تاریخ انتشار : ۲۰ مهر ۱۳۸۹ - ۰۹:۰۲  ، 
کد خبر : ۱۸۸۱۸۴

طرح آمریکا در زمینه تشکیل «جمهوری قره باغ»

فاطمه رضایی‌خاچکی اشاره: گروه دیپلماتیک؛ در اواخر سال 2004 حدود پنجاه نفر از نمایندگان کنگره آمریکا با دخالت در امور داخلی جمهوری آذربایجان، طرحی را با حمایت از تشکیل جمهوری قره باغ اعلام کرده‌اند، نمایندگان کنگره آمریکا با صدور بیانیه‌ای خطاب به تجزیه طلبان ارمنی قره باغی، ضمن اعلام حمایت از آنان، بر جدایی بانمایندگان کنگره، در سال مالی 2004 - 2005 میلیونها دلار مالی بلا عوض به تجزیه طلبان ارمنی قره باغ اختصاص داده است. با تأمل در اقدام کنگره و دولت آمریکا دریافت علل سیاست گرایش به حمایت از تشکیل قره باغ آشکارتر می‌شود.

علل و اهداف حمایت آمریکا از تشکیل جمهوری مستقل قره باغ:
1- پیدایش یک واحد سیاسی جدید و آمریکایی در قفقاز به نام جمهوری قره باغ به تثبیت حضور و نفوذ آمریکا در این منطقه کمک می‌کند. علی رغم تلاش‌های فراوان آمریکا جهت تعمیق نفوذ خود در قفقاز، هنوز حضور این کشور در منطقه حضوری شکننده و ناپایدار به نظر می‌رسد.
2- تأسیس جمهوری قره باغ و استقرار نیروهای آمریکایی یا ناتو در آن که به بهانه حفظ صلح و ثبات انجام خواهد شد؛ توانایی آمریکا را در اعمال فشار بر روسیه، ایران و جمهوری آذربایجان در حد چشمگیری افزایش خواهد داد.
3- پدید آمدن جمهوری قره باغ حضور نیروهای آمریکا و ناتو در آن، تحقق استراتژی نفتی غرب در حوزه خزر را سرعت خواهد بخشید.
4- با تأمل در ارتباط عمیقی که بین منافع آمریکا، غرب و جهان مسیحیت وجود دارد:
الف- ایجاد دومین کشور ارمنی نشین در قلب منطقه مسلمان نشین قفقاز، دستاوردی گران بها برای آمریکا، غرب و جهان مسیحیت است.
ب- ایجاد چنین کشوری رضایت خاطر عمیق لابی ارمنی کنگره آمریکا و ارامنه جهان را در پی دارد.
ج- با تأسیس چنین کشوری، بار سنگین بحران قره باغ از شانه ارمنستان برداشته می‌شود و علاوه بر آن، حاشیه امنیتی جدیدی برای ارمنستان تعریف می‌شود.
با گذشت بیش از ده سال از امضای آتش بس میان ارمنستان و جمهوری آذربایجان، در سایه سیاست‌های آمریکا و گروه مینسک زمان به نفع ارمنستان،‌ آمریکا و جهان مسیحیت سپری شده و قطار قره باغ بر روی ریلی در حال حرکت است که ایستگاهی جز تجزیه جمهوری آذربایجان ندارد. اکنون روشن می‌شود که حتی طرح گوبل یعنی مهمترین طرح آمریکا برای حل بحران قره‌باغ (طرح تبادل ارضی میان ارمنستان و جمهوری آذربایجان) نیز طرحی برای سپری کردن زمان بوده است.
همچنین علی رغم هزینه‌هایی که مقامات باکو از دوران ایلچی بیگ تا کنون برای جلب حمایت لابی یهودی در مقابل لابی ارمنی پرداخته‌اند، لابی یهودی اقدامی به ضرر منافع ارمنستان انجام نداده است. از جمله سیاست‌ها دایمی لابی یهودی و اسرائیل برانگیختن مسیحیان به درگیری با مسلمان است که نظریه برخورد تمدن‌ها (تمدن اسلام و تمدن مسیحیت) از ساموئل هانتینگتون یهودی نمود عینی آن است. اگر سیاست خارجی آمریکا را به یک کرکس تشبیه کنیم، لابی ارمنی و لابی یهودی در حکم دو بال برای این کرکس است.
