جواد دلیری
نشست امروز مردان هستهای ایران در بروکسل، به هیچ یک از نشستهای گذشته شبیه نیست. فرآیند پرشتاب دگرگونیها و التهابات در چند هفته گذشته، میهمانان نشست امروز را به نگاهی نو فرا میخواند. سیاستمدارانی که میز مذاکرات لندن را هدایت میکنند مسؤلیت خطیری بر دوش دارند، شاید برای نخستین بار است که دیپلماتها امروز با درکی عمیق از مفهوم و مزیت صلح و مضرات بحران به پای میز دیپلماسی میشتابند. نشست امروز اروپا و ایران با نظر داشت به آنچه آمد و با عنایت به آنچه پیش خواهد آمد از چند جهت قابل ارزیابی است؟
1 ـ مردان هستهای ایران امروز در بزنگاه مهمترین چالش سیاست خارجی بار دیگر پای میز مذاکره با اروپا مینشینند. سیاستگذاران عرصه سیاست خارجی ایران، امروز برای عبور از گرداب پرونده هستهای، به جای «تقابل» و یا «سرنوشت»، «تعامل» را برگزیدهاند.
ره توشه دو سال و نیم جدال دیپلماتیک تغییر تلقی سیاستگذاران و کنشگران عرصه سیاست خارجی از ماهیت، کارکرد و اثربخشی «گفتوگو» است. گذر از دالان پر مشقت گفتوگوهای دیپلماتیک و همنوایی مخالفان داخلی و خارجی راهکار «مذاکره» دو نتیجه را در انبان تجربیات ذخیره شده در پهنه سیاست خارجی در برداشته است که با اندک انحرافی از راهکار «حل و فصل مسالمتآمیز موضوع از طریق گفتوگو» ارزش وجودی خود را بیش از پیش مینمایاند و آن اینکه چانهزنی و گفتوگو، جایگاهی فراتر از گذشته در روابط بینالملل پیدا کرده است. امروزه کارکرد گفتوگو تنها در داد و ستد دولتها و امتیازگیری دیپلماسی تعبیر و تفسیر نمیشود؛ بلکه تحولات عصر ارتباطات، دولتها را وادار میکند تا گفتوگو را نه به عنوان ابزار اقتصادی، بلکه جزیی از فلسفه سیاست خارجیشان بنگرند.
دور جدید گفتگوهای ایران و اتحادیه اروپا در فضایی آغاز میشود که رویدادها و پیامدهای سیاستهای داخلی بیش از گذشته آثار و بازتاب خود را در عرصه سیاست خارجی نشان داده است، چه بسیار فرصتهای طلایی که در مجادله سخت دیپلماتیک با اروپا یا قدرتهای دیگر به سختی حاصل شد اما در اثر برخی سوءتدبیرهای داخلی به آسانی از بین رفت و چه مجالهای بسیاری که با اخذ یک تدبیر جمعی و مبتنی بر خرد همگانی میشد بیشترین سودها را به حساب منافع ملی کشور واریز کرد اما با یک تصمیم مقطعی به یکباره حسابها خالی شد و هر آنچه اندوخته بودیم از دست رفت.
2 ـ تصمیمگیران ایران، اکنون با ایستادن پای منطق مذاکره نه تنها منطق جبر و تهدید حریف را با سوال و تردید روبرو میکنند بلکه با رفع اتهامی سنگین از خود، سهمی جدید از مراودات جهانی را برای فردای خود جستوجو میکنند. تردیدی در این امر نیست که مسیر جدیدی که تهران در مرکز اروپا برای تعامل و مذاکره انتخاب کرده یک تجربه نوین است. تجربهای که حکایت از تدبیر مبتنی بر مفاهیم هنجارهای بینالمللی و متکی بر درک الزامات دوجانبه و چندجانبهای دارد که تهران متعهد به اجرای آن است.
3 ـ شاید برخی بپندارند که مذاکره در صحنه سیاسی امروز غرب امری باطل و بیهوده است و خوف و خطر تحقیر و تزلزل را برای کشور و ملت به دنبال دارد. اما این فرض شاید درست نباشد، چرا که در جهان جدید برای گشودن گرههای سیاست، کلیدی جز گفتوگو نیست. بر همین اساس، غیبت و گریز از مذاکره، حاصلی جز از کف دادن فرصتها و امتیازها نداشته است. امروز فرصت مناسبی هم برای اروپا و هم برای ایران است که منافع خود را حفظ کنند، اتهامات را از خود بزدایند و صداقت خود را اثبات کنند. اکنون حتی آمریکا ـ بزرگترین حریف ایران ـ نیز مزایای میدان مذاکره را از نظر دور نمیدارد. التزام به گرهگشایی از پرونده هستهای از طریق گفتوگو میان طرفین ایرانی و غربی تأکید بر کسب اقتدار از طریق مذاکره و حفظ اعتبار در مجامع بینالمللی است، چرا که هیچ قدرتی در جهان معاصر با ترک میز مذاکره راه کمال و ظفر را نیافته است و پر نسیب جهانی خود را نیفزوده است. حضور اروپا در مهمترین رکن تصمیمگیری آژانس بینالمللی انرژی اتمی و شرایط جدید نظام بینالمللی مبنی بر حل بحرانهای جهانی با شرکت تمامی قدرتهای حاضر در صحنه خط بطلانی است بر زمزمههایی که صلاحیت اروپا در گفتوگو با ایران را زیر سوال میبرد و راهکارهای انزواگرایانه را در حل موضوع پیش آمده ترجیح میدهد.
4 ـ بازگشت اروپا به میز مذاکره پس از غیبت در جلسه 28 دی به وضوح نشانگر اهمیت حفظ مرجعیت دیپلماتیک قاره سبز در حد مساله هستهای ایران است. اروپا در شرایطی سخن خود را نرمتر کرد و دیپلماتهایش را روانه بروکسل میکند که احتمال خارج شدن پرونده ایران از مسیر عقلایی ـ با توجه به تهدیدات اسرائیل و تکرویهای آمریکا ـ قوت مییابد و این امر پرستیژ بینالمللی اروپا در حل مناقشات دیپلماتیک را خدشهدار میسازد.
از این رو بازگشت ایران و اروپا به مسیر گفتوگو پس از مدتی که مذاکرات به حالت تعلیق درآمده و لحن اظهارات اروپاییان به تندی گراییده بود در فضایی کاملاً متفاوت شکل می گیرد؛ فضایی که هر دو طرف ضرورت عقلاییگرایی و حذف بازیگران تندرو را دریافتهاند.