ایشان در ابتدا با اشاره به ضرورت رجوع به عقل جمعی برای اداره کشور بیان میکنند: "ناگفته پیدا است عقل جمعی آنگاه مفید واقع میشود که دیدگاههای مختلف بدون مواجهه با سانسور و خودسانسوری، مطرح و آنگاه از میان ایدههای مختلف، بهترین آنها انتخاب و به مرحله اجرا گذارده شود... اخباری که در روزهای اخیر توسط روزنامهها و سایتهای خبری نزدیک به محافظهکاران در خصوص نظارت یکی دو نفر از یاران احمدینژاد بر انتصابات داخلی وزارتخانهها منتشر شده، آغاز خوبی برای دولت نبوده و نیست".
از آنجا که محور اصلی مقاله مورد نظر بر پاشنه نظارت دو نفر از یاران آقای احمدینژاد بر انتصابات داخلی وزارتخانهها میچرخد، فارغ از صحت یا عدم صحت این خبر (نظارت بر انتصابات داخلی وزارتخانهها) سوال متبادر به ذهن آن است که رابطه میان رجوع به عقل جمعی و نظارت بر انتصابات داخلی وزارتخانهها چیست؟ آیا منافاتی میان عنایت به خرد جمعی و نظارت بر انتصابات داخلی وزارتخانهها وجود دارد؟ آیا رجوع به عقل جمعی، مستلزم نفی نظارت بر انتصابات یک مجموعه است؟
مگر نه آن است که یکی از الزامات خرد جمعی، توصیه به شایستهسالاری است؟! حال که این مهم (بر فرض صحت این خبر) براساس تدبیر رییسجمهور میخواهد محقق شود، آیا باید در تضاد با عقل جمعی قلمداد شود؟! قطعا نویسنده محترم اذعان میکنند که مدیر باید بر افراد تحت پوشش خود نظارت کند و نظارت الزاما به معنی دخالت در امور آنان و اعمال نظرات حزبی و شخصی نیست. بلی اگر جناب آقای رییسجمهور بخواهند توسط چند نفر نزدیک به خویش، به طور فراقانونی، مانع از ورود تفکرات و ایدههای غیرمطابق با سلیقه شخصی خویش شوند، نقدی جدی به ایشان وارد است، اما آیا نویسنده محترم، شواهدی بر این امر ذکر کردهاند؟!
ایشان در ادامه، با اشاره به عدم رای نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی به چهار وزیر پیشنهادی رییسجمهور و انتقادات آقای دکتر خوشچهره از دولت بیان میکنند: "پس از آنکه نمایندگان مجلس برای اولین بار در تاریخ جمهوری اسلامی به چهار وزیر پیشنهادی رییسجمهور رای ندادند... کسی به دنبال کشف سر نهفته در این رفتار نمایندگان نرفت... مگر دکتر خوشچهره که اکنون به انتقاد از رفتار رییسجمهور میپردازد، همان کسی نیست که تنها چند روز قبل از مرحله دوم انتخابات، به عنوان نماینده احمدینژاد در سیمای جمهوری اسلامی حاضر شد و به دفاع از سیاستهای او پرداخت؟"
آنچه واضح است آن است که عملکرد نمایندگان ملت، حاکی از بلوغ سیاسی و ثبات قدم آنان در اصولگراییشان است که با تحقیق و مطالعه پیرامون سوابق و برنامههای وزرای پیشنهادی، مصالح ملی کشور را به قربانگاه منافع حزبی و گروهی خویش نبردند.
مضافا اینکه نمایندگان محترم به وظیفه قانونی خویش عمل کردهاند و اگر نویسنده محترم قایل به این موضوع است که نمایندگان با اغراض سیاسی به وزرا، رای اعتماد ندادهاند باید شواهد و مدارک مستدل و منطقیشان را بیان کنند، چرا که صرف عدم رای اعتماد نه نشاندهنده سیاسیکاری و غرضورزی نمایندگان محترم است و نه بازگوکننده اشتباه آقای احمدینژاد در انتخاب وزرا. در صورتی که برای گزینههای مطرح (سیاسیکاری و غرضورزی به جای انجام وظیفه) قراین مستند ارایه نشود، ترجیح بلا مرجح صورت گرفته است.
انتقادات جناب آقای دکتر خوشچهره را نیز باید در همین راستا یعنی راستای اصولگرایی و نادیده گرفتن دوستیها و حب و بغضها دانست. ایشان هماکنون، پس از سپری شدن دوران انتخابات که دوره عمل و انجام وظیفه رسیده است، به نقد خیرخواهانه عملکرد دولت و حتی شخص آقای دکتر احمدینژاد پرداخته است و آنچنان که دکتر توکلی بیان داشتند، حمایت نقادانه از دولت را به عنوان برنامه آتی خود برگزیده است.
این نکته، تفاوت ایشان با نقدهای افراطیون مدعی اصلاحات را برملا میسازد؛ آنان که در دوران حضورشان در حاکمیت، کورکورانه به تایید و تشویق و تمجید از عملکرد یکدیگر پرداخته و آنگاه که با رای ملت از مناصب قدرت برکنار شدند، زبان به گلایه گشودند و تضعیف دولت جدید با نقدهای منصفانه و غیرمنصفانه را سرلوحه برنامههای خود گرفتند.
ایشان در خاتمه، با اشاره به وجود شرایط سخت برای منتقدان بیان میکنند: "البته وارد شدن مداحان و برخی سخنگویان مذهبی به این وادی و لعن و نفرین به نمایندگانی که به تعدادی از وزرا رای ندادند نیز در روزهای اخیر مزید بر علت شده و کار را بر منتقدان... سخت کرده است. ممکن است عدهای گمان کنند که راه اداره کشور تکیه بر شعار "همه با من" است اما قطعا رییسجمهور میداند فقط با عمل به شعار "همه با هم" میتوان کشور را اداره کرد.
دکتر احمدینژاد هنوز فرصت دارد تا با یک مصاحبه و یا یک اطلاعیه، تمام شائبههایی که در روزهای اخیر مطرح شده را برطرف نماید و نشان دهد که شعار "کابینه هفتاد میلیونی" او چیزی [جز] تحقق اصل "همه با هم برای اداره کشور" نیست.
اولا مساله "وارد شدن مداحان" به این شکل کلیگویی که نویسنده محترم مطرح کردهاند، بعید به نظر میرسد و شاید یک یا دو مداحی که احیانا چنین کردهاند، به نظر ایشان، جمع "مداحان" را تشکیل میدهند! ثانیا انتساب شعار "همه با من" به رییسجمهور، چنان که در نقدهای فوق گذشت، بیپایه و اساس به نظر میرسد. تاکید رییسجمهور بر نفی این شعار، هر چند میتواند برای برخی مفید واقع شود، اما کسانی که همچنان بر غفلت از واقعیات پای میفشارند، حتی با تاکید لفظی رییسجمهور نیز باز به تهمت و افترا ادامه خواهند داد.
مگر نه این است که چند ماه قبل جناب آقای احمدینژاد، به صراحت گفته بود: "به هیچ حزب و گروه وابسته و تعهد ندارم و معتقدم دولت نباید وامدار هیچ حزب، گروه، دسته و جناحی باشد بلکه باید وامدار ملت، شهیدان و نظام اسلامی باشد."(2)
نویسنده محترم هنوز این فرصت را دارد تا در نوشتاری دیگر تجدید نظری در محاسبات خویش انجام دهد یا نقاط ضعف مسایل مطرح شده در نوشتار خویش را بپذیرد و نشان دهد که براساس رسالت عظیم مطبوعاتی، باید نقدهای منطقی را پذیرفت و بر ادامه اشتباه پای نفشرد.