اگر وضعیت مسأله قره باغ به همین صورت تداوم یابد و از کسالت سیاسی رها نشود، در آینده امضاهای بیانیه‌هایی که از کنگره آمریکا در حمایت از تجزیه جمهوری آذربایجان و استقلال قره باغ صادر می‌شود، افزایش خواهد یافت، و در کنار آن کمک‌های بلا عوض آمریکا به تجزیه طلبان ارمنی نیز بیشتر خواهد شد. کنگره آمریکا بستر سیاسی لازم را برای تجزیه رسمی جمهوری آذربایجان فراهم می‌کند و دولت این کشور با اهدای کمک‌های بلاعوض، و اقتصاد قره باغ را از وابستگی به ارمنستان رها کرده و بدان رونق می‌بخشد که همه اینها معنایی جز حرکت تدریجی قره باغ به نقطه استقلال ندارد. با تشکیل جمهوری قره باغ، ارمنستان به عنوان طرف اصلی و اشغالگر قرار خواهد گرفت و در نهایت همان‌ گونه که در جریان تجزیه فلسطین و تشکیل شناخته شد، آمریکا و کشورهایی مانند فرانسه و انگلستان تلاش خواهند کرد تا جمهوری آذربایجان در مقابل باز پس‌گیری بخشی از اراضی خود، موجودیت دومین کشور ارمنی‌نشین را به رسمیت بشناسد.
نتیجه:
از آنجایی که تشکیل دومین دولت دست نشانده آمریکا در قره‌باغ در قفقاز جنوبی، تهدیدی برای امنیت منطقه‌ای است، همگرایی کشورهای بزرگ جهان اسلام بخصوص ایران و ترکیه در مسأله قره باغ ضروری به نظر می‌رسد تا راه حل مطمئن و بی‌طرفانه‌ای برای حل و فصل بحران ارائه کنند.
نکته مهم این که آمریکا و کشورهایی مانند انگلیس و اسرائیل تلاش دارند تا طرح خود مبنی بر ایجاد بحران قومیت در ایران را به جمهوری آذربایجان پیوند زده و فضایی از بی‌اعتمادی و تنش میان دو کشور همسایه، هم‌فرهنگ و هم‌دین پدید آوردند. در دوران شوروی، باکو کانونی فعال برای تجزیه‌طلبان و مخالفان تمامیت ارضی ایران بوده است. چنین سابقه‌ای، اشتهای آمریکا را برای ایجاد بحران تجزیه قومی در ایران از طریق جمهوری آذربایجان بر می‌انگیزد، ابوالفضل ایلچی بیگ -رئیس جمهوری اسبق آذربایجان- در همین نقطه گرفتار شد. در حالی که نیروهای ارمنی هر روز بخشی از خاک جمهوری آذربایجان را به اشغال خود در می‌آوردند، وی از تجزیه چین و هند و ایران و تشکیل توران بزرگ و آذربایجان بزرگ و فتح تبریز سخن می‌گفت. تداوم تبلیغات ضد ایرانی توسط مطبوعات و رسانه‌های مخالف حاکمیت و اقداماتی نظیر برگزاری نخستین کنگره آذربایجان‌های جهان (باکو 1380،) و صدور فرمان برای آذربایجان‌های خارج از کشور در جمهوری آذربایجان باعث شده است که روند اعتمادسازی بین تهران - باکو سرعت مورد انتظار برخوردار نباشد.
سرنوشت گورباچف و شوارد نادزه که علی رغم خدمت فراوان به غرب و آمریکا، با پایان یافتن تاریخ مصرف سیاسی‌شان از سوی آمریکا به گوشه انزوا رانده شده و اکنون نه جایگاهی بین مردم خود و نه اهمیتی برای غرب و آمریکا دارند، هشداری است که باکو نباید در مسأله قره باغ که با سرنوشت جمهوری آذربایجان و جهان اسلام پیوند دارد، به آمریکا اعتماد کند حمایت آشکار کنگره و دولت آمریکا از روند استقلال قره باغ ایجاب می‌کند که باکو علایم تازه‌ای به آمریکا ارسال کند، علایمی به معنای این که؛ اگر آمریکا از روند استقلال قره باغ حمایت کند، منافعش در جمهوری آذربایجان، قفقاز و حوزه نفتی خزر با خطر روبرو خواهد شد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات