تاریخ انتشار : ۰۴ مهر ۱۳۸۹ - ۰۸:۴۳  ، 
کد خبر : ۱۸۸۳۰۹

انقلاب اسلامی؛ بزرگ‌ترین چالش واشنگتن

ظفر بنگاش، مترجم: ع.ف.آشتیانی مقدمه: گروه سیاسی، غرب در صدد القای انزوای ایران و مهجوری «تفکر انقلاب اسلامی» است و بسیاری عناصر و مراکز در داخل کشور نیز مشغول دامن‌ زدن به چنین توهمی‌اند تا انرژی درونی انقلاب برای دگرگون ‌کردن نظام سلطه را تخلیه کنند. در این حال برخی از دلبستگان و هواداران انقلاب اسلامی که از بیرون به این دایره می‌نگریند. سخت نگران آن‌اند که ما از توان بالقوه‌مان در جهان غافل شویم و به زنجیره سرسپردگان سرمایه‌داری جهان بپیوندیم. «ظفر بنگاش» یکی از آن‌هاست. این