* شاید برخی سوالاتی را که مطرح میکنیم در دوران خاتمی پاسخ داده باشید. اما حالا دوران «پسا خاتمی » و پاسخ آن سوالها و مطالب دیگری که طرح میشود معنای دیگری دارد. بگذارید برگردیم به عقب و مروری بر گذشته کنیم. در خرداد 76 همه عوامل نشان میداد که ناطقنوری رای میآورد، حمایت مجلس و اظهار نظرهای جانب دارانه برخی بزرگان و... حتی تحلیل رادیوهای بیگانه هم بر این نکته تاکید میکرد که ناطقنوری منتخب خواهد بود. چه شد که خاتمی رای آورد؟ عدهای میگفتند خاتمی به خاطر اطرافیان و ارتباط با حلقه کیان و روشنفکرانی چون سروش و منسوب بودن به آنها رای آورد. اما در مقابل برخی تحلیلها بر این نکته تاکید دارد که در سابقه تاریخی مردم ایران مخالفت وجود دارد و همین باعث شد که مردم به خاتمی رای دهند. به نظر شما چرا خاتمی انتخاب شد؟
** حجاریان: باز هم به عقب برگردید. دوره قبل از آن
* منظور شما رقابت هاشمی و توکلی است؟
** حجاریان: بله، هاشمی آن زمان با رقم خطرناکی رای آورد. چرا که میگفتند توکلی دنبال تحول است.
* یعنی توکلی فردی مخالف به نظر میآید؟
** حجاریان: در اصل توکلی مخالف نبود، بلکه مخالفت خوانی میکرد. برخی همیشه مخالفند اما برخی در ذات مخالفت نیستند. در دوره بعد (دوره خاتمی) این امر با شدت وحدت بیشتری تحقق پیدا کرد.
* و این بار خاتمی مخالف شد...
** حجاریان: و ناطق نماینده راست. در واقع خاتمی رانده شده بود. چرا که قبلا به خاطر قصه تهاجم فرهنگی یک فرد رانده شده بود و از حاکمیت بیرون مانده بود.
* و تکرار همان حافظه تاریخی ملت و مخالفت...؟
** حجاریان: میخواهم بگویم فاصله دولت- ملت زیاد شده بود و مردم آمدند به خاتمی رای دادند.
* شما این عقیده برخی که میگویند به خاطر جو روانی که عمدا علیه ناطق نوری ایجاد شده بود و در جامعه دهان به دهان میچرخید که اگر ناطقنوری بیاید فلان میکند و... خاتمی توانست رای بیاورد را قبول دارید؟
** حجاریان: نه، این یک توطئه است. حتی بخشی را به من نسبت میدادند. میگویند من دکترای جنگ روانی دارم. آن هم از اسراییل. نمیدانم حتما بورسیه آنها بودهام!
* پس شما این عقیده را، در حالی که چنین اتفاقی افتاد قبول ندارید و رد میکنید؟
** حجاریان: این یک توطئه است.
* پس مردم عادت کردهاند به مخالف رای دهند یا لااقل به مخالف خوان رای دهند؟
** حجاریان: کاری که خاتمی انجام داد این بود که فاصله دولت- ملت را کم کرد. ولی اتفاق جدیدی افتاد و آن این بود که شکاف به بدنه منتقل شد. شکاف دولت- ملت از بین رفت و آن شکافی که باقی ماند به بدنه رفت.همان بحرانهایی که خاتمی میگفت، میدانید که چه بود؟
* بله خاتمی گفت برای من هر 9 روز، یکبار بحران ایجاد میکنند.
** حجاریان: این معنایش مگر چه بود؟
* اینجا این سوال مطرح میشود که اصلاحات از یک جایی ایستاد میتوانید بگویید اصلاحات کی و کجا ایستاد؟
** حجاریان: اصلاحات از همان روز اول ایستاد. خاتمی سر انتخاب کابینه مشکلدار شد. بعد هم ماجرای کوی دانشگاه و پس از آن نامه فرماندهان سپاه برای خاتمی.
* پس معتقدید اصلاحات از همان روز اول ایستاد؟
** حجاریان: ببینید وقتی خاتمی شروع کرد به اصلاحات، شکاف انداخت و با این کار روند اصلاحات کند شد و او در بسیاری مواقع مجبور به عقبنشینی از حرفها و شعارهایش شد.
* به خاطر عقبنشینی از حرفها و شعارها به خاتمی اعتراض نمیکردید؟
** حجاریان: چرا به میزانی که خاتمی از شعارهایش دست کشید من هم از او دور شدم. تا جایی که در مجلس هفتم، خاتمی آخرین میخ را به تابوت اصلاحات کوبید (این که قبول کرد انتخابات را برگزار کند.) و من این را به خاتمی گفتم.
* اما خاتمی و کروبی تا یک جایی مقاومت کردند و نمیخواستند انتخابات را برگزار کنند. حتی نامه نوشتند به ...
** حجاریان: آخرین نفسها را میکشیدند. شاید هم احساس میکردند این کار مورد سوءاستفاده خارجیها قرار میگیرد. البته اگر خاتمی میخواست میتوانست جلوی انتخابات را بگیرد.
* واقعا خاتمی میتوانست جلوی انتخابات را بگیرد؟
** حجاریان: در ایران همه چیز میشود.
* صریح بگویید: خاتمی کی تمام شد؟
** حجاریان: خاتمی خیلی وقت پیش تمام شده بود.
* کی؟ بعد از جریان کوی دانشگاه؟
** حجاریان: بله.
* خاتمی چند بار باید استعفا میکرد که نکرد؟
** حجاریان: خاتمی استعفا کرد، اما پذیرفته نشد.
* چند بار؟
** حجاریان: بگذریم.
* دور اول یا دوم؟
** حجاریان: دور دوم.
* نیمه اول یا دوم؟
** حجاریان: بگذریم. اگر من جای خاتمی بودم دور دوم شرکت نمیکردم.
* اما میگویند شخص شما یکی از مشوقین خاتمی برای شرکت در دوم بودید و از بین شما فقط عباس عبدی مخالفت میکرد؟!
** حجاریان: من با شروطی موافق بودم که خاتمی در دور دوم شرکت کند ولی خاتمی شرطها را گوش نکرد. اگر به آنها توجه میکرد اتفاق مجلس هفتم رخ نمیداد.
* ترور شما چطور؟ برخی معتقدند اصلاحات بعد از ترور شما ایستاد.
** حجاریان:نه، بعد از ترور من اتفاقا مجلس ششم حرکت کرد، اصلاحات جان تازهای گرفت خوب شد.
* درباره ترور شما نظرهای مختلفی مطرح میشد. از نگاه خود سعید حجاریان این ترور چه دلیلی داشت؟
** حجاریان: ترور مرا عمل استشهادی میدانستند. این باورشان بود. آن زمان وزیر اطلاعات وقت مسوولان روزنامهها را جمع کرد و گفت نوری و حجاریان نفرات بعدی دستگاه ترور هستند. نوری به زندان افتاد و نجات پیدا کرد، اما من...
موتور دستگاه ترور راه افتاده بود، درست است که بخشهایی از آن را از کار انداخته بودند، اما بخشهایی از دستگاه ترور هنوز سالم بود.
* این که گفتید ترور شما را استشهاد میدانستند به خاطر جو آن دوره بود؟
** حجاریان: بله، این کار برایشان مقدس بود. در واقع خشونت را تئوریزه کرده بودند.
* پس در آن جو اگر «سعید عسکر» شما را ترور نمیکرد ممکن بود که کس دیگری این کار را بکند؟
** حجاریان: بله.
* آقای حجاریان به انتخابات سال 84 برگردیم و رقابت هاشمی و احمدینژاد، اینبار نیز همه فکر میکردند که هاشمی رای میآورد و از سوی دیگر خیلیها فکر میکردند که احمدینژاد نماینده راست است و هاشمی فردی مخالف است چرا مردم به هاشمی رای ندادند؟
**حجاریان: برای این که این بار کسی حس نکرد که هاشمی مخالف است.
* چرا حس نشد؟ هاشمی که کارهای زیادی کرد. نوع تبلیغات، حرفهایی که در زمان انتخابات زد. مثلا حرفهایی که در مورد شورای نگهبان گفت. حتی چند شب قبل از انتخابات با حافظ منافع آمریکا در ایران گفتوگو کرده بود و اینها تبلیغات خوبی بود.
** حجاریان: مردم به دلیل سابقهای که از «هاشمی» داشتند او را مخالف نمیدانستند. اصلا «هاشمی» یعنی نظام.
* یعنی میخواهید بگویید «احمدینژاد»...
** حجاریان: «احمدینژاد» شهردار بود کسی قبل از آن نامی از او نشنیده بود اما هاشمی بیست و چند سال است که با نظام مطرح است. او هر کاری کند نمیتواند خود را مخالف نشان دهد.
* شما موافق بودید «هاشمی» بیاید؟
** حجاریان: من موافق نبودم.
* این را به «هاشمی» هم گفتید؟
** حجاریان: خود من به هم حزبیهایم گفتم که بروید بگویید «هاشمی» نیاید ضربه میخورد، آنها پیغام را رساندند اما «هاشمی» گوش نکرد.
* عدهای میگویند با آمدن «هاشمی» حاکمیت دوگانه میشد. این را قبول دارید؟
** حجاریان: نه به هیچ وجه...
* بیشتر توضیح میدهید؟
** حجاریان: یعنی اینکه «هاشمی» همیشه با رهبری مشورت میکرد.
* اگر «معین» رییس جمهور میشد نقش شما در دولت چه میبود؟
** حجاریان: من به هیچ وجه دیگر در حاکمیت نمیروم.
* به زمان حال برگردیم. این اتفاقاتی که بعد از انتخاب «احمدینژاد» افتاده مثل اوضاع بورس، مساله هستهای و... به چه دلیل است؟ برخی شعارهای «احمدینژاد» و برخی دیگر جوسازیهای مخالفانش را دلیل این اتفاقات میدانند. نظر شما چیست؟
** حجاریان: شاید به این دلیل است که ایشان کار اجرایی نکرده است. اگر میآمد 2 سال در دولت کار میکرد تجربه پیدا میکرد. میفهمید کشورداری چیست و معضلات کشور کجاست.
* همان زمانی که شهردار شده بود را میگویید؟
** حجاریان: بله، اگر آن زمان اجازه میدادند به هیات دولت بیاید وضعیت اینطوری نمیشد.
* شما با اینکه اجازه ندادند «احمدینژاد» به هیات دولت برود مخالفت کردید؟
** حجاریان: بله، آن زمان گفتم اگر تا به حال رسم بوده که شهردار تهران به جلسات بیاید، باید احمدینژاد هم بیاید. اگر میرفت حالا یک مقداری کشورداری بلد بود.
* در حال حاضر انتقادات تندی به رییس جمهور میشود به خصوص اصولگراها انتقادات تندی میکنند...
** حجاریان: نگران نباشید راست هماهنگ کنندههایی دارد که خودشان مسایل را حل میکنند.
* کسانی که تا دیروز مشاوران احمدینژاد بودند امروز در مجلس مخالفش شدهاند، این چه دلیلی دارد؟ یک کار تاکتیکی است برای اینکه فراکسیون اقلیت و اصلاحطلبان را دور نگه دارند؟
** حجاریان: نه، من این افراد را فریبکار نمیدانم.
* آیا ممکن است راستهای سنتی در مواقعی که میخواهند از رییس جمهور انتقاد کنند خودشان را به اقلیتهای مجلس نزدیک کنند؟
** حجاریان: دولت فقط 80-70 وکیلالدوله دارد. بخشی از نمایندگان اصلاحطلبانند که حدود 30 نفرند، حدود 100 تا 110 نفر نیز شناورند. این شناورها و راستهای سنتی بعضی مواقع حاضرند از دولت ببرند و به اصلاحطلبان نزدیک شوند.
* چه مواقعی؟
** حجاریان: مواقعی که ناکارآمدی دولت را ببینند یا به اصطلاح دولت به وادادگی برسد و آنجا که دچار بحران عظیمی شود. یادتان باشد راست سنتی هنور هم داغ دلش تازه است، آنها ناراحتند.
اما اگر دولت کم و بیش موفق شود برعکس میشود بخشی از فراکسیون سنتی هم کمکم جذب دولتیها میشود.
* آیا شما «احمدینژاد» را در دو دوره ریاست جمهوری میتوانید تصور کنید؟ برخی اعضای سازمان مجاهدین انقلاب میگویند احمدینژاد به پایان دوره اول هم نمیرسد. نظر شما چیست؟
** حجاریان: اگر فشارهای خارجی را حل کنند اوضاع بهتر میشود.
* پس به نظر شما تنها مشکل دولت احمدینژاد این است که نتوانسته فشارهای خارجی را کم یا حل کند؟
** حجاریان: بله او نتوانسته انرژی هستهای، اتهامها و احیانا تحریمها را حل کند.
* چه مشکلاتی ممکن است بوجود آید که احمدینژاد نتواند دوره اول خود را به پایان برساند؟
** حجاریان: به شما قول می دهم که این مقدس نماییها درباره احمدینژاد ظرف 6 ماه آینده به پایان میرسد. او میماند و میدان کار و ...
* فکر میکنید که طرح عدم کفایت جدیت دارد؟
** حجاریان: خیر، این کار را نمیکنند.
* با روی کار آمدن دولت جدید بسیاری از مدیران تغییر کردهاند، شما موافق تسویه مدیران پس از تغییر هر دولت هستید؟
** حجاریان: بله هستم.
* چون زمانی خودتان این کار را کردهاید این موضوع را تایید میکنید؟
** حجاریان: نه. این عادی است مگر اینکه قانونی تصویب شود که مثل کشورهای اروپایی فقط تا حدی بتوانند دست به تغییر مدیران بزنند و آن هم در صورتی که اصل مدیریت جدای از سیاست در نظر گرفته شود.
* از لحاظ عرفی اشکالی ندارد؟
** حجاریان: با قانون فعلی نه.
* آقای «بادامچیان» گفتهاند اصلاحطلبان این کار را کردند ما هم میکنیم.
** حجاریان: «خاتمی »این کار را نکرد.
* آنها میگویند لیستی 2000 نفره از مدیرانی که خاتمی تسویه کرده در اختیار دارند.
** حجاریان: بله ما این کار را کردیم اما دولت فعلی در این تسویهها تا حد کم کردن اضافهکار محافظه من و «میرحسین موسوی» و «نوری» پیش رفته است.
* شما اخیرا تمایل زیادی به اجماع نشان میدهید ممکن است حتی با راست سنتیهای همسنگر شوید؟
** حجاریان: وقتی مملکت در خطر بیفتد و بقا در خطر باشد بله. البته ممکن است که عدهای جنگ افروزی کنند تا ناکارآمدی خود را با بحران ماله بکشند اما وقتی شرایط به سمتی رفت که با هم باشیم من و بادامچیان هم در کنار هم قرار میگیریم.
* حجاریان و بادامچیان در کنار هم؟
** حجاریان: مگر در شرایط جنگ کنار هم و در یک سنگر نبودیم در حالیکه با هم اختلاف داشتیم.
* اکنون شرایط اجماع فراهم است؟
* حجاریان: بعضی آن شرایط را فراهم میکنند. اکنون حرفهای خطرناکی زده میشود که به این سمت میرویم. شما این حرفها را نمیشنوید.
* چرا این حرفها زده میشود؟
** حجاریان: همان بحث «بحرانزا» و «بحرانزی» است. برخی حیات خود را با وجود بحرانها میبینند. یعنی هر چه شرایط بحرانی باشد، بقای آنها هم بیشتر میشود.
* پس اگر شرایط به همین ترتیب پیش برود شرایط اجماع شما فراهم میشود؟
** حجاریان: بله.
* پس انتخابات و آمدن «احمدینژاد» اتفاقات مهمی در جناح چپ افتاد. «کروبی» میگوید من اول بودم یک ساعت خوابیدم آخر شدم. حالا هم که از همه شما خود را دور کرده است و میگوید دیگر با شما اجماع نمیکنم. « معین» هم میگوید خود مردم رای دادند و...
** حجاریان (با خنده) : هاشمی هم داغدار است...
* هاشمی گفت به خدا میسپارمتان و حرفهایی از این دست. آیا اصلاحطلبان دوباره پتانسیل و قصد «فتح سنگر به سنگر» را دارند آیا این پتانسیل را دارند «صبح امروز» و «سلام» راه بیندازند و باز هم امثال «آیتالله موسوی خوئینیها» را جلو بیندازند؟
** حجاریان: الزاما نه این افراد و این روزنامهها...
* ببینید، «سعید حجاریان» یک نفر است.نمیتوان گفت شخص دیگری الان «سعید حجاریان» است «حجاریان» یکی است. «آیتالله موسوی خوئینیها» با تواناییهایی که دارد یکی است.
** حجاریان: من قبل از ترور تا بعد از ترور خیلی فرق کردهام.
* همه همین را میگویند، «خاتمی» میگوید من دیگر وارد نمیشوم. «آیتالله موسوی خوئینیها» را که همه میشناسیم، اصلا حرف نمیزند. «عبداللهنوری» کنار کشیده است. «عباس عبدی» دیگر «کاریزمای» قبلی را ندارد. «کرباسچی» دیگر نیست. خوب دیگر کسی نمیماند؟
** حجاریان: اما من فعالم. ول که نکردهام.
* همه میگویند ما فعالیم اما حرف این است که چرا هر کدام یک چیز را بهانه کردهاید و کنار کشیدهاید؟
** حجاریان: ببینید من از 7 روز هفته، 4 روز را به درمان میگذرانم.
* حالا شما یک نمونهاید. ولی مثلا «آیتالله موسوی خوئینیها» که این طور نیست. «خوئینیها» چنان پتانسیلی داشت که روزنامهاش جریانسازی میکرد.
** حجاریان: چیزی که شما میگویید درست است اما یادتان باشد «من گفتم اصلاحات مرد» میخ به تابوت «اصلاحات» کوبیدند و «خلاص شد».
* آقای «حجاریان»، «بادامچیان» همین جمله شما را هر روز فریاد میزند و میگوید «مسیح» باید برای زنده کردن شما باز گردد. این یعنی پایان؟
** حجاریان: نه. بادامچیان زرنگی میکند. اگر راست میگوید باید همه جمله مرا فریاد بزند.
* یعنی همان «زنده باد اصلاحات»؟
** حجاریان: بله.
* آقای «حجاریان»، آقای «عسکراولادی» در زمان کنگره موتلفه به من گفت که ما حاضریم پرچم «اصلاحات» را به دست بگیریم. همان اتفاق در حال وقوع است؟
** حجاریان : این خیلی خوب است. اگر آنها همین حرفهای ما را بزنند استقبال میکنیم. چه اشکالی دارد؟
* یعنی مثلا «احمدینژاد» بشود پرچمدار «اصلاحات»؟
** حجاریان: بله، چه اشکالی دارد. آنوقت خود من حاضرم مشاور «احمدینژاد» بشوم.
* یعنی اگر «احمدینژاد» حرفهای خاتمی را بزند....
** حجاریان: نه. حرفها نه. فقط اگر او بخواهد عمل کند.
* از خود اصلاحطلبان چه کسی باید پرچم را دست بگیرد؟ قبول کنیم که «خاتمی»، «حجاریان»، «عبداللهنوری»، «کروبی» و... دیگر تمام شدهاند.
** حجاریان: بله حالا باید «سازمان قوی» درست کرد.
* اما آقای «حجاریان» حزب در ایران جواب نمیدهد.
** حجاریان: مگر «مشارکت» جواب نداد؟
* برای پاسخ به این سوال، «آقای حجاریان» اجازه دهید به گذشته باز گردیم. یک زمانی کوی دانشگاه شلوغ شد، برای اینکه به دانشجویان بگویند ساکت شوید، قهرمانهایشان را فرستادند جلو. دو کلمه صحبت میکردند دانشجوها ساکت میشدند {لااقل برای چند ساعت} اما حالا اگر دانشگاه شلوغ شود «مشارکت» چه کسی را دارد که بفرستد؟ «آقای حجاریان»، «خاتمی» با آن عظمت رفت دانشگاه فحشش دادند. همانهایی این کار را کردند که پشتش بودند.
«آقای حجاریان» شما حق ندارید بگویید که راستیها بودند. من خودم در مراسم بودم. همانهایی به «خاتمی» فحش دادند که روزی میگفتند زنده باد «خاتمی». همانهایی فحش دادند که روزی برای «خاتمی» سوت کشیدند. حالا با این چیزهایی که من گفتم بگویید «اصلاحطلبها» چه وضعیتی دارند چه خواهند کرد؟
شما میگویید میخواهیم به سمت «سازمان» برویم، دیگر تک ستارهای جواب نمیدهد. دیگر «سعید حجاریان» جواب نمیدهد، دیگر «الهه کولایی» جواب نمیدهد. «معین»، «اصغرزاده» و... اما با شناختی که از جامعه ایران داریم لااقل با رأیی که به «احمدینژاد» دادند دیدیم که مردم جمعی عمل میکنند.
همه دوست دارند یک کار کنند به نظر میرسد «سازمان» اگر چه آرمانی هست ولی در جامعه ایران جواب نمیدهد لااقل در چند سال آینده.
این به این معناست که «اصلاحطلبها» را در جامعه برای چندین سال نمیبینیم؟ با پذیرش این موضوع که اصلاحطلبها تئوری سازمانی را پیشه کردهاند. در صورتی که جناح راست میدانست «سازمان» جواب نمیدهد آمد «فرد محوری» راه انداخت.
** حجاریان: راستها و آبادگران خیلی «فرد» دارند؟
* نمیخواهیم بگویم آنها قهرمانهای واقعی دارند ولی میدانید که شما بلندگوی تبلیغی ندارید ولی آنها داشتند و قهرمانپروری کردند.
** حجاریان: قهرمانشان کیست؟
* یک دوره «چمران»، و حالا هم «احمدینژاد».
** حجاریان: اینها قهرمانند؟
* آقای حجاریان، نتیجه انتخابات را ببینید. حتما میدانید که چرا اینگونه شد. تئوریسین جناح راست به من گفت «همه به هم قول دادیم که هر کاری احمدینژاد کرد بگوییم بهبه! عجب کاری! شورای شهر هر کاری کرد بگوییم بهبه». مثلا گفتند 40 روزه تمام چالههای خیابانها را پر میکنیم. من و شما دیدیم که نکردند. اما با بلندگوهایی که داشتند جور دیگری جلوه دادند.»
** حجاریان: همه گفتند بهبه! حالا لایحهای را که دولت برد به مجلس سر بنزین را ببینید.
* نه. آقای حجاریان بحث را نچرخانیم. آن زمان میخواستند احمدینژاد را قهرمان کنند که کردند. البته تصورشان این بود که بعد از شورای شهر، آنها پرچم آبادگران را پس میدهند به «ناطق نوری» و میگویند یکی هم برای ریاست جمهوری انتخاب کن، اما تابلو را خودشان برداشتند و پس هم ندادند. اما به هر حال قهرمانپروری کردند میدانم با رأی کم آمدند اما توده مردم میگویند خدا خیرش بدهد. خیلیها این جوریاند.
باز هم سوال میکنم اصلاحطلبان کی میخواهند برگردند! چند سال اصلاحطلبها را نداریم. میایستند تا راستها خود به شکاف بخورند.
** حجاریان: نه، اصلا.
* شما از «مشارکت» میگویید اما «مشارکت» دیگر جواب نمیدهد.
** حجاریان: «مشارکت» باید بازسازی شود.
* چه کسی باید بازسازی کند جز این است که همان قهرمانان باید بازسازی کنند؟
** حجاریان: خودمان، من و بقیه... اصلاحات مرده است، اما اصلاحطلبان که نمردهاند. من ترور شدم اما نمردم حالا هم در حال صحبت با شما هستم و کار میکنم، کروبی هم کار میکند.
* بله 52 نفر را جمع کرده است.
** حجاریان: آدمهای بدی نبودند. «هاشمی»، «خوئینیها» و... کار میکنند. خوب حالا روزنامه نداشته باشیم. نشریات داخلی ما تیراژ بالایی دارد. از طرف دیگر «کروبی» به دنبال راهاندازی ماهواره و «مشارکت» به دنبال تاسیس رادیو است.
* نقطه آغاز بازگشت برای اصلاحطلبان کجاست؟ انتخابات خبرگان، شورای شهر یا...؟ اصلا فرض کنیم که دور اول احمدینژاد تمام شد. اصلاحطلبان نامزدی خواهند داشت تا در مقابل «احمدینژاد» راحت رأی بیاورد؟
** حجاریان: «احمدینژاد» در مقابل کاندیدای ما مشکل خواهد داشت برای اینکه طی 4 سال مشخص میشود که «احمدینژاد» نماینده راست است.
* همان اتفاقی که برای «ناطقنوری» و «هاشمی» افتاد؟
** حجاریان: بله.
* «آبادگران» میتواند «مشارکت» دیگری شود؟
** حجاریان: نه مثل اینکه شما «آبادگران» را جدی گرفتهاید.
* آنها داشتند کارهایی میکردند.
** حجاریان: چه کسی جلویشان را گرفت؟
* سنتیها، با نفوذی که داشتند. از تکتک امضا گرفتند که وارد نشوند. قضیه معرفی کاندیدای آبادگران را میگویم. من آن نامه را دارم. به هر حال میگویید «آبادگران»، «مشارکت» نمیشود؟
** حجاریان: «آبادگران» اصلا ثبت نشده است و من معتقدم اصلا وجود خارجی ندارد.
* پس «احمدینژاد» باید چه کند؟ حزب ایجاد کند؟
** حجاریان: اگر انجام دهد خوب است. دولت حزبی خوب است. ما اعتقادمان نظام حزبی است. ما هم اگر بیاییم دولتمان حزبی خواهد بود.
* اگر «معین» میآمد دولت حزبی تشکیل میدادید؟
** حجاریان: «معین» عضو حزب ما نبود.
* پس آرمان شما دولت حزبی است؟
** بله ما اصلا به دنبال تاسیس دولت حزبی هستیم و رییسجمهور ما رئیس حزب خواهد بود.
* بسیاری را عقیده بر این است که سعید حجاریان تمام شد، دوران تئوریپردازی گذشته است. حتی مردم میگویند ما با طبقه روشنفکر دیگر کاری نداریم آیا این حکایت از این دارد که ما به سمت تودهای شدن پیش میرویم؟
** حجاریان: نه یک مثقال «عمل» بهتر از یک خروار «تئوری» است اما «پراتیک» بدون پشتوانه «تئوری» هدر میرود.
* «تئوری» بدون «پراتیک» هم هدر میرود.
** حجاریان: حداقل در کتابخانه میماند و روزی به کار میآید.
* «آقای حجاریان» میتوانیم کاری کنیم که اینقدر در جا نزنیم؟
** حجاریان: بله میتوانیم اما نه با عمل کورکورانه و تقلیدی.
* شما میگوئید «پراتیک» بدون «تئوری» کورکورانه است. الان همین مشکل بوجود آمده است. زمانی که میخواستند، لایحه بدهند، «سعید حجاریان» حرفی میزد، «عبدی» چیزی میگفت، «صفار هرندی» و «ایمانی» هر یک چیزی میگفتند بعد از 10 نظر موافق و مخالف و بررسی نتیجهگیری میکردند. الان این طور نیست شما حتی یک رسانه ندارید.
** حجاریان: ما قرار نیست در جا بزنیم دولت هم پول بدهد ما روزنامه در میآوریم. حالا برعکس شده است پول کاغذ روزنامهها را هم میخواهند ندهند. باید از جایی شروع کرد.
زمانی با ترکیه شروع کردیم نباید عقب بیفتیم نباید روزی برسد که ببینیم عراق هم از ما جلوتر رفته اما هنوز ما در جا میزنیم.
* آقای حجاریان از وقتی که به ما اختصاص دادید متشکریم.