روزنامه فرامنطقهای الحیات چاپ لندن در تحلیلی به بررسی موقعیت کنونی ایران در منطقه خلیجفارس پرداخته و نوشته است: آمریکا که به طور سیاسی با ایران اختلاف دارد نقش اول را در تقویت استراتژیک ایران دارد. خلیجفارس در دو دهه اخیر شرایط فوقالعاده پیچیده و مبهمی را پشت سر گذاشته است.
از زمان سرنگونی شاه در ایران و پیروزی انقلاب اسلامی ایران تبدیل به یکی از قدرتهای تاثیرگذار در سیاستهای خارجی منطقه خاورمیانه و به ویژه خلیجفارس شده است. فراموش نکنیم که تقدم مفهوم "ایران انقلاب" بر "ایران دولت" یکی از عوامل موثر دیگر در تغییر سیاستهای منطقه خلیجفارس رو شاید تمام خاورمیانه است، به ویژه از سقوط نظام بعث عراق توسط نیروهای اشغالگر و تحولاتی که بعد از آن در عراق رخ داد.
برای درک بهتر و ارائه تصویر کامل از اوضاع کنونی و نقش ایران در عراق نکاتی را یادآور میشویم: اول: قدرت ایران به عنوان یکی از کشورهای بزرگ جهان اسلام باید در کنار قدرتهای عربی، قدرت واحد اسلامی را تشکیل میداد و روابط تاریخی ملت ایران و اعراب میتوانست دلیلی محکم برای روابط بهتر و نزدیکتر میان کشورهای عربی و ایران باشد، اما عوامل بینالمللی و اقلیمی معادلات را بر هم زد و اثری منفی از خود به جای گذاشت. دوم: حضور کشورهای خارجی با سابقه تاریخی استعماری طولانی نقشی معکوس بر ضد روند طبیعی روابط عربی و فارسی و همچنین روابط کشورهای عربی و همسایگان آنان ایفا کرد. سوم: عامل مذهبی نیز نقش موثری ایفا کرد، یا حداقل در این زمینه از آن بهره کامل گرفته شد زیرا بسیاری از مردم کشورهای عربی مذهب سنی دارند اما ایرانیها شیعه مذهب هستند هر چند این به آن معنی نیست که هیچ عربی شیعه نیست اما درک خطا از رابطه دو مذهب شیعه و سنی به آنچه اکنون شاهد آن هستیم انجامید که خود حاصل رخدادهای تاریخی و حساسیت قومی است. چهارم: کسی منکر آن نمیشود که ایران اهداف و سیاستهای خاص خود در منطقه را دنبال میکند و اختلاف با امارات بر جزایر سهگانه خلیجفارس نمونهای از آن است. جنگ عراق بر ضد ایران نیز اوج داستان دراماتیک انسان در منطقه خاورمیانه است جایی که هر دو طرف متوجه توطئههای کشورهای استعمارگر و منافع آنها در جنگ شدند. پنجم: توازن استراتژیک در منطقه خلیجفارس تحت تاثیر عوامل داخلی و خارجی است که این توازن را بر هم میزنند و شکی نیست که نظام صدام حسین هیزم بر آتش ریخت و بر اثر آن طوفانهای زیاد اوضاع منطقه را به هم زد.
این نکات عوامل خلل و اضطراب را پیش روی ما قرار میدهد. کسی نیست که به این نکته پی نبرده باشد که در سالهای اخیر منطقه خاورمیانه به منبع ناامنی و نگرانی تبدیل شده است و آیندهای مملو از خطرها پیش روی خود دارد، به ویژه که اوضاع اخیر در عراق عوامل جدیدی به وجود آورد که منطقه را ملتهب کرده است و میتوان آنها را در نکات زیر بررسی کرد: 1. عراق تحت عنوان فدرالیسم و تاثیر عوامل دیگر در آستانه تقسیم قرار دارد. خطر تقسیم مذهبی میان شیعیان و سنیها از خطر تقسیم عراق بین عرب و کرد و ترکمن کمتر نیست و تمامی این امور نشان میدهد که همبستگی عراق تهدید میشود و این نکته تصور مبهمی از آینده عراق به ما میدهد و ما را بیش از حد نگران میکند. 2. متخصصان استراتژیک تاکید دارند که عراق به یک قدرت متخاصم قدرتهای منطقه خلیجفارس در سیاستهای منطقهای و بینالمللی تبدیل خواهد شد. 3. موضعگیری کشورهای عربی و به ویژه کشورهای عربی حوزه خلیجفارس در قبال اوضاع داخلی عراق شکافی در روابط قومی کشورهای عربی ایجاد کرد که هماهنگی و همکاری برای ایجاد توازن استراتژیک از سوی کشورهای عربی منطقه خلیجفارس را از بین برد. 4. آنچه در عراق رخ میدهد نشاندهنده تحولات بزرگ در کشورهای بزرگ عربی است. تحولات روزانه عراق و افزایش اختلافات و پیدایش بیاعتمادی و عدم اطمینان میان گروههای مختلف عراق رو به افزایش است و عراق را بیشتر در معرض تقسیم قومی و مذهبی قرار میدهد. 5. ما نفی نمیکنیم که سنیها در عراق در سایه نظام سابق قدرت را در دست داشتند و شیعیان عراق محرومترین قشر از مناصب حکومتی بودند که در نتیجه احساس ظلم را در میان آنان به وجود آورد، این در حالی است که تمامی ثروتهای عراق در جنوب شیعهنشین و شمال کردنشین متمرکز است و اهل تسنن سلطه و ثروت در دهههای گذشته را در اختیار داشتند و این امر سبب میشود که خدمت انگلیسیها به سنیهای عراق در به دست آوردن سلطه از آغاز دهه دوم قرن بیستم را با کمک آمریکاییها به شیعیان از زمان سقوط صدام را برابر بدانیم. 6. کردها یکی از قومیتهای نزدیک و مرتبط با قومیت عربی را از صدها سال پیش تشکیل میدهند و خود به نوعی خواستار ابراز هویت و به دست آوردن جایگاه خود در میان دیگران است، امری که به طور طبیعی به آنان تعلق نیافت، به این خاطر اکنون میخواهند هویت و وجود خود را در شرایط استثنایی اثبات کنند. 7. هیچکس منکر وجود عراقی متعدد از نژادها و قومیتهای مختلف نیست به شرط اینکه لطمهای به همبستگی و انسجام و تمامیت ارضی عراق نزند. این تصور صادقانهترین تصوری است که میتوانیم در شرایط کنونی عراق داشته باشیم. نبود همبستگی و انسجام نگرانی همسایگان عراق را به دنبال خواهد داشت و نشانگر مرحلهای خطرناک است که در آن عراق آیندهای مبهم دارد که منجر به تغییر هویت و سلامت اقلیمی آن از بر هم زدن بیشتر توازن قدرت در منطقه میشود. 8. اوضاع داخلی ایران نیز به نوبه خود تاثیری شگرف بر کشورهای منطقه خواهد گذاشت نمیدانیم اصولگرایی در ایران ادامه مییابد یا حالتی از اعتدال بر آن حاکم میشود به ویژه با بالا گرفتن اختلافات ایران و ایالات متحده آمریکا در رابطه با پرونده هستهای ایران، امری که برای ایرانیان به عنوان یک موضوع ملی و در اولویت تمام سیاستها قرار دارد.
اگر یک سوال اساسی مطرح نکنیم بحث ناقص خواهد ماند و آن اینکه چرا آمریکا به شیعه عراق کمک میکند امری که ایران را از نظر منطقهای و بینالمللی تقویت میکند در حالی که آمریکا نگرانیهای مستمر خود را از توسعه سیاستهای منطقهای و بینالمللی ایران پنهان نمیکند دوگانگی این امر قابل ملاحظه است و به نظر میرسد آمریکا که به طور سیاسی با ایران اختلاف دارد نقش اول را در تقویت استراتژیک ایران بازی میکند. این موضوع که تمامی توازن قدرتها در منطقه خلیجفارس را برهم زد متخصصان را به توجه و مطالعه بیشتر دعوت میکند. ما در آینده تمامی تحولات منطقه را زیر نظر خواهیم داشت تا احساس کنیم توازن استراتژیک از دست رفته به منطقه خاورمیانه و جهان اسلام بار دیگر بازگشته است.