محمدجعفر ایرانی / کارشناس ارشد فلسفه از لبنان
در مسیر تکامل و توسعه بشریت همواره دو جبهه وجود داشته است. در حوزه دینداری خیر و شر، در بعد اجتماعی عدالت و تبعیض، در بعد جسمانی بیماری و سلامت و در حکومت داری دموکراسی و استبداد چالش میان اراده حاکمان و خواسته ملت همواره پارادوکسی عمیق ایجاد میکرده که فرزند خوانده آن دیکتاتوری و عاقبت آن جدایی ملک از ملک بوده است. اتوپیایی که متفکران و اندیشمندان علم مدن در پیاش بودند در بسیاری ممالک دست یافتنش هم سهل بود و هم ممتنع. سهل بدان جهت کار برخاسته از طبیعت و ذات آدمی است و دست یابی بدان از خواستههای دیرینه و نهادینه شده در فطرت انسانها بوده است. انسان فطرتا آزاد و مختار و بالطبع منحصر به فردترین ناطق است که دستیابی به قدرت تسلط بر سرنوشت خویش را آرزومند است. ممتنع بودن دستیابی به حکومتهای دموکراتیک از این جهت بوده که عموما قدرت و خصوصا مقتدران انسان را از مسیر درک بسیاری از حقایق و خواستههای عامه ناس غافل میدارد. این امر باعث بازدارندگی از تقسیم قدرت و توزیع عادلانه آن میباشد. مهمترین فرآیند حکومت و سازمانهای دموکراتیک ایجاد انگیزه مشارکت در مردم و بالا بردن سطح خودآگاهی و خوداتکایی میباشد. شاید خیلی به دور از واقعیت نباشد اگر بگوییم مشارکت مردم در امور سرنوشت سازشان ارتباطی مستقیم با مقبولیت حکومتها دارد. اگر مقبولیت را همان محبوبیت فرض نکنیم، حکومت خلفای راشدین و قصه پر غصه غصب ولایت امیرالمومنین، حکومت پهلوی، انقلاب سفید روسیه، انقلاب بزرگ اکتبر فرانسه و .... شواهدی هستند بر این تحلیل. جمهوری اسلامی ایران که حکومتی است «تئو دموکراسی» و با عنایت به اعتقادات مذهبی و دینی مردم که تکیه بر گذشته و نگاهی به آینده را دارند یکی از انواع دموکراسی نوین بوده که میتواند در حد الگویی قابل ارایه جهان باشد. کشمکشهای درونی و جبههگیریهای قطعی که جبههای شر و دیگری خیر مطلق میشود برفیترین و منجمدترین هوای این نوع دموکراسی است. در ظرف بیست و پنج سال انقلاب که قریب به بیست و پنج انتخابات برگزار شده است مشارکت مردم دقیقا نشان دهنده سطح محبوبیت و مقبولیت نظام بوده است. فلسفه حکومت همراهی مردم در جهت رسیدن به تعالی و سعادت دنیوی است ولی حکومت فلسفی رسیدن به عوالم ماوراء طبیعت است. حکومتها با هر حرکت دموکراتیک مردم اعم از شرکت یا شرکت نکردن در انتخابات، اقبال یا بیتوجهی به حاکمان و ... میبایست ریشهیابی عمل و از علت دال به مدلول ببرند. جایی که حضرت امام(ره) فرمودند: «توصیه من به فرزندان انقلابیام این است که هیچ گاه تندروی نکنید، تندروی عاقبت خوشی ندارد. هیچ گاه مقابل خیل به حق و عظیم مردم حرکت نکنید که دست و پای شما خرد خواهد شد.» انقلاب اسلامی چون از بدو شکلگیریاش با حضور حداکثری و دم شروع شده است و در طول مسیر نیز حضور چشمگیر مردم را در صحنههای مختلف به همراه داشته است، با الگوهای دموکراتیک دیگر در دنیا نباید مقایسه شود و در آمریکا اگر رییسجمهور با آرای رقابتی پایین و آن هم با رای دیجیتالی و یا رای دادگاه به کرسی ریاست جمهوری میرسد نمیتوان الگو و یا توجیه کننده نوع حضور مردم کشورمان در انتخابات مختلف باشد. سردی و نخوت سیاسی که در سطوح مختلف اجتماع دیده میشود نیازمند بررسی و اصلاح نقاط ضعف و تقویت آن میباشد. کالبد شکافی حضور و عدم حضور مردم در امور دموکراتیکشان وظیفه اساسی حکومت است، قابی به خواسته و برده و در مسیر مردم سیاستگذاری کنند چرا که حکومتها موید مردمند تا مراد آنها. پیروزی از خواسته به حق مردم گرمیبخش مشارکت آنها خواهد بود و سرمای رو به تزاید ایجاد شده را از بین خواهد برد.