گروه سیاسی - امید سیاوش: در حالی که مردم ایران خوشحال از افزایش بیسابقه قیمت نفت، به پر بودن خزانه دولت از دلارهای نفتی دل خوش کرده بودند، مردی به نام محمود احمدینژاد رئیسجمهور ایران شد که وعده داد به زودی پول نفت را بر سر سفرههای مردم میآورد. برخی گفتند میشود اما باید برنامه درستی اتخاذ کرد. برخی گفتند او نمیتواند و ... اما او فریاد زد "میشود و ما میتوانیم". آیا او میتواند؟ این پرسشی است که این روزها مردم در کوی و برزن از یکدیگر میپرسند و اما مروری بر اخبار هفته گذشته شاید بتواند به ما کمک کند تا پاسخ این پرسش را زودتر بیابیم.
روزهای نفتی
رئیسجمهور احمدینژاد که وعده داده بود پول نفت را بر سر سفرههای مردم بیاورد هنوز نتوانسته کابینه خود را تکمیل کند و اتفاقاً این جای خالی متعلق به وزیر نفت است. این در حالی است که این وعده رئیسجمهور تنها شعار انتخاباتی یک فرد نبود. بلکه شعار انتخاباتی کل جناح محافظهکار بود.
به گفته رئیس فراکسیون اکثریت در مجلس دلیل حمایت نکردن شورای هماهنگی نیروهای انقلاب از احمدینژاد اختلافات فکری و برنامهای نبوده. بلکه فقط اعضای این شورا گمان میکردند لاریجانی شانس بیشتری برای پیروزی دارد. پس از انتخابات نیز همه طیفهای محافظهکار مراتب خرسندی خود از پیروزی شهردار تهران را اعلام کردند.
اسدالله بادامچیان قائم مقام دبیرکل جمعیت موتلفه نیز اعلام کرد: "از پیروزی آقای احمدینژاد خیلی خیلی خوشحالیم." قائم مقام و معاون جدید امنیتی وزارت کشور نیز گفته بود: پیروزی اصولگرایان ناشی از یک عملیات پیچیده و چند لایه بود. خود رئیسجمهور نیز منتخب اعضای شورای شهری بود که محافظهکاران با "تابلوی آبادگران" وارد عرصه انتخاب کرده بودند. ضمن اینکه وی عضو شورای مرکزی جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی است که از احزاب متنفذ جناح محافظهکار محسوب میگردد. لذا بر خلاف برخی ادعاها رئیسجمهور احمدینژاد از دل جناح محافظهکار بیرون آمده و عملکرد او به حساب محافظهکاران نوشته میشود. شعار "پول نفت بر سر سفرههای مردم" نیز شعار محافظهکاران بود. اما چرا دولت و مجلسی که متشکل از نیروهای یک جناح هستند نمیتوانند بر سر اداره یک وزارتخانه مهم و کلیدی تفاهم کنند. چرا رئیسجمهور با مجلس مشورت نمیکند؟ و چرا مجلسیان وزرای معرفی شده از سوی احمدینژاد را نمیپسندند؟ چرا رئیسجمهور و مجلسیان از یکدیگر دلخورند؟ و سوال مهم اینکه چرا طرفین در میان این همه وزارتخانه فقط در مورد وزارت نفت اینقدر حساس هستند؟
اکثر رسانههای خبری هفته گذشته بیشترین حجم اخبار و تحلیلهای خود را به موضوع رأی عدم اعتماد مجلس به سومین وزیر پیشنهادی نفت اختصاص دادند. این رسانهها ذیل تیترهایی چون "نه بزرگ مجلس به احمدینژاد"، "سومین شوک به دولت" و نظایر آن به تحلیل اتفاقات اخیر پرداختند. اما علیرغم اینکه مجلسیان مهمترین دلیل خود را شایستهسالاری و متخصص نبودن وزیر پیشنهادی نفت میدانند به نظر میرسد بحثهای دیگری نیز مطرح است که عمده آنها عبارتند از:
در حد گستردهای شایعه شد محسن تسلطی در انتخابات نهمین دوره ریاست جمهوری حامی مصطفی معین نامزد انتخاباتی جبهه مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب بوده است. این موضوع به خوبی در اظهارات مخالفان سید محسن تسلطی نمایان بود. یک عضو شورای مرکزی فراکسیون اصولگرایان در مخالفت با تسلطی، تصریح کرد: "آقای احمدینژاد آیا سکان وزارت نفت را میخواهد به کسی بسپارد که رای او در انتخابات به فردی بود که نظام را قبول نداشته و در مقابل رهبری میایستد و مذاکره با آمریکا را راه چاره میشناسد؟ "عضو دیگر فراکسیون اصولگرایان در مخالفت با تسلطی وزیر پیشنهادی احمدینژاد گفت: "آیا درست است "تسلطی" و خانوادهاش در انتخابات به فردی رأی داده که بسیاری از خطوط قرمز را زیر سؤال برده است.
ستار هدایت خواه نماینده بویراحمد به عنوان اولین مخالف "تسلطی" تصریح کرد: آقای تسلطی به صراحت اعلام کرده در زمان انتخابات هیچ ستاد انتخاباتی فعالیت نداشته است این موضوع با منش یک بسیجی که داوطلب حضور در همه عرصههاست چه سنخیتی داشته است. موضع ایشان در انتخابات اخیر چه بوده است؟"
در حالی که از سوی مخالفان وزیر پیشنهادی نفت مهمترین دلیل مخالفت، حمایت وی از یک نامزد اصلاحطلب در انتخابات ریاست جمهوری بوده و این دلیل در صدر نطقهای مخالفین قرار میگیرد مشخص میشود مهمترین نکته موجود در اختلافات بین مجلس و دولت مسائل سیاسی است. احمدینژاد که موفق نشده قابل اعتمادترین افرادش را رهسپار وزارت نفت کند به توصیه مشاوران نزدیکش روی به افرادی آورده که زیاد هم سیاسی نیستند ولی "نمیتوانند به رئیسجمهور نه بگویند". از سوی دیگر مجلسیان به سیاسی بودن وزیر پیشنهادی نفت و همراه بودن با فراکسیون اکثریت اهمیت بیشتری میدهند. فراکسیون اکثریت مجلس به هیچ قیمتی حاضر نیست حلقه بسته جناحی شکسته شود.
2) رئیسجمهور با مجلس مشورت نمیکند. این موضوع نیز نکتهای دیگر است که نمایندگان محافظهکار مجلس بارها به آن اشاره کردهاند و از آن گلایهمند هستند. هر چند به نظر میرسد این مشکل مجلس با رئیسجمهور فقط مختص به وزیر نفت نیست بلکه از ابتدا تاکنون رئیسجمهور سعی نکرده با مجلس مشورت کند. در حالی که نمایندگان مجلس از انتصاب محلی نیز گلایهمند هستند و از اینکه حتی برای انتصاب استانداران، فرمانداران، مدیران کل و مدیران محلی طرف مشورت قرار نمیگیرند سخت خشمگین هستند، احمدینژاد حاضر نیست آنان را مورد مشورت قرار دهد. البته اینکه چرا رئیسجمهور و اعضای دولتش تا این اندازه نسبت به همفکران و هم جناحیهای خود در مجلس بیاعتنا هستند، هنوز بیپاسخ مانده. حتی گفته میشود یکی از دلایل خشم مجلس نسبت به وزیر پیشنهادی احمدینژاد این است که یک پایگاه خبری نزدیک به محافظهکاران نوشت: "پخش شایعهای در میان نمایندگان مجلس در رابطه با نقل قولی از رئیسجمهور، موجب نارضایتی شدید تعدادی از نمایندگان در جریان رأی اعتماد شد.
این گروه از نمایندگان مجلس با عنوان کردن این نکته که مسامحه مجلس درباره تعدادی از وزرا مانند وزیر آموزش و پرورش و علوم، علت این موضعگیری تند شده است، اظهار کردند که به هیچ وجه به وزیر نفت پیشنهادی، رأی نخواهند داد.
یکی از اعضای شاخص فراکسیون اصولگرایان، در این باره گفت: احمدینژاد به جای تهدید کردن مجلس، بهتر بود گزینه شایستهتری را معرفی میکرد و مجلس تحت این شرایط، به وزیر نفت پیشنهادی، رأی نخواهد داد."
3) نکته مهم دیگر در مخالفت با وزرای نفت پیشنهادی، سهم خواهیهای درون گروهی است. یک پایگاه خبری در تحلیل این موضوع نوشت:
"آنچه بیش از همه در نمایه ظاهری مجلسیان خودنمایی میکند تکیه بر شعار "شایستهسالاری" به عنوان یکی از مهمترین شعارهای انتخاباتی احمدینژاد در جریان رقابتهای انتخاباتی نهمین دوره ریاست جمهوری بود. اما دقت در ترکیب کابینه و البته نحوه تعامل مجلس در اولین و دومین جلسه بررسی صلاحیت وزرای پیشنهادی، تابلوی ظاهری شایستهسالاری مدنظر اصولگرایان دولت و مجلس فرو میریزد و ملاحظاتی دیگر جایگزین شعارهای پیشین میشود. این چنین است که اگرچه عدم توفیق سه گزینه احمدینژاد برای وزارت نفت، از جانب مجلسیان عدم تخصص و کفایت آنها برای تصدی چنین مقامی عنوان میشود اما به واقع ملاحظات شخصی و سهم خواهیهای درون گروهی اصولگرایان را در ایجاد وضعیت موجود نمیتوان از نظر دور داشت. به طوری که "سعیدلو" معاون اجرایی شهردار تهران، و اولین گزینه پیشنهادی رئیس جمهور برای وزارت نفت که تنها به علت همراهی و دوستی چندین ساله با احمدینژاد به مجلس معرفی شده بود با عدم اقبال نمایندگان مواجه و صادق محصولی، فرمانده گردان رئیس جمهور در زمان جنگ نیز به علت عدم حضور در حوزه نفت کشور و البته دارا بودن ثروتی که به زعم نمایندگان، شایسته یک وزیر دولت عدالتخواه احمدینژاد نیست از گردونه حضور در دولت حذف شد و در نهایت محسن تسلطی نیز به دلایلی همچون زندگی شخصی و حمایت از مصطفی معین در انتخابات ریاست جمهوری با اقبال نمایندگان مواجه نشد تا رای عدم اعتماد به وی همچنین بیانگر تمایل اصولگرایان حاضر در مجلس به حفظ حلقه بسته جناحی خویش باشد."
اگر سهمخواهی را به دلایل اختلافات مجلس و رئیس جمهور اضافه کنیم به یک سوال کلیدی و حساس بر میخوریم که شاید ریشه واقعی اختلافات در پاسخ این پرسش نهفته باشد. چرا در این سهم خواهی هیچ کدام از طرفین حاضر نیستند در مورد وزارت نفت کوتاه بیایند؟ چرا در مورد سایر وزارتخانهها حتی وزارتخانههای سیاسی مهم، بالاخره یکی از طرفین حاضر میشود کوتاه بیاید ولی در مورد وزارت نفت ...
محمد علی ابطحی معاون پارلمانی سید محمد خاتمی که پس از روی کار آمدن مجلس استعفا داد نیز در سایت شخصی خود نوشت: "البته هفته پیش مقام معظم رهبری توجههای فراوانی در مورد همکاری با آقای احمدینژاد داشتند ولی باز همان جناح محافظهکار که در سالهای قبل بعد از سخنان مهم رهبری بخصوص اگر نقدی از دولت در آن بوده دهها بیانیه میدادند و نماز جمعهها را فعال میکردند امروز که تقسیم منافع به داخل حوزه خودشان آمده به روی مبارک نیاوردند. اصلا مگر جناحهای مختلف محافظهکار میتوانند از برکات وزارت نفت چشمپوشی کنند؟"
از دلایل مخالفت فراکسیون اکثریت با وزیر پیشنهادی نفت که بگذریم، چند نکته جالب دیگر نیز در این ماجرا وجود داشت. یکی از این نکات این بود که: "تلویزیون جمهوری اسلامی ایران چهارشنبه گذشته علیرغم اعلام قبلی از پخش مستقیم مذاکرات مجلس شورای اسلامی درباره صلاحیت وزیر پیشنهادی نفت خودداری کرد." به نظر میرسد که صدا و سیما قصد دارد تا حد امکان مردم را از اختلافات شدید میان محافظهکاران بیخبر نگه دارد. هر چند در عصر کنونی و با وجود رسانههایی چون اینترنت چنین امکانی وجود ندارد؛ اما نباید نادیده گرفت که در کشور ما و در عرصه اطلاعرسانی هنوز حرف اول را صدا و سیما میزند. نکته دیگر در این زمینه وزیران پیشنهادی احمدینژاد هستند. واقعاً چرا رئیسجمهور بر معرفی افراد گمنام و کم سابقه تأکید دارد. چرا رئیس جمهور علیرغم شعارهای زیبای انتخاباتی صادق محصولی را معرفی کرد که خود همفکرانش در مجلس به ثروت بسیار زیاد این مرد میلیاردی ایراد گرفتند؟ چرا ... هنوز کسی به این چراها پاسخ نداده.
سردار سرتیپ ذوالقدر در وزارت کشور
مصطفی پورمحمدی مدت زیادی در وزارت اطلاعات مشغول فعالیت بوده است و پیش از تکیه زدن بر کرسی وزارت کشور سابقه مدیریتی چندانی در زمینههای دیگر نداشت. همین نکته نیز موجب انتقادات شدید برخی از چهرههای برجسته جناح محافظهکار از جمله عماد الدین افروغ و الیاس نادران شد. اما پور محمدی با اختلاف رأی کمی موفق شد به وزارت کشور راه یابد. نادران و افروغ نسبت به فعالیتهای امنیتی در این عرصه هشدار داده بودند ولی پورمحمدی فقط تکذیب میکرد. اما پس از مدتی به نظر میرسد پیشبینی این دو نماینده شاخص فراکسیون اکثریت درست از آب درآمد. پس از انتصاب استاندار و فرمانداران که بخشی از آنان از نیروهای سازمان زندانها و برخی با سوابق امنیتی بودند تعداد زیادی از اعضای فراکسیون اکثریت مجلس به رئیس جمهور و پورمحمدی هشدار دادند و حتی به دلیل توجه نکردن به نظرات نمایندگان تهدید کردند که ممکن است وزیر کشور را استیضاح کنند، اما پورمحمدی به راه خود ادامه میدهد. در آخرین اقدام و در حالی که مجلس و دولت درگیر بحران وزارت نفت بودند، رسانهها سرگرم انعکاس این خبر، سردار سرتیپ محمد باقر ذوالقدر جانشین سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به عنوان معاون امنیتی وزارت کشور معرفی شد. به نظر میرسد با این انتصاب روند امنیتی شدن وزارت سیاسی کشور از سرعت بالاتری برخوردار شود و انتصاب در این حوزه به سمت ظهور عناصر شبه نظامی در مدیریتهای محلی پیش برود.
گسترش دامنه انتقاد از رئیسجمهور
در حالی که اصلاحطلبان همچنان در سکوت به سر میبرند و از هرگونه اظهارنظر در مورد عملکرد احمدینژاد خودداری میکنند، دامنه انتقاد از رئیس جمهور در میان همفکرانش در حال گسترش است. حتی نشریه یالثارات، ارگان انصار در تاریخ 2/9/84 در ستون سیاست به روایت یک همولایتی در مطلبی تحت عنوان چند هندوانه و یک دست! با انتقاد بیسابقه از احمدینژاد و کابینه وی نوشت:
"علی سعیدلو (معاون اجرایی رئیس جمهور و عضو هیأت مدیره تیم پیروزی) به ریاست هیأت مدیره موسسه ایران منصوب شد.
نسرین سلطانخواه (عضو شورای شهر تهران) به ریاست مرکز امور مشارکت زنان منصوب شد.
مسعود زریبافان (عضو شورای شهر تهران) به دبیری هیأت دولت و مشاورت رئیس جمهور منصوب شد.
مهدی زاهدی (وزیر علوم، تحقیقات و فناوری) همچنان عضویت خود در شورای شهر کرمان را حفظ کرده است. (کیهان 17/8/84).
و در آخر:
پورعلی فرد (معاون اداری مالی سازمان تربیت بدنی و رئیس فدراسیون پرورش اندام) گفت:
1- من در خصوص چند شغله بودن تناقضی نمیبینم و اکثر رؤسای فدراسیونها چند شغله هستند! (کیهان 17/8/84)
2- از آنجا که خردهگیری یا نقد دولت کریمه برادر احمدینژاد تا اطلاع ثانوی قدغن بوده و متجاسرین به این حکم در بهترین حالت به توپ بسته شده و در بدترین حالت هدف تیرهای ملامت و نفرین حامیان رئیس جمهور قرار خواهند گرفت، لذا در این خصوص بهتر آن است که ما خفه بشویم!
3- آب از سرچشمه گلآلود است! (توبه سطر قبل را شکستیم).
4- گر ز باغ رعیت ملک خورد سیبی
برآورند غلامان او درخت از بیخ!"
خودروی زرهی
احمد شیرزاد نماینده مردم اصفهان در مجلس ششم در مطلبی که اخیرا در وبلاگش منتشر کرده با انتقاد از ادعاهای احمدینژاد نوشته:
رئیسجمهور بیش از همه در قبال کلمات و جملات خود باید احساس مسوولیت کند و ادای حتی یک جمله خارج از اصول کار سیاسی، منافع ملی، شأن حکومتی و ادب مدیریتی میتواند ضررهای جبرانناپذیری به کشور وارد کند، چنانچه دیدیم. دفعه پیش که ایشان شعری سرودند که تمام مقامات کشور در ادامه قافیهاش ماندند طرف قصه خارجیها بودند و طبیعتا خیلیها در داخل ترجیح دادند چندان چیزی نگویند که یا متهم شوند و یا به نوعی به تضعیف مواضع سیاسی جمهوری اسلامی در خارج منجر شود؛ اما مثل اینکه این رشته سر دراز دارد و هر از چند گاهی ایشان باید چیزی بگویند که سوژه شود!
آنطور که روزنامههای روز پنجشنبه 26/8/84 نوشتهاند ایشان در جمع ائمه جمعه کشور گفتهاند: "اجازه نخواهیم داد که خودروهای زرهی 300 تا 500 میلیون تومانی وارد کشور شود و برخی مدیران همچنان آن را در اختیار داشته باشند." و در جایی دیگر فرمودهاند: "شخصی که در 15 هیأت مدیره عضویت دارد و از هر کدام دو میلیون تومان دریافت میکند، طبیعی است که علیه این دولت حرف بزند."
به نظر حقیر این تو بمیری از آن تو بمیریها نیست و باید شخص آقای پرزیدنت تا آخر پای آن بایستند. جناب ایشان باید روشن فرمایند که آن خودروهای زرهی چه زمانی وارد کشور شده و چه کسانی سوار آن میشوند. این غزل شیوایی که ایشان فقط بیتالغزلش را به عنوان چشمه آوردهاند باید تا آخر تکمیل کنند.
رئیسجمهور به عسگر اولادی وقت ملاقات نداد
گویا اختلافات شدید در اردوگاه محافظهکاران، سران پیر و کهنهکار این جناح را بر آن داشته تا با رئیسجمهور ملاقات کنند و با او در این زمینه رایزنی کنند. این افراد از اینکه جناح راست در حال از هم پاشیدن است سخت نگرانند. یک پایگاه خبری نزدیک به یک نماینده مجلس نوشت:
محمود احمدینژاد ملاقات حبیبالله عسگر اولادی دبیرکل جبهه پیروان خط امام(ره) و رهبری را نپذیرفت. یک منبع آگاه در این خصوص گفت: علت انتقادات اخیر برخی از اعضای شورای هماهنگی جبهه اصولگرایان از دولت، این اقدام رییس جمهور میباشد.
این منبع افزود: این نگرانی در میان اصولگرایان وجود دارد که چرا ریئسجمهور خود را از مشورت با محافظهکاران بینیاز دیده و در انتصابات خود و نیز مشاورههای خویش، به جمعی محدود بسنده کرده است."
با خاتمی همکاری نکنید
این روزها سید محمد خاتمی، رئیسجمهور سابق ایران سخت مشغول تهیه متنهای علمی در زمینه گفتگوی ادیان و تمدنهاست تا آنها را در سخنرانیهای خارج کشور قرائت کند. خاتمی در طول هفتههای گذشته در برخی کشورهای اروپایی سخنرانی کرد که مورد استقبال اندیشمندان قرار گرفت. اما گفته میشود برخی عناصر دولت جدید از اینکه خاتمی محبوبیتی جهانی پیدا کند راضی نیستند. گفته شده به سفارتخانههای ایران در خارج از کشور دستور داده شده تا از همکاری با سیدمحمد خاتمی خودداری کنند.