبرت و درسآموزی است. اگر این قاعده کلی فلسفه تاریخ که وقایع، قابلیت تکثیر در هر زمان و مکان را دارند را در مقابل قرار دهیم، به این نتیجه دست خواهیم یافت که در صورت به فراموشی سپردن جریانات و حوادث گذشته ماحصل پیشرو، چیزی جز اتفاقات پیشین نخواهد بود.
2- با مروری گذرا بر سالهای آغازین پیروزی انقلاب اسلامی به نقاط روشن و گاه تاریکی برخورد میکنیم. وقایع فاصله سالهای 1358 تا 1361 از آن دسته است که حاوی پندها و عبرتهایی برای امروز ماست. آن هنگام که جریانات داخلی پس از موفقیت در به زوال کشانیدن رژیم منحوت پهلوی، به خود مشغول شده و با غفلت از دشمن بیرونی بر کوس جدایی و نقار کوفتند و آنچه پدید آمد سوءاستفاده هرچه بیشتر بیگانه از شکاف داخلی و گسست آن تا آنجا که میتوانست، بود. اجنبی که اندیشه انزوا و انحلال انقلاب و نظام اسلامی را در سر میپروراند بدین وسیله سعی در رسیدن به اهداف موردنظر خود داشت. او با سوءاستفاده از یاران فراوانی که در دولت بنیصدر برای خود دست و پا کرده بود طمع خود نسبت به دستانذاری به خاک میهن را از هر زمان دیگر افزونتر و شرایط را مهیاتر میدید و از این رو بود که پای آلوده خود را در سرزمین اخیار گشوده یافت. اما قدرت زایش و پالایندگی انقلاب اسلامی به گونهای بود که در فرصتی کوتاه، آن ماموران نهفته شده در بطن دولت مجبور به فرار از ملت شدند و در راس آن بنیصدر ملعون نیز با چهرهای زننما خفت فرار را برای خود خرید. ملت ایران با اراده خویش دولتی از بطن تودههای مومن و آگاه خود را بر سر کار آورد و این شد که رجایی، اسطوره دولتمرد اسلامی، سکانداری اولین دولت اسلامی را بنا نهاد. در این میان دشمن که رشتههای خویش را پنبه شده تلقی کرده و میدانست که در صورت ادامه یافتن عمر دولتی رجایی، دیگر جایی برای عرض اندام نخواهد یافت و این مردم طعم سادهزیستی و عدالت پیشگی او را خواهند چشید، با دستپاچگی دست به حذف فیزیکی بزرگان انقلاب یازید. و دیدیم که 6 و 7 تیرماه و 8 شهریور 1360 به وقوع پیوست. اما در عین آنکه ملتی را محروم و داغدار نمود، اسطورههایی از پایمردی اسلامی بر ارزشها و آرمانهای ملی را بر آسمان میهن متجلی ساخت. آن زمان گروهها و احزاب و جریانات سیاسی رهنمون رهبر کبیر خود مبنی بر ضرورت حفظ وحدت در جامعه را به یاد آوردند و انگشت حسرت بر دهان گزیدند.
3- یکی از موکدترین سخنان رهبر معظم انقلاب پس از انتخابات پرشور، آگاهانه و پرپیام سوم تیرماه، ضرورت وحدت و انسجام داخلی در بین نیروهای طرفدار نظام و انقلاب و یاری رسانیدن به دولت اصولگرا و مردمی برخواسته از آراء ملت در جهت برآورده ساختن مطالبات عمومی است. دولتی که عزم خود را جزم نموده تا با بازگشتی افتخارآمیز بر ارزشهای انقلاب اسلامی، آنان را احیا کرده و بیش از آنکه برای خویش احترامی قائل باشد، شان خود را جز خدمتگزاری به آحاد ملت نداند. طبیعی است که در این مسیر بدخواهان داخلی و خارجی دائما از موفقیت و به ثمر نشستن شعارهای بلند دولت اسلامی در هراس افتاده و به هر طریق، سعی در رهنمون ساختن افکار عمومی به نقاطی مبهم و مایوسکننده دارند.
دشمنی که همواره سعی در جلوگیری از جهش ملت ایران داشته است، اینک نیز با مدد ابزارهای داخلی و خارجی، تمام امید خود را به ایجاد شکافهای داخلی دوخته است و تمام هم و غم خود را در این مسیر به کار بسته است.
4- سهم انتقاد از دولت اصولگرا و هدایت مشفقانه و مدبرانه او هیچگاه به فراموشی سپرده نمیشود. چه آنکه مقتضای بازگشت دولت به میان متن ملت، تذکر و هدایت نسبت به کژیها و ناملایمات است. و کیست که این مهم را نادیده انگارد. اما براستی مطالبه نمودن درخواستهای بلندمدت و معاقبه نمودن او نسبت به ناعملکردهای گذشتگان، آن هم از سوی مطلعین و بعضا دستاندرکاران نابسامانیهای گذشته، جایی برای تفأل نیک از این موضعگیریها باز میگذارد؟
افکار عمومی چگونه از کسانی که سوابق گذشته آنها هیچگاه سیر ترشرویی در برابر نابسامانیها و مشکلات فراوان اقتصادی اجتماعی مردم را نشان نداده که حتی با ترسیم فضایی زیبا و بیدغدغه، همواره سعی در به فراموشی سپردن ناملایمات مستضعفین و پابرهنگان داشتهاند خواهند پذیرفت که اینک که در حالی که تنها سه ماه از روی کار آمدن دولت مردمی احمدینژاد میگذرد به یکباره فضایی غبارآلود و غیرشفاف در مقابل دیدگان مردم ترسیم نموده و با هدفگیری دولت در بطن سبیل نارساییها از آن ابراز خرسندی میکنند؟
5- افکار عمومی ملت ایران همواره قضاوتی فارغ از دستهبندیها و جناح گرایشهای مرسوم داشته است. بعلاوه آنکه با تیزبینی و هوشیاری، انگیزههای نهفته در پس سخنان را بازشناسی نموده و آنگاه مدال صداقت یا عدم آن را بر گردن خادم خود میآویزد. و عدهای که در گوشه و کنار سعی در القاء بافتههای ذهنی خود به مردم دارند بایستی بدانند که زیرکی ملت ایران از حرکات آگاهانه آنان در برهههای گوناگون احساس شده و بایستی از آن عبرت گیرند.
آنانی که بایستی تدبیری و بیسیاستی تمام آنچه در چنته داشتند به رو ریختند و اینک نیز اذعان میکنند که «اگر شرایط به همین روند ادامه پیدا کند 4 سال دیگر کسی از عهده کارها برنمیآید»، بایستی به حافظه تاریخی ملت ایران رجوع کرده و آنگاه مشاهده کنند که ملت ایران مرجع ضمیر «کسی» را به خوبی میشناسند. آنانی که پس از 8 سال ریاست جمهوری درصدد تغییر دادن میثاقنامه ملی ایران - قانون اساسی - بودند تا چند سالی دیگر بر کرسی ریاست تکیه زنند اما سرانجام مخالفت مقام معظم رهبری انقلاب مانع از رسیدن به اهدافشان شد، اینکه به انتظار نشستهاند که پس از رویگردانی مردم از آنها در سوم تیر ماه با به بنبست رسانیدن دولت عدالتخواه مجددا 4 سال دیگر خود را به مردم عرضه نمایند. اما بایستی بدانند که با تفضلات الهی، دولت اصولگرا مصمم است تا خواست عمومی ملت مبنی بر اجرای عدالت و مبارزه با فساد را محقق ساخته و در مقابل نابسامانیها، محکم و مقتدر ایستادگی نماید. بحمدالله در این فرصت کوتاه نیز گوشههایی از آن را به خوبی به نمایش گذارده و امید است که از این پس نیز بدون ملاحظه به پیش برد.
از سوی دیگر ملت ایران با بینش عمیق خود بار دیگر در سوم تیر ماه به خوی اشرفیگری و اسراف در هزینه بیتالمال و دستاندازی پارهای مدیران به منابع ملی «نه» قاطعی گفتند، چرا که آنان به خوبی میدانستند اگر روند 16 سال گذشته ادامه مییافت دیگر نمیشد حتی تکهپارهای از انقلاب اسلامی یافت تا چه رسد بدآنجایی که کسی از عهده کارها برآید.
6- انقلاب اسلامی همچون سایر برهههای پیشروی آدمی، محلی برای امتحان و بوتهای برای آزمایش افراد است. و این آزمایش تا آخرین لحظه ادامه دارد. ذات ناب و خالص این انقلاب آنچنان پاک و بیآلایش است که همواره با پالایش ناکاستیها و نارساییهای درون خود به پوستاندازی و احیاء دوباره ارزشها روی میآورد و این خاصیت هسته آتشین و زلال انقلابی است. کیست که نداند هر حادثهای که در طول 27 سال گذشته بر این نظام عارض گشته است موجب پختگی و پوستاندازی پرثمر آن گشته است؟ کیست که نداند از تشکیل دولت موقت تا تسخیر لانه جاسوسی و فتنه منافقین و جنگ هشت ساله تحمیلی و ماجرای مهدی هاشمی و عزل قائم مقام رهبری، همگی احیاء مجددی بر اندیشههای انقلابی ملت ایران بوده است؟
کیست که منکر آن شود که حماسه دوم خرداد و حتی شکلگیری مجلس ششم نیز درخت نوپای انقلاب اسلامی را تنومندتر ساخته است؟ و کیست که نپذیرد سوم تیر ماه نیز یکی از آن مراحل بلند و شگفتانگیزه در راستای حذف زواید عارض گشته بر ذات انقلاب بوده است؟
آری؛ انقلاب اسلامی زنده است و شرط زندگی آن، انقلابی ماندن آن است و نشانه آن هم تصفیه هر روزه مخزن پویا و بالنده آن است. گرچه شرایط، روز به روز سختتر و پالایندگیاش لحظه به لحظه پیچیدهتر میشود اما بایستی گفت که پس از انجام این مرحله، نتیجه حاصله انفجاری از فواید را برای حرکت بعدی ملت ایران هموار ساخته است و به نظر میرسد که اینک فصلی نوین و شکوفا برای جهش عظیم آماده گشته و انقلاب عزیز اسلامی با مدد پتانسیل متراکمی که گوشهای از آن در سوم تیر ماه آزاد گشت بار دیگر عزم حرکتی زیربنایی و تصفیهای عمیق کرده است و بایستی اذعان کرد که مقاومت در برابر این جهش عظیم جز حذف و طرد و واخوردگی از متن انقلاب حاصلی به ارمغان نخواهد آورد. سیل خروشان ملت ایران همواره با آغوشی باز از هرگونه ظرفیتی در جهت رشد و بالندگی خویش بهرهمند گشته اما هر مقاومتی را نیز در برابر خویش پس زده است.
7- و سرانجام آنکه، مردم ایران به خوبی صحنههای مقابل خویش را به نظاره نشسته و آن را تحلیل مینمایند. غوغاسالاری، جنجال و ارائه آدرسهای غلط، راهی نیست که هیچ قاصدی را به مقصد رسانیده باشد. بهتر است همگان جایگاه خویش را بازشناسی کرده، با حفظ وحدت با یاری رسانیدن به دولت، همت گمارند. فرصت اندک است و زورگذر، چه آنکه ایجاد اختلاف و شکاف در صفوف ملت ایران، آزمونی آزموده شده بوده و نتیجه همراه با شکست آن روشن است.