کریم افتخاری
رئیسجمهوری سابق در سخنانی که در دیدار با سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی بیان کرده است به نکاتی اشاره نمودند که قابل تامل و بررسی است. آقای خاتمی به نکات ذیل اشاره نمودند:
الف: اشتباه اصلاحطلبان بریدن از جامعه بود!
ب: برای آینده انقلاب و رهبری احساس خطر میکنم
به نظر میرسد مدعیان اصلاحات در جهت پیش بردن به به یک روند تکوینی که در آن ارزشهای اساسی انقلاب اسلامی 1979 ریشه دارد تایید میکنند. اصلاحطلبان سرانجام به این نتیجه رسیدهاند که با غوغاسالاری نمیتوان به اهداف خود رسید و نباید آتش را با آتش خاموش کرد!
بنابراین مدعیان اصلاحات، با اینکه در عرصه سیاسی ایران متشکل از شخصیتهای شناخته شده هستند که چند سالی در بحرانهای مختلف حضور فعال داشتند، پایههای هویتی خود را متکی بر تعامل بخشهایی از روشنفکران و گروهی از روحانیون اصلاحطلب قرار داده و بدون شک در مقاطع مختلف در فضای سیاسی ایران تاثیراتی داشتهاند. متاسفانه اصلاحطلبان در سالهای گذشته رفته رفته قدرت و نفوذ و پایگاه خود را از دست داده و به دلایلی که آقای سیدمحمد خاتمی به برخی از آنها اشاره نمودند از یک بازیگر فعال به یک تماشگر منفعل در ساختار قدرت تبدیل شدهاند. این تشکیلات در حال حاضر از ضعفهای تئوریک و تناقضات موجود در اندیشه رنج میبرد.
در هر حال دلایل مختلفی باعث ناکارآمدی اندیشهها و برنامههای این تشکیلات شده است:
یکم: چسبندگی بیرویه به قدرت و عدم نوسازی و مقاومت در برابر تحولاتی که جامعه و لایههای زیرین اجتماع بر تشکیلات تحمیل کردهاند.
دوم: گرفتاری در الیگارشی به هم پیوسته و در هم پیچیده گروهی
سوم: عدم فضاسازی مناسب برای رشد نیروهای خلاق و جوان و دل بستن به شعارها
چهارم: عدم تبعیت از الگوی مراد و مرید در سازماندهی نیروها
پنجم: عدم چرخش صحیح نقشهای تصمیمگیری در درون تشکیلات و تشکلهای تابع این جریان
ششم: اتکاء منابع مالی این جریان به انحصارگرایان در حیطههای مختلف
این عوامل باعث شده است که این جریان در انتخابات شوراها و مجلس هفتم و ریاست جمهوری نهم، خود را در معرض افکار عمومی قرار داده و با شکست سختی از دفعه قبل مواجه گردد.
هفتم: جریان اصلاحطلب در انتخابات سال 76 از پایگاه اجتماعی 22 میلیون نفری برخوردار بود. بنابراین اگر توانایی حفظ این پایگاه را داشت با توجه به رشد جمعیت میبایست در انتخابات دوره نهم حدود 10 میلیون نفر را به اردوگاه خود جذب میکرد. رقم رایدهنده 4 میلیون نفری رایدهندگان به کاندیدای اصلی اصلاحطلبان (مصطفی معین) در نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری نشان از ریزش گسترده در پایگاه اجتماعی این جریان است.
همچنین لازم به بیان است به نظر میرسد اصلاحطلبان به سه گروه عمده تقسیم میشوند:
الف: گروهی که به افراطیگری روی میآورند و سعی در سنگاندازی به برنامههای دولت عدالتمحور دارند و به نوعی به دامن تفکرات و حرکات فاشیستی خواهند افتاد. این گروه قبلا با تئوری سیاسی همچون عبور از «ولایت» و «عبور از رهبری» و عبور از رئیس جمهوری سابق (سید محمد خاتمی) رفتار خود را نشان دادهاند.
ب: گروهی به انفعال سیاسی روی میآورند و برخی از آنها به سوی شعارهای دولت «عدالتمحور» حرکت مینمایند.
ج: گروه سوم، به بازسازی و بازتعریف تئوریها خواهند پرداخت و چراغ خانه اصلاحات را روشن نگه میدارند.
در هر حال جریان اصولگرا میبایست با عملکرد خود در زمینه عدالت محوری گروههای معتدل این جریان را خود همراه کند.
آقای سید محمد خاتمی در بخش دیگری از سخنان خود به مفهوم ذیل اساره نمودند: «برای آینده انقلاب و رهبری احساس خطر میکنم» جناب آقای خاتمی این احساس خطر شما از چه منظری میباشد:
1- اگر از منظر انقلاب و پایگاه آن است، این انقلاب دیگر بالغ شده و تاکنون رهنمودهای رهبر معظم انقلاب باعث شده است که این انقلاب از بلایا و توطئهها مصون بماند.
به نظر میرسد تنها چیزی که برای نظام و انقلاب ضرر دارد پشت پا زدن به اهداف و اصول انقلاب اسلامی است. آیا تئوری جدایی دین از سیاست که از سوی برخی اصلاحطلبان مطرح شده است، توطئهای علیه انقلاب اسلامی نیست؟ آیا ولنگاری در بسیاری از مواضع جبهه دوم خرداد توطئه علیه انقلاب و ارزشهای آن نیست؟
احساس خطر را باید زمانی احساس نمود که انقلاب از اهداف خود دوره شده باشد. اما به نظر میرسد این انقلاب و رهبری با داشتن رئیس جمهور محبوبی همچون دکتر محمود احمدینژاد که دارایی او یک خانه کلنگی و یک اتومبیل قدیمی است و زندگی بسیار سادهای دارد آسیب نخواهد دید!
بیائید دست در دست هم دهیم و شعار «عدالتمحوری» رئیس جمهور را تحقق دهیم و انقلاب را با اجرای عدالت بیمه همیشگی نمائیم.
آقای خاتمی وحدت و همدلی نیروهای انقلاب هرگونه خطری را انشاءالله دفع خواهد کرد.