یوسف محسنزاده
در هفته گذشته، تحولات مهمی در اسراییل به وقوع پیوست که برخی از ناظران سیاسی و پیگیران مسایل خاورمیانه به آن زلزله سیاسی لقب دادند. البته این تحولات دو منشاء اصلی داشت. یکی عبارت از خروج آرییل شارون، ژنرال قدیمی ارتش اسراییل و سیاستمدار ارشد حزب لیکود از این حزب و ثانیاً پیروزی یک عضو گمنام حزب کارگر و شکست شیمون پرز در انتخابات رهبری این حزب تحول روحی موجب شد که امیر پروتیز در قامت رهبر جدید حزب کارگر، دستور قطع همکاری حزب کارگر با کابینه آرییل شارون را صادر کرده و با پایان حمایت این حزب در پارلمان از کابینه شارون و خروج وزرای عضو حزب کارگر، موعد برگزاری انتخابات زودرس پارلمانی برای 8 فروردین ماه سال آینده تعیین شود. البته، این تحولات تا آنجاییکه به معادله سیاسی حاکم میان احزاب و قوای سیاسی در رژیم اسراییل مربوط میشود، اهمیت بسزایی دارد و نشانی از شکنندگی ساختار سیاسی این رژیم دارد. با این حال باید دید این تغییرات و تحولات، چه تاثیری بر مردم فلسطین و کوشش آنان برای تاسیس دولت مستقل فلسطینی در چارچوب پایتخت بودن بیتالمقدس خواهد داشت؟ در این زمینه، باید به چند نکته اشاره کرد. شارون با ارائه پیشنهاد خروج از غزه و برخی از شهرکهای یهودینشین در کرانه باختری، عملاً از گذشته خود به عنوان سردمدار اصلی حرکت ساخت و ایجاد شهرکهای مهاجرنشین در نوار غزه و کرانه باختری فاصله گرفت. همین رویکرد موجب شد حزب کارگر که راهکار مذاکره فلسطینیها را از فرمان انعقاد قرارداد اسلو در پیش گرفته است از شارون حمایت کرده و از سقوط کابینه وی به دلیل موضعگیری اکثریت حزب لیکود علیه شارون، جلوگیری کند. اما با روی کار آمدن پروتیز به عنوان رهبر جدید حزب کارگر شیمون پرز که جزو اصلیترین چهرههای سیاسی حزب کارگر اسراییل محسوب میشود، شکست سنگینی را متحمل شد و احتمالاً، وی به حزب جدید شارون خواهد پیوست. این شکست، نشانهای از بروز تحول جدید در نگاه نگرش حزب کارگر نیز میباشد. اکنون به نظر میرسد حزب کارگر، دیگر به مساله صلح و آشتی با فلسطینیها به عنوان اصلیترین دغدغه خود، نمینگرد و رهبر جدید این حزب، که هیچ سابقه نظامی در کارنامه خود ندارد ـ برخلاف دولتمردان اصلی اسراییل ـ خواهان توجه و اهتمام به مسایل داخلی از جمله رسیدگی به وضع مخدوش و غیرتحمل آموزش، رفاه اجتماعی و ازدیاد طبقاتی و گسترش خط فقر میباشد. در این نگاه، البته اکثریت رأیدهندگان اسراییلی که جزو طبقات تهیدست محسوب میشوند، با وی همداستانند و جالب اینکه، طرفداران حزب لیکود، نتانیاهو که وزیر امور مالی دولت شارون بود به اجرای سیاستهای پولی متهم میکنند که به بخش تهیدست منجر شده است. از طرفی، توجه عمده شارون در شرایط تازه دنبال کردن سیاست صلح با فلسطینیهاست. شرایط مطلوب شارون، ترسیم مرزهای فلسطین و برقراری دوستی و صلح با آن است. علاوه بر این، از نظر شارون، بیتالمقدس پایتخت اسراییل خواهد بود و بعلاوه، پناهندگان فلسطینی حق بازگشت را نخواهند داشت و دولت فلسطین هم تا مدتی در چارچوب نظارت اسراییل به فعالیت خواهد پرداخت. بنابراین، این رویکرد برای آینده فلسطینیها که دستکم بخش شرق بیتالمقدس را امید دارند به عنوان پایتخت دولت آیندهشان مورد شناسایی رسمی قرار گیرد، بسیار دردناک است و بعلاوه اینکه فلسطینیهای آواره در لبنان، عراق، سوریه، یمن و سایر کشورها همچنان باید در شرایط مهلک و فرسایشکننده کنونی خود بسر ببرند و در عوض، شارون امیدوار است این گام، با کسب امتیازات سیاسی فراوان در جهان غرب و اسلام منجر شود چنانکه عقبنشینی از نوار غزه موجب شد تا پاکستان روابطش را با اسراییل بهبود ببخشد.