محمدکاظم انبارلویی
گروه سیاسی: دکتر عبدالکریم سروش چندی پیش در سالن آمفی تئاتر دانشگاه سوربن در جمع تعدادی از دانشجویان مقیم پاریس گفت: "شما فکر نکنید هر کسی معمم است و روحانی است جزء خواص هست نه این طور نیست. اینها جزو عوام هستند متنها عوامی که گاهی امر بر خودش مشتبه میشود و گمان میکند عوام نیست و در جهل مرکب است. مرحوم مطهری میگفت: روحانیت ما عوامزده است، بنده معتقدم این طور نیست. روحانیت ما عوامزده نیست عوام است. عوامزده یک لغت محترمی است یعنی کسی که خودش عوام نیست ولی گرفتار عوام است. در حالی که عوام گرفتار اینها هستند." (1)
هر چه فکر کردم ریشه این همه عصبانیت آقای سروش از روحانیت چیست؟ به جایی نرسیدم! چرا ایشان کل روحانیت و روحانیون را مورد اهانت قرار میدهند؟ این اولین بار نیست که او این طور بیرحمانه پای در وادی اهانت نسبت به جریانی که در میان مردم با به زهد و تقوا و صداقت و صمیمیت زیست میکنند، مینهد!
روزنامههای تهران در تاریخ 25 خرداد خبر از ورود آقای عبدالکریم سروش به رقابتهای انتخاباتی دادند و تیتر درشت خود را به این جملهها اختصاص دادند؛
* شرق: دفاع دکتر سروش از نامزدی کروبی
* ایران: موضع انتخاباتی عبدالکریم سروش
*اعتماد: عبدالکریم سروش: کروبی بهترین فرد برای ریاست جمهوری است
* آفتاب یزد: دکتر سروش: کروبی مناسبترین فرد برای ریاست جمهوری است
* مردمسالاری: حمایت دکتر سروش از مهدی کروبی
* همبستگی: حمایت عبدالکریم سروش از کاندیداتوری مهدی کروبی
آقای کروبی یک روحانی مطرح در نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری بود او در دور اول رای قابل توجهی آورد اما به مرحله دوم راه نیافت. سخنان سروش درست یک ماه و هشت روز پس از اعلام طرفداری وی از کروبی در پاریس اعلام شده است!
آیا وقتی کاندیدای موردنظر آقای سروش رای نیاورد باید به روحانیت اهانت کند و فراموش کند که خود در انتخابات حامی یک روحانی بوده است.
اگر کروبی به قرائت سروش عوام است چرا در انتخابات از او حمایت کرده و به نفع او فعالیت تبلیغی داشته است. آیا این حمایت سروش نوعی "عوام فریبی" نیست.
اگر پاسخ این سوال مثبت است، پس حکم سلطانی صادر کردن برای یک قشر محبوب مردمی و خادم چه مفهومی دارد؟
رای مردم در انتخابات نباید اینقدر آقای سروش را عصبانی کند که به موضع هذیانگویی و اهانت پراکنی بیفتد.
آقای سروش در انتخابات به عنوان یک روشنفکر حکمی صادر فرمودند و مردم آن حکم را اطاعت نکردند او نباید خود را در مقام سلطان بداند و از در اهانت به مردم و حتی منتخب موردنظر خود درآید.
فکرمیکنم تکلیف مردم و روحانیت با این اهانتها روشن است و با کرامت از آن عبور میکنند. اما به نظر میرسد واکنش آقای کروبی به سروش یک امر مورد انتظار است. آقای کروبی باید تکلیف خود را با چنین طرفدارانی مشخص کند. البته نه به دلیل این که به او و مردم اهانت کرده است بلکه به دلیل این که آقای سروش علیه تشیع و مفهوم ولایت و مهدویت در این سخنرانی مطالبی گفته است که دفاع یک روحانی با سابقه مثل آقای کروبی را طلب میکند.
البته آقای سروش در این سخنرانی به دلیل شکست پیش بینی او در انتخابات علیه دموکراسی و نسبت آن با اسلام مطالبی گفته است که آن هم شایسته نقد است.
بنده به عنوان یک نافذ ناصح ایشان فقط میتوانم از روی خیرخواهی به او بگویم؛ "برادر وقتی عصبانی هستی سخنرانی نکن ورود تو در سیاست تعادل فکریات را به هم میزند و ارزش سخنانت را تا حد یک هندیان فرو میکاهد.