حزبالله درسال 1982 در واکنش به حمله نظامی اسراییل به لبنان تشکیل شد. حزبالله که اکنون پس از گذشت 23 سال از تاسیس به یک نیروی نظامی سیاسی قدرتمند - مهم و تاثیرگذار در لبنان تبدیل شده نمایندگی بخش بزرگی از جامعه شیعی لبنان را بر عهده دارد که یک سوم از جمعیت 7/3 میلیونی لبنان را تشکیل میدهند در عین حال محبوبیت این جنبش به گونهای است که به جز شیعیان اقوام و طوایف دیگر نیز برای حزبالله احترام ویژهای قایل هستند، ضمن آنکه سید حسن نصراله در میان جهان عرب و حتی رهبران کشورهای عربی مورد احترام ویژهای است.
شعارهای حزبالله مبنی بر نابودی اسراییل در ابتدای شکلگیری آن و حمایتهای معنوی جمهوری اسلامی ایران از حزبالله طی دو دهه اخیر سبب گردیده است که مخالفان جمهوری اسلامی حزبالله را عامل و اهرمی در دست ایران برای پیشبرد برنامههای منطقهای خود قلمداد نمایند و حمایت ایران از حزبالله را حمایت از تروریسم معرفی نمایند.
جنبش حزبالله در ماه 2000 و با خروج ارتش اسراییل از جنوب لبنان ثابت کرد که توان شکست دادن اسراییل به عنوان یک نیروی غیرقابل شکست را در خود دارد.
حزبالله ثابت کرد که میتواند با سازماندهی و مبارزه بیامان به شعارهای خود تحقق ببخشد، به گونهای که امروز این جنبش به عنوان نمادی از مقاومت تبدیل گردیده است ارتش اسراییل ابتدا برای مقابله با مبارزین فلسطینی و سپس به مدت 18 سال به بهانههای نگرانیهای امنیتی از جانب حزبالله جنوب لبنان را در اشغال خود داشت. پیروزی حزبالله در اخراج اسراییل از لبنان به سرمایهای مهم برای این جنبش تبدیل شد سرمایهای که مخالفان داخلی و خارجی حزبالله نیز بدان وقوف کامل دارند.
حزبالله از بدو تاسیس تا کنون در دو جبهه داخلی (ملی) و منطقهای فعال بوده است حزبالله اکنون به بخشی از زندگی سیاسی مردم لبنان تبدیل شده است این جنبش علاوه بر ظرافت کوشیده است در عین حالی که خود را به برنامهها و شانتاژهای روزمره سیاسی آلوده نکند و از پذیرش مسئولیتهای اجرایی دوری گزیند خود را به عنوان یک نیروی سیاسی فعال در عرصه لبنان نشان دهد.
حزبالله در پارلمان لبنان دارای کرسیهایی میباشد. پنج وزیر به طور مشترک با جنبش امل در دولت نیز دارد. و با گروههایی همچون جنبش امل در تعامل نزدیک میباشد و به عنوان یک حزب سیاسی فعال نقشآفرینی میکند.
از سوی دیگر حزبالله در منطقه خاورمیانه و در کل جهان اسلام به عنوان نیرویی شناخته میشود که توان شکست اسراییل و ضربه زدن به منافع غرب را دارد و در عین حال نحوه امتیازگیری از دشمن را به خوبی میداند (تبادل 400 زندانی لبنانی با اجساد چند سرباز اسرائیلی در سال گذشته نمودی بارز از توان بالای مذاکرات حزبالله را نشان داد).
حزبالله چنین نشان داده است که مهارت خاصی در برقراری پیوند میان دو برنامه و رویکرد ملی و منطقهای دارد از این روست که امروزه حزبالله به یک عامل کلیدی برای ثبات و آرامش سیاسی در لبنان و در صورت نادیده گرفته شدن به یک عامل بیثباتی تبدیل شده است. مسئلهای که سبب گردیده است مخالفان حزبالله در داخل و خارج در زمینه فشار و مواجهه با آن خویشتنداری کنند.
امروز میتوان گفت که مخالفت با حزبالله و تلاش برای خلع سلاح جنبش مقاومت به ویژه پس از تحولات اخیر در سوریه و لبنان به یک اولویت برای مخالفان آن تبدیل شده است.
آمریکا در چارچوب برنامههای خود برای خاورمیانه پس از عراق و در پی مرگ عرفات، لبنان را به عنوان ایستگاه بعدی تقابل در این منطقه برگزید آمریکا کوشید تا با فرانسه به عنوان قویترین مخالف اروپایی خود از در سازش درآید ارزش همراهی فرانسه نمیتوانست چیزی کمتر از لبنان باشد. از این رو پیشنویس قطعنامه 1559 به طور مشترک توسط فرانسه و آمریکا تهیه و به شورای امنیت ارایه گردید. اما در آن سوی میدان سوریه پارلمان لبنان را تشویق کرد تا بدون توجه به قطعنامه شورای امنیت دوران ریاست جمهوری لحود را برای یک دوره سه ساله دیگر تمدید کند.
تصمیم پارلمان لبنان با مخالفتهای داخلی از سوی جامعه مسیحی و دروزی و مخالفهای تند آمریکا و فرانسه مواجه شد شورای امنیت با صدور قطعنامه 1559 خواستار آن شد که تمامی نیروهای خارجی از لبنان خارج گردند و کلیه نیروهای شبه نظامی خلع سلاح شوند در این قطعنامه اگر چه مستقیما نامی از سوریه و حزبالله برده نشد اما کاملا روشن بود که منظور پایان دادن به نفوذ دمشق در بیروت و خلع سلاح جنبش مقاومت بود.
سوریه که یارای تحمل فشار بینالمللی را در خود نمیدید مجبور به خروج از لبنان گردید اکنون حزبالله در صحنه سیاسی لبنان تنها مانده است و از سویی نیز فشارها برای اجرای بند دوم قطعنامه 1559 (خلع سلاح جنبش مقاومت) همچنان ادامه دارد.
ترور رفیق حریری نخست وزیر سابق لبنان در 14 فوریه کشمکشها و رویاروییهای سیاسی و دیپلماتیک را از تریبونها و رسانهها به سطح خیابانها و میادین کشاند.
حریری چند ماه قبل از مرگش ظاهراً در واکنش به تصمیم پارلمان لبنان مبنی بر تمدید دوره ریاست جمهوری لحود ولی در اصل در مخالفت با ادامه حضور و نفوذ نظامی و سیاسی سوریه در لبنان و ادامه فعالیت حزبالله به عنوان یک نیروی نظامی خارج از ارتش متحد لبنان استعفا داده بود - حذف وی به دلیل تاثیرگذاری او بر ساختار سیاسی و بهبود اوضاع اقتصادی لبنان پس از جنگ برای بخشی از افکار عمومی لبنان بسیار سنگین بود از این رو پس از ترور وی بهترین فرصت و بهانه برای کسانی به دست آمد که منتظر جرقهای بودند تا از آتش حاصل از آن سوریه را مجبور به خروج از لبنان نمایند انتظاری که بیش از 2 ماه طول نکشید.
نکته جالبی که در این ارتباط قابل ذکر است اینکه در چند دهه اخیر افراد مهمتر از حریری هم کشته شدهاند اما هیچ گاه کمیته تحقیق در شورای امنیت تشکیل نشد مشخص است که از خون حریری آمریکا و غربیها برای اجرای نقش خود علیه سوریه و حزبالله میخواهند بهرهبرداری نمایند. اکنون با صدور قطعنامه 1636 فشارها بر سوریه مضاعف شده است قابل ذکر است که کمیته تحقیق ترور حریری به جای اینکه اقدامات تحقیقاتی خود را بر فرضیات متعددی طرح و مورد بررسی قرار دهد مستقیما به سراغ سوریه رفته و کار را تا آنجا پیش برده که تعدادی از افسران رده بالای نظامی این کشور را متهم به ترور کرده و خواستار محاکمه آنان در لبنان و نه در جای دیگر شدند. تاکید بر محاکمه متهمان سوری در لبنان چیزی جز تحقیر دمشق و شکستن ابهت و هیمنه سوریه در لبنان نمیباشد.
سخنان بشار اسد در تاریخ 19/8/84 سخنانی غیر قابل پیشبینی برای آمریکا بود او گفت میخواهند ما تسلیم شویم اما ما تسلیم نمیشویم همکاری آری ولی با حفظ تمامیت ارضی و ملی کشورمان او در سخنان خود نخست وزیر لبنان را دست پرورده آمریکاییها توصیف کرد امری که با واکنش تند فواد سنیوره نخست وزیر لبنان مواجه گردید.
وی با حمله به سخنان بشار اسد و محکوم کردن اظهارات او گامهایی را برای آغاز تنش و درگیری تازه در لبنان برداشت وزرای حزبالله و جنبش امل از شرکت در جلسات هیات دولت خودداری کردند و اوضاع به سوی بحرانی شدن پیش رفت.
آمریکا و اسراییل که به نقش حزبالله در صحنه سیاسی داخلی لبنان و تاثیرگذاری آن بر سایر گروههای مبارز در منطقه خاصه در فلسطین و توان این جنبش برای بر هم زدن طرحهای دراز مدت منطقهای آمریکا در خاورمیانه به خوبی واقفند از شرایط جدید برای تحت فشار قرار دادن حزبالله استفاده کردند.
حزبالله به طور مداوم طی 20 سال اخیر از سوی آمریکا تحت فشار قرار داشته است.
در سالهای اخیر تبلیغات آمریکا بر ضد حزبالله تشدید شده و وزارت دادگستری آن کشور بررسیهای گستردهای را در مورد منابع مالی حزبالله در آمریکا انجام داده است. همچنین کتاب جدیدی تحت عنوان هستههای تروریستی در خاک آمریکا توسط موسسه دفاع از دموکراسی (موسسهای دست راستی و حامی اسراییل) منتشر شده که بر خطر حزبالله در آمریکا تاکید میکند دیک چنی معاون رییس جمهور آمریکا نیز اخیرا مشاوری در مورد سوریه و حزبالله به نام دیوید ورمسر را استخدام کرده که از وی به عنوان ایدئولوگی نزدیک به حزب لیکود اسراییل یاد میشود به هر حال فشارهای همه جانبه آمریکا بر ضد حزبالله ادامه دارد. بوش اخیراً از اروپاییها خواسته بود که حزبالله را در فهرست گروههای تروریستی قرار دهد مدتی قبل هم به دنبال همین فشارها بود که فرانسه پخش برنامههای تلویزیونی المنار را که دارای 10 تا 15 میلیون بیننده در اروپا بود متوقف ساخت.
آمریکا حزبالله را محکوم به بر هم زدن ثبات و آرامش فعلی در اراضی اشغالی میکند پس از انفجار 25 فوریه در تلآویو انگشت اتهام به سوی حزبالله و سوریه نشان رفت.
آمریکا که پس از تصمیم پارلمان اروپا مبنی بر قرار دادن حزبالله در فهرست گروههای تروریستی وقتی اروپا محتاط (در زمینه فشار به حزبالله) را با خود همراه میبیند تمامی فشارها را با هدف خلع سلاح حزبالله تعقیب میکند.
حزبالله پس از ترور رفیق حریری و خروج سوریه از لبنان کوشید تا محتاطانه به مسایل نگاه کند و خود را در مقابله با خواست اپوزیسیون مبنی بر خروج سوریه از لبنان قرار ندهد اما پس از تظاهرات گسترده مخالفان در روزهای متوالی حزبالله دست به نمایش قدرت زد و با فراخوان صدها هزار نفر از طرفدارانش در بیروت سیاست سکوت خود را شکست. سید حسن نصرالله ضمن قدردانی از سوریه و رد مداخلات خارجی خروج نیروهای سوریه را بر طبق قرارداد طائف امکانپذیر دانست وی ضمن آمادگی برای مقابله بر ضد حزبالله اعلام نمود آنها را یک بار شکست دادیم اگر دوباره بیایند همین کار را تکرار میکنیم.
آمریکا که نقش، جایگاه، نفوذ و اهمیت حزبالله را در افکار عمومی لبنان میداند در مواجهه با این جنبش با دشواری روبروست و از این رو سعی میکند که خلع سلاح مقاومت را پیش نیاز هر گونه ثبات و آرامش در لبنان معرفی نماید در این میان واشنگتن سعی میکند این هدف را از کانالهای داخلی دنبال کند. اخیراً هواداران سمیر جعجع با برپایی تظاهراتی خواستار آزادی وی از زندان شدهاند. بازگشت میشل عون از پاریس به لبنان و تلاش برای منسجم کردن مسیحیان مارونی ضد سوری که خواستار خلع سلاح حزبالله هم هستند و در انتخابات پارلمانی لبنان به عنوان رقیبی جدی برای هواداران سوریه و مدافعان جنبش مقاومت ظهور و بروز یافتند از جمله اقدامات آمریکاییها در داخل لبنان است. آمریکاییها همچنین تلاش میکنند از مشکلات معیشتی مردم خاصه در جنوب لبنان بهرهبرداری نمایند و مردم را رودرروی حزبالله قرار دهند.
حزبالله در رویکردهای خود نسبت به سیاستهای آتی دمشق در منطقه و در مورد مواجهه با روند صلح خاورمیانه و نحوه تعامل با اسراییل بسیار حساس است و هر گونه تحرکی را به شدت تحت نظر دارد.
بهر حال اکنون اصلیترین مستمسک حزبالله برای باقی ماندن به عنوان یک نیروی مقاومت مسلح اشغال مزارع شبعاست، منطقهای که اکنون پس از 5 سال که اسراییل از جنوب لبنان خارج شده هنوز در اشغال است و درگیریهای پراکندهای میان حزبالله و اسراییل در آن صورت میگیرد.
حزبالله همچنین در تلاش است تا سهم خود را در ساختار سیاسی لبنان افزایش دهد و نسبت به کاهش این سهم نیز حساس است آمریکا و اسراییل به صراحت در مواضعشان میگویند که حزبالله باید بین دو برنامه ملی و منطقهای یکی را انتخاب کند موضعی که در ادبیات اپوزیسیون لبنانی هم در حال وارد شدن میباشد. انتخابات ماه مه گذشته کشمکش و رقابت دو تفکر و دو جریان فکری در لبنان بود نگرشی که برگزاری انتخابات آزاد را منوط به خروج کامل سوریها میدانست و میخواهد پس از انقلابهای مخملین و نارنجی در منطقه، انقلاب آرام دیگری را تجربه کند و لبنان را کاملا تحویل آمریکا دهد و نگرشی که میخواهد سوریه به عنوان یار و متحد لبنان باقی بماند و تعلقات منطقهای و مذهبی را بر دیگر تعلقات ترجیح میدهد.
سید حسن نصرالله زمین گذاشتن اسلحه از سوی حزبالله را منوط به رفع نهایی تهدیدات اسراییل و خروج این رژیم از شبعا دانسته و گفته است با توجه به قدرت نظامی اسراییل مقاومت به عنوان عنصر توازن بخش در برابر تهدیدات تلآویو ایفای نقش میکند.
حزبالله در رویکردهای آتی خود و با توجه به شرایطی که با آن مواجه است با مقتضیات جدیدی روبروست سوریه را در لبنان در کنار خود نمیبیند اما با حمایتهای داخلی مردم و تدابیر و درایت رهبر خود و با توکل به خدا سعی دارد با فشارهای داخلی و بینالمللی برای خلع سلاح خود مقاومت کند. و با در پیش گرفتن تدابیر جدید همچنان خود را به عنوان یک نیروی مقاومت در عین حال معتدل و منطقی معرفی کند و از سویی از وقوع جنگ احتمالی داخلی که خواست آمریکاییها و غرب در لبنان است جلوگیری نماید.