تاریخ انتشار : ۳۰ شهريور ۱۳۸۹ - ۰۷:۳۶  ، 
کد خبر : ۱۸۸۱۲۸
سرچشمه‌های پیدایش صهیونیسم

تولد یک توطئه


رضا بستان‌پناهی
اعلامیه بالفور، نقطه عطفی بود در روابط بین مسلمانان و یهود. شاید بتوان گفت این اعلامیه که راه را برای تاسیس یک دولت یهود در سرزمین‌های تحت قیمومیت انگلستان باز می‌کرد، نقطه عطفی در تاریخ بشریت بود. تا پیش از آن رابطه یهود و نظام جهانی، یعنی یهودیت با جهودیسم از یک طرف و کل مردم غیر یهود دنیای متمدن از طرف دیگر، بر یک معنا تعریف می‌شد؛ تحقیر مذهب یهود که آشکارا از طرف طرفداران و باورمندان به آن به عنوان یک نژاد تبلیغ شده بود، شرایطی را ایجاد می‌کرد که نفرت تمامی مردم دنیا را بر می‌انگیخت. بر طبق نظرات دینی یهود، جهودها مردمی برتر بودند که از طرف خداوند برگزیده شده بودند تا بر دنیا حکومت کنند. یعنی طبق نظر موعود حکومت بر دنیا سرانجام به قومی برگزیده می‌رسید که از تمام اقوام و ادیان دیگر برتر بودند. این نگرش مذهبی باعث می‌شد که یهود، به عنوان قومی پراکنده در دنیا، در هر جا ساکن می‌شد. خود را از مردم بومی جدا و برتر بداند. در نتیجه به طور خودکار، منزوی و منفور می‌شد. نگاه تحقیرآمیز جهودها به ملل، اقوام و ادیان دیگر باعث می‌شد که آنها خود نیز به شدت مورد نفرت قرار بگیرند. این نفرت به قدری شدید بود که عملا جهودها، از هر نوع حقوق مدنی، در بسیاری از کشورهای اسلامی و مسیحی بی نصیب بودند. در روسیه، جهودها به راحتی و علنی مورد تحقیر و آزار و اذیت قرار می‌گرفتند و روس‌ها، خصوصا اشراف، به راحتی می‌توانستند یک یهودی را برای تفریح هم که شده بکشند. سایر نقاط اروپا هم چندان تفاوتی با روسیه نداشت هر چند اوضاع یهودها در غرب اروپا بهتر از شرق بود، اما این به آن معنا نیست که در غرب، آنها از هر نوع ایذاء و توطئه سیاسی مصون بوده باشند. قضیه «ستوان دریفوس» در فرانسه یک مورد مشهور از این بدبینی‌ها نسبت به یهود است. در اوایل قرن بیستم، ارتش فرانسه برای گریز از رسوایی جاسوسی یکی از نظامیان فرانسوی، یک یهودی به نام «دریفوس» را قربانی کرد. دریفوس به اتهام جرمی که مرتکب نشده بود، محاکمه، محکوم و پس از مدت کوتاهی زندان در فرانسه، به یکی از جزایر مستعمراتی فرانسه تبعید شد.
همان‌طور که گفته شد این تنها یک نمونه مشهور از جریان ضد یهود بود که در اروپا جریان داشت. با این تفاوت که در این مورد خاص امثال امیل دورکیم‌ها و امیل زولا‌هایی بودند که با یک عمل گسترده مطبوعاتی، موفق به نجات و تبرئه دریفوس شدند. جالب اینجاست که دورکیم، خود نیز به دلیل یهودی بودن، سال‌ها در محافل دانشگاهی فرانسه حقش پایمال شده بود، همان گونه که «گئورگ زیمل» در آلمان، اینها همه تنها گوشه‌ای از یهود ستیزی اروپای متمدن تا پیش از جنگ دوم جهانی بود.
سرزمین‌های اسلامی نیز از این قاعده مستثنی نبودند. نفرت اعراب از یهود، حتی به پیش از اسلام باز می‌گردد. عرب با یهود هم‌نژاد است و در تمام طول تاریخ خود، این هم نژادی را ننگ می‌دانسته است. پس از ظهور اسلام و خیانت‌های یهود در صدر اسلام نسبت به پیامبر(ص) و مسلمانان و نیز توطئه قتل پیامبر توسط یهود- حتی در برخی اخبار،‌مرگ پیامبر را نتیجه توطئه‌ زنی یهودی ذکر کرده‌اند- این نفرت نژادی، جنبه مذهبی هم پیدا کرد و جهودها، بیش از پیش منفور شدند. جرجی زیدان در تاریخ اسلام و عرب، نمونه‌هایی را از برخوردهای بین این دو قوم ذکر می‌کند. از جمله می‌نویسد که در مراکش، یهودها مجبور بودند که هنگام عبور از جلوی مساجد مسلمین، در خیابان کفش‌های خود را درآورند و پا برهنه خیابان را طی کنند و یا اینکه اگر بچه‌های مسلمان، با سنگ و چوب به جان مردی یهودی می‌افتادند، او حق دفاع از خود را نداشت و در نهایت باید می‌گریخت. در تاریخ نمونه‌های بسیاری هست از قربانی شدن یهودیان به واسطه سیاستهای دولت‌های مسلمان و مسیحی. هر چند تا پیش از جنگ دوم جهانی، کمتر نمونه‌ای از نسل کشی‌های آنچنانی یهودیان به چشم می‌خورد. یعنی بر خلاف مسلمانان در سرزمین‌های مسیحی و مسیحیان در سرزمین‌های مسلمان‌نشین، و یا حتی شیعیان در سرزمین‌های سنی‌نشین و پروتستان‌ها در سرزمین‌های کاتولیک‌نشین، که در طول تاریخ این مذاهب، چندین بار مورد نسل‌کشی‌های وحشیانه قرار گرفته‌اند. جهودها، از این قاعده کلی مستثنی بوده‌اند. نازی‌ها، تیر خلاص را زدند و آنچه را که سال‌ها، بلکه قرن‌ها مخفی مانده بود علنی کردند. اتاق‌های گاز و کوره‌های آدم سوزی ‌نازی‌ها،‌ فرایندی را که از آغاز قرن بیستم شروع شده بود تسریع کرد. سال‌ها پیش از آن، نخبگان فکری یهود در کنفرانس‌های متعدد بر این مساله تاکید کرده بودند تا زمانی که یهودی‌ها مجبور هستند تحت سیطره دولت‌های دیگر زندگی کنند، هیچ گاه نخواهند توانست روی خوش ببینند. مشهورترین چهره این نخبگان فکری و سیاسی، شخصی به نام هرتزل بود.
هرتزل یکی از نخبگان سیاسی یهود بود که از مدت‌ها قبل، به طور جدی نظریه صهیونیسم و تشکیل دولت مستقل یهود را دنبال می‌کرد تا این قوم را از مهمترین خصیصه مشخصه‌شان نجات دهد: «قوم بدون سرزمین». پیش از این باید متذکر شد که یهود، به دلایل مذهبی بسیار قوی، همواره مرکز تجمع ثروت و قدرت پشت پرده در کشورهای ساکن بوده است. آنها هیچ گاه به طور علنی وارد عرصه سیاست نشده‌اند، اما بسیاری از نخبگان و دانشمندان تاریخ معاصر را در عرصه‌های مختلف می‌توان یافت که تیره ای یهودی داشته‌اند. کیست که در دوران پس از جنگ زندگی کرده باشد و نام «آلبرت انیشتن» را نشنیده‌ باشد؟!
هرتزل، حتی پیش از اعلامیه بالفور نیز کوشش‌هایی را برای یافتن سرزمین انجام داده بود. او طی ملاقاتی با سلطان عثمانی، به او پیشنهاد می‌کند که قوم یهود، سرزمین فلسطین را از دولت عثمانی بخرند. هر چند مبلغ پیشنهاد بسیار عادلانه بوده، اما سلطان می‌گوید که این کار فقط وقتی ممکن است که ما مرده باشیم. هرتزل، وقتی از ناحیه دولت‌های اسلامی ناامید می‌شود،‌ سراغ بازیگران اصلی صحنه بین‌المللی می‌رود. او در نامه‌ای به «سیسیل رودز» استعمارگر معروف انگلیسی از او می‌خواهد تا آنها را برای تاسیس یک دولت یهودی یاری کند. اما طبق گفته سلطان، این کار تا زمانی که عثمانی‌ها هستند غیر ممکن است.
با سقوط امپراطوری عثمانی، سرزمین‌های اسلامی- عربی، به چندین تکه قسمت می‌شوند. بنا بر تصویب جامعه ملل کشورهای تازه استقلال یافته عربی، هر یک تحت قیمومیت یک قدرت جهانی قرار گرفتند و قرعه فلسطین به نام انگلستان افتاد و این، تقریبا نزدیک به همان سال‌هایی بود که اعلامیه بالفور صادر شد. بلافاصله پس از پایان جنگ اول جهانی مهاجرت گسترده یهودیان اروپا- آمریکا به فلسطین تحت حکومت انگلستان آغاز شد. انگلستان، با کمک ایادی خود، خصوصا مسلمانان، برای یهودیان زمین می‌خرید و آنها را اسکان می‌داد. شاید جالب باشد دانستن اینکه، جناب مستطاب سید ضیاءالدین طباطبایی خودمان،‌ رئیس کابینه سیاه هم، مدت زمانی به همین شغل شریف معاملات ملکی در سرزمین فلسطین اشتغال داشته‌اند. به این ترتیب در طول بیست سال «صلح مسلح» در اروپا، جمعیت یهودیان به نسبتی قابل توجه رسید که حدود 10 سال بعد بتواند فاجعه حیفا را رقم بزند. در شرایطی که جهان از کشتار یک جنگ همه‌گیر نفس تازه می‌کرد، حتی اگر یهودیان هم بزرگترین قربانیان فاشیسم اروپا نبودند، باز هم کسی حوصله نداشت بفهمد در فلسطین چه می‌گذرد. به این ترتیب،‌ رویای هرتزل، بر خون هزاران زن و مرد و کودک بی‌گناه ساخته شد تا بهای جنایات دیگران را کسان دیگری پس بدهند. پس از تاسیس دولت یهود، بقای جنازه هرتزل به کوهی در بیت‌المقدس آورده شد که امروز این کوه به نام او شناخته می‌شود.
اما نکته اصلی در بحث تاسیس دولت یهود اینجاست که چگونه این دولت تاسیس شد. چطور ممکن بود که قومی بی‌سرزمین، مطرود و منفور، بتوانند سیر حوادث جهانی را به سویی پیش ببرند که برنده اصلی آنها باشند. آن هم در برابر ملتی که قرن‌ها بر سرزمین‌های خودشان مسلط بودند و قرن‌ها، بزرگترین قدرت دنیا محسوب می‌شدند. آیا اینکه گفته شود فقط و فقط توطئه استعمار پیر انگلستان عامل این شکست بزرگ مسلمانان بود،‌ کورنمایی تاریخ نیست؟!
نطفه تاسیس اسرائیل در سرزمین‌های اسلامی، نه در افکار هرتزل بسته شد و نه در اعلامیه بالفور. عامل اصلی تاسیس اسرائیل، نه کشتار نازی‌ها بود و نه مساعدت و مظلوم نمایی انگلیسی‌ها. اسرائیل را نه متفکران یهود تاسیس کردند و نه ثروتمندانشان. شاید این که می‌خواهم بگویم کمی سنگین باشد. اما نطفه تفرقه ملل اسلامی و تاسیس اسرائیل، همان روزی رقم خورد که هزاران زن و مرد و کودک مسلمان، زیر دیوارهای قسطنطنیه، زنده به گور شدند. اتحاد امپراطوری مقدس عثمانی،‌ اتحادی مبتنی بر شمشیر بود. اتحادی که توانسته بود تقریبا تمام سرزمین‌های اسلامی را، به جز ایران، شاید بیش از همه به مقاومت ایرانیان در برابر سلطه اعراب برمی‌گشت. مقاومتی چند صد ساله که کم‌کم منتهی به تاسیس حکومت‌های ایرانی در دورترین سرزمین‌ها از مقر حکومت خلفا شده بود. اختلافی که پس از تاسیس سلسله صفوی، جنبه مذهبی- سیاسی یافت و هرگز بر طرف نشد، اما عثمانی‌ها برای دیگر نقاط سرزمین‌های اسلامی با چنین مشکلی روبه‌رو نبودند. سرزمین‌های عربی اسلامی، با اکثریت سنی مذهب، به راحتی می‌توانست یک حکومت دیگر اسلامی را تحمل کند، اما ماهیت امپراطوری عثمانی به مرکزیت سرزمین‌های ترک نشین، جا را برای تفاوت‌ها و تبعیض‌ها بازگذاشت. عثمانی‌ها به شکلی مملکت‌های اسلامی را اداره می‌کردند که نه تنها غیر مسلمانان، بلکه حتی مسلمین را هم ناراضی کرده بود. در مورد غیر مسلمان‌ها تاریخ گویای همه چیز است. سرزمین‌های اروپای شرقی تحت سلطه عثمانی‌ها، هنوز هم بدمستی‌های «ینی‌چری‌ها» را که به کشتار صدها نفر از اعضای یک دهکده می‌انجامید به یاد دارند. بزرگترین تفریح سربازان عثمانی، پاک کردن دهکده‌های مسیحی‌نشین از وجود هر جنبنده نفس‌کشی بود که مرگش می‌توانست باعث تفریح شود. آنان نه انسان بلکه کفاری بودند که کشتنشان ثواب داشت. مثل همان شیعه‌ها! به این شکل عثمانی‌ها با تبعیض بین شهروندان خود، بین مسلمان‌ها و غیرمسلمان‌ها،‌ بین شیعه‌ها و سنی‌ها و در نهایت بین ترک‌ها و عربها، تخمهای کینه و افتراق را از همان روزهای قدرت امپراطوری در خاک خود کاشته بودند. مصر، نخستین سرزمینی بود که در زمان نفس کشیدن بیمار محتضر اروپا، خود را از تنه واحد اسلام جدا کرد.
این نوع عملکرد رژیم سیاسی عثمانی، کار را به مراتب برای دشمنان ساده‌تر کرد. زمانی که «لورنس» پا به سرزمین عربستان گذاشت هیچ مخالفت جدی در برابر پیشنهاداتش وجود نداشت. با کمک روسای قبایل محلی بود که عثمانی‌ها، مثل آب خوردن از حجاز بیرون رانده شدند. اتحادی که عثمانی‌ها، نویدش را می‌دادند، تابن خرخره در تبعیض فرو رفته بود و از همان آغاز محکوم به نابودی بود. به این ترتیب سلاطین عثمانی که به رغم خود فلسطین را یهودی نمی‌دانستند مگر با مرگشان، راه را برای مرگ آرام خود حتی پیش از شکست در جنگ اول آماده کرده بودند.
اما تاسیس اسرائیل را از جنبه‌های دیگری نیز می‌توان مورد تحلیل قرار داد. در مقابل غفلت و تفرقه مسلمانان، که از اتحاد، مفهومی جز سلطه یک قوم بر دیگران نداشتند یهود در نقشی کاملا متفاوت ظاهر شد. آنها در طول کمتر از یک قرن بدون هیاهو و سر و صدا توانستند از تصویر سنتی یهود- فاگین، پیرمرد منحوس داستان الیورتویست- جدا شد، به قومی برگزیده در ثروت و علم تبدیل شوند. به این ترتیب، جهودها، با به دست گرفتن مراکز مخفی قدرت در سرزمین‌های اصلی آن روزگار از جمله انگلستان و آمریکا، در حالی که دیگر هم کیشان آنها مورد ایذاء قرار می‌گرفتند توانستند آینده‌ای را رقم بزنند که در آن یک دولت یهودی می‌توانست ظهور پیدا کند.
تمام اینها به بهانه «جهان بدون صهیونیزم» گفته شد. با توجه به این روند گسترش مفهوم صهیونیزم، نمی‌توان به راحتی تصور جهانی بدون صهیونیزم را داشت، زیرا جهان بدون صهیونیزم با جهان بدون اسرائیل متفاوت است؟ اسرائیل یک کشور و یک دولت است که به راحتی تا 50، بیست و یا حتی 10 سال دیگر می‌تواند نباشد، اما صهیونیزم یک تفکر و یک عقیده باطل است، جهان بدون صهیونیزم مثل جهان بدون نژاد‌پرستی است، جهان بدون تعصب مذهبی و جهان عاری از جنگ و فاشیسم. به راحتی قابل تصور نیست.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات