تاریخ انتشار : ۱۷ مهر ۱۳۸۹ - ۱۰:۵۵  ، 
کد خبر : ۱۸۸۰۳۲
دکتر توکلی تاکید کرد:

وحدت اصولگرایان حول محور خدمت‌رسانی به مردم

اشاره: دکتر احمد توکلی نماینده مردم تهران و رئیس مرکز پژوهش‌های مجلس در گفت‌وگوی تفصیلی با فارس به تشریح دیدگاههای خود در خصوص آخرین تحولات اصول‌گرایان پرداخت و گفت: آسیب‌شناسی گذشته و تفاهم برای خدمت شرط وحدت است. متن کامل این گفتگو به شرح ذیل است.

* اخیراً تلاش‌هایی برای انسجام و وحدت مجدد اصولگرایان صورت گرفته است و اخبار پراکنده‌ای از آن تلاشها به رسانه‌ها رسیده است. نظر شما به عنوان یکی از عناصر مؤثر این جریان نسبت به اصل موضوع و خبرهای منتشر شده چیست؟
** بدیهی است امروز که دولتی اصولگرا به ترکیب شوراها و مجلس هفتم اضافه شده است بیش از هر وقت دیگری نیازمند وحدت هستیم تا بتوان به وعده‌های داده شده در خدمت به مردم، اسلام و کشور عمل کرد. طبیعی است که امروز هر مشارکت جمعی جدید باید معطوف به ارائه خدمت اصولگرایانه باشد، نه معطوف به حفظ قدرت در انتخات فردا. در واقع مردم به دنبال تنازع بر سر قدرت در شوراهای قبلی، در انتخابات شوراهای سال 81 به عناصر اصولگرا اعتماد کردند و چون شاهد تلاش برای خدمت بودند در انتخابات مجلس هفتم به اصولگرایان رأی دادند و ادامه روش مردم‌گرایانه به پیروزی اصولگرایان در انتخابات ریاست جمهور منتهی شد. امروز تقریباً تمامی ارکان حکومت در دست مدعیان اصولگرایی است. باید مردم صدق این ادعا را ببینند پس هر حرکت جمعی باید برای سربلند بیرون آمدن نزد خدا و مردم شکل گیرد. طبیعی است اگر این روش تعقیب شود، باز هم مردم باهوش و قدرشناس کشور امکان خدمت را به ما خواهند داد. اما اگر از این حقیقت و وظیفه حتمی غفلت شود و حرکت جمعی معطوف به تداوم قدرت در آینده باشد، در کشوری که تقریباً هر سال یک انتخابات برگزار می‌شود کی وقت گشودن گره‌های مردم باقی می‌ماند؟ اگر هر جریان سیاسی پس از انتخابات، به فکر این باشد که چگونه در انتخابات بعد پیروز شود، آیا در خطر انحراف به قدرت‌طلبی و مبتلا شدن به جنگ قدرت نخواهد شد؟ و مردم و اسلام فراموش نخواهند شد؟ البته حرکت جمعی برای خدمت نیز لوازمی دارد که باید بدان پایبند بود.
* مثل چه لوازمی؟
** اولین امر لازم، آسیب‌شناسی گذشته است. در انتخابات شوراهای شهر و روستا در دور دوم و مجلس هفتم اصولگرایان با تدبیر، حرکت جمعی مناسبی را سازمان دادند، ولی در انتخابات ریاست جمهوری نهم وحدت به تفرقه گرایید. گرچه انتخابات بحمدلله به پیروزی یک اصولگرا انجامید، ولی این نتیجه تدبیر و برنامه‌ریزی جمع واحدی نبود. آن زمان با داشتن رقیب قوی در قدرت اتحاد ساده‌تر برقرار می‌شد و اعتمادها جدی‌تر بود و اکنون که تقریباً یک دستی در سه قوه وجود دارد، کار اثباتی برای مردم ضرورت اعتقادی تام و ضرورت سیاسی دارد، لذا باید اعتمادها تجدید و از گذشته درس گرفته شود. پس قدم اول در راه وحدت، آسیب‌شناسی گذشته است، بدون عبرت از گذشته راه آینده پرخطر خواهد شد. در گذشته مسبوق به همراهی بودیم، آن وضع پیش آمد، حالا با سابقه دلخوری و بعضاً رقابت کاهنده و شکست در میثاق‌ها چگونه می‌توان به دوام وحدت بدون آسیب‌شناسی گذشته و پند آموزی از آن امیدوار بود؟
الزام دوم، ایجاد تفاهمات حداکثری در موضوعات مهمی است که به سرنوشت مردم و اسلام گره خورده است. مسائل مهم بسیار است. مثل اینکه ما در برنامه‌های اقتصادی چه وزنی به عدالت می‌دهیم؟ در سیاست داخلی، حقوق اقلیت و منتقدان را چگونه تامین می‌کنیم؟ در مبارزه با فساد و قطع پیوند قدرت و ثروت تا چه حدی اهتمام داریم؟ و تا کجا هزینه سیاسی آن را می‌پذیریم؟ در فقر ستیزی چقدر به خط امام(ره) و دستورات رهبری در پرهیز از اشرافیت دولتی پایبند هستیم، آیا حاضریم از خودمان شروع کنیم؟ به آزادیهای اجتماعی مردم و حریم خصوصی آنها و لوازمش در چه حدی پایبندیم؟ در سیاست خارجی فرقی بین جهانی شدن و جهانی سازی قائلیم؟ نقش دولت را در هدایت، مدیریت و ایفای تکالیف در قبال مردم چه می‌دانیم؟ از بخش تولید کالایی (صنعتی و کشاورزی) بیشتر حمایت می‌کنیم یا بخش تجاری؟ و مسائل مهم مشابه.
هر یک از اجزای مختلف طیف اصولگرایان یک کارنامه تاریخی دارند و در این مباحث یکسان نمی‌اندیشند و رفتار حکومتی‌شان متفاوت بوده است پس تلاش برای مفاهمه حداکثری ضروری است. بدون تفاهمات اصولی در این گونه مباحث، حرکت جمعی برای خدمت سخت و کم اثر می‌شود. ما به عنوان اصولگرایان تحولخواه که بر تحول در برخی بینش‌ها، روش‌ها و منش‌های حاکمیت اصرار داریم، همه دوستان اصولگرا را دعوت می‌کنیم که در حرکت جدید، آسیب‌شناسی و افزایش تفاهمات برای خدمت را بر هر کاری مقدم بدارند. تفکر برای چاره‌جویی مشکلات مردم و کشور یک اصل است. طبیعی است اگر چنین شد ادامه حفظ قدرت نیز به اراده مردم امکان‌پذیر خواهد بود. البته قدرت معطوف به خدمت اصولگرایانه، نه قدرت معطوف به منافع فردی، گروهی و جریانی.
* فکر نمی‌کنید نگرانی برخی از اصولگرایان مؤثر از آسیب‌شناسی جدی، به دلیل تشدید دلخوری‌ها درست باشد؟
** اگر امروز که بحمدلله کارها به دست اصولگرایان افتاده و هنوز خطر بالفعلی متوجه آنها نیست، نتوان دوستانه و منطقی اشتباهات گذشته را ارزیابی کرد و در مسایل اصلی تفاهم به دست آورد، فردا که به انتخابات نزدیک شدیم، آیا افسوس فرصت‌های از دست رفته برای خدمت و جلب رضایت مردم را نخواهیم خورد؟ و آیا خطر سهم‌خواهی یا اختلاف برداشت‌ها ما را متفرق نخواهد کرد؟ سرنوشت اصلاح‌طلبان پیش چشم ماست. البته طبیعی است قصد مچ‌گیری و افشاگری نباید در میان باشد، ولی در هر حال حقایق باید روشن شود.
* پس معلوم می‌شود با بحث حزب فراگیر اصولگرایان نیز نظر موافقی ندارید؟
** همین طور است. از حیث نظری و نیز از جهت واقعیت‌های تاریخی، این کار نشدنی و نامطلوب است. اول آنکه، هر حرکت حزبی محتاج توافق در تمامی بینش‌ها، روش‌ها و منش‌ها است. مبانی کاملاً مشترک می‌خواهد. اصولگرایان طیف‌اند و گرچه اشتراکات خوبی دارند، ولی این اشتراکات در حد پی‌افکنی یک تشکل با ساختار و مبانی واحد نیست. دوم، تشکیل حزب فراگیر نقش احزاب و گروههای فعلی یا شخصیت‌های نسبتاً مستقل طیف اصولگرایان را کمرنگ می‌کند و با آزادی افراد و تعهدات تشکیلاتی احزاب موجود در تعارض قرار می‌گیرد. سوم آنکه، تلاش برای ساختار واحد بدون مبانی گسترده یکسان، به چانه زنی قدرت تبدیل می‌شود که با حرکت جمعی اصولگرایی که بر مشروعیت تأکید دارد، ناسازگار است. چهارمین دلیل آن است که حتی اگر دید انتخاباتی داشته باشیم باید توجه کنیم که بخش حزبی طیف اصولگرایان در انتخابات اخیر کمترین اقبال مردمی را داشت. مشکل در نداشتن حزب واحد نیست، مشکل کمبود راهبردهای روشن و مشترک و اراده خالص برای خدمت و فداکاری برای مردم، اسلام، کشور و وطن و تقویت اعتماد مردم به مسئولان است. ما به عنوان تحول‌خواهان و عدالت‌طلبان در این مسیر به وحدت در هدف و حداکثر تفاهم در عرضه خدمت به مردم معتقدیم، ولی تنوع در روش و تکثر در تشکل‌ها را مطلوب می‌دانیم. بنابراین حزب فراگیر نه مقدور است، نه مطلوب.
* پس خبرهای مربوط به سهم آرای هر طیف را تایید نمی‌کنید؟
** موضع ما روشن است. اصولگرایی با قبیله‌گرایی سیاسی یکی نیست. باید روشن کنیم مقصودمان از اصولگرایی چیست تا به دام کشمکش قدرت نیفتیم. از سرنوشت گذشتگان درس بگیریم. هشت سال تمام گروه‌های مختلفی از اصلاح‌طلبی حرف زدند ولی تا آخر معلوم نشد که مقصودشان چیست و با جنگ قدرت فرصت خدمت را از دست دادند و با اراده مردم که با کسی عقد اخوت نبسته‌اند، حذف شدند. اگر ما اصولگرایی را روشن نکنیم، با تغییر اسم‌ها تغییر در سنت الهی ایجاد نخواهد شد.
* مگر شما در آن جلسات شرکت نداشتید؟
** من در هر جلسه‌ای که برای وحدت اصولگرایان بر مبنای پندآموزی از گذشته و تفاهم برای خدمت باشد شرکت می‌کنم. آنجا هم مشابه همین حرف‌ها را زدم. اول آسیب‌شناسی، دوم تفاهم بر سر موضوعات معطوف به خدمت، سوم، چو فردا شود فکر فردا کنیم.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات