ترجمه: سیدمحمدموسی کاظمی
کدام تهدید برای غرب هراسناکتر است؛ حربه نفت یا سلاحهای کشتار جمعی؟ ایران که به خاطر برنامههای هستهای از سوی آژانس بینالمللی انرژی اتمی محکوم گردیده است؛ اینک تهدیدی دوم را مطرح کرده است؛ از سر گرفتن غنیسازی اورانیوم یا خودداری از فروش نفت و گاز به هر کشوری که دشمن جمهوری اسلامی ایران به شمار رود.
این اهرم فشار در دورهای مورد استفاده قرار میگیرد که ابرقدرتها با شوک نفتی سنگین روبرو هستند، این شوک نفتی همانند وضعیتی نیست که غرب پس از جنگ اعراب و اسرائیل در سال 1973 با آن مواجه شد. سبب این شوک بالا رفتن تقاضاهای جهان به ویژه هند و چین نسبت به گذشته است.
حربه ایران کهن در رویارویی با غرب که نیازمند نفت خاورمیانه است میتواند هراس انگیز باشد. ایران و به ویژه رئیسجمهور جدید، محمود احمدینژاد که فردی تندرو و ملیگراست با چنین آرایشی عرصه را بر غربیان به شدت تنگ کرده است.
احمدینژاد اینک با موضعگیری خود دست به تقسیمبندی جامعه بینالمللی زده است.
تهران در رابطه خود با آژانس بینالمللی انرژی اتمی نیز چالشهایی ایجاد کرده است. آژانس مذکور بخشی تخصصی از سازمان ملل است که مسئولیت بازرسی از سایتهای حساس کشورهای امضاکننده پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای را بر دوش دارد و ایران نیز یکی از امضاکنندگان این پیمان است.
چالش نخست: ایران متهم شده است که از آغاز ماه اوت سال میلادی جاری فعالیتهای هستهای خود را با از سر گرفتن تبدیل اورانیوم در مرکز اتمی اصفهان آغاز کرده است. تبدیل اورانیوم نخستین گام را در راستای از سرگیری غنی سازی دانسته میشود. گذشته از آن ایران متهم گردیده است که در طول 18 سال گذشته هرگز آژانس را در جریان تمامی فعالیتهای هستهای خود قرار نداده است. البته این بار اجماعی در کار نبود. در جریان رایگیری 22 عضو شورای حکام بر ضد ایران رای دادند. (کشورهای غربی، ژاپن، هند و ...) 12 عضو دیگر شورا رای ممتنع دادند. (کشورهایی چون روسیه، چین، پاکستان و ...) و ونزوئلا تنها مخالف این حکم بود.
چالش دوم: هیات ایرانی برخلاف طرح میانجیگرانه نخست که از سوی فرانسه، آلمان و انگلستان مطرح شده بود و در برابر تهدید ارجاع فوری پرونده هستهای ایران به شورای امنیت از موضع خود کوتاه نیامد. گرچه وزیر امور خارجه فرانسه، فیلیپ دوست بلازی، اخیرا بیان داشته است که هنوز هم میشود گفتگو کرد.
تنها رخداد پیشبینی نشده برای ایران پیوستن هند به جبهه غرب در پایان کار بود. میشل میکینسکی استاد آموزشگاه عالی بازرگانی و مدیریت دانشگاه پواتیه میگوید: "با پیوستن هند به جبهه مخالف ایران، باید پرسید که آیا ایران نفوذ خود را بیش از آنچه به واقع هست؛ تخمین نزده است؟"
از آن سو ایران توان رویارویی با آمریکا را دست کم گرفته است. آمریکایی که در پی بر هم زدن هر پروژه انتقال گاز میان هند و پاکستان و ایران است. در شرایط برابر تهران میتواند در مورد قرارداد بزرگ خود با هند ابتکار عمل را به دست بگیرد . این قرارداد بزرگ 21 میلیارد دلاری ژوئن گذشته بسته شد و به هند اجازه داد برای 25 سال از گاز طبیعی مایع ایران بهرهمند شود.
اینک قرارداد مذکور آشکارا مورد تهدید قرار گرفته است. چنین تهدیدی در مورد شرکتهای اروپایی طرف قرارداد با ایران نیز وجود دارد. شرکتهایی همچون "توتال" فرانسه و "انی" ایتالیا.
همانگونه که چندی پیش وزیر خارجه ایران به تندی اعلام کرد: "برای ایران روابط اقتصادی و سیاسی کاملا در هم تنیده است." از همین روست که از سال 1996 به بعد دیگر شرکتهای نفتی آمریکایی و شرکتهای وابستهشان نتوانستهاند در ایران سرمایهگذاری کنند.
اگر چه دهلینو از ایران فاصله گرفت و در دیگر سوی ایستاد؛ در مورد پکن و مسکو چنین نشد. گرچه گمان نمیرود روسیه خواستار رشد روز افزون قدرت تازهای باشد که ممکن است روزی به سلاح هستهای دست یابد؛ اما همانگونه که یک سیاستمدار روس در گفتگویی محرمانه بیان داشته است؛ مسکو همچنان به قرارداد خود با ایران مبنی بر ساخت رآکتور هستهای پایبند است. همچنین روسیه زیرکانه از پیامدهای هم پیمانی با یک قدرت منطقهای برای رویارویی با نفوذ رو به گسترش آمریکا در آسیای میانه آگاه است.
به طور قطع تنها چین میتواند برگ برنده ایران در این بازی سیاسی باشد. امپراتوری چین همچون روسیه در پی یافتن فرصتی ژئوپلتیک در راستای محدود ساختن نفوذ آمریکاست. از دیگر سو چین دومین کشور مصرفکننده نفت پس از آمریکاست و تقاضایش نسبت به گذشته در اوج، این همان مسالهای است که به ایران اطمینان میدهد در صورت عملی کردن تهدید خود یعنی عدم واگذاری نفت گرانبهای خود به کشورهای دشمن هنوز طلای سیاهش خواهانی خواهد داشت.
پشتیبانی پکن و مسکو برای تهران حیاتی است. چنانچه شورای حکام در گردهمایی آینده خود که در ماه نوامبر در وین برگزار خواهد شد تصمیم بگیرد پرونده هستهای ایران را به سازمان ملل بفرستد؛ این پرونده به شورای امنیت خواهد رفت. شورایی که چین و روسیه در کنار ایالات متحده، بریتانیا و فرانسه اعضای دائم آن هستند.
امروز چین و روسیه بر آن نیستند تا به حکم اجرای تحریمهای بیشتر علیه ایران رای مثبت دهند. کشورهای غربی نیز در این میان تنها یک راه گریز از حربه نفتی تهران دارند: سیاست داخلی ایران. رئیسجمهور جدید وعدههای انتخاباتی داده و در پی حذف یارانههای دولتی است. بنزین موضوعی است که در چارچوب این وعدههای انتخاباتی میگنجد؛ آن هم در اوضاعی که ایران به پول نیاز دارد. از آنجا که امروز نفت 85% درآمد صادراتی ایران و نزدیک به نیمی از منبع بودجه این کشور را تامین میکند؛ هر تصمیمی را باید با احتیاطی همه جانبه گرفت.
از شواهد چنین بر میآید که عرصه انتخاب ایران میان دو گزینه تحریم نفتی و یا دستیابی به بمب هستهای دارد تنگ و تنگتر میشود.
تاکنون سه کشور اروپایی فرانسه، بریتانیا و آلمان در دستیابی به چارهای دیپلماتیک ناکام ماندهاند. اینک تنها یک روزنه امید برای سر براه کردن تهران وجود دارد: "دادن تضمینهای جدی در مورد امنیت خارجی و برداشتن تحریمهای اقتصادی."
مطرح کردن و به کار بستن چنین راهکاری کار آمریکاست و نه اروپا. در هر حال همان طور که لندن اخیرا اعلام داشته است؛ عملیات نظامی به هیچ روی در راستای نظام نوین جهان نیست؛ گرچه اگر قیمت نفت تا سقف 100 دلار افزایش یابد؛ میتوان به گزینه عملیات نظامی نیز اندیشید.