تاریخ انتشار : ۱۸ مهر ۱۳۸۹ - ۰۸:۱۹  ، 
کد خبر : ۱۸۸۲۱۱

کارنامه درخشان دولت در بعد بین‌الملل


ابراهیم میرعزیزی
رابطه میان دولت و ملت، ارتباطی متقابل است. دولت، وظیفه دارد استانداردهای رفاه عمومی، امنیت داخلی و خارجی را در همه ابعاد افزایش دهد و حیاتی‌تر آنکه از منافع و عزت و حیثیت ملت در عرصه بین‌الملل دفاع کند. متقابلا نیز ملت وظیفه دارد تا سرحد امکان، دولت را در پیشبرد وظایف و اهدافش یاری برساند.
نمونه‌های بارز و زیبای چنین تعاملی را بعد از پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی ایران شاهد بوده‌ایم. پیرامون چگونگی، میزان و نوع تعامل میان دولت و ملت در زمینه سیاست خارجی، دیدگاههای مختلفی وجود دارد که بعضی از دیدگاهها محل تامل جدی‌اند. پیرامون این مساله، آقای رجبعلی مزروعی در روزنامه اعتماد(1) مطالبی را عنوان داشته‌اند که خالی از اشکال نیست و در اینجا با رویکرد تحلیلی بدانها اشاره می‌شود.
ایشان بیان می‌کنند: "امروز نظامی موفق به پیشبرد توسعه اقتصادی و بهبود معیشت مردمش است که در تعاملی مثبت و فعال با دیگر کشورها عمل کند و تا حد امکان، هزینه ریسک اقتصادی‌اش را پایین آورده و حداکثر استفاده را از امکانات و سرمایه جهانی ببرد. دولت خاتمی با دریافت این واقعیت سیاست خارجی خود را بر اصل‌"تنش‌زدایی قرار داد" که ثمره‌اش پایین آوردن ریسک اقتصادی ... بود. ایشان در ادامه می‌افزاید: "از زمان روی کار آمدن دولت جدید، گویا اصل در سیاست خارجی بر تنش‌زدایی قرار گرفته است و همه مواضع و گفته‌های رییس دولت و تیم همراهش بر این پایه قرار گرفته است. خوب، نتیجه‌اش در عرصه اقتصادی بازتاب یافته که سقوط شاخص بورس و رکود در کلیه بازارها و خرابی اقتصاد نشانه‌های بارز آن است."
باید متذکر شد که دولت جدید با مطرح کردن گفتمان عدالت و احیای رابطه مستقیم با مردم، یک گام زیر بنایی در راه تشخیص و حل مشکلات مردم برداشته است و در عرصه بین‌المللی نیز باید اذعان نمود شاخص وضعیت ایران نامساعد نیست. این امر (نامساعد نبودن وضعیت بین‌المللی ایران) در دو وضع، قابل مشاهده است.
1- در سطح مناسبات اقتصادی - سیاسی- فرهنگی. در این سطح مشاهده می‌شود که وضعیت ایران مناسب است و هیچ یک از روابط سیاسی و اقتصادی ... حتی در سطوح عالی، متوقف نشده است.
2- در سطح تصمیم‌گیری‌های بین‌المللی. نمونه بارز موفقیت جمهوری اسلامی ایران در این سطح، جلسه پیشین شورای حکام بود که قطعنامه‌ای بسیار معتدل‌تر در مورد فعالیت‌های هسته‌ای‌ ایران از آن بیرون آمد. نمونه‌های متعددی از نگرش مثبت‌تر به برنامه‌های هسته‌ای ایران در سابقه کوتاه مدت دولت نهم به چشم می‌خورد. به عنوان مثال، عمر و موسی، دبیر کل اتحادیه‌های عرب بیان داشت: "کشورهای عربی باید از برنامه هسته‌ای ایران حمایت کنند".(2) همچنین موفقیت غرورآمیز ایران در مورد تعداد اعضای مذاکره کننده، ثمره سیاست‌های صحیح و مطلوب دولت جدید در عرصه بین‌المللی است، "در مذاکرات امروز برای اولین‌بار در طول مذاکرات ایران و سه کشور اروپایی، تعداد اعضای تیم مذاکره کننده ایران با مجموع تعداد تیم حریف مساوی است ... تیم ایران با 12 عضو در مقابل تیم مشترک 3 کشور اروپایی که در مجموع، 12 عضو دارد، بر سر میز مذاکره ؟
نشستند". (3)
اگر تعریف تنش‌زدایی را اخذ تدابیری که باعث حذف یا کاهش برخوردها میان دولت‌ها در عین حفظ حقوق ملی بدانیم، در می‌یابیم، نمی‌توان "تنش‌زدایی" را به دولت نهم و "تنش زدایی" را به دولت هشتم مختص نموده، به نقد غیر منصفانه دولتی تازه پای بپردازیم.
عمده فعالیت سیاسی خارجی ایران در دولت هشتم و نهم پیرامون مساله مخالفت آمریکا در برابر فعالیت‌های صلح‌آمیز هسته‌ای ایران بوده است. با استفاده از همان سیاستی که آقای مزروعی، تنش‌زدایی‌اش می‌خوانند، دولت هشتم، به نتیجه‌ای نامطلوب رسید: تعلیق فعالیت‌های هسته‌ای و از دست دادن فرصت. نادرست بودن این تعلیق در تحلیل یکی از تحلیل‌گران به وضوح مشاهده می‌شود: "تیم پیشین مذاکره کننده هسته‌ای ایران، طوری صحبت می‌کردند که انگار فتح بزرگی انجام داده‌اند. قطعنامه 2 سپتامبر 2005 از ایران مصرانه می‌خواهد که اقداماتی را فراتر از شروط رسمی در سیف گارد و پروتکل الحاقی اجرا کند و این یکی از مواردی است که باید برای آن عزای عمومی اعلام می‌کردیم. تعلیق فعالیت‌های هسته‌ای، بذر شوم و اشتباهی بود که در اکتبر 2003 پاشیده شد." (4)
اما در سیاست دیپلماتیک دولت 5 ماهه آقای احمدی نژاد، شاهد پیشرفت‌های چشم‌گیری در عرصه بین‌الملل نسبت به سال‌های گذشته بوده‌ایم که البته تحلیل‌گران خارجی نیز به آن اذعان دارند. روزنامه نیویورک تایمز به نقل از پل اینگرام (تحلیل‌گر ارشد در شورای اطلاعات امنیتی آمریکا- بریتانیا) (5) چنین می‌گوید: "به رغم ادامه سرسختانه ایران به فعالیت‌های هسته‌ای خود، دیپلماسی اتحادیه اروپا به حمایت آمریکا برای توقف آن شکست خورد، همچنین داناالین (عضو ارشد موسسه بین‌المللی لندن در مطالعات استراتژیک) (6) اظهار می‌کند که: "اتحادیه اروپا با شکست مواجه شده و نتوانسته است پرونده ایران را به شورای امنیت ارجاع دهد." اظهارات این تحلیل‌گران و همچنین اسکات مک لود (7) (سردبیر بخش خاورمیانه مجله تایم) که نظری مشابه نظر تحلیل‌گران فوق دارد بعد از اجلاس 24 نوامبر شورای حکام که به صراحت به شکست آمریکا در مقابل دیپلماسی دولت نهم اقرار می‌کنند نشان‌دهنده پیروزی چشم‌گیر و پیشرفت دولت دکتر احمدی‌نژاد است.
موفقیت دولت نهم در نشست 24 نوامبر شورای حکام، در پرهیز از اعمال هر نوع اقدام، ناقض حقوق ملت و هر نوع برخورد تحمیلی به ایران ظهور و بروز دارد. این در حالی است که آمریکا و اروپا پیشتر و در دولت هشتم گفته بودند در صورت بی‌توجهی ایران به مفاد قطعنامه سپتامبر، آخرین قطعنامه شورای حکام پرونده هسته‌ای ایران را در اجلاس نوامبر به شورای امنیت سازمان ملل خواهند فرستاد. اظهارات جروزالم پست(8) نیز مبنی بر قصد آمریکا برای رسیدگی به برنامه هسته‌ای ایران با ایجاد محدودیت بر روی شرکت‌های طرف قرارداد با ایران برای تحت فشار قرار دادن ایران را که نمونه بارز آن در تحریم کردن 9 شرکت چینی به خاطر آنچه آمریکا معامله نظامی با ایران می‌داند شکست آمریکا در فرستادن پرونده هسته‌ای ایران به شورای امنیت بعد از دو سال را آشکار می‌کند.
گفتنی است بالا رفتن شاخص بورس بعد از پیروزی در اجلاس 24 نوامبر شورای حکام به خوبی اثبات‌کننده همسازی و همراهی سیاست خارجی اتخاذ شده دولت، با بهبود معیشت مردم است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات