مهراد بهمنی
سرانجام با اعلام تاریخ برگزاری دهمین جشنواره فیلم دفاع مقدس (یکم تا چهارم آذر ماه سال جاری) تمامی بحثها و گفتگوها مبنی بر چگونگی برگزاری جشنواره و اینکه چه کسی متولی آن باشد، به پایان رسید.
از آنجا که جشنواره فیلم دفاع مقدس یکی از اصلیترین جشنوارههای انقلاب در عرصه فرهنگ و سینمای کشور محسوب میشود، تک تک دست اندرکاران هنر و فرهنگ کشور مسئول هستند تا در برپایی هر چه با شکوهتر جشنوارهای متناسب با شأن والای دفاع مقدس، تمامی تلاش و همت خود را به کار گیرند، که بیشک تحقق این امر منوط به همکاری ارگانها و دستگاههای مختلفی خواهد بود.
بدون شک برگزاری چنین جشنواره هایی، زمینهساز ایجاد بسترهایی مناسب برای تضارب آرا و اندیشه است که ماحصل آن از یکسو تقویت انگیزه تلاشگران عرصه هنر را فراهم خواهد ساخت و از دیگر سو در انتقال پیام ایثارگران هشت سال دفاع مقدس به نسلهای بعدی مؤثر است و درست به همین دلیل، برگزاری این جشنواره دقت نظر و همت بیشتر مسئولان مربوطه را میطلبد.
از آنجا که صدور مجوز شرکت آثاری که در بخشهای مختلف این جشنواره به رقابت میپردازند، به نوعی مهر تأییدی بر این آثار محسوب میشود، حسن انتخاب آنها توسط هیأت منتخبان از اهمیت ویژهای برخوردار است. این موضوع از آن جهت عنوان شد که در میان آثار شرکت کننده در بخشهای مختلف جشنواره، شاهد حضور آثاری هستیم که نه تنها در آنها رنگ و بویی از دفاع مقدس و آن همه رشادتها و فداکاریها دیده نمیشود، بلکه با نگاهی عمیقتر به آنها میتوان به جرأت ادعا کرد که برخی آثار در راستای تخریب باورها و عملکرد ایثارگران و گاه تحریف واقعیات جنگ به تصویر کشیده شدهاند.
شرط ورود به سینمای دفاع مقدس
انتخاب چنین آثاری این پرسش را در ذهن مخاطبان و علاقهمندان به فرهنگ ایثار و شهادت متبادر میسازد که آیا شرط مجوز ورود به رقابت در جشنواره اساساً متعلق شدن یک فیلم به سینمای دفاع مقدس، تنها در نمایش توپ و تانک و خون و خونریزی خلاصه میشود و یا انتقال پیام متعالی رزمندگان جان بر کف به نسلهای آینده، لیاقت لازم را برای آثار فراهم میسازد؟ اگر بخش نخست پرسش مورد نظر است که مخاطبان با به تماشا نشستن فیلمهای جنگی که هر ساله توسط هالیوود با صرف هزینههای هنگفت تولید میشود، لذت بصری بیشتری خواهند برد.
اما چنانچه بخش دوم پرسش، مورد نظر مسئولان محترم انتخاب آثار است، وجود برخی اسامی راه یافته به جشنواره، نقض غرض بوده و جمع نقیضین محال است. بیشک دفاع از خاک میهن و ناموس، رفتار بسیار شایسته و قابل تقدیری است که به هر شخصی که نام انسان را بر خود مینهد، واجب است، اما آنچه که در کربلای جبهههای حق علیه باطل ظهور و بروز یافت، چیزی بس فراتر و ارزشنمدتر از موارد فوق بود.
حال، چنانچه کارگردانی بخواهد نیت و هدف اصلی رزمندگان غیور اسلام را در موارد فوق خلاصه کند، جفایی آشکار و بزرگ در حق تمامی شهدا و جانبازان میهن اسلامی روا داشته است. در این میان، اگر کارگردانی بخواهد دامن سینمای دفاع مقدس را به مسائل جنسی نیز آلوده کند، بحث جداگانهای را میطلبد.
دفاع مقدس چیست؟
بیشک نابودی، ویرانی، آوارگی و فلاکت تنها واژگان جایگزین برای واژه خشن و نفرت انگیز جنگ، در ذهن مردم تا بیش از شروع جنگ تحمیلی محسوب میشد؛ اما «شهادت طلبی» و «ایثارگری» مردم ایران در طول 8 سال دفاع مظلومانه از آرمانها و عقایدشان، به جهانیان ثابت کرد که جنگ را از ابعاد دیگری نیز میتوان نظاره کرد.
انتخاب واژه عمیق و زیبای دفاع مقدس با پشتوانه خون هزاران هزار شهید و جانباز، توانست مفاهیم بدیع و جذابی را در پیش چشمان جستجوگر جهانیان بگشاید.
هر چه بر گستردگی و عمق این مفاهیم افزوده میشد، وظیفه حفظ و انتقال آن به آیندگان نیز خطیرتر و سنیگنتر میشد به گونهای که انتقال آن در عرصههای فرهنگی از جمله سینما، به دلیل ظرافتها و پیچیدگیهایش، سینماگران را با معضلات جدی و مختلفی روبرو ساخت.
عدم درک صحیحی از معنای واژه دفاع مقدس از یک سو و بیتدبیری مسوولان سینمای کشور مبنی بر تصویب قانونی که هر کارگردان برای وارد شدن به عرصه ساخت فیلم باید نخستین فیلمش را در زمینه دفاع مقدس بسازد و همچنین عدم آشنایی و شناخت کافی بسیاری از کارگردانان از تکنیکهای روز سینمایی، باعث تولید انبوهی از فیلمهای ضعیف و غیرقابل قبولی شد که نتیجهای جز دلسردی و عدم استقبال مخاطبان از این ژانر را در پی نداشت. آثاری که در آنها سربازان عراقی، انسانهای بیعرضه و ضعیفی به نمایش درمیآمدند که یک رزمنده ایرانی به تنهایی قادر بود تا دهها و شاید صدها تن از آنها را به هلاکت برساند و یا فیلمهایی که به دلیل توجه بیش از اندازه کارگردان به مسائل فرا مادی و معنوی حاکم بر فضای جبههها، ایجاد ارتباط و همذات پنداری با مخاطب را دچار مشکل جدی میکرد، از جمله آثاری بودند که متأسفانه حجم عمده تولیدات دفاع مقدس را به خود اختصاص میدادند. اگر چه در این میان نباید از تولید آثاری همچون «دیدهبان»، «مهاجر»، «بلمی به سوی ساحل» و «پرواز در شب» که به استانداردهای قابل قبول مخاطبان بسیار نزدیک بود، نیز غافل شد. نگاهی به نخستین تولیدات متعلق به سینمای دفاع مقدس، حکایت از این واقعیت دارد که کارگردانان موفق در عرصه تولید آثار دفاع مقدس خود در جبههها حضور داشته و با فضا و روح حاکم بر جبههها تا حدودی آشنا بودند. همانگونه که پیش از این اشاره شد. در حالی که تولید انبوه آثار بیمحتوا و ضعیف، عرصه سینمای دفاع مقدس را با مشکل جدی عدم اقبال عمومی روبرو ساخته است سینمای جنگ کشورهای اروپایی و آمریکا همچنان پس از گذشت نیم قرن از جنگ جهانی دوم و دهها سال از جنگ ویتنام، با ساخت آثار متنوع و جذاب با استقبال گسترده روبرو است.
ناقوسها به صدا در میآیند
با به صدا در آمدن زنگهایی که خبر از به زانو درآمدن قریب الوقوع پیکر نحیف و فرتوت سینمایی که نخستین دهه زندگی خود را پشت سر گذاشته بود، میداد. برخی سینماگران و مسوولان دانسته و یا ندانسته به تجویز نسخههایی پرداختند که نه تنها روح تازهای در کالبد بیرمق سینمای دفاع مقدس ندمید بلکه آن سینما را به ورطه هلاکت ونابودی بیشتر سوق داد.
آنان با این بهانه که علت اصلی شکست سینمای دفاع مقدس، توجه بیش از اندازه سازندگان به مسائل معنوی بوده که برای مخاطب کنونی، غیرقابل لمس و درک است، به جای یافتن راه حل مناسب به پاک کردن صورت مسأله پرداختند. به این معنا که با ساخت آثاری که در آنها کوچکترین نشانهای از معنویات حاکم بر فضای جبههها دیده نمیشد و تنها روابط مادی و زمینی در آنها گنجانده شده بوده به اصطلاح به درمان این ژانر بیمار رفتند!!
سریال «خاک سرخ» ساخته ابراهیم حاتمیکیا را شاید بتوان به عنوان مهمترین برداشت اندیشه فوق در عرصه سینمای دفاع مقدس دانست چرا که از یک سو به دلیل پخش در مهمترین رسانه ملی، گسترده وسیعی را در برگرفت و از سوی دیگر توسط یکی از شناخته شدهترین و محبوبترین سینماگران عرصه دفاع مقدس ساخته شده بود. حاتمیکیا، در این سریال، با استفاده (بخوانید سوء استفاده) از واژه خاک سرخ که در اذهان عمومی خاک آغشته به خون شهیدان را متبادر میسازد و با استفاده (مجدداً بخوانید سوء استفاده) از نام و مکان خونین شهر، بیآنکه کوچکترین اشارهای به خیل هزاران شهید و از جمله شهید بزرگوار جهانآرا که خرمشهر با نام و یاد او عجین گشته، به این بهانه که تلاش کرده تا نسل سوم را با جنگ و تجاوزات عراق به خاک میهنمان آشنا سازد، به ترسیم یک فضای صرفاً جنگی که فاقد هرگونه معنویت بود پرداخت. بلافاصله پس از ساخت سریال خاک سرخ، سینما با تولید فیلمهای پرهزینه توسط سینماگران مطرحی همچون رسول ملاقلیپور و احمدرضا درویش روبرو میشود که متعلق به سینمای جنگ است. در حقیقت نگاه سازندگان فیلمهای «مزرعه پدری» و «دوئل» به مسائل مادی و تکنیکی جنگ و رویگردانی آنان از مباحث معنوی باعث شده تا فیلمهای آنان به جای تعلق داشتن به سینمای دفاع مقدس، در فهرست فیلمهای جنگی قرار گیرند. صرف نظر از سکانس غیراخلاقی فیلم مزرعه پدری، که ملاقلیپور به شدت از آن حمایت کرد و به ادعای صریح خودش خواستار نمایش روابط جنسی نیز بوده است، این فیلم بر پایه به نمایش درآوردن و القای باور وجود انگیزههای مادی به عنوان مهمترین انگیزه رزمندگان اسلام برای شرکت و حضور در جبههها به مخاطبان استوار شده است. بازیگر اصلی فیلم که با خاطرات و توهمات خود زندگی میکند، همواره از سوی همسرش به ادامه جنگ برای حفظ جان زن و فرزندان تشویق میشود. در سراسر فیلم، کمتر نشانی از حضور یک رزمنده در جبهه به دلیل احساس تکلیف و مباحث ایدئولوژیک دیده میشود، به گونهای که حتی حضور برخی اشخاص در جبهه فقط به منظور ارتقاء درجه بیان میشود.
کپیبرداریهای ناشیانه
اما در «دوئل» وضعیت به گونهای دیگر است. به این معنا که با توجه به فیلمهای مشابه آمریکایی همچون (هنگ جانبازان) با بازی کلینت ایستوودتلی ساوالاس و دانلد ساترلن، شائبه اینکه فیلم فوق یک کپیبرداری کاملاً ناشیانه از آثار هالیوودی و متعلق به سینمای جنگ آمریکا میباشد را بسیار زیاد میکند، افزون بر این نمیتوان از نگاه کاملاً سیاسی حاکم بر فیلم که در تضاد با هدف به اصطلاح اصلی فیلم که دفاع مقدس است نیز غافل بود . احمد رضا درویش در فیلم دو پاره خود که بزرگترین ضعف فیلم محسوب میشود، اساس و پایه جنگ را با مبنای سوء استفادههای مالی عدهای قدرت طلب استوار ساخته است! توجه بیش از اندازه درویش به مسائل سیاسی که در قالب عشیره ـ یک جامعه کوچک ـ به تصویر درآمده، مجالی برای پردازش مسائل معنوی را برای او به جای نگذاشته است. درویش، اگر چه با صرف هزینه میلیاردی توانسته جلوههای بصری زیبایی را که تا پیش از این در سینمای دفاع مقدس مرسوم نبوده خلق کند اما این زیباییها باعث نشده تا مخاطبان از ضعفهای آشکار فیلم چشمپوشی کنند.
گنگ و طولانی بودن نریشن ابتدایی فیلم که مخاطب خالی از ذهنیت را با مشکل جدی روبرو ساخته و هجوم گسترده شخصیتهای مختلف فیلم در سکانسهای ابتدایی از جمله ضعفهای مهم فیلم محسوب میشوند دوپارهگی فیلم که پیش از این نیز به آن اشاره شد از دیگر ضعفهای اساسی دوئل است به این معنا که مخاطب که خود را آماده حضور در یک فضای جنگی و سراسر کنش کرده به ناگاه به یک فضای آرام و کسل کننده پرتاب میشود.
عدم توزیع متناسب سکانسهای اکشن در طول فیلم، باعث دوپارهگی فیلم دوئل به بخش اکشن و ملودرام شده که برخلاف استانداردهای قابل قبول سینمای جهان است.
کوبیدن بر طبل انحطاط
اما کاظم معصومی در فیلم «طبل بزرگ زیر پای چپ» با قرار دادن شخصیتهای فیلم خود در یک موقعیت بسیار ویژه و بحرانی و توجه به عکسالعملهایی که هر یک از آنها در مواقع بحرانی از خود بروز میدهد. در حقیقت تلاش کرده تا جنگ را از نگاه روانکاوانه مورد بررسی قرار دهد، شیوهای که پیش از این بارها در آثار آمریکایی و اروپایی به کار گرفته شده بود.
عدم توجه معصومی به برخی موضوعات کلیدی و حساس، دلیل مناسبی برای خارج ساختن فیلم از محدوده آثار دفاع مقدس ایجاد کرده است. مهران با قرار گرفتن در چنین موقعیتی روحیه خود را کاملا از دست داده است.
به همین دلیل یحیی و نظام را تحت آماج شدیدترین تهمتها قرار میدهد نکته قابل تامل اینکه یحیی نمیتواند به منطقی که به اصطلاح در کلام مهران وجود دارد، پاسخ دهد.
مهران بیتوجهی فرماندهان جنگ و مسئولان نظام نسبت به جان رزمندگان را عامل کشته شدن جوانان معرفی میکند و شهادت و معراج شهدا را به باد استهزاء میگیرد و یحیی تنها به این پاسخ که من مأمورم و معذور بسنده میکند.
پرچم سفید استوار عراقی در حقیقت نمادی از درخواست عراق برای پایان بخشیدن به جنگ است و به صدا در آمدن چند خمپاره که منبع آن نیز معلوم نیست و یحیی را به کشتن استوار ترغیب میکند در واقع از خواست افرادی سخن میگوید که مایل به پایان بخشیدن به جنگ نبودند!
معصومی در سکانس کشته شدن استور بیگناه عراقی به دست یحیی اوج شقاوت و اشتباه رزمندگان ایرانی را به نمایش میگذارد تا جایی که حتی مهران و حافظ را به کشتن یحیی وادار کرده و سرانجام وی را که دچار عذاب وجدان شده، به خودکشی وادار میکند!!!
معصومی در واقع، در سکانسهای پایانی فیلم خود نه تنها از هیچ توهین و ناسزایی به رزمندگان ایرانی فروگذاری نکرده بلکه مسبب ادامه یافتن جنگ را نیز ایرانیان معرفی میکند. با توجه به این موضوع که هدف سینمای دفاع مقدس برخلاف سینمای جنگ متداول در سراسر دنیا، نشان دادن اوج ایمان و باور به پروردگار متعال و در نتیجه گذشت و ایثارگری است، چنین آثاری چگونه در فهرست سینمای دفاع مقدس قرار میگیرند؟
روند ساخت آثاری از این دست که بدون شک از این پس سرعت بیشتری نیز خواهند گرفت به طور یقین سینمای دفاع مقدس را با چالشی جدیتر روبرو خواهد ساخت، به این معنا که با حذف مباحث و محورهای معنوی آثار و پرداختن بیش از حد به ابعاد مادی، سینمای دفاع مقدس به سینمای جنگ تبدیل خواهد شد. با ایجاد چنین فضایی در کشور این پرسش پیش خواهد آمد که آیا با وجود تکنولوژی بالا و تکنیکهای پیشرفته کشورهایی چون آمریکا که برای ساخت فیلمهای خود هزینههای میلیاردی صرف میکنند، سینمای جنگی ایران که عاری از مفاهیم اعتقادی و ریشهای باشند جایی برای رقابت جهانی دارند؟
وظیفه سینماگران در قبال نسل آینده خود ما چیست؟ چگونه میتوانیم مفاهیم و باورهایی را که هزاران شهید براساس آن مشتاقانه به دیدار یار شتافتند به نسل بعد منتقل سازیم؟ با نگاهی به فهرست فیلمهای مطرح ایرانی که موفق به کسب جوایز از جشنوارههای مختلف جهان شدهاند این واقعیت به خوبی آشکار میشود که آن آثار نه به دلیل برخورداری از تکنیکهای بالا بلکه به دلیل توجه به معانی و مفاهیمشان موفق به اخذ جوایز شدهاند البته این سخن به معنای آن نیست که از پیشرفتهای تکنیکی آثار غافل شد بلکه اسفتاده و بهرهبرداری از جدیدترین تکنیکهای سینمایی، شرط لازم اما نه کافی برای حضور در عرصههای مختلف داخلی و خارجی است.