شهر پرآوازه قاهره از روز شنبه 28 آبان میزبان یک اجلاس مهم برای آینده عراق است. این اجلاس با ابتکار و تلاش سیاستمدار پرنفوذ مصر ـ عمرو موسی ـ برپا میشود. میزبان آن مصری بر این نشست عنوان آشتی ملی نهادهاند و با این نامگذاری هدف اصلی خود را از زدودن اختلاف و نزاع و برقراری تفاهم میان طرفهای درگیر در عراق اعلام کردهاند. اما واقعیت چیز دیگری است.
اجلاس بحث برانگیز قاهره ایده افزایش نقش جناح عربی ـ سنی را در برابر جبهه کرد و شیعه درسر دارد. جرقه چنین ایدهای زمانی در ذهن رجال عرب زده شد که طایفه اعراب سنی انتخابات پیاپی را به شیعیان باختند و توازن قدرت در نظام نوپای عراق برخلاف خواست جهان عرب بهم ریخت. از آن روز تاکنون محافل سیاسی عرب موجی از نگرانی و اعتراض علیه حاکمان شیعه بغداد به راه انداختهاند. اولین خیز اعتراض را پادشاهی عربستان و اردن برداشتند. سعود الفیصل وزیر خارجه عربستان در سخنانی جنجالی علیه ایران و شیعیان مدعی شد که آمریکاییها صحنه عراق را برای میدانداری تهران خالی گذاشتهاند. پادشاهی اردن نیز در حرکتی همسو با ریاض از تشکیل هلال شیعه سخن گفت.
اما دیپلماتهای هوشیار مصر راه سوم را پیش گرفتند. مرداآن قاهره که قویترین اهرم دیپلماسی جهان عرب ـ اتحادیه عرب ـ را در اختیار دارند در پی ارائه طرحی نو در عراق رفتند طرحی که میخواهد صف فروریخته تسنن عراق را دوباره احیا کند و جناح شکست خورده عرصه انتخابات عراق را به نیروی اجماع عربی به صحنه بازگرداند. اکنون همه آرزوی ناسیونالیستهای عرب پشت درهای اجلاس قاهره جمع شده است. در این کنفرانس قرار بر یک مصالحه میان جناحین سنی و شیعه عراق است اما مصالحهای که در آن طیف اکثریت شیعه عراق باید حاصل و محصول پیروزی انتخاباتی خود را با اقلیت شکست خورده سنیها تقسیم کند. بنابراین حقیقت پنهان در مقصود و مقصد اجلاس قاهره این است که جهان عرب حاضر به پذیرش حاکمیت جناح اکثریت شیعه و قبول نتیجه انتخابات دموکراتیک در عراق نیست و راه چاره را در نوعی "برابری جبری" اقلیت و اکثریت در عراق میبیند. قاهره جایی است که باید بنیان این توازن جبری در آن ریخته شود.
اکنون قریب یک ماه است که دیپلمات کارکشته مصر ـ عمروموسی ـ قلمرو خاورمیانه را برای رسیدن چنین روزی درمینوردد. دبیر کل اتحادیه عرب تیمی از زبدگان سیاسی اتحادیه عرب را مامور انجام این کار کرده است. آنها چندین بار نزد رهبران شیعه ـ سنی و کردهای عراق رفته و طرح تقسیم قدرت را تحت عنوان دلفریب "آشتی ملی" ارائه کردهاند. عمروموسی برای جلب رضایت تهران از این طرح معاون خود را فرستاد اما پاسخ تهران به چنین طرحی که درون مایه آن نارضایتی از برتری ایران در معادلات عراق و غایت آن کاستن از وزن اکثریت شیعه و افزودن بر قدرت اقلیت بود میتوانست یک "نه" باشد اما آشکار کردن چنین مخالفتی در روزگاری که شعله اختلاف و نزاع هستی عراق و خاورمیانه را درکام خود گرفته است نه صلاح بود و نه صواب. لذا تهران همه چیز را درباره طرح به اصطلاح آشتی ملی در هاله تردید گذاشت. در این یک ماه صدایی در تایید یا تقبیح طرح دیپلماتهای مصر از تهران شنیده نشد. تصمیمگیرآن سیاسی ایران به جای مقابله و مماشات با طرح فوق روش سومی را برگزیدند. راه سوم این بود که تهران همه چیز را به خواست و نظر گروهها و نمایندگان ملت عراق موکول کند و حرف آخر خود را به تصمیم کسانی گره بزند که از قضا همین نگرانی و دلشوره تهران را نسبت به آینده طرح اعراب دارند. با این تدبیر دو نتیجه مطلوب حاصل میشود اولا گناه شکست!
اجلاس قاهره بر سر ایران آوار نخواهد شد ثانیا زمینه گرفتن امتیازهای جدید فراهم میشود. این گونه شد که در سکوت معنادار تهران زمزمه مخالفت از درون عراق برخاست و گروههای شیعه و کرد اهداف و آینده طرح را به چالش کشیدند. ازدید دو جناح حاکم بر بغداد ـ شیعه و کرد ـ پنهان نبود که پس از انتخابات مجمع ملی و رفراندوم قانون اساسی، اجلاس قاهره به سومین و مهمترین انتخابات مجلس نگاه دوخته است عراقیهای مخالف طرح اتحادیه عرب میدانستند که تقلا و تحرک محافل دیپلماتیک عرب ریشه در این خواسته مشترک دارد که اجلاس قاهره تنها فرصت ممکن برای دمیدن روح اتحاد در اردوی آشفته اقلیت عراق است. بر این اساس بود که رهبران شیعه حضور خود را به شرط و قیدهای سنگین مشروط کردند. شرطهایی که امید میرفت با تحقق هر کدام از آنها بخشی از اهداف جاهطلبانه ترتیبدهندگان قاهره محدود شود. شرط اول آنها منع شرکت سلفیون و بعثیون در پروسه تقسیم قدرت است. بویژه کادر سابق حزب بعث و شرط دوم تغییر مضمون شبهه ناک اجلاس است که در عنوان چند پهلوی آن یعنی واژه آشتی ملی تبلور یافته است. علت و فلسفه شرط اول شیعیان روشن است: دو جناحی که اجلاس قاهره دنبال احیای نقش آنهاست (سلفیون و بعثیون) منشا و مصدر اصلی نزاعهای خونین 3 سال اخیر به شمار میروند. دعوت قاهره از نمایندگان این دو گروه یعنی تمکین به اراده جریانی که با هولناکترین تفکر و تلقی از حق حکمرانی در برابر اراده اکثریت شیعه ایستاده است. بدترین وضعیت برای نیروهای آزادیخواه که بیشترین هزینه دوران خشونت بار گذار را تحمل کرده است این خواهد بود که جریان پشت صحنه خشونتهای عراق این بار سوار بر موج عرویت و ناسیونالیسم، بخواهد اجلاس قاهره را سکوی بازگشت به صحنه عراق قرار دهد اما دومین اعتراض محافل کرد و شیعه به اجلاس از پیامی ناشی میشود که دولتمردان جوان بغداد در مذاکرات خصوصی از فرستادگان قاهره دریافت کردهاند. دیپلماتهای مصری خطاب به گروههای عراقی اجلاس قاهره را تنها فرصت صلح در عراق جنگزده خواندهاند روی دیگر این کلام آغشته به تهدید این است که حاکمان شیعه تبار بغداد راه دیگری جز پذیرش طرح مذکور ندارند و مسیر آنها به سوی صلح از ایستگاه قاهره میگذرد. با نگاه به ترکیب دعوت شدگان اجلاس میتوان ردپای این منطق ترسناک را پیدا کرد. در حلقه مدعوین اجلاس گروههای حضور دارند که با بدیهیترین قاعده تقسیم قدرت سر ستیز داشتهاند و به چیزی کمتر از مقام رهبری عراق راضی نیستند. در اهداف نشست قاهره و در اندیشه برپاکنندگاناش گفتنیها فراوان است. این همایش مهمترین گام سیاستمداران عرب برای جبران حدود 4 سال غیبت و تاخیر در صحنه عراق است ترس دامنگیر 11 سپتامبر، حکومت امرای عرب را در برابر اتهام بیکفایتی در مهار افراطگری اتباعشان قرار داد و به سکوتی طولانی در قبال تاخت و تاز نظامی بوش در عراق کشاند. جهان عرب در این مدت با آویختن ریسمان منطق "صیانت خویش" پاره هویتی خود را در میان آتش تعصب و نفرت تنها گذاشتند. لکن در فضای نوین خاورمیانه برپاکنندگان اجلاس قاهره درشکاف اختلافات ایران و آمریکا به برقراری اتحادی نو با عراق آینده میاندیشند و امید دارند بار دیگر تحت حمایت دوباره واشنگتن اعراب غایب از صحنه عراق بتوانند به گذشته طلایی بازگردانند گذشتهای که در آن عراق مساوی عرویت بود و بغداد محور و میراثدار ناسیونالیستهای عرب.
از این روست که نه تنها شاهزاه فیصل و عبدالله اردن که همه جانبه به یاری میزبان آن قاهره شتافتهاند بلکه کاندولیزا رایس حلقه پشتیبانی آشکار دور اجلاس شکل داده است اظهارات مقامهای وزارتخانه آمریکا در استانه نشست قاهره دلالت آشکار بر این داشت که میزبانان اجلاس به حمایت سرشار از ائتلاف نیروهای حاکم بر عراق پشتگرم هستند تا جایی که سران اجلاس اظهار امیدواری کردهاند در سایه حضور اعضای دائم شورای امنیت و نمایندگان محافل جهانی تصمیمات اجلاس قاهره ضمانت و مشروعیت فرامنطقهای پیدا کند. برای رایس و تیم تصمیمگیر بوش اجلاس قاهره فرصتی گران است فرصتی که در آن واشنگتن میتواند امیدوار باشد خواستههای بر زمین ماندهاش در بغداد را در پایتخت مصر احیا کند دست بر قضا محور اختلافات شیعیان با گردنندگان اجلاس بر سر همان اهدافی است که آمریکا از قاهره انتظار دارند یعنی سهیم کردن بقایای رژیم بعث در قدرت دولت بوش در چندین ماه چانه زنی با دولتمردان شیعه و کرد نتوانست آن را محقق کند و این مهمترین سوال در آستانه اجلاس قاهره است که آیا واشنگتن خواهد توانست ایدههای بر زمین ماندهاش در عراق را به کمک یک ائتلاف عربی که قاهره بدنبال آن است تحقق بخشد. با همه این اوصاف کسی از فرجام اجلاس پر سر و صدای قاهره چندان باخبر نیست صدور حکم شکست زودهنگام این اجلاس به اندازه وعده تحقق آرمان بلندپروازانه آن یعنی آشتی ملی میتواند غیرواقعبینانه و غیرعلمی است.
همه چیز درباره فردای این اجلاس بستگی به اراده عراقیهای حاضر در اجلاس دارد. خبرها تا به این لحظه حاکی از آن است که گروههای شیعه و در راس همه مرجع پرنفوذ عراق ـ آیتالله سیستانی ـ شرط و شروطی سنگین پای برپاکنندگان اجلاس قرار دادهاند. دیپلماتهای قاهره نیز رایزنیهای پردامنهای را برای جلب نظر شخصیتهای شیعه آغاز کردهاند. از سطح گروههای عراقی که بگذریم سواال اصلی متوجه نگاه ایران به این اجلاس است. تهران در مقام دومین نیروی تعین کننده تحولات عراق اکنون در کم و کیف اجلاس قاهره تاثیر غیر قابل انکار دارد مصریها برای جلب نظر ایران از باب دیگری وارد شدهاند بابی که عمروموسی شخصا آن را گشوده است. دبیر کل کهنه کار عرب که سرمایه پرباری از رفاقت با ایران دارد در دور جدید تقابل غرب با ایران صف خود را از متحدان منطقهای آمریکا جدا کرد و راهی متفاوت پیش گرفت. گو اینکه عمرو موسی همه پیشبینیها را برای چنین روزی کرده بود. او در اوج جنجالهای جهانی علیه ایران در سازمان ملل به ملاقات احمدینژاد رفت و بر روند دوستی تهران ـ قاهره مهر اعتماد و تمدید زد. اما تازه این شواهد حاکی از آن است که مردان قاهره برای جلب حمایت تهران برگههایی مهمتر از رفاقت موسی دارند نام مصر در ردیف 35 قاضی شورای حکام ماه نوامبر قرار دارد و همین کافی است تا دیپلماتهای قاهره و تهران باب سخن جدیدی را بگشایند و بیآنکه نام داد و ستد به میان آید قاهره از زبان بلندپایگانش به حمایتی قاطع از حقوق هستهای ایران دست زند و در همان حال تمنای حمایت متقابل ایران از نشست آشتی ملی را انتظار کشد.