تاریخ انتشار : ۰۷ مرداد ۱۳۸۹ - ۰۹:۵۸  ، 
کد خبر : ۱۸۸۰۳۸

کالبد شکافی مدارس دینی در پاکستان


نادر مازوجی
مدارس دینی پاکستان طی ماه‌های اخیر به یکی از موضوعات اصلی تحلیلگران و رسانه‌های غربی در مورد این کشور تبدیل شده است.
این موضوع پس از انفجارهای لندن و تایید سفر سه انگلیسی پاکستانی تبار از عوامل انتحاری این حملات به پاکستان در سال گذشته و همچنین بازدید یک نفر از آنان از مراکز و مدارس دینی این کشور، بیشتر مورد توجه قرار گرفت.
چه پرویز مشرف رئیس‌جمهور پاکستان به متولیان مدارس علوم دینی این کشور فرصت داده تا پایان سال جاری میلادی برای به ثبت رساندن این مدارس و تدوین مواد درسی جدید در آنها اقدام کنند و به طلبه‌های خارجی مشغول به تحصیل در این مدارس نیز دستور داده که باید هر چه زودتر از این مدارس خارج شده و خاک پاکستان را ترک کنند، اما تحلیلگران تحولات پاکستان معتقدند با توجه به پیشینه و ساختار مالی و مدیریتی مستقل علمای دینی و مدارس علمیه این کشور نمی‌توان انتظار داشت که تمام این مدارس به راحتی و در کوتاه مدت با برنامه دولت پاکستان کنار آیند.
آمارهای رسمی وزارت امور مذهبی پاکستان حکایت از آن دارد که در این کشور 11 هزار و 803 مدرسه علمیه دایر است و تاکنون تنها 10 درصد از آنها به ثبت رسمی رسیده و بقیه آنها بدون شناسایی به فعالیت خود ادامه می‌دهند. بیش از 17 هزار طلبه خارجی در این مدارس مشغول به تحصیل هستند که حدود 90 درصد آنان را افغان‌ها تشکیل می‌دهند و بقیه آنها از کشورهای مالزی، اندونزی،‌ تایلند و سودان می‌باشند.
آنچه که پس از این مقدمه کوتاه در زیر می‌آید، نگاهی به تاریخچه شکل‌گیری مدارس علمیه پاکستان است.
در یک تقسیم‌بندی کلی می‌توان سه جریان فکری اسلامی را در پاکستان ملاحظه کرد خاستگاه تمام آنها به پیدایش تفکر اسلامی در شبه قاره هند (هند، پاکستان و بنگلادش) باز می‌گردد.
جریان اول، بنیادگرایی است که ریشه در افکار و اندیشه‌های شاه ولی‌الله دهلوی دارد.
نهضت شاه ولی‌الله در ابتدا یک نهضت فکری - فرهنگی بود که اصلاح افکار دینی و خرافات‌زدایی از زندگی جامعه مسلمانان هند را هدف اساسی خود قرار داده بود، اما پس از او پسرش شاه عبدالعزیز و نوه‌اش شاه اسماعیل آن را به یک جنبش اجتماعی سیاسی تبدیل کرده و علیه سلطه انگلیس موضع گرفتند.
در نیمه دوم قرن 19 میلادی، یکی از علمای برجسته پیرو نهضت شاه ولی‌الله به نام محمدقاسم نانوتوی مدرسه معروف «دیوبندی» را در قصبه‌ای به همین نام در ایالت اتارپرداش هند بنیانگذاری کرد.
مدرسه دیوبندی به تدریج تبدیل به یک مکتب فکری ویژه شد که تا امروز به افراد تحصیلکرده در آن و یا وابسته به طرز تفکر آن، عنوان دیوبندی اطلاق می‌شود.
بنیانگذاران مدرسه، حنفیانی مقید و سختگیر بودند که مدرسه آنها تجدید حیات علوم کلامی در بخش مسلمان‌نشین هند را وجهه همت خود قرار داد و دانش‌های جدید را از مواد درسی خود حذف کرد.
مکتب دیوبندی پس از آنکه رنگ سیاسی نیز پیدا کرد، علمای وابسته به آن با همکاری تعدادی از علمای وابسته به جناح‌های دیگر گروه «جمعیت علمای هند» را در سال 1919 پایه‌گذاری کردند.
پس از تجزیه هند و تاسیس پاکستان، شاخه انشعابی آن با عنوان «جمعیت علمای اسلام» فعالیت‌های خود را در پاکستان کنونی ادامه داد.
این حزب امروز به دو گروه اکثریت و اقلیت تقسیم شده که رهبری جناح اکثریت را مولانا فضل الرحمان و رهبری جناح اقلیت را مولانا سمیع الحق بر عهده دارند. این دو رهبر برخاسته از گروه قومی پشتون‌ها هستند و از لحاظ فکری، طرفداران سرسخت نص قرآن، سنت و سیره خلفا و صحابه و معتقد به نظریات علمای سلف و مخالف با اجتهاد و تجدد به شمار می‌روند.
روابط این دو رهبر پشتون تبار دیوبندی با گروه طالبان بسیار عمیق و ریشه‌دار بوده و گزارش‌های منتشره حاکی از آن است که مدارس مذهبی این دو عالم دینی در ایجاد تفکر طالبانی و اعزام طلبه‌های جنگجو برای مبارزه با نیروهای شوروی سابق نقشی مهم را ایفا کردند.
دومین جریان فکری مدارس مذهبی در پاکستان به مولانا ابوالاعلی مودودی باز می‌گردد که این جریان، نزدیک به تفکر اخوانی یا اخوان‌المسلمین در این کشور تلقی می‌شود.
مودودی به رغم آنکه شخصیتی بنیادگرا و تا حدودی متاثر از افکار اصلاحی شاه ولی‌الله دهلوی داشت، اما میان اندیشه و روش سیاسی وی با جمعیت علمای اسلام تفاوت زیادی وجود دارد.
مودودی معتقد به برخورد نقادانه با تاریخ صدر اسلام بود و در آموزه‌های خود درباره نوع حکومت اسلامی، از «جمهوری الهی» نام برده است.
وی در کنار تفکر سلفی‌گری از نوعی پذیرش روش‌های معاصر در نظام سیاسی نیز غافل نبوده و به ایجاد نظام چند حزبی و انتخابات آزاد اعتقاد داشت و استفاده از شیوه‌های حکومتداری مدرن را در حکومت دینی تجویز می‌کرد. مودودی در سال 1941 میلادی، گروه جماعت اسلامی پاکستان را بنیان گذاشت. این حزب امروز بزرگترین حزب اسلامی و سیاسی در پاکستان به شمار می‌رود.
رهبری کنونی جماعت اسلامی را قاضی حسین احمد برعهده دارد. وی طرفدار وحدت اسلامی و مبارزه با نفوذ فرهنگ غربی است، اما روش مبارزاتی او کاملا مسالمت‌آمیز و غیرانقلابی بوده و تحول فکری - فرهنگی را قبل از هر نوع تحولی لازم و ضروری می شمرد.
تباین روش‌های فکری و عملی دیوبندی و جریان اخوانی در تاریخ معاصر، در اختلافات قاضی حسین احمد با مولانا فضل الرحمان و مولانا سمیع الحق مشهود است.
بدین ترتیب قاضی حسین احمد که رهبری ائتلاف 6 گانه احزاب مذهبی و سیاسی پاکستان موسوم به مجلس متحده عمل را نیز بر عهده دارد در خصوص چگونگی مبارزه سیاسی با این دو رهبر عضو ائتلاف مذکور اختلاف نظر دارد.
گروه جماعت اسلامی در دوران جهاد افغانستان از جمعیت اسلامی برهان‌الدین ربانی و حزب اسلامی گلبدین حکمتیار در افغانستان حمایت می‌کرد.
سومین جریان اسلامی در پاکستان،‌ جریان «سیداحمدخان» است. سیداحمدخان در محافل روشنفکری پاکستان به عنوان الگوی مسلمانان لیبرال شناخته شده است.
سیداحمدخان تحت تاثیر مکتب عقل‌گرایی و فلسفه طبیعی قرن 19 اروپا قرار داشت و قرآن را تفسیر علمی می‌کرد. مهمترین ویژگی در تفکر احمدخان گرایش او به نوگرایی غرب بود.
گرایش غربی احمدخان، به انگیزه خصومت مسلمانان سنت‌گرا با او تبدیل شد تا آنجا که سرانجام وی را به ارتداد و انحراف از دین متهم کردند.
مسلمانان تحصیلکرده دانشگاهی و تا حدودی رهبران و طرفداران حزب مسلم لیگ علاوه بر گرایش‌های ملی‌گرایانه و بعضا سکولاریستی، از هواداران جریان سوم به شمار می‌روند.
این سه جریان فکری همانطور که اشاره شد هر یک به نحوی ریشه در افکار علمای مسلمانان شبه قاره هند در دوران سلطه انگلیس داشت که عمدتا به افکار شاه ولی‌الله باز می‌گشت.
اندیشه‌های شاه ولی‌الله منشاء پیدایش گرایش‌های متعدد و مختلفی در شبه قاره شد، اما آنچه پایه واقعی اندیشه دینی شاه ولی‌الله را تشکیل می‌داد، سلفی‌گری یا بنیادگرایی از نوع مشابه وهابیت بود، تا آنجا که کارگزاران دولت انگلیس در شبه قاره او را متهم به وهابیت کرده بودند.
کلیت این سه جریان فکری اسلامی، تفکر اکثریت مسلمانان پاکستان را در بر می‌گیرد و از لحاظ صنفی نیز در برگیرنده حوزه‌های علمیه، دانشگاه‌ها و بازارها می‌باشد.
با وجود این تقسیم‌بندی سه گانه جریان‌های فکری اسلامی در پاکستان که جنبه عمومی دارد، تقسیم‌بندی دوگانه فقهی نیز وجود دارد که به خط‌مشی مدارس دینی و علما و روحانیون مذهبی مربوط می‌شود.
شهرت و رسمیت تقسیم‌بندی دوم در خصوص محافل حوزوی و مذهبی بسیار قابل تأمل است. در تقسیم‌بندی اخیر اکثر مدارس و علمای دینی سنتی از لحاظ گرایش‌های کلامی و فقهی به دو گروه عمده و مهم دیوبندی و بریلوی تقسیم می‌شوند. این دو گروه نماینده دو نوع تفکر کلامی در چارچوب فقه حنفی هستند که هر یک به تدریج دارای حزب سیاسی مستقلی نیز شدند. دیوبندی‌ها از نظر اعتقادی شباهت کلی به وهابیت پیدا کرده‌اند. آنها مانند وهابیت در برابر سایر فرقه‌های اسلامی، حساسیت زیادی نشان داده و از توحید و شرک، تفسیر ویژه‌ای ارائه می‌دهند.
اما بریلوی‌ها انعطاف‌پذیری بیشتری داشته و از توحید و شرک، تفسیر سخت‌گیرانه ارائه نمی‌دهند. آنها تا حدودی گرایش‌های صوفیانه مکتب و در اعتقاد به اولیاءالله نزدیک به کلام شیعی می‌اندیشند. موسس مکتب بریلوی، شخصی به نام احمدرضاخان بریلوی بود و این مکتب را در واکنش نسبت به جنبش محمدبن عبدالوهاب و در مخالفت با عقاید دینی شاه ولی‌الله، شاه اسماعیل و علمای دیوبندی ایجاد کرد.
نماینده سیاسی این مکتب در پاکستان گروه «جمعیت علمای پاکستان» به رهبری مولانا شاه‌احمد نورانی و عبدالستار نیازی می‌باشد.
مکتب دیوبندی در پاکستان کنونی، نماینده دین رسمی به شمار می‌آید و دارای اکثریت در میان مسلمانان اهل سنت است.
طرفداران دیوبندی در پاکستان در حال افزایش است، به ویژه در دو دهه اخیر رشد دیوبندی‌ها به دلیل رشد بنیادگرایی اسلامی در منطقه و سرمایه‌گذاری‌های وسیع وهابی‌های عربستان و همچنین حمایت‌های حکومت آن کشور از ارتشبد ضیاءالحق رئیس‌جمهور نظامی سابق و فقید پاکستان و جناح فکری حامی او سرعت بیشتری یافته است.
عمده‌ترین گروه‌های وابسته به مکتب دیوبندی در پاکستان عبارتند از جمعیت علمای اسلام، سپاه صحابه و جمعیت اهل حدیث، در تاربیخ 20 ساله معاصر پاکستان،‌ تشکیلات فکری و حتی ستیزه‌جویی متعددی از این گروه‌ها منشعب شدند و برخی از آنها با گرایش‌های فرقه‌گرایانه مسلحانه به فعالیت‌های دهشت‌افکنانه از جمله ترور اهل تشیع روی آورده‌اند.
جذب طلبه‌های افغان برای جهاد و شکل‌گیری جنبش طالبان نیز حرکتی از سوی تفکر علمای دیوبندی بود که عمدتا در مدارس مذهبی این گروه تحصیل کردند.
پس از کودتای سال 1357 شمسی در افغانستان و اشغال این کشور توسط ارتش شوروی، در زمستان سال 1358 صدها هزار شهروند افغان به پاکستان مهاجرت کردند. احزاب اسلامی پاکستان مانند جمعیت علمای اسلام، جماعت اسلامی و جمعیت اهل حدیث بعضا تحت تاثیر انگیزه‌های دینی و نژادی (پشتون‌گرایی) به کمک مهاجران افغان شتافته و مدارس و مراکز آموزشی متعددی را در دو ایالت بلوچستان و سرحد برای فرزندان آنها تاسیس و یا اینکه آنها را در مدارس وابسته به خود در شهرهای مختلف پاکستان جذب کردند. دهها مدرسه به وسیله جمعیت علمای اسلام بنیانگذاری شد و جوانان افغان نیز از اینکه مدارس مذکور مجانی بوده و در آنها قرآن و مسائل دینی تدریس می‌شد به این مدارس پیوستند.
بنابراین اولین آموزه‌های فکری طالبان در این مدارس شکل گرفت و طالبان نیز شدیدا تحت تاثیر مواد آموزشی آنها واقع شد.
آموزه‌های ایدئولوژیکی مبارزاتی و فعالیت‌های سیاسی نظامی کشمیری‌ها در مقابل هند نیز تا حد زیادی از همین مدارس و پایگاههای مذهبی سیاسی نشات گرفته است.
تحولات 11 سپتامبر 2001 و انفجارهای مهیب در نیویورک بهانه‌ای برای دولت آمریکا شد تا با توسل به آن برای تغییر حکومت شبه‌نظامیان در افغانستان که اسامه بن لادن میزبانی می‌کرد، اقدام کند.
ارتشبد مشرف با تغییر 180 درجه‌ای در سیاست خارجی خود در مورد افغانستان اقدام به ارائه کمک‌های لجستیکی به ارتش آمریکا کرد تا مردم پاکستان ناباورانه شاهد همیاری حکومت کشورشان در نابودی تشکیلاتی باشند که بخشی از آنها در مدارس مذهبی پاکستان شکل گرفته و از آنجا برخاسته بودند.
وی پیشتر فعالیت چند گروه افراطی را که براساس آموزه‌های گروههای تندرو شکل گرفته بودند، ممنوع اعلام کرده بود.
با این حال با توجه به شدت یافتن مجدد حملات دهشت‌افکنانه و اظهارنظرهای تند و صریح آمریکا درباره این کشور، دولت پاکستان دو سال قبل مجددا مجبور شد وارد عمل شده و گروههای ممنوعه‌ای را که با تغییر نام قبلی فعالیت‌های فرقه‌گرایانه را از سرگرفته بودند، غیرقانونی اعلام کند.
انفجارهای متروی لندن و حقایقی که پس از آن به تدریج معلوم و از طریق رسانه‌ها منتشر شد، موج جدید سرکوب و دستگیری عوامل این گروهها را ایجاد کرده است.
تونی بلر نخست‌وزیر انگلیس نیز اخیرا در سخنانی تلویحا به دولت پاکستان گوشزد کرد تا فعالیت مدارس علمیه در این کشور را تحت کنترل خود در آورد.
رئیس‌جمهور پاکستان نیز طی سخنانی با اشاراتی که ظاهرا در پاسخ به اظهارات نخست‌وزیر انگلیس بود یادآور شد که در مبارزه با تروریسم‌ و افراط‌گرایی باید شرایط محیطی را در نظر داشت و به صورت حساب شده و تدریجی عمل کرد.
وی در ظاهر خطاب به خبرنگاران و در باطن در پیامی پوشیده به رهبران کشورهای غربی تاکید کرد که نباید تصور کرد تمام مدارس دینی خلافکار هستند، آنها تشکیلات وسیع غیردولتی هستند که به بیش از یک میلیون طلبه به صورت مجانی آموزش‌های دینی می‌دهند.
دولت پاکستان هم اکنون مشغول مبارزه اساسی با برخی گرایشهای افراطی در مدارس مذهبی است که بذر آنها را در دهه پیش، آمریکا و برخی دیگر از کشورهای منطقه ریخته بودند.
در صورتی که پاکستان بتواند گروههای مذهبی افراطی را مهار نماید، هم درگیری‌های مذهبی در داخل این کشور کاهش می‌یابد و هم اینکه پاکستان برای همسایگان کشور امن‌تر خواهد شد.
البته باید مرز میان گروههای مذهبی افراطی و سایر گروهها به دقت تشخیص داده شود.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات