رضا جلالی
ضرباهنگ معکوس طرح مجدد پرونده چالش برانگیز هستهای ایران ما را در روزهای آینده پای میز اجلاس نوامبر (24 نوامبر) شورای حکام خواهد برد سوم آذر ماه 84 صاحبان سی و پنجگانه شورای حکام سازمان ملل متحد در حالی پرونده هستهای ایران را رسیدگی میکنند که در نشست سپتامبر، 34 رای موافق و ممتنع آنان را در موقعیت ویژهای قرار داد.
پس از جابایی و انتقال قدرت دولت اصلاحطلب خاتمی به دولت رادیکال آقای احمدینژاد، مسوولین پرونده هستهای ایران از روحانی به لاریجانی (که سکاندار هدایت شورای عالی امنیت ملی بود) منتقل شد و تیم کاری جدید به جای تداوم و استمرار مذاکره با غرب (اتحاد مثلث اروپایی) با تغییر 180 درجهای دیپلماسی پروندهای هستهای محور شرق (مثلثی که در راس آن روسیه و در دو ضلع قاعده دیگر آن کشورهای هندوستان و چین قرار دارد) گشوده شد.
بلافاصله کار گروههای ویژهای در شورای عالی امنیت ملی تشکیل شد و متولیان امور بیدرنگ راهکارهای عملی خود را برای رهایی از بنبست مشخص کردند، و در اولین فرصت اهداف بلندمرتبه طرح مزبور توسط رئیس جمهور در نشست مجمع عمومی سازمان ملل متحد ارائه شد که مورد بیمهری نظام بینالملل قرار گرفت و عکسالعملهای منفی غرب و تاثیرگذاران بینالمللی بر رفتار تصمیمسازان اعضای شورای حکام و آژانس بینالمللی هستهای را در برداشت و زمینههای سخت شدن شرایط بینالمللی و منطقهای را فراهم ساخت.
امتیازدهیهای اقتصادی به مثلث اتحاد شرق (روسیه، چین و هندوستان) که به بهانه پشتیبانی از تاسیسات هستهای برق در بوشهر موجب انعقاد قراردادهای بای بک نفتی و گازی با کشورهای چین و هندوستان شد، باعث گردید تا انرژی فسیلی و غیرفسیلی ملت بزرگ ایران به منظور سهمخواهی از نقشآفرینی کشورهای مزبور در عرصههای بینالمللی (مثل دارابودن حق وتوی روسیه و چین) بیهوده به هدر برود و سر آخر هم مزد ما را با رای موافق و ممتنع در پرونده هستهای شورای حکام در نشست حکام اینگونه بدهند.
این روزها حتی شاهدیم که محافظهکاران نیز همفکران خود را در آینه نقد عملکرد قرار دادهاند و از گرایش اهالی شورای عالی امنیت ملی به سمت محور شرق به شدت انتقاد کردند و دوستان خود را مورد شماتت، مذمت و سرزنش قرار دادند.
انعکاس رسانههای جمعی در خصوص بازتاب ارجاع پرونده هستهای ایران بر روی میز شورای امنیت سازمان ملل متحد در حالی موجب نگرانی کارگزاران حکومتی کشورمان میشود که یک جریان فکری افراطی همچنان در طبل رادیکالی خویش میکوبند و تصمیمسازان حکومتی را در مسیری غیرعقلانی تحریک میکنند و در صددند تا نظرات غیر منطقی خود را در جریان سیر جاری پرونده هستهای ایران به دولتیان و مجلسیان تحمیل نموده و کشور را به سمت افراطیگری بکشانند.
نصیحت پندآمیز نخبگان غیرحکومتی و روشنفکران وامدار به مردم شریف ایران آنست که مبادا آقایان اشتباهات جبرانناپذیری را مرتکب شوند که آیندگانی که هنوز در عرصه این سرزمین کهن ایران زمین متولد نشدهاند آنها را نفرین کنند.
همچنان که نسل امروز جامعه ما هرگز اشتباهات عصر قاجاریه در دوره پادشاهی سلطنتطلبانه فتحعلیشاه قاجار را (که در پس قراردادهای ننگین ترکمنچای و گلستان «چای» ایالتهای سرسبز سرزمینهای شمالی ایران را در پس جنگهای اول و دوم ایران و روس واگذار کردهاند) را نادیده نمیگیرند و نفرینهای خود را نثار خرقهپوشان نادان عصر قاجاریه میکنند، خدای ناکرده تقدیم آقایان نمایند.
اجلاسهای متعددی که در طول سه سال گذشته با کشورهای اروپایی صورت گرفته یا عمدتا ناکام و بینتیجه به ضرر ما تمام شد و با امتیازدهیهای باجخواهانه توسعهطلبان طرف قرارداد و معاهدات منعقد شده بین ایران و کشورهای اروپایی هیچ چیزی عاید ایران نشده است.
در پایان امیدواریم که طرح موضوع پرونده ما در نشست 24 نوامبر شورای حکام تهدیدات و خطرات پیشروی را لااقل تعدیل نماید.