امیر محبیان
1- دوازدهم اکتبر 2003 یکی از نویسندگان روزنامه اسراییلی "هاآرتز" به نام آلوفبن نوشت: [مواجهه با تلاش ایران برای نیل به توان هستهای؛ یکی از ماموریتهای اصلی موساد است و رسانههای خارجی یکی از مهمترین ابزارهایی است که در این تلاش به کار گرفته میشود. ماموران موساد روزنامه نگاران خارجی را با اطلاعاتی درباره تلاشهای اتمی ایران تدارک میکنند. موساد انتظار دارد این گزارشهای خارجی از نبرد بینالمللی برای خنثیسازی برنامه سلاحهای هستهای ایران! حمایت کنند...] این نویسنده در بخش دیگری افزوده است که: [منابعی اظهار داشتهاند یکی از ماموران موساد اخیرا به دلیل آن که یکی از روزنامههای برجسته آمریکایی گزارشی را در مورد برنامه هستهای ایران منتشر ساخته مورد تشویق قرار گرفته است.]
2- همین نویسنده در 25 جولای 2004 در هاآرتز نوشت:
[یک مقام ارشد کمیسیون انرژی اتمی اسراییل در یک کنفرانس خبری برای روزنامهنگاران داخلی و خارجی گفت: "پروژه اتمی ایران باید متوقف گردد." نشریات انگلیسی نظیر ساندی تایمز و جینز اینتلیجنس ریویو از این که اسراییل در حال طراحی نقشه حمله و بمباران تواناییهای اتمی ایران است خبر دادهاند).
نویسنده مذکور تاکید کرده است که این گزارشها بخشی از عملیات جنگ روانی علیه ایران به صورت حسابشده است که بداند اگر مساله را به صورت دیپلماتیک حل نکند "همسایه قلدرش" ممکن است به عملیات زورگویانه متوسل شود.
آنچه که بر آنم مورد تاکید قرار دهم تکرار اخبار در مورد پروژههای عملیات روانی علیه ایران نیست بلکه تاکید بر این واقعیت است که دیپلماسی ایران گویا هنوز به پدیدههایی نه چندان نوین ولی موثری چون دیپلماسی عمومی (pubile Diplomacy) بیتوجه است. این توهم که قابلیتهای تبلیغی و ذهنی علیه ایران در میان افکار عمومی جهان شکل گرفته است به صورت غمانگیزی سیاست تبلیغی ایران در عرصه جهانی را تحتالشعاع خود قرار داده است.
واقعیت آن است که نه افکار عمومی در جهان آن چنان که سیاستمداران ایرانی تصور میکنند متصلب و غیرموثر است و نه توان تبلیغی و تاثیرگذاری ایران ناچیز ولی این توهم که "دنیا کاملا در چنگ هیات مدیرهای پنهانکار اسیر است و آنان همه مقدرات عالم را در چنگ گرفتهاند" عملا نوعی فلج تبلیغاتی را بر سیاست خارجی ما تحمیل کرده است. شاید تردید در این مساله دشوار باشد که تصور تسلیم در برابر تقدیرات جهانی از پیش تعیین شده توسط قدرتهای پنهان کاملا حسابشده در میان نخبگان ما تبلیغ میشود.
موقعیت کنونی بسیار حساس است. ایران باید از تمامی ابزار تبلیغی ممکن در این نبرد سیاسی که امنیت ملی ما را نیز متاثر میسازد بهره گیرد؛ در این راستا سیاستها و راهبردهای تبلیغی ایران چیست؟ و کدامین سازمان یا نهاد متخصص در سطح جهانی مدیریت آن را بر عهده دارد؟ این پرسشی است که مسئولان نظام برای پاسخگویی به آن باید کمی بیش از گذشته فکر کنند.