یوسف محسنزاده
روز پنجشنبه شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی هستهای قرار است دور هم گرد آیند و راجع به پرونده هستهای ایران به مشورت و رایزنی بپردازند.
این اجلاس، در واقع، پیرو صدور قطعنامه قبلی تشکیل میشود که طی آن از ایران خواسته شده بود برای پرهیز از ارجاع پروندهاش به شورای امنیت نسبت به تعطیلی فعالیت از سر گرفته شده تأسیسات هستهای اصفهان اقدام کرده و مذاکرات خود را با سه کشور اروپایی از سر بگیرد.
طبعاً، هیچکدام از این دو خواسته اساسی قطعنامه صادره، مجالی برای تحقق نیافت. زیرا اساسا ایران با اعتقاد و باور عمیق به ناهمخوان بودن این دو درخواست با متن معاهده NPT و عدم مطابقت آنان با وظایف آژانس بینالمللی انرژی هستهای، این دو خواسته را رد کرده بود.
با این حال در همین مدت، همکاریهای روشن و ارزندهای میان تهران و آژانس که مبادرت به اعزام هیأتهای بازرسی به کشورمان کرده بود، به وجود آمد که در متن گزارش البرادعی نیز به آن اشاره شده است. از طرفی، اقدام مجلس شورای اسلامی در تصویب یک طرح در مورد تطبیق اقدامات داوطلبانه در صورت ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت، یک پیام روشنی به اجلاس شورای حکام ارسال کرد که بیشک تأثیر فراوانی در شکلگیری یک فضای تازه در اجلاس بر جای خواهد گذاشت.
در این میان از تبلیغات فشرده و تحریکآمیز آمریکا نباید غافل ماند که بحث لبتاپ هستهای را مطرح کرد و سپس به مدارک و اسنادی اشاره کرد که مبتنی بر آن، طرحهای ساخت بمبهای هستهای ترسیم شده بود. چنین تبلیغاتی به طور عمده و به منظور اعمال فشار روانی در فضای اجلاس ساخته و پرداخته شده بود و طبعا هدف آن تسهیل دستیابی به اجماع برای گزارش پرونده ایران به شورای امنیت بوده است.
با این حال اقدامات مؤثر و زیربنایی ایران در اعتمادسازی میان ایران و آژانس بینالمللی انرژی هستهای، تأثیر واضح و روشن خود را در گزارش البرادعی بر جای نهاده است. این گزارش، قطعا نمایندگان کشورهای روسیه و چین و حتی سایر کشورها را نسبت به همکاری ایران با ماموران اعزامی آژانس، متقاعد کرده است و از اینرو آنان مجددا بر لزوم حل و فصل این مشکل در چارچوب آژانس تاکید کرده و ارسال پرونده ایران به شورای امنیت را مفید ندانستند.
چنین موضعگیری، البته بر مواضع آمریکا و سه کشور اروپایی تاثیر روشن خود را بر جای گذاشت. اعلام این سه کشور در مورد به تعویق انداختن تلاشهای خود برای ارجاع پرونده هستهای ایران به شورای امنیت، در واقع نشانهای بارز از شکست تلاشهایشان در این زمینه میباشد. به طور قطع، این تعویق، نه به خاطر فراهم ساختن فرصت دوبارهای برای احیاء تلاشهای دیپلماتیک صورت گرفته که دقیقا به خاطر عجز و ناتوانی واضح آمریکا و متحدانش در تامین نظر سایرکشورها و مجاب ساختن آنان در زمینه اقدام علیه ایران، انجام گرفته است.
اکنون هیأت ایرانی باید حداکثر استفاده را از فضای ایجاد شده به سمت تأیید و تاکید حق مسلم خود در زمینه برخورداری از دانش هستهای به عمل آورد. البته این مکان مطرح است که در اجلاس، بحث غنیسازی اورانیوم در کشور روسیه انجام گیرد. موضعگیری هیأت کشورمان در این زمینه باید هوشیارانه و مدبرانه باشد. این پیشنهاد، البته برای محروم ساختن ایران از یکی از اساسیترین حقوق خود در زمینه تکمیل چرخه سوخت هستهایاش، مطرح شده است.
باید دید که چگونه میتوان به گونهای تعامل کرد که نظر مثبت روسیه و چین را نسبت به برنامه هستهای حفظ کرد؟ و در عین حال از تلاش آمریکا و متحدانش برای ایجاد وسوسه در مسکو و پکن جلوگیری کرد. این کار به ظرافت و مهارت دیپلماتیک نیاز دارد که هیأت ایرانی همواره از آن بهرهمند بوده است.