امام خمینی(ره) به عنوان شخصیتی دارای ابعاد و جنبههای گوناگون دارای کارنامهای درخشان در تصمیم گیریهای سیاسی است. چندان که تصمیمگیریهای عالمانه، سنجیده، سریع، با دوام، شکستناپذیر، آرام و قاطع ایشان شهرت فوقالعاده یافته و دوست و دشمن را به اعجاب و تحسین وا داشته است. به همین دلیل بررسی مبانی تصمیمگیری و تصمیمگیری سیاسی از دیدگاه امام امت(ره) میتواند راهگشای موضوع تصمیمگیری به خصوص در حوزه مباحث و مسایل حکومتی باشد. حال سوال مهم این است که ارکان تصمیمگیری سیاسی چیست؟ چه مفاهیم و متغیرهایی به مثابه جزء تفکیکناپذیر یک تصمیمگیری سیاسی تلقی میشوند؟ در تعریفی ساده، تصمیمگیری عبارت است از انتخاب یک راه از میان راههای مختلف، یا انتخاب یک گزینه از میان گزینههای موجود. به همین دلیل، تصمیمگیری مستلزم یک تصمیم گیرنده و یک انتخاب از میان چند راه با توجه به یک هدف است. اولین ویژگی راه برگزیده از میان راههایی دیگر، این است که دارای یک سری قوانین و بایدها و نبایدهای خاص خود باشد، که به زبان نظریه تکلیف، تکلیف خوانده میشود، یعنی راهی که خداوند برای انسان تبیین کرده است که مکلف باید آن را طی کند. البته باید توجه داشت که حرکت در این راه نیازمند قدرت و توانایی لازم است و باید توان مقابله با تهدیدات و مانعتراشیهای دشمن را در خود پدید آورد و استقامت و پایداری در مسیر حرکت را هیچ گاه فراموش ننمود. بر این اساس، ارکان یک تصمیمگیری سیاسی به قرار زیر است:
1ـ اطلاعات: اطلاعات، رکن اول یک تصمیمگیری است و مواد خام تصمیمگیری محسوب میشود و نتیجه فرآیند تصمیمگیری در ارتباط مستقیم با نوع، کیفیت و کمیت اطلاعات و دادههاست، و با دسترسی به اطلاعات بیشتر، دقیق، موثق و لحظهای، ضریب موفقیت یک تصمیمگیری صحیح افزایش مییابد.
2ـ تحلیل و ارزیابی: تحلیل عبارت است از کنار هم چیدن چند خبر و اطلاعات دریافتی، با توجه به فرمولهای خاص و گرفتن نتایج ممکن و بالاخره کشف مجهولات بر اساس معلومات موجود و به بیان دیگر، تبیین واقعیت و وضعیت موجود، مراحل ششگانه فرآیند تصمیمگیری (که همگی ارتباط نزدیکی با موضوع تجزیه و تحلیل دارند) عبارت است از: تشخیص مشکل، احصاری راه حلهای ممکن، انتخاب معیار سنجش و گزینش، تبیین نتایج حاصل از هر راه حل، ارزیابی راهحلها و انتخاب راه حل (اخذ تصمیم)
3ـ تصویر سازی آینده (آینده نگری): یکی دیگر از ارکان تصمیمگیری سیاسی، آینده نگری، نگرش و نگاه تصمیم گیرنده به آینده است که البته خود به دو بخش اهداف، مقاصد و نیز پیشبینی حوادث پدیدهها و جریانهای سیاسی تقسیم میشود. یعنی از سویی به اهداف،آرمانها، آرزوها، برنامهها و ایدهآلهایی که در متون دینی و مکتبی است مینگرد و حکم شناسی میکند، و از سویی دیگر، به واقعیات، حوادث، پدیدهها و شرایط نگریسته، سعی در پیشبینی تحولات سیاسی دارد.
4ـ دشمن (ضد همراهان) : این تصور که رهرو و مکلف با ظاهری آسوده و با آزادی عمل مطلق بتواند تصمیمگیری و حرکت نماید، تصوری بسیار ساده اندیشانه است. از این جهت، رهروان بخش عظیمی از توان خویش را مصروف خنثی سازی مزاحمتهای دشمن میکنند. بر اساس نظریه تکلیف نیز مکلف در مقابل دشمن تکالیفی دارد که باید این تکالیف را انجام دهد. این تکالیف عبارتند از:
ـ دشمن شناسی که گام نخست در مقابله و مبارزه با دشمن محسوب میشود و از طریق توجه به موارد و مراحلی چون شیطان شناسی، طبقهبندی دشمنان، انگیزه شناسی دشمنی، حماقت و تصمیمات غیر عقلایی دشمن، بهانه جویی دشمن، ضعف دشمن، ضریب دشمنی و مرزشناسی دشمنی انجام میشود.
ـ توطئهشناسی یا روششناسی دشمن که به عنوان دومین گام از طریق طبقهبندی روشها و توطئهها و لزوم هوشیاری در توطئه شناسی قابل انجام است.
ـ تکلیفشناسی و عمل به تکلیف (خنثیسازی توطئه) که بر حسب نوع، موقعیت و ترتیب دشمنی، شامل مراحلی چون هدایت، نصیحت، بر خورد قهر آمیز و قاطعانه و ... میگردد.
5ـ همراهان و رهروان (افکار، اقوال، رقابت و برداشتها): یکی دیگر از ارکان تصمیمگیری سیاسی، بحث همراهان و حساسیتها، افکار و واکنشهای قولی آنهاست. همانگونه که رهرو، مزاحمان، مخالفان، ممانعت کنندگان و ضد همراهانی دارد، برای شروع و ادامه حرکت (در یک حرکت سیاسی، اجتماعی) محتاج همراهان، پشتیبانان، حمایت کنندگان و تایید کنندگانی هم هست. از این رو بحث جلب نظر همراهان و جذب آنها و نیز حفظ همراهی و عدم سستی آنها به جهت تبلیغات دشمنان و یا تصمیمگیریهای قولی و فعلی غلط خودی به جای خویش را باز میکند.
6ـ استقامت: استقامت یکی دیگر از ارکان هر تصمیمگیری است. نظریه تکلیف، استقامت در انجام و استمرار تکلیف را همچون اصل تکلیف ضروری و وظیفه مهم مکلف میداند. لذا به همان شدت که قیام و عمل به تکلیف را توصیه میکند، به همان شدت نیز به استقامت در قیام تاکید ورزیده و آن را تکلیف مستمر مکلفان میشمرد. لذا احتمال خسته شدن، در جا زدن، عقب نشینی و انصراف از ادامه راه، احتمالی جدی است که رهرو را از نتیجهگیری و نیل به اهداف ناکام میگذارد.
7ـ خدا حاضری: خدا حاضری در تصمیم گیری، مبحثی است که در ارتباط نزدیک با اصل تکلیف و به عنوان ضمانت اجرایی آن و به عنوان یکی از متعلقات آن به طور جدی مطرح است، و ارتباط آن با موضوع تصمیمگیری سیاسی، از تاکیدات و توصیههای مکرر امام امت(ره) به مسئولان و تصمیمگیرندگان سیاسی در خصوص توجه به خدا حاضری آشکار میشود. رابطه خدا حاضری و نظریه تکلیف هم در سه حوزه تکلیف شناسی، عمل به تکلیف و انگیزه ناب قابل تبیین و بررسی است.
این متن برداشتی است از کتاب مبانی تصمیمگیری سیاسی از دیدگاه امام خمینی(ره) نوشته ابراهیم برزگر که توسط سازمان تبلیغات اسلامی منتشر شده است.