علی تتماج
فردا (سوم آذر ماه) اجلاس شورای حکام با محوریت بررسی پرونده فعالیتهای هستهای ایران در چارچوب گزارش محمد البرادعی در زمینه بازدیدها و تحقیقات صورت گرفته از مراکز ایران آغاز به کار میکند. این نشست راکه میتوان مرحله دیگری از جبههگیریها و صفبندی قدرتها و بازیگران جهانی دانست، سبب گردیده تا از مدتها پیشتر بسیاری از کشورهایی که در ایران و یا حتی عرصه بینالمللی به دنبال منافعی میباشند، به اظهار نظر و موضعگیریهای هر چند در حد الفاظ دیپلماتیک روی آورند. در میان این بازیگران، روسیه از جمله کشورهایی است که نقش اساسی را در مناقشه ایران و غرب ایفاء میکند. آنچه در موضعگیریهای این کشور قابل بررسی است عملکردهای دوگانه و غیرمطمئن مقامات مسکو میباشد که جوی از ابهام را موضع نهایی آنها ایجاد کرده است. چنانکه ولادیمیرپوتین و برخی مقامات دیگر از فعالیتهای ایران حمایت کردهاند، و در مقابل افرادی همچون «سرگئی لاوروف» وزیر امور خارجه روسیه مواضعی دوپهلو داشته و از یک جهت ضمن حمایت از روابط ایران و شورای حکام، تهدید نموده که آغاز غنیسازی موجب ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت میگردد.
با توجه به اینکه روسها از ابتدای آغاز فعالیتهای هستهای ایران در این پروژه حضور داشته و از شرکای اصلی محسوب میشوند و از سوی دیگر نقش و جایگاه این کشور در معادلات جهانی این گونه موضعگیریهای دوپهلو و بعضا غیرمسئولانه از جهات گوناگون قابل تامل است.
1- پس از اجلاس سپتامبر شورای حکام، گزارشاتی مبنی بر تمایل روسیه برای انجام فعالیت غنیسازی ایران در این کشور منتشر گردید. در طرف مقابل ایران نیز طرحی را ارائه کرد که بر اساس آن هر کشوری که بخواهد میتواند در پروژههای هستهای ایران مشارکت نماید. با توجه به اینکه این طرح موقعیت و منافع روسیه را در ایران کاهش خواهد داد، و از سوی دیگر انجام غنیسازی در روسیه منافع جدیدی برای آنها ارزیابی میگردد، میتوان گفت که موضعگیری غیرمنطقی مسکو، تلاشی است برای حفظ منافع گذشته و دستیابی به منافع جدید.
2- با توجه به منافع و اهدافی که روسها در عرصه بینالمللی پیگیری مینمایند، احتمال تکرار مواضع قبلی آنها (دادن رای ممتنع) وجود دارد. این موضعگیری چندان در چارچوب مناسبات ایران و روسیه نمیباشد و مسلما دلسردی ایران را به همراه خواهد داشت، لذا روسها از هماکنون با تاکید بر مساله عدم غنیسازی و تعلیق فعالیتهای هستهای، زمینه را برای موضعگیری آینده خود فراهم میآورند تا در اجلاس اخیر براساس جو حاکم تصمیمگیری نمایند. در حالی که پیشتر، شرط خود را برای حمایت از ایران اعلام داشتهاند.
3- روسها برخلاف آنچه ادعا میکنند، توانایی لازم را برای مقابله جدی با اتحادیه اروپا و آمریکا ندارند. مسکو از نظر اقتصادی و سیاسی تحت فشار آنها قرار دارد و برای تحقق بسیاری از اهداف منطقهای و جهانی خود نیازمند چتر حمایتی آنها است.
لذا دور از انتظار نیست که آنها برای حفظ منافع، نیمنگاهی به خواست اروپا داشته باشند (البته باید در نظر داشت که روسها با موازنهای دوجانبه به دنبال حفظ و گسترش منافع در ایران و جبهه غرب میباشند که تا حدودی نیز موفق بودهاند).
4- در حال حاضر برخلاف گذشته قدرتهایی مانند غیرمتعهدها و چین در عرصه معادلات جهانی ظهور کردهاند که تاثیرات بسیاری بر منافع اروپا و روسیه داشتهاند. با توجه به این امر و دیدگاه روسها که همچنان خواهان حضور فعال در معادلات جهانی هستند، میتوان گفت که آنها با بزرگنمایی نقش خود در شورای حکام میخواهند، همچنان خود را از تاثیرگذاران مهم در عرصه بینالمللی بویژه تحقق صلح معرفی نمایند.
در نهایت باید گفت که هر چند روسها نیز مانند سایر کشورها اهداف خود را پیگیری میکنند، اما مواضع متزلزل و بعضا غیرمسئولانه آنها در قبال ایران میتواند آینده آنان را در ایران تحتالشعاع قرار دهد و ایران را بیش از پیش به سوی سایر رقیبان روسیه از جمله غیرمتعهدها و چین سوق دهد. لذا جا دارد تا آنها در اجلاس اخیر مسئولیت و تعهداتشان به تهران را به خوبی اجرا نمایند چراکه در غیر این صورت متضرر اصلی در این موازنه آنها هستند نه تهران.