تاریخ انتشار : ۱۹ مهر ۱۳۸۹ - ۱۱:۰۳  ، 
کد خبر : ۱۸۸۱۸۱

دو بلای بزرگ برای انقلاب


اسدالله افشار
بلای اول:

انسان خواه ناخواه علاقه به مال دنیا دارد چرا که گذران زندگی او به وسیله آن می‌باشد، و این علاقه در حد اعتدال مذموم نیست. مهم آن است که نیازمندان و مستمندان اجتماع فراموش نشوند و دستگیری از آنان و رسیدگی به امور مادی‌شان در اولویت قرار گیرد، و حرکت در این مسیر لبیک به حقوق واجب الهی ایشان است.
از این مسئله نیز نباید غافل شد، هنگامی که علاقه به مال و ثروت در شکل افراطی و انحرافی ظاهر می‌شود، این موضوع صورت انحصارطلبی به خود می‌گیرد، و حتی گاهی بی‌آنکه خود نیاز به چیزی داشته باشد دوست دارد دیگران از آن محروم باشند! و به تعبیر دیگر از منحصر بودن مواهب الهی به خودش لذت می‌برد، و این بلای بزرگ است که مخصوصاً امروز بر جامعه انقلابی ما به آن گرفتار شده است و می‌توان آن را یک نوع بیماری خطرناک شمرد.
متأسفانه باید صادقانه اعتراف کرد که بسیاری از مردم محروم ما بنا به سیاست‌های غلط برخی مسئولین حکومتی شاهد رشد طبقه جدید نو کیسه‌هایی شدند که در زمره ثروتمندان قرار گرفتند؛ و این عده با روحیه انحصارطلبی ویژه و با نفوذ در مصادر و مجاری حکومت، دست به دست هم دادند و برای محروم‌تر ساختن نیازمندان نقشه کشیدند و توطئه نمودند تا آنجا که امروز محرومان نه از شغل خوبی برخوردارند و نه از تدبیر و صدقه‌سری وزیر مسکن و دیگر عوامل مسئول در این زمینه مسکن مناسبی دارند! آقای وزیر: آیا می‌دانی شرمنده زن و بچه شدن یعنی چه؟! آیا می‌دانی تأمین نکردن حداقل معیشت برای گذراندن زندگی خانواده از پوشاک گرفته تا خوراک و بهداشت و مسکن یعنی چه؟ بگذار صریح بگویم شما که در نیاوران، زعفرانیه، فرمانیه، جماران و ... زندگی می‌کنید و حقوق‌های آنچنانی می‌گیرید و از امتیازات دیگر مدیریتی بهره‌مند هستید بطور قطع نخواهید فهمید که محرومان با فرزندانشان نان شب ندارند و در پارک‌ها خرابه‌ها و بیغوله آبادهای این کشور اسلامی مظلوم اوقات زندگی خویش را در سرما و گرما سپری می‌کنند و به قول بزرگی سگی زندگی می‌کنند! آری فرزندان شما، کلاس‌های زبان‌شان، ورزش شنا و سونایشان به کیش رفتن و مکان‌های تفریحی دیگرشان برقرار اما پابرهنگان سیلی خورده حامی انقلاب اسلامی که شایسته همه گونه خدمات ارزنده برای خروج از آن وضعیت اسفبار تشریح شده هستند، سرگردان و ناامید، از زندگی بریده‌اند! آقای مسئول گرامی مدیر محترم که در طول 15 سال با تکیه بر مسند ریاست به مال و ثروتی رسیده‌ای و دارای چند خانه، چند ویلا، چند ماشین و چندین امکانات دیگر شده‌ای بدان؛ گرفتار غرور گردیده این، روح انحصارطلبی بر شما چیره گشته، همه چیز را برای خود می‌خواهید و به تصور خود دور از چشمان محرومان از سوء استفاده‌ها به استفاده‌های کلان رسیده‌اید! این یک روی سکه است بگذارید آن روی سکه را هم بگویم تا بدانید آه این محرومان به صاعقه‌های سوزانی تبدیل می‌گردد و خرمن زندگی شما ثروتمندان نو کیسه انحصار طلب را به آتش خواهد کشید و بسیار دیده شده است که این صاعقه‌ها در شکل انقلاب‌ها ظاهر می‌شود؛ و باید از روزی ترسید که اگر آه و فریادشان به آسمان بلند شود و دیگر راه توبه و جبران خطاهای گذشته باقی نمی‌ماند و کار از کار خواهد گذشت. پس باید قدر این مردم محروم نجیب را دانست و برای آنان شب و روز کارکرد و اقتصادشان را به سامان رساند ضمن آن که کم کردن فاصله‌های مادی زندگی مسئولان نظام اسلامی و مثل ایشان زندگی کردن در یک شرایط برابر، روح امید به زندگی را در آنها تقویت می‌نماید.
بلای دوم:
با مطالعه در تاریخ انقلاب‌های مبتنی بر اصول‌گرائی و ارزش مداری و آرمان خواهی درمی‌یابیم که یکی از تفاوت‌های روشنی که میان پیروان و رهروان واقعی این گونه انقلاب‌ها و بازیگران سیاسی وجود دارد این است که بازیگران سیاسی روی اصول خاصی ثابت نیستند و همیشه آمادگی دارند در مقابل امتیازاتی که دریافت می‌کنند امتیازاتی تقدیم کنند و از اصولی که دارند به خاطر منافع صرف نظر کنند. این بازیگران که تشکیلات سیاسی و احزاب را بوجود می‌آورند. بعضاً به دلیل وابستگی به محورهای سه گانه زر، زور و تزویر از مرام و عقائد مقدس و محکمی برخوردار نیستند و دائماً روی آن معامله می‌کنند و انقلاب اسلامی این میراث کبیر امام خمینی (ره)، متأسفانه امروز بیش از هر زمان گرفتار بازیگران سیاسی بی هویت شده است آن هم بازیگرانی که نسبت به گذشته سیاسی خود ابراز ندامت کرده و دچار استحاله فکری و تجدیدنظرطلبی و یأس شده‌اند و روزی به بهانه اصلاحات، قانون اساسی را زیر سئوال می‌برند و خواستار رفراندوم می‌شوند و در برهه‌ای دیگر ارکان تشکیلاتی حکومت اسلامی را به چالش می‌کشانند تا سه قوه مجریه، قضائیه و مقننه را رو در رو هم قرار دهند و تضعیف نمایند و در اقدامات هماهنگ شده دیگر، خروج از حاکمیت را مطرح تا نظام را در تمامی زمینه‌ها ناکارآمد معرفی نمایند و آمریکا و سایر دشمنان بزرگ و کوچک را امیدوار به ضربه زدن به این نظام اسلامی کنند و هم به گونه‌ای موضع‌گیری می‌نمایند که بدیهی‌ترین ارزش‌های دفاع مقدس و عظیم‌ترین دستاوردهای معنوی و روحی یک ملت را زیر سئوال برده و ارزش‌های مورد قبول مردم را مخدوش جلوه دهند. منصفانه قضاوت کنید اگر این بازیگران سیاسی به بن‌بست رسیده‌اند باید اقتدار و امنیت ملی را به بازی بگیرند! و نسبت به فقر، فساد و تبعیض موجود در جامعه بی تفاوت باشند! و نظاره‌گر اهانت به باورهای الهی و دین مبین اسلامی گردند! و نهادهای قانونی را به خاطر حفظ و حراست ارزش‌های انقلاب تحمل نکنند! و از عملکرد نهادینه شده ایشان آشفته و رنجیده شوند! و از محکومان قضایی که به جرم اقدام علیه امنیت ملی و در راستای براندازی حکومت دینی فعالیت می‌کردند، حمایت صریح داشته باشند!! بگذار صریح و شفاف بگویم که این بازیگران عرصه سیاست که بویی از تعهد و تعبد در مرام و افکارشان استشمام نمی‌شود بلای جان انقلاب شده‌اند و به تعبیر صریح قرآن "و دوالو تدهن فید هنون" (قلم/ 8) دوست دارند همه را به جرگه خود بکشند و همان گونه که خود مداهنه و معامله می‌کنند سایرین هم باید مداهنه کنند!!
منطق دوستداران، دل‌سوزان و سیلی خوردگان انقلاب و نظام که از رهروان راه حق محسوب می‌شوند این است که هرگز معامله‌گر نیستند، و اهداف مقدس خود را با هیچ بها و بهانه‌ای از دست نمی‌دهند و بر سر آن معامله نمی‌کنند، مداهنه و سازشکاری‌ها و داد و ستدهای سیاسی در کارشان نیست و این یکی از بهترین نشانه‌هائی است که می‌توان سیاست بازان حرفه‌ای را به وسیله آن شناخت. در خاتمه یادآور می‌شوم که انقلاب اسلامی برای عبور از بحران‌های مورد اشاره چاره‌ای ندارد جز آن که محکم و قوی راه اعتدال را در پیش گیرد، با متخلفان حکومتی در رده‌های مختلف خاصه مدیریتی شدیداً برخورد نماید و مراقب جریان سکولار و لائیک و فرصت‌طلبان قدرت‌پرست که از بیگانگان تغذیه می‌شوند و توطئه می‌کنند باشد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات