تاریخ انتشار : ۰۳ شهريور ۱۳۸۹ - ۰۹:۴۸  ، 
کد خبر : ۱۸۸۱۹۷
شمشیر دو دم سیما!

غفلت‌زایی یا غفلت‌زدایی

اشاره: در روزگار ما تلویزیون مبدل به جزء لاینفک خانواده گشته و از توانایی فوق‌العاده بالایی در تاثیرگذاری بر رفتارهای فردی و جمعی افراد برخوردار است. از همین روی در این مقال تلاش می‌کنیم تا در راستای کمک به رسانه ملی در جهت تاثیرگذاری «هر چه مثبت‌تر» بر رفتارهای فردی و جمعی، به بررسی تحلیلی به نام «لغوزدگی» در رسانه ملی بپردازیم.

از جمله شبکه‌های ملی سیما، شبکه خبر است. شبکه خبر در طول شبانه‌روز تقریباً به صورت 24 ساعته مردم را در جریان خبر رویداد‌های گوناگون جهان قرار می‌دهد. آگاهی دادن به مردم از تحولات مهم جهان از جمله مسئولیت‌‌های خطیری است که بر شانه‌های رسانه ملی سنگینی کرده و راه‌اندازی شبکه‌ای با محتوای صرفاً خبری در رسانه ملی اقدام پسندیده‌ای بود که در سالهای اخیر انجام گرفت.
اما با نگاهی به محتوای بخش وسیعی از اخبار منتشره از شبکه خبر سیما به مساله بسیار قابل تاملی دست خواهیم یافت که همانا انتشار اخباری است که بیش از آنکه ماهیت خبری ضروری برای مردم داشته باشند، ماهیت خبری مجازی دارند. به عبارتی دیگر بخش وسیعی از اخبار منتشره خبر از ویژگی انحصاری بهره‌مندند و آن دو ویژگی عبارتند از:
1- جنجالی بودن خبر
2- بی ‌بهره بودن از هرگونه منفعت حقیقی برای دنیا و عقبای مخاطبان
شبکه خبر برنامه‌ای پخش می‌کند با عنوان «دوربین خبرساز». همانگونه که مستحضرید این برنامه حوادث مربوط به حواشی مسابقات ورزشی را پوشش می‌دهد. فی‌المثل می‌توان به هوارها و داد و فریادهای فلان مربی که تیمش باخته یا تماشاگری که پس از گذر از میله‌ها وارد زمین چمن شده، یا مشت و لگدهایی که بین دو فوتبالیست رقیب رد و بدل شده، یا گریه‌های جوانی که مثل کودک مادر مرده برای باخت تیمش می‌گرید و ... به عنوان نمونه‌هایی از سوژه‌های باب طبع سازندگان این برنامه اشاره کرد.
اگر محتوای سوژه‌های را تحلیل نماییم خواهیم دید که دو عنصر ویژه فوق یعنی جنجال و فقدان هر گونه منفعت حقیقی، در تمام نمونه‌های ذکر شده موجود است.
از دیگر برنامه‌های این چنینی می‌توان به بخش خبری خاصی تحت عنوان «اخبار حوادث» اشاره نمود.
به نمونه‌هایی از اخبار منتشره از این بخش خبری توجه فرمایید:
- یک سوسمار 2 متری در زیرزمین خانه‌ای واقع در لس‌آنجلس پیدا شد.
- یک فیل هلندی پس از آنکه مقداری مشروب الکلی خورده بود به دو خودرو در ایالات آندراپرادش هند خسارت زد.
- زنی در اروپا به جرم رها کردن 35 گربه در شهر بازداشت شد.
- بزرگترین ساندویچ جهان در پاریس درست شد.
- یک زن جوان همسرش را در خواب خفه کرد.
- بانک صادرات فلان دهات کوره مورد سرقت دزدان مسلح قرار گرفت.
و قس علی هذا ...
تمام نمونه‌های فوق که تنها مشتی از خروار بود و به روش استقرایی از این بخش خبری استخراج شده‌اند حاوی همان دو ویژگی مهم پیش گفته است.
در طول شبانه روز چندین بخش خبری مفصل یا مختصر با موضوع «اخبار ورزش حرفه‌ای» به خورد مخاطبان داده می‌شود. در تمام این بخش‌های خبری، یا به اخبار مربوط به کیفیت و کمیت برگزاری مسابقات «ورزش حرفه‌ای» داخلی و خارجی پرداخته می‌شود و یا به حواشی این مسابقات و این همه در حالی است که نه تنها مخاطب از ورزش و تحرک ورزش حرفه‌ای سودی نمی‌برد بلکه دائماً درگیر جنجال‌‌های کاذب این برنامه‌ها بوده و در ضمن هیچ منفعتی برای دنیا و عقبای خویش کسب نمی‌کند.
مورد دیگر، موسیقی‌هایی است که از رسانه ملی پخش می‌شوند. پیش از این در مقاله‌ای مفصل به موسیقی غنایی و آنچه از سیما پخش می‌شود اشاره کرده‌ایم و دیگر ضرورت امتداد آن مقال نیست، اما در همان راستا باید گفت از آنجایی که بسیاری از موسیقی‌‌های پخش شده از سیما مخاطب خویش را به هر حالتی می‌کشانند جز یاد خداوند متعال و در ضمن نوعاً آرامش‌بخش نبوده و به نوعی حاوی اقسام صداهای جنجالی می‌باشند فلذا اینگونه موسیقی که اتفاقاً گونه غالب موسیقی‌های پخش شده از سیما می‌باشد نیز حاوی همان دو ویژگی خاص پیش گفته می‌باشد.
در مورد برنامه‌های ورزشی شبکه خبر پیش از این اشاره‌ای گذرا داشتیم اما نباید از این امر مهم نیز غافل شد که تلویزیون اساساً یک شبکه ملی را به پوشش متن و حواشی ورزش حرفه‌ای اختصاص داده است. شبکه 3 با صرف مبالغ هنگفت روزانه به مردم می‌آموزد که الگوی رستگاری شما افرادی‌اند که شعارشان همانا «بخور و شوت کن و پول پارو کن!» (1) است.
نمونه‌هایی که در بالا به آنها اشاره کردیم و قطعاً بیش از اینهاست از نمونه‌های بارز عمل «لغو» می‌باشد. لغو آن عملی است که نه تنها هیچ خاصیت و منفعت حقیقی‌ای برای فرد ندارد بلکه وی را از بسیاری منافع حقیقی باز داشته و او را درگیر جنجال و هیاهوی کاذب دنیا می‌نماید و به قول دوستی: اگر همه مردم عالم می‌دانستند که «کف روی آب است، صورتهای عالم» هیچکس خودرا درگیر لغو نمی‌کرد!
همانگونه که قرآن کریم می‌‌فرماید: «والذین هم عن اللغو معرضون» (2)
- مومنین کسانی‌اند که از لغو اعراض می‌کنند - بنابراین می‌توان چنین استنتاج کرد که عامل به لغو دیگر نمی‌تواند خود را از گروه مومنان بپندارد.
اما تا اینجا به بعد شخصی لغو پرداخته شد لیکن رسالت حکومت نیز به جای خود باقی است. اینجا بجاست که سوالی از کارگزاران رسانه سیما که خود را منادیان فرهنگ متعالی اسلام در ام القرای جهان اسلام می‌پندارند، پرسیده شود و آن اینکه: در کدام الگوی حکومت داری آمده است که مردم را به لغو بکشانید و از حقایق عالم غافل کنید؟ آیا اسلام چنین مجوزی داده است؟ اگر چنین نیست که به یقین نیست با چه توجیهی دست به چنین کاری زده و می‌زنید؟
در مقابل سوال فوق پاسخهایی داده شده که به جای جواب دادن به اصل و ماهیت سوال بیشتر پاسخ به حواشی و اقتضائات عملی رسانه است. دوستانی که سعی کرده‌اند پاسخی برای سوال فوق ارائه کنند دو گروهند: گروه اول معتقدند که برای جذب مردم به پیام‌های متعالی ابتدا باید ذائقه آنها را پیدا کرد، بعد برنامه‌‌هایی موافق ذائقه آنها ساخت و بعد آرام آرام ذائقه آنها را به سوی پیام موردنظر «تغییر داد».
در جواب این دوستان باید عرض کرد که پاسختان، با نادیده گرفتن یک اصل صحیح است و آن اصل این است که: «هدف وسیله را توجیه نمی‌کند!» و شما برای دستیابی به هدف متعالی حق استفاده از هیچ وسیله نامشروعی را ندارید. اما اگر فرض را بر این گیریم که فرض فوق نیز اساساً وجود نداشته باشد باز هم یک جای کار می‌لنگد و آن «عمل» به همان ادعایی است که پیش از این اشاره شد. یعنی دوستان مدعی‌اند که ذائقه مردم را به سوی پیام‌های متعالی تغییر می‌دهند، اما سالیان مدیدی است که نه تنها رسانه ملی در تغییر ذائقه مردم به مضامین متعالی و الهی اسلام ناکام مانده است بلکه خود نیز در این گرداب خانمان بر باد ده گرفتار شده است؛ گردابی که نگارنده هیچ نامی برازنده‌تر از «گرداب لغو» برای آن نیافته است. در واقع امروز سیما، خود در این گرداب افتاده است؛ چرا که بنا بود سیما ذائقه مردم را از لغو به توحید تغییر دهد اما پس از گذشت سالها از طرح این ادعا شاهد آنیم که برنامه‌های لغو سیما هر روز با قوت و قدرت و هزینه‌ای گزاف‌تر از دیروز به مسیر خود ادامه می‌دهد و این نشانگر ناموفق بودن تز فوق «در عمل» است و به طوری که ملاحظه می‌فرمایید گویا مسئولان سیما نه تنها نتوانسته‌اند ذائقه مردم را تغییر دهند بلکه ذائقه متعالی خود را نیز باخته‌اند و در گرداب لغو «خود» گرفتار آمده‌اند.
مثل آن محققی که برای اصلاح معتادان خود را معتاد کرد تا در میان معتادان پذیرفته شود، اما آنچنان در دام اعتیاد ماند که هرگز از آن بیرون نیامد. کلاغی که خواست راه رفتن کبک را بیاموزد، راه رفتن خویش را نیز از یاد برد!
اما گروه دیگری از این دوستان در پاسخ به سوال پیش گفته چنین توصیه می‌کنند: اساساً رسالت رسانه رفتار کردن وفق ذائقه و میل مخاطب است و رسانه ملی نیز چنین می‌کند، خواه این ذائقه توحید باشد یا شرک!
و این جوابی است که صداقت بیشتری در آن است و بسیاری از علمای علم ارتباطات رسانه را اینچنین تعریف می‌کنند. حال این به جای خود بماند که حضرت امام(رض) فرمودند: «صدا و سیما باید دانشگاه باشد». نه رستوران که هر چه مخاطب سفارش داد برای او مهیا شود!
بسیاری معتقدند که رسانه می‌‌تواند یک سوپاپ اطمینان مناسب برای جلوگیری از شورش و ناآرامی مردم ناراضی باشد. امروز شکاف طبقاتی و انواع مفاسد که ریشه در عناصر حکومتی دارند گریبان مردم را به شدت می‌فشارد و هر آن احتمال بروز ناآرامی از جانب توده‌های محروم جامعه وجود دارد. همین وضعیت برای بسیاری از جوامع دیگر نیز وجود دارد اما چرا بروز شورش و ناآرامی در روزگار ما بسیار غیر محتمل شده است؟ این سوالی است که یکی از جوابهای آن به کارکرد رسانه‌ها برمی‌گردد. در واقع امروزه، رسانه‌ها با سرگرم کردن مردم به سرگرمی‌های کاذب و «لغو» اولاً انرژی‌ای را که قرار است در نارضایتی عمومی صرف شود، صرف تفریحات لغو کرده و ثانیاً حواس مردم را از ناکامی ‌های حقیقی اجتماعی پرت کرده و جلوی ایجاد اتحادیه‌‌های ناراضیان علیه بی‌عدالتی‌‌های اجتماعی را می‌گیرند و این همانا کارکرد غالب رسانه در دنیای امروز است.
ایجاد غفلت در میان توده‌های مردم و کنترل اجتماعی نامحسوس همان بلایی است که رسانه، این ابزار جادویی جامعه مدرن بر سر بشر آورده است. حال کیست که این سحر سحره فرعون را در هم شکند؟!

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات