حسن لاسجردی
سفر جلال طالبانی رییسجمهور عراق در موقعیت خطیر فعلی به کشورمان و دیدار و گفتگو با رهبر معظم انقلاب اسلامی و ریاست جمهوری و دیگر دیدارهای این سفر سیاسی میتواند افقهای جدیدی از تحولات عراق را به ذهن متبادر سازد.
این دیدار از آن جهت دارای اهمیت بالای سیاسی برای تحولات احتمالی آینده خاورمیانه است که دو کشور ایران و عراق همواره در نوک پیکان تهاجم و فشار قدرتهای خارجی بوده و تمرکزاقدامات قدرتها در سالهای نه چندان دور بر ایجاد اختلاف و دوری و زمینهسازی نزاع و حتی جنگ دور میزده است.
در طول تاریخ بسیاری از تحلیلگران مسایل منطقه بر این باور راسخ متفقالقول بودند که با عنایت به زیربناهای اساسی دوجانبه و اشتراکات تاریخی، فرهنگی و تناسب دیدگاههای ایدئولوژیک و قرابتهای چندگانه این دو ملت، اینان میتوانند تاثیرگذارترین نیروی کانون خاورمیانه در ابعاد مختلف گردند و لذا گریزپذیری از هر نوع انسجام و همرنگی در دستور کار نظام سلطه در گذشته بوده است.
اما در شرایط فعلی برغم تمامی فشارهای سیاسی و اقدامات تخریبی برای تحت تاثیر قرار دادن بنیانهای فرهنگی دو طرف، واقعیات موجود نیروهای ناظر بر تحولات عراق را بجایی رسانیده که با حقایق و زیرساختهای بنیادین دو طرف کنار آمده و بنوعی شاهد شکلگیری جامعه عراق بر اساس خواستههای عمومی و باور اکثریت در حال حاضر هستند.
در چنین شرایطی است که در طول سالیان گذشته تاریخ پر فراز و نشیب عراق، جمهوری اسلامی ایران همیشه نقشی مثبت و سازنده برای ایجاد آرامش، ثبات و هماهنگی خود قایل بوده و در این راه تمامی مساعی خود را صرف نموده ولی نیروهای گوناگون سیاسی با درک عمق باورهای دو جامعه تلاش مضاعفی به خرج دادند تا مانع همراهی و اتحاد دو همسایه قدیمی در سایه اشتراکات معنوی شوند.
سفرها و رایزنیهای دولتمردان عراقی در سالهای گذشته هر گاه که برخاسته از گرایشهای عمومی و روح تعاون و همکاری بوده با نتایج و فرجام مطلوب و ملموس برای مردم آن کشور عجین گردیده، ولی هر گاه مقامات عراقی در سفرهای سیاسی خود از چنین فضایی بهرهگیری ننمودند، بطور حتم تاثیرات نه چندان کارسازی از این سفرها بدست نیامده است.
این روند بویژه در دور جدید حکومت انتقالی عراق که بصورت مردمی از درون اراده عمومی برخاسته بیشتر مشهود است چرا که سفر آقای جعفری، الربیعی و حتی طالبانی بدلیل پشتوانه مردمی آنها و گرایشات صادقانه برای گسترش روابط با توفیقات بیشتری همراه گشته است. عراق اکنون در آستانه یک تحول اساسی قرار دارد که نتایج آن میتواند آینده خط مشی آن را در بسیاری از ابعاد روشن سازد و بطور حتم برگزاری موفقیتآمیز انتخابات پارلمانی میتواند به استقرار دولتی کارآمد و کارگشا بیانجامد که تا حدود زیادی فضای فعلی این جامعه را دچار تغییرات ماهیتی کند و با عنایت به عهده داری مسئولیتهای کلیدی توسط نمایندگان اکثریت در شرایط فعلی و احتمالا در آینده روزهای خوشی در انتظار ملت عراق باشد.
با چنین پیشفرضی سفر رییس جمهور عراق پس از گذشت 4 دهه میتواند یک اتفاق مبارک در روابط دو طرف باشد که تا کنون به دلیل موانع آن برداشته نشده و اینک این اقدام و گام اول و اساسی برای تحکیم علقههای مادی و معنوی دو طرف میتواند به بنای مستحکمی در جهان اسلام نیز تبدیل شود.
در نهایت واقعیت بخشی علنی به ضرورت روابط سازنده بین همسایگان در منطقه خاورمیانه و مساعدت کشورهای تاثیرگذار بر تحولات سیاسی و بهرهگیری از عناصر فعال، در کنار ایجاد جبهه مشترک برای پیگیری برخی روندهای منطقهای و همچنین مقابله با تهدیدات موجود بویژه در عرصه تروریسم و کنترل گروههای مخل به امنیت در کنار برنامهریزی دراز مدت تهران و بغداد برای ایفای نقشی ذاتی در شطرنج تحولات این حوزه مورد توجه نظام بینالملل میتواند به اصلاح تفکر بسیاری از ناظران خارجی صحنه سیاست خاورمیانه باشد و بطور حتم همگامی و حسن نیت گروههای سیاسی بعنوان بازوهای کمککننده به دولتهای خود میتواند افق روشنی از شرایط نوینی که در آن حضور نیروهای خارجی به نقطه پایان رسیده را نوید دهد.