سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی به عنوان تشکیلاتی کوچک ولی صاحب فکر سیاسی و تحرک زیاد پس از انتخابات نهمین دوره ریاست جمهوری در برابر پدیدهای جدید قرار گرفت که صاحبنظرانش را مجبور ساخت تا به بازنگری در سیاستهای مبنایی خود بپردازند.
ظاهرا این تجدیدنظر به تغییر در رویکرد "گسترش سازمانی و تشکیلاتی" و نیز اتخاذ تصمیم در مورد "افزایش نفوذ در عرصههای جدید" انجامیده است.
شواهد نشان میدهد سازمان برخلاف سابق که میکوشید سیاست "حجم کوچک ـ تحرک بالا و عمق زیاد" را دنبال کند اکنون به سمت گسترش شاخههای خود تا شهرستانها رفته است و البته با وسواس و احتیاط بسیار، پس از گذشتن از فیلتر نظارت اولیه محمد سلامتی و تایید نهایی بهزاد نبوی، شاخههای شهرستانی را تشکیل میدهد. در همین حال گفته میشود سازمان، سیاست جذب را هم تغییر داده و علاوه بر نیروهایی که در طی دوم خرداد به مشارکتی قرض داده بود، در پی جذب نیروهای مذهبیتر جبهه مشارکت نیز میباشد.
این امر نشان میدهد که سازمان علاوه بر کیفیت نیروها اکنون به اهمیت کثرت نیروها نیز واقف شده است.
از سوی دیگر، تغییر سیاست جذب نشانگر آن است که سازمان مجاهدین انقلاب دیگر چون گذشته بر روی جبهه مشارکت حساب نکرده و میکوشد با جذب نیروهای موسوم به خط امامی، خود را به عنوان آوانگارد این خط ـ چپهای ارزشی ـ در سطح جامعه مطرح ساخته و به آرامی از سیاستها و شعارهای لیبرالی که در سوم تیر 84 عدم اقبالش به اثبات رسیده است فاصله گیرد.
اتخاذ این استراتژی باعث شده که سازمان بکوشد مخاطبان جدیدی برای خود آنان تعریف کرده و با تغییر ادبیات سیاسی تلاش کند با درک پیام "سوم تیر" خود را از ادبیات لیبرالی (حداقل در ظاهر) جدا کرده و با تعیین مخاطبان جدید (نظیر نیروهای حزباللهی، سپاه و بسیج) که گمان دارند نباید از آنها دست شسته و ظرفیتی همواره در اختیار رقیب بدانند، ادبیاتی انقلابیتر را برای خود برگزیند.
در این راستا، اگر ناگهان با گفتگوی 5 مهر روزنامه شرق (صفحه 6) با بهزاد نبوی مواجه شویم که وی با ادبیاتی مشابه ادبیات سیاسی سالهای اوایل دهه شصت سخن گفته و به گونهای سخن میگوید که گویی فرماندهی جنگ در اختیار وی و سازمان بوده است، نباید تعجب کنیم به ویژه آن که تاکید کنند منافقین (که در این اواخر رادیکالهای دوم خردادی، بتدریج از آنها با نام مجاهدین خلق یاد میکردند)، با درایت آنها در عملیات مرصاد منکوب شدهاند.
لذا در این رویکرد جدید سازمان تصمیم گرفته است، نیروهای حزب اللهی، بسیج و سپاه را به عنوان یک هدف سیاسی دیده و با تغییر وجهه خود از روشنفکری به انقلابی به جذب نیرو یا جلب هوادار از میان آنها بپردازد، زیرا افراد زیرکی همانند بهزاد نبوی خوب میدانند یک نیروی بسیجی در عمل سیاسی بیش از ده نیروی لیبرال ارزش کارکردی دارد.
در هر حال، روشن است، حال که سازمان مجاهدین انقلاب به رویکرد پیچیدهتری روی آورده و ضمن گسترش شاخهها در شهرستانها با تغییر مخاطب از این میکوشد، رهبری تشکیلاتی نیروهای خط امام را به دست گیرد، وظیفه هوشیاران سیاسی آن است که این تغییر و اثرات آن را مورد ارزیابی قرار دهند، ضمن آن که ضروری است سپاه پاسداران و آگاهان تاریخ جنگ پیرامون پارهای از اظهارات بهزاد نبوی (منجمله پیرامون عملیات کربلای 5) موضعگیری مناسب را داشته باشند.