تاریخ انتشار : ۰۴ مهر ۱۳۸۹ - ۰۸:۳۴  ، 
کد خبر : ۱۸۸۳۰۸

تأملی بر میزان و کیفیت دخالت دولت در جامعه


گروه سیاسی، امیررضا پرحلم: بحث درباره میزان دخالت دولت در شوون اجتماعی و سیاسی مردم از دیر باز در میان متفکران و محققان علوم سیاسی به جد مطرح بوده و هر یک در قالب ارایه نظریاتی محاسن و معایب حضور دولت یا عدم مداخله آن را مورد کنکاش قرار داده‌اند.
اساساً دولت به عنوان سرپرست موقت اداره و اجرای امور کشور همواره برای رسیدن به موفقیت به سازوکارهایی چون همراهی و حمایت مردم و میزان مقبولیت ارزش‌هایش در آن سوی مرزها نیز دارد. به این لحاظ می‌توان گفت که ارزش‌ها و افکار عمومی به تناسب اهمیت و کارکرده‌هایشان همواره به عنوان ابزارهای موثر دولت برای پیشبرد امور به حساب می‌آیند.
با توجه به این که دولت‌های رفاه در غرب همواره به میزان قابل ملاحظه‌ای از دخالت و نفوذ دادن خود در اموری که به ظاهر خارج از شوون دولت است اجتناب می‌کنند، مدل و الگوی مطرح ‌شده، برخی محققان را به سمت این ارزپابی سوق داده که نبود دولت یا غیردولتی‌ بودن یک مجموعه همچون یک نهاد عام‌المنفعه مدنی، چشم‌انداز مسرت‌بخشی فراروی نظام سیاسی قرار داده تا این ادعا که دولت فارغ از دخالت به تکامل جامعه کمک می‌کند بیشتر در قالب مدنیت عنوان شود.
به بیان ساده‌تر زمانی که اهمیت دولت کم باشد چند پیامد خاص به وقوع می‌پیوندد: الف: نگاه دولت زده برای کسب معیشت تقلیل می‌یابد. ب: مردم اهدافشان را خارج از نهاد دولت دنبال می‌کنند . ج: هر گونه اتهام دخالت دولت منتفی می‌شود.
آن گونه که هگل مطرح می‌کرد و معتقد بود که نقطه اوج و آرمانی تکامل مرم حضور دولت در همه عرصه‌های زندگی بشری است امروزه این نظریه در قالب مفهومی دیگر در حال تکامل است. حضور دولت نباید به این معنا تلقی شود که افراد جامعه نجات خود را در اتکا صرف به دولت جست‌وجو کنند.
به دیگر سخن زمانی که مردم بپذیرند که حضور دولت ضروری است آن را با حمایت خاص خود ابراز می‌دارند. به عنوان مثال لازم است که دولت‌ها در اموری چون ارایه خدمات اجتماعی- رفاهی به قشری خاص همچون کارگران مداخله نمایند.
چنین مداخله‌ای ممکن است به اعاده حق و به هر طریق ممکن منجر شود که طبعاً مورد قبول مردم است اما گهگاه حضور دولت و دخالت‌هایش چنان جنبه پررنگی پیدا می‌کند. که شبهه ایجاد توتالیتاریسم به وجود می‌آید. در این جا چند نکته وجود دارد اول آن که ممکن است دخالت دولت بوروکراتیزه ‌شدن شوون زندگی مردم را به همراه داشته و پیشرفت سریع امور را مانع شود. مثل نظام استالینی در شوروی، دوم آن که ایدئولوژی و ارزش‌ها بسته به نوع هر نظام سیاسی قیوداتی فرآروی راه آن نظام و دولت است، دارد. چرا که حکومت اجباراً برای فقط برخی دستاورهای و جلوگیری از چند دستگی مجبور به دخالت می‌شود. در چنین حالتی در صورت وادادگی دولت شیرازه امور از هم می‌پاشد و مملکت دچار هرج‌ومرج و افسار گسیختگی می‌شود.
چون دولت مسوول سرویس‌دهی به مردم است در چنین نظام سیاسی نهادینه ‌شده دولت در حکم مجری (خدمتگزار مردم) محسوب می‌شود.
حال که تفاوت و نوع دخالت مشخص شد، نوعی خاصی از دخالت زیرکانه دولت که فوکویاما از آن به عنوان عالی‌ترین چشم‌انداز لیبرایسم یاد می‌کند، لازم است توضیح داده شود و آن دولتی است که مظاهر آن (عناصر دولت) در چرخه هدایت جامعه ایفای نقش کرده و حضور خود را محسوس می‌کند. نهادها، مراکز، موسسات خدمات رفاهی که بازگو کننده قدرت دولت است و بر اعتبار آن می‌افزایند بدون آن که کوچک‌ترین شائبه دخالت یا محدودیت را برای مردم به همراه داشته باشند، و از مجموعه‌هایی هستند که برای پیشبرد و شکوفایی جامعه و رفع نیازهای اساسی مردم فعالیت می‌کنند.
با این تفاسیر مشخص می‌شود که نوع، میزان و کیفیت دخالت دولت در شوون مردم بسته به نظام سیاسی و دایره حدود ارزش‌های آن دارد. از این رو است که دخالت دولت در امور مردم از دخالت زیرکانه تا دخالت مطلق را شامل می‌شود.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات