فاطمه موثقنژاد
حمله به عراق و اشغال این کشور به رهبری آمریکا، با ایجاد زمینه برای جذب نسل دوم مبارزان به القاعده جانی دوباره بخشید و یک جولانگاه قدرتمند برای گسترش اقدامات ایدئولوژیکی آن برای مسلمانان سراسر دنیا به وجود آورد. اظهارات رهبران القاعده از جمله بن لادن، ظواهری، زرقاوی و سیف العادل یک رویارویی آشکار در عراق را به عنوان فرصتی طلایی و بینظیر برای جنبش جهانی جهاد ترسیم میکند تا بتواند به ایالات متحده حمله کند و بر آن پیروز شود و مبارزه را به کشورهای عرب همسایه نظیر سوریه لبنان و صحنه فلسطین و اسرائیل بکشاند. جنگ سراسری برای بن لادن فایدهای ندارد. اما عراق او را قادر کرد تا به پیروان جهادگر خود اطمینان ببخشد که القاعده به رغم زمینگیر شدن علمیات در افغانستان، پاکستان، عربستان سعودی، یمن و کشورهای دیگر، هنوز زنده است و سرکشی میکند. مقاومت عراق، بسیار پیچیده و گوناگون و غیرمتمرکز است و طیف گستردهای از جهت گیریها و دیدگاههای ایدئولوژیکی را شامل میشود. گرچه اتفاق نظری وجود دارد مبنی بر این که بیشترین شمار مبارزان بومی عراق هستند (بیش از 90 درصد) که الهام گرفته از ملی گرایی و عقاید مذهبی هستند اما مبارزان خارجی، به دلیل انجام عملیات شهادت طلبانه نیروهای امنیتی عراق، شیعیان و کردهای سنی، به دفعات نقش بزرگتری به نسبت شمار کم خود بازی کردهاند. نکته قابل ذکر آنکه در حالی که مسؤلان آمریکایی و عراقی، مبارزان عرب تحت فرمان زرقاوی را حدود 1000 نفر برآورد میکنند، نویسنده زندگینامه وی که گروه مخفی او را برآورد کرده است، ادعا دارد که وی نیرویی با شمار حداقل 5000 مبارز تمام وقت دارد که از سوی شبکه فعالی شامل 20 هزار هوادار بومی حمایت میشود. شمار مبارزان معلوم نیست ونمیتوان آن را به طور دقیق تایید کرد اما یک نکته باید گفته شود و آن اینکه سربازان داوطلب خارجی درصد کمی ـ شاید یک دهم ـ نسبت به مبارزان بومی عراقی را تشکیل میدهند. به هر حال القاعده ثابت کرده که به شدت درعراق تاثیرگذار بوده و به قدرتی تبدیل شده است که باید روی آن حساب کرد. عراق به آهستگی و به تدریج به عنوان پایه حرکت به جلو برای ستیزه جویان جدید جایگزین دیگر میدانها میشود. امروز تراکم عملیات ستیزه جویان نه در افغانستان، پاکستان، یمن یا عربستان سعودی، بلکه در عراق است. مطابق گزارش شورای ملی اطلاعات در سال 2005 رئیس سازمان سیا گفته است: عضویت در القاعده که منوط به تعلیم در افغانستان بود به تدریج جای خود را به جان بدر بردگان مجرب از جنگ عراق میدهد. برای تهیه این گزارش که شامل تحلیل از سوی یک هزار آمریکایی و کارشناسان خارجی است یک سال وقت صرف شد. این گزارش، نتیجه گیری سازمان اصلاعات آمریکا را مطرح میکند که نمیتواند به عنوان یک گزارش جهتدار و ضدجنگ از نظر سیاسی و ایدئولوژیکی نادیده گرفته شود. تعجبی ندارد که زرقاوی از چنین امتیازی نسبت به بن لادن و ظواهری برخوردار شده است یعنی کسانی که پیش از این فاصله خود را با او حفظ میکردند. یکی از دلایل اهمیت زرقاوی آن است که کماندوهای نظامی و اطلاعاتی آمریکا اکنون او را به عنوان خطری عملیتر نسبت به بن لادن به حساب میآورند. برخی تحلیلگران دفاعی اروپایی از این هم جلوترمیروند و ادعا میکنند که زرقاوی از طریق انجمنهای مافوق در سوریه، ایتالیا و اسپانیا، بر بسیاری از شبکههای اروپایی باقیمانده از القاعده تسلط یافته است. اینان تلویحا، اشاره میکنند که وی یک القاعده فعال است. یک بررسی در سطح بالا در درون حکومت ایالات متحده، دست به ارزیابی دوباره طبیعت و ویژگی تهدیدی که ایالات متحده به ویژه در عراق با آن روبروست زده است. مقامات ارشد حکومتی به طور فزاینده توجه خود را به عراق زرقاوی، به دور از القاعده بن لادن، معطوف کردهاند تا از چیزی پیشگیری کنند که میتوان آن را خون دادن صدها یا هزاران جنگجوی تعلیم دیده عراقی نامید که از خاورمیانه و اروپای غربی به کشور خود بازگشتهاند. یک مقام ارشد سابق دولت بوش میگوید: این تکهای جدید از یک معادله جدید است. گرچه مشکل بتوان قدرت نظامی زرقاوی را ارزیابی کرد، اما او زاده خیال آمریکاییان نیست. عملیات تروریستی زرقاوی تاکنون سبب کشته شدن هزاران عراقی بیگناه شده است. القاعده مسؤلیت صدها حمله را در عراق به عهده گرفته است، اما معاونان زرقاوی در مصاحبههای خود با روزنامههای عربی اهداف گستردهتر آن را که نظیر اهداف سازمان سلف خود، القاعده بن لادن است، آشکار کردهاند. گرچه آشکار است که زرقاوی وجود دارد اما درباره ساختار سازمانی و ظرفیت عملیاتی وی اطلاعی در دست نیست. روشن است که بومیان عراق شمار زیادی از مبارزان و اعضای مقاومت را تشکیل میدهند. مبارزه آشکار عراقیها سیاسی است زیرا بسیاری از عراقیها عمیقا درباره جهت گیری آینده کشورشان و حضور نظامی آمریکا اختلاف نظر دارند. و آخرین نکته این که آینده زرقاوی و شریکانش اساسا به تمایل عراقیها و توانایی آنها برای مصالحه و استقرار یک دولت فراگیر و مستقل بستگی دارد که قادر به برقراری امنیت و صلح باشد که در حال حاضر نوید آن نمیرود. گرچه بیشترین تعداد مبارزان خارجی، اهل کشورهای حوزه خلیج فارس به ویژه عربستان سعودی و یمن هستند اما شمار زیادی از آنان نیز از کشورهای آفریقای شمالی از جمله سوریه، لبنان، مصر، سودان و اردن هستند. به علاوه تعدادی از جوانان مسلمان کشورهای اروپایی به ویژه فرانسه و انگلستان نیز در عراق جنگیدهاند و نیروی بالقوه بیشتری نیز دراین کشورها وجود دارند که در جست و جوی راههایی برای رسیدن به آنجا هستند. شواهد نشان از آن دارند که مبارزانی که از عراق برگشتهاند، در عملیات خشونت آمیز در کشورهای خود دست داشتهاند. آیا امکان دارد که پدیده تراژیک اعراب افغان جای خود را به اعراب عراقی بدهد، این احتمال نمیتواند نادیده انگاشته شود، زیرا گرچه شمار اعراب مبارز بیشتر از چند هزار گزارش نشده است، اما اگر عراق به دامان یک درگیری فرقهای تمام عیار سقوط کند. یک ارزیابی از سوی سازمان سیا به این نتیجه رسیده است که عراق از زمان تهاجم آمریکا از بسیاری جهات نقشی را که در افغانستان در طول ظهور القاعده در سالهای 1980 در عربستان سعودی و دیگر کشورهای مسلمان ایفا کرد برعهده گرفته است. سیاستگذارانی که توجه خود را به القاعده و همفکران ستیزه جوی آن معطوف کردند و اشتباهات مبارزان و مخالفت وسیع با آنان را نادیده گرفتند. اگر آنها توجه خود را به طور کامل به کشمکشهای داخلی در سرزمینهای مسلمین معطوف میکردند، درباره گسترش نظامی آنچه که آن را جنگ با تروریسم میخوانند تجدید نظر میکردند و متوجه میشدند که القاعده یک سازمان حاشیهای است که فاقد نهادهای متسحکم کارامد میباشد.