تاریخ انتشار : ۱۱ مهر ۱۳۸۹ - ۱۰:۵۵  ، 
کد خبر : ۱۸۸۱۲۴

دموکراسی غربی؛ از ادعا تا واقعیت


علی تتماج
از جمله موضوعاتی که در عرصه بین المللی همواره مورد توجه بوده است، مساله حقوق افراد و گروهها و در یک کلام حقوق بشر می‌باشد. دو جنگ جهانی و تحولات عرصه بین‌الملل سرانجام باعث شد تا در سال 1948 کنوانسیون حقوق بشر از سوی سازمان ملل متحد تدوین گردد. در حالی که غرب خود را به عنوان وامدار دموکراسی و مردم سالاری معرفی و بدین وسیله در امور داخلی سایر کشورها دخالت می‌کند (به ویژه پس از حوادث 11 سپتامبر که بهانه تروریسم، جنگ عراق و افغانستان را برپا کرد و اجرای طرح اصلاحات خاورمیانه را مطرح نمود. تاکنون هرگز این قوانین چنانکه عنوان شده اجرا نگردیده و همچنان جهان شاهد بی‌عدالتی و استعمار توسط قدرتهای بزرگ می‌باشد.
روند تحولات جهان حکایت دیگری را روایت می‌کند و آن پایان عمر دموکراسی در غرب و توخالی بودن شعارهای زیبای آنها در زمینه حقوق انسانها، آزادی بیان و حق تعیین سرنوشت می‌باشد.
براساس آنچه امروز در غرب می‌گذرد این تجاوزات و بی‌اعتنایی‌ها به حقوق انسانها از چند بعد قابل بررسی است:
1)‌ آزادی بیان: یکی از اصلی‌ترین مسائلی که غرب از آن برای دخالت در سایر کشورها بهره می‌گیرد، مقوله آزادی بیان و بعضاً رسانه‌ها و مطبوعات است. اما جالب اینجاست که در خود این کشورها، گزارشات منتشره بالاخره آمار سانسور خبری و اعمال فیلترها و چارچوبهای سختگیرانه برای اظهار نظرها و عملکرد مطبوعات را نشان می‌دهد. چنانکه در فرانسه هر کس علیه رژیم صهیونیستی مطلبی بیان یا درج کند، مساوی با نقض قانون بوده و مجازات آن سالها زندان است (البته در مورد اسلام، توهین و بی‌حرمتی بعضاً‌ با رضایت دولتمردان همراه است.)
در انگلیس براساس آخرین تصمیمات دولت، هر شخص یا نشریه‌ای که به درج مکالمات و گفتگوهای بوش و بلر بپردازد، مجازات سنگینی بر وی تحمیل می‌گردد و در آمریکا تاکنون صدها خبرنگار و نویسنده به دلیل انتقاد از سیاست‌های دولت و بیان حقایق تحولات عراق و آمریکا، اخراج و به برخی مکان‌های نامعلومی انتقال داده شده‌اند.
تاکنون صدها تن به دلیل اینکه خواستار بازگشت فرزندانشان از عراق شده‌اند، بازداشت گردیده‌اند. (این در حالی است که اروپا و آمریکا ایران را به نقض آزادی بیان متهم کرده و علیه آن قطعنامه صادر نموده‌اند!!)
2)‌ آزادی دینی: براساس ماده 18 کنوانسیون حقوق بشر، هر کس حق دارد امور دینی را به صورت فردی یا جمعی به جا آورد و هر دینی را برای خود برگزیند. این قوانین در حالی که در کنوانسیون جهانی درج شده که امروز اروپا و آمریکا به شدت با این مقوله مخالفت کرده و صرفاً برخی از آیین را به رسمیت می‌شناسند.
چنانکه امروز در بسیاری از کشورهای اروپایی، از جمله فرانسه، انگلیس، هلند، ایتالیا و ... حضور زنان و دختران در مراکز علمی و اداری با پوشش اسلامی ممنوع و در مواردی مجازات دارد. همچنین برگزاری آیین‌های مذهبی ممنوع و یا تحت تدابیر شدید امنیتی صورت می‌گیرد (نمونه آن تدابیری است که بر مساجد اعمال و تاکنون چندین مسجد تخریب و یا مورد تهاجم قرار گرفته است).
3)‌ حق حیات و تعیین سرنوشت: آنچه در سیر تحولات غرب مشهود است، عدم آزادی انسانها برای انتخاب شغل، محل سکونت و... می‌باشد. آمارها نشان می‌دهد که در غرب و آمریکا رنگین پوستان و متاسفانه در بسیاری از موارد مسلمانان، در محله‌های فقیر نشین با کمترین امکانات و بالاترین کارکرد اسکان داده شده‌اند.
در حالی که دستیابی به بسیاری از مشاغل برای آنها ممنوع است و آنها نمی‌توانند آزادانه محل سکونت خود را انتخاب کنند. (تحولات فرانسه که همچنان ادامه دارد برگرفته از این بی‌عدالتی‌ها در قبال رنگین پوستان بود.)
4) حق رای: از سیاست‌ها و بهانه‌هایی که غرب برای دخالت در امور بسیاری از کشورها به کار می‌گیرد مساله انتخابات و حق رای می‌باشد. آمریکا با این مساله برای بسیاری از اهداف خود در خاورمیانه و آسیای مرکزی تلاش می‌کند. سیر تحولات و نظام انتخاباتی در این کشورها (غربی‌ها) بیانگر آن است که اولا در بسیاری از این کشورها، رای دادن امری ضروری است و عدم مشارکت مردم جرم به حساب می‌آید. ثانیاً مردم باید صرفاً میان دو کاندیدا و حزب یک نفر را انتخاب کنند. ثالثاً در اکثر این کشورها احزاب به ویژه دولت‌های حاکم، برای کسب و استمرار قدرت به تخلفات گسترده انتخاباتی پرداخته و آراء‌ مردم را به نفع خود تغییر می‌دهند.
لذا بیان آزادی مدنی و مشارکت مردم در تعیین دولت در بسیاری از این کشورها برای ظاهرسازی و فریب افکار عمومی است.
در نهایت با عنایت به آنچه ذکر شد باید به صراحت گفت که امروز در غرب چیزی به معنی حقوق انسانها معنی و مفهومی ندارد و صرفاً لوح سیاهی است که با کلمات زیبای دموکراسی، مردم‌سالاری، آزادی بشریت و... تزیین شده است تا از یک سو از آن برای سرپوش نهادن بر مشکلات داخلی و از سوی دیگر مداخله در امور سایر کشورها بهره گیرند. چنانکه امروز در انگلیس بیان صحبت‌های نخست‌وزیر و در آمریکا درخواست بازگشت فرزندان از عراق جرم محسوب می‌گردد اما اهانت و بی‌حرمتی به ادیان به ویژه اسلام و مسلمانان امری عادی و منطقی تلقی می‌گردد. لذا باید گفت: غرب امروز در راهی گام برمی‌دارد که نهایت آن پایمال شدن حقوق بشریت به خاطر منافع افرادی است که برای حفظ قدرت به هر اقدامی حتی لگد مال کردن حقوق خدادادی و قانونی انسانها مبادرت می‌ورزند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات