علی رستگاری
دولت اصلاحات در این کشور هشت سال حکومت کرد. دوران حکومت اصلاحطلبان از ابعاد گوناگون و مختلفی قابل بررسی و نقد میباشد. موضوعات سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، هنری، بینالملل و... از جمله ابعادی است که در کارنامه این دولت خود به شاخههای گوناگون و مختلفی تقسیم میشود. مثلاً در بعد سیاسی یا اجتماعی، شناخت عملکرد هشت ساله دولت شاید به زمانی بیش از هشت سال احتیاج دارد و شناخت بازخوردهای عملکردها در این زمینهها محتاج دقت فراوان و ریزبینی خاص خود میباشد.
چه بسا جستجوی یک تصمیم و نتیجهیابی آن در بعد سیاسی محتاج کسب اخبار گوناگون و تعقیب آن در حوزههای مختلف اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی بوده و به زودی نیز عمق آن یافت نشود.
دولت اصلاحات مهمترین حامی نشریات زرد
یکی از ابعاد فعالیتهای دولت به اصطلاح اصلاحات که پس از دوم خرداد سال 1376 روی کارآمد، عملکرد این دولت در حوزه مطبوعات بود. این عملکرد البته یکی از مؤلفههای مورد افتخار دولت و همراهان او به شمار میرفت. تکثر مطبوعات مؤلفهای بود که این دولت به آن اهتمام ورزیده بود و در این راه چشم را بر همه چیز از جمله آفاتی که در اثر عدم نظارت بر این مطبوعات به میان میآید، بسته بود.
علاوه بر آن در بعضی مراحل خود دولت ـ از جمله رییسجمهور و وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی وقت ـ مروج برخی از این آفات و حمایتکننده از مروجان شبهات گوناگون پیرامون نظام اسلامی، ولایت فقیه، دین، ائمه، عصمت، حجاب، وحی، روحانیت، دفاع مقدس، احکام و حدود، پلورالیسم دینی، سکولاریسم، ارتداد، ارزشها، قانون اساسی، امام خمینی و... بود.
در برخی مراحل خود دولت و اعوان و انصار او حتی چشم بر اباحهگریها و ترویج ابتذال در مطبوعات میبستند و کسانی را که از سر دلسوزی و احساس مسئولیت و درد فریاد و ناله سر میدادند، متهم به خشونت و مقابله با آزادیهای اجتماعی میکردند. سیدمحمد خاتمی رییسجمهور سابق بارها و بارها کسانی را که به گفته او تحمل صدای مخالف را ندارند، به باد انتقاد میگرفت. در حالی که این افراد نه به خاطر منفعت شخصی بلکه بخاطر مورد هجوم قرار گرفتن ارزشها و دین مردم رنجیده خاطر و اندوهگین شده بودند.
هجمه بیسابقه
در طول هشت سال حاکمیت اصلاحات قریب دو هزار و سیصد و پنجاه مورد شبهه در سطح مطبوعات کشور که عمدتاً وابسته به حلقه کیان، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، نهضت آزادی، جبهه مشارکت و یاوران دولت دوم خرداد بود، ترویج شد. این تعداد البته احصاء شبهات مستقل از هم میباشد؛ به گونهای که شاید هر شبهه دهها بار توسط ایادی دشمن در مطبوعات تکرار شد و از آن در زمینههای مختلف بهرهبرداری شد.
از سوی دیگر رواج بیبند و باری و ترویج اباحهگری در جامعه که مظاهر آن فراوان در مقابل دیدگان افکار عمومی قرار دارد، از دیگر وظایف بر عهده مطبوعات نهاده شده به شمار میرفت. این مطبوعات با استفاده از حمایتهای فراوان مالی و معنوی دولت به اصطلاح اصلاحات همواره سعی در خدشه به مرزهای عقیدتی مردم داشتند و از قبل آن آسیبهای فراوانی به عرصه اجتماع وارد آوردند.
گسترش طلاق، خودکشی، خشونتهای منجر به جرح و قتل و غارت، زنبارگی، ترویج بیش از حد مواد مخدر و قرصهای روانگردان و مهیا کردن جوانان برای پذیرش آن خود از جمله عوارض این اقدامات در سطح جامعه به شمار میرود. حال آنکه اخباری که از گوشه و کنار بطور مستند بدست آمده است حاکی از آن است که این ترویج نه سهواً که عمداً و بخاطر سست کردن پایههای حکومت اسلامی برخاسته از انقلاب سراسری ملت ایران به وقوع پیوسته است.
به راستی چه دلیل دارد که از این تعداد شبهه 4/29 درصد آن مربوط به شبهات سیاسی ـ اجتماعی است و از آن تعداد 9/36 درصد مربوط به انقلاب اسلامی 5/18 درصد مربوط به روحانیت و 5/12 درصد مربوط به ولایت فقیه بوده است؟
چه دلیلی وجود دارد که مطبوعات شبههافکن چهارصد و هفتاد و یک شبهه از دو هزار و سیصد و پنجاه (در حدود 20 درصد) شبهه القایی خود را متمرکز بر مسائل فرهنگی ـ اجتماعی کردند که 48 درصد آن ترویج ابتذال و اشاعه اباحهگری در سطح جامعه بوده است؟ آیا مظاهر و نمادهایی که اکنون در سطح جامعه به عنوان مظاهر فرهنگ غربی و پوچگرایی رواج دارد ناشی از این عملکرد و حمایتهای دولت دوم خرداد نیست؟
برخی از گزارشات منتشره حاکی از آن است قدر مشترک شبهات القایی در بخشهای مختلف یک حقیقت است و آن نظام اسلامی و ولایت فقیه و حاکمیت دین در عرصه اجتماع است به گونهای که این مقوله در ظروف مختلف با شکلهای گوناگون عرضه میشده است و متأسفانه بایستی اذعان کرد که در حال حاضر نیز کمابیش عرضه میشود و علیالظاهر در دولت عدالت که براساس شعار بازگشت به ارزشهای اسلامی و آرمانهای امام و رهبری موجودیت یافته است همچنان روال گذشته طی میشود.
و به راستی این سخن حکمتآمیز در این مجال به کار میآید که «الناس علی دین ملوکهم» مردم پیرو آن رفتاری هستند که حاکمان آنان آن را از برای خویش برگرفتهاند و از این جهت است که وقتی تمام ملوک (به معنای عام آن که شامل رهبران فکری، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، مطبوعاتی و...) یا بخشی عمده از آنان با استفاده از امکانات و منابع و بودجه در اختیار از بیتالمال مسلمین به دنبال ترویج آزادی تعریف ناشده و مبهم و شیوع سهلانگاری و تسامح و بیخیالی و عدم رعایت خطوط قرمز در امور فردی و اجتماعی و سیاسی هستند، مردم آن جامعه نیز بدان راه خواهند رفت.
وقتی که مسئولان و جهتدهندگان به افکار عمومی به دنبال کسب مقام و شهرت و پول و... باشند، طبیعی مینماید که مردم نیز بدین راه گرفتار خواهند شد و تازه این در جایی است که برنامهای ساماندهی شده و سازماندهی گشته در این سیر مهیا شده باشد که معالاسف در ما نحن فیه به کرات از آن شنیده و دیده شده است.
اما براستی اهداف شبههافکنان در القاء شبهات گوناگون چیست؟ مگر آنان از این مُلک و مِلک نیستند؟ در بطن ملت ایران به دنبال چه میگردند؟
پاسخ ما را جناب آقای جواد آرینمنش نایب رییس کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی داده است. او در تقسیمبندی نشریات به ما گفت:
صفبندیهای خصمانه
من در بررسی اجمالی عرض میکنم که اگر نگاهی به نشریاتی که در طول سالهای پس از پیروزی انقلاب فعالیت میکردند و اکثر آنان همچنان فعال هستند داشته باشیم و با تحلیل محتوایی اجمالی این مطبوعات اعم از نشریاتی که به صورت روزانه منتشر میشوند یا هفتهنامهها و ماهنامهها و فصلنامهها که انتشار مییابند، به نظر میرسد که این نشریات را میتوان به سه دسته تقسیم کرد: یک تعداد نشریاتی هستند که به نوعی مؤید نظام مقدس جمهوری اسلامی و قانون اساسی و آرمانهای شهدای عزیز، امام راحل و رهبری معظم انقلاب هستند و یک تعداد نشریاتی هستند که خیلی درگیر مسائل ارزشی نشدهاند و بیشتر درگیر خبررسانی مستند و بدون داشتن صبغه ارزشی و به صورت خنثی فعالیت میکنند.
البته اهداف مخربی را هم دنبال نمیکنند و بیشتر جنبه پر کردن اوقات فراغت و گرایشات بیطرفانه و گاهی هم ابتذالگونه دارند.
آرینمنش در ادامه به سومین دسته نشریات میپردازد و میگوید که یک تعدادی از نشریات هم شبههافکن هستند.
او همچنین میگوید: اینها به نظام مقدس جمهوری اسلامی، اهداف مقدس انقلاب و آرمانهای شهدا و... لطماتی وارد کردند و ما در بررسی اجمالی در کار تحقیق و تفحص از عملکرد وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نگاهی هم به مطبوعات و نشریات افکندهایم و به آن رسیدهایم که متأسفانه محتوای تعدادی از نشریات به نوعی تضعیف نظام و حکومت اسلامی، ولایت مطلقه فقیه و زیر سوال بردن برخی ارزشهای اسلامی مثل حدود، دیات، مجازات، قانون اساسی و... بوده است.
رئیس کمیته تحقیق و تفحص مجلس از وزارت ارشاد اسلامی در ادامه به خبرنگار یالثارات گفته است: این نشریات مفاهیم دینی را زیر سوال بردند و به ترویج تفکرات فمینیستی یا اباحهگری پرداختند و اندیشههای غربی را در جامعه رواج میدادند که هنوز هم بعضی از آنان فعال هستند و شبهاتی را در اذهان جوانان و نوجوانان ایجاد میکنند.
نماینده محترم مردم مشهد در ادامه به بررسی اهداف موردنظر این نشریات میپردازد و میگوید: همچنانکه مقام معظم رهبری اشاره فرمودند بعضی از نشریات و مطبوعات پایگاه دشمن هستند و همان اهدافی که مخالفین نظام در بیرون از کشور تعقیب میکنند اینها به عنوان ستون پنجم آنها در داخل کشور همان اهداف را ترویج کردند.
اما آقای آرینمنش دستاندرکاران این نشریات را به چند دسته تقسیم میکند و بیان میکند: یک گروه کسانی هستند که از روی عناد این کار را انجام میدهند یعنی اساساً با نظام مقدس جمهوری اسلامی و با اسلامیت نظام مخالفند و در این زمینه تلاش میکنند. یک گروه غربزدگانی هستند که به نوعی بیگانهپذیر شدهاند و از خود بیگانگی پیدا کردهاند و بدون آنکه خودشان بخواهد اهداف دشمنان انقلاب را در داخل تعقیب کنند و مرعوب تفکرات و اندیشههای غربی هستند.
اینها خودشان رابه نوعی پیشرو و مدافع مدرنیته میدانند. حال آنکه از بسیاری متحجرین هم عقبماندهتر هستند و معمولاً اینها تلاش میکنند که در نشریات خود با لکهدار کردن شخصیتهای دینی و سیاسی و بعضاً ملی و ایجاد تحریف در ارزشها و تلاش در جهت شخصیتسازیهای کاذب، اندیشههای غرب و مکاتب غربی را در جامعه رواج دهند و از پلورالیسم، فمنیسم و اباحهگری و ابتذال در نشریات خود حمایت و دفاع میکنند.
متأسفانه دستاندرکاران امور فرهنگی در هفت، هشت سال گذشته هم نسبت به این امور حساسیتی نشان نمیدادند و آنطور که باید و شاید برخورد لازم صورت نمیگرفت. این مساله تا آنجا پیش رفت که قوه قضاییه ناچار میشد ک بدون طی مراحل ظاهراً قانونی و تشکیل دادگاه مطبوعات با استفاده از قوانینی که در اختیار داشت محدودیتهایی برای آنان ایجاد کند؛ چرا که آثار سوء و مخرب آن را تشخیص داده بود و به دنبال راهکارهایی بود که بتواند مقداری از آثار سوء آنان جلوگیری نماید.
اباحهگری در نشریات
آرینمنش در توضیح اباحهگری و ابتذال و رابطه آن با تحولات جامعه و اثرپذیری جامعه از این عملکرد سوء و اهداف پشت پرده این القائات میگوید: اگر کسانی بخواهند به حکومت اسلامی ضربه بزنند نمیتوانند مستقیماً با نظام اسلامی و قانون اساسی و جمهوری اسلامی مخالفت کنند و بگویند که ما اینها را قبول نداریم؛ چرا که در این صورت راهها برای آنان بسته است و بالاخره قانون اساسی با رأی بیش از نود و هشت درصد مردم به تایید رسیده است. در قانون اساسی هم همه چیز مشخص است. نوع حکومت و جایگاه ولی فقیه و رهبری نظام مشخص است. حدود و ثغور مطبوعات نیز مشخص است.
آنان نمیتوانند با حکومتی که برخاسته از تلاشهای مردم است مستقیماً برخورد کنند.
لذا به شکل غیر مستقیم این مخالفتها بایستی مطرح میشد، با اباحهگری و ترویج ابتذال که اینها بتواند اساس یک نظام را زیر سوال ببرد. اگر ابتذال در یک جامعه فراگیر شود طبیعتاً گرایش جوانان به سمت اسلام دچار خدشه میشود و از طرفی هم ما در جامعه هنوز تلاشهای جدی فرهنگی انجام ندادهایم که بگوییم همه جوانها از ایمان داغ برخوردارند. بالاخره بخشی از جامعه دچار آسیبپذیری فرهنگی است و همچنانکه بدن انسان در اثر هجوم میکروبها آسیب میبیند، فرهنگ یک جامعه هم در اثر هجوم فرهنگ بیگانه و در اثر اشاعه ابتذال و اباحهگری آسیب میبیند.
وی در توضیح این مطلب میافزاید: عناصر فرهنگ بیگانه در این صورت میتواند در این جامعه رخنه کند و باعث ناکارآمدی عناصر فرهنگ بومی شود و در آن صورت فرهنگ بیگانه خود را تحمیل میکند و اساس یک حکومت را دچار اشکال میکند.
لذا وقتی چنین شرایطی فراهم و جامعه دچار آسیبپذیری شد طبیعتاً حکومت که حکومتی اسلامی است دچار مشکل میشود و ممکن است که از درون دچار آسیب شود. لذا اینان تلاش میکردند که با اشاعه فرهنگ مبتذل غرب و نشان دادن جاذبههای گوناگون این فرهنگها از طریق مختلف به نسل جوان، چنین امری را محقق نمایند.
همیاری دولت اصلاحات با نشریات زرد
عضو کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی در ادامه گفتگو با ما به کوتاهی جدی دولت اصلاحطلبان در کنترل این امر میپردازد و دلیل همراهی دولتیان گذشته با مروجان فرهنگ اباحهگری و شبههافکنی را چنین برمیشمرد: قوانینی که در حوزه مطبوعات و رسانهها از آن برخوردار بودهایم در حال حاضر هم از آن برخورداریم.
این قوانین براساس قانون اساسی فعالیتهای مطبوعات را مشخص کرده است اما اشکال اساسی این بوده است که مجریان این قوانین که وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و نهادهای فرهنگی و دولت بودند متأسفانه عملاً اعتقادی به این قوانین نداشتند وگرنه ما در حوزه مطبوعات بحث آزادی مطبوعات با حدود مشخص آمده است.
وی به اصل بیست و چهارم قانون اساسی ـ که مطبوعات را در بیان مطالب آزاد میداند و حدود آن را عدم اخلال به مبانی اسلام یا حقوق عمومی بر میشمرد ـ اشاره کرده و میافزاید: ما قانون مطبوعات را داریم که در آن دقیقاً مشخص شده است که مطبوعات چه چیزی را میتوانند منتشر کنند و چه چیزی را نمیتوانند.
اما وقتی مجری قانون و معاونت مطبوعاتی اساساً اعتقادی به اساس قانون اساسی نداشتند طبیعی بود که فردی که سالها در آمریکا زندگی کرده و تفکرات لیبرالیستی بر او حاکم است میخواهد همین تفکرات را هم در جامعه اشاعه دهد این نتیجه حاصل شد که بسیاری از نشریاتی در این مدت مجوز بگیرند که هیچگونه اعتقادی به اساس حکومت اسلامی نداشتند و در ادامه بحث خروج از حاکمیت و مجازات اسلامی و حتی خدشه به ساحت ائمه اطهار در همین مطبوعات ترویج شود. مجریان و دستاندرکاران دولت پیشین اعتقاد راسخی به این ارزشها نداشتند و اساس مشکل اینجا بود.
نایب رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس در ادامه راه برخورد با این نشریات زرد و مروجان بیبند و باری را چنین بیان میکند: من معتقدم که معاونت مطبوعاتی وزارت ارشاد لازم است که یک بازنگری در مجوزهای صادره داشته باشد و کسانی که بنا بر ضوابط و مقررات صلاحیت آنها مورد تایید است بایستی بر عملکرد آنها نظارت شود. متاسفانه در حال حاضر بر همین مطبوعاتی که منتشر میشوند هم اعمال نظارت جدی صورت نمیگیرد.
آرینمنش میافزاید: اگر فرض کنیم که مجوزهای داده نشد. به افراد درست بوده است و افراد واجد شرایط لازم بودهاند بنابر قانون مطبوعات لازم است که نظارت مستمر و جدی بر کار آنها صورت دهد و هیچ دلیلی ندارد که ما با کاغذ یارانهای و حمایتی دولتی از نشریاتی حمایت کنیم که برخلاف ارزشهای انقلاب و جمهوری اسلامی مطلب منتشر میکنند. لذا چه از این امکانات استفاده شود و یا نشود دولت طبق قانون بایستی نظارت جدی صورت دهد.