نشست پاییزه شورای حکام با صدور بیانیهای که تصمیم نهایی در مورد "پرونده هستهای ایران" را به 100 روز دیگر موکول کرد، به کار خود پایان داد. در بیانیه شورای حکام سازمان بینالمللی انرژی اتمی، که توسط رئیس دورهای آن خوانده شد، از این 100 روز به عنوان بازماندن "پنجره" یاد شده است. منابع دیگر هم فاصله دو نشست پاییزه و زمستانی را که در نزدیکی نوروز، برگزار میشود، عناوین دیگری دادهاند مانند "آخرین شانس" و یا "فرصت آخر". پنجشنبه پنجم آذر ماه 1384 سومین پاییز در مسیر طولانی "پرونده هستهای ایران" بود. در پاییز 1382 با حضور وزرای خارجه سه کشور اروپایی، ایران پروتکل الحاقی را در کاخ سعدآباد تهران پذیرفت و یک سال پس از آن نیز مذاکراتی که در شهر پاریس انجام شد، ایران در اقدامی اطمینانساز، تمامی فعالیتهای غنیسازی را به حالت تعلیق درآورد. "سومین پاییز اتمی، وقتی فرا رسید که "پرونده هستهای ایران به یکی از مهمترین بحثهای دیپلماتیک جهان تبدیل شده" بود. دولت جدید ایران که بلافاصله بعد از روی کار آمدن با تندترین قطعنامه شورای حکام رو به رو شده بود، دیپلماسی "حملات تند" را به سیاست "چراغ خاموش" تبدیل کرد و برای حضور در جدال پاییزی آماده شد.
تحولات روزهای آخر توسط رسانههای گروهی جهان در اختیار افکار عمومی ایران قرار گرفت. تا این زمان به نوشته فیگارو "بازرسان سازمان ملل موفق به بازدید پایگاه پارچین و سوال و جواب از دو تن از مسئولین عالیرتبه برنامه هستهای ایران شده بودند." امتیازی که برای اولین بار به " آژانس بینالمللی" داده میشد. رویداد بعدی "چهار سفر مهم" بود. محمد خاتمی در سفری غیررسمی به اروپا رفت، و از جمله با مقامات آلمان "به طور خصوصی" دیدار و گفت و گو کرد. جلال طالبانی، رئیسجمهور عراق به ایران آمد. همزمان با سفر او، رسانههای جهان از "پیام ویژهای" که او برای ایران آورده بود، خبر دادند. مسافر سوم ایگور ایوانف، دبیر شورایعالی امنیت روسیه بود که به تهران آمد. و سرانجام سفر چهارم هم به "هیات تروئیکای جنبش عدم تعهد" به ایران اختصاص داشت. در پی این سفرها جلسهای غیررسمی برای مشورتی بودند. این جلسه با حضور تمام اعضای شورای امنیت و کشورهای مهم جنبش عدم تعهد برگزار شد."
منطقی به نظر میرسد که حاصل مذاکرات طالبانی، ایوانف و جنبش غیرمتعهدها در این جلسه مطرح شده باشد. "گفته میشود در این جلسه مشورتی تصمیم گرفته شد که به رهبران کشورهای شرکتکننده در لندن پیشنهاد شود برای بررسی پیشنهاد روسیه فرصت داده شود."
رئیسجمهور آمریکا چند ساعت بعد از نشست مشورتی لندن به چین و سپس روسیه رفت. جورج بوش هم به همراه ولادیمیر پوتین، رسما اعلام کرد که با "طرح روسیه" موافق است. امری که سخنگوی وزارت خارجه آمریکا بلافاصله آن را "آخرین فرصت" نامید.
رسانههای جمعی جهانی، خلاصه طرح روسیه را که ابتدا از طرف خبرگزاری انگلیسی "رویترز" فاش شده بود، منتشر کردند. این طرح عبارت است از "انتقال بخش اصلی و نهایی" غنیسازی ایران به روسیه. براساس این طرح، سرمایه و نظارت ایران، همراه با مدیریت فنی روسیه،چرخه غنیسازی را در خاک روسیه به انجام میرساند.
توافق جهانی بر سر پرونده هستهای ایران، سبب شد که در فاصله دو روز تا نشست پاییزی آژانس، خبرگزاریها از جلسهای آرام خبر بدهند. امری که به واقعیت پیوست. بیانیه هیات ایرانی که توسط دکتر آخوندی قرائت شد، بسیار آرام و صلحجویانه بود. ایران با زبانی که کاملا با ادبیات قبل متفاوت بود، خواستار "عادی شدن مسیر پرونده ایران" شد و عدم ارجاع آن به شورای امنیت را درخواست کرد. بیانیه پایانی نشست پاییزی شورای حکام، با دو واکنش متفاوت رو به رو شد. برخی از نمایندگان جناح راست در مجلس، آن را نشانه موفقیت سیاست رئیسجمهور دانستهاند. در واقع سیاست جهان غرب را میتوان در سخنان خاویر سولانا، منعکس دید: "اهداف تغییر نکردهاند، بلکه ما میخواهیم زمان بیشتری به افراد بدهیم. "قدرتالله علیجانی، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی، تصویر روشنی از وضعیت ارائه میدهد: "بعد از گذشت دو ماه باز طرف مذاکره ایران همان سه کشور اروپایی است، به اضافه روسیه که پیشنهاد دهنده طرح جدید است. لذا ما باید به این سه کشور اروپایی و روسیه به نتیجه بسیم. اتحادیه اروپا که به "نامه محرمانه" علی لاریجانی برای از سرگیری مذاکرات پاسخ نداده بود، بعد از نشست پاییزه شورای حکام، رسما اعلام آمادگی کرد تا با حضور روسیه این مذاکرات را از سر بگیرد. مذاکرهای که در آن باید روشن شود: "غنیسازی در خاک ایران انجام خواهد شد یا به خاک روسیه منتقل میشود."
و به این ترتیب با انداختن توپ در زمین ما، دور جدیدی آغاز شده است. جواد جهانگیرزاده، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس میگوید:"پذیرش پیشنهاد انجام چرخه سوخت هستهای در روسیه، مصالح ملی کشور را به خطر میاندازد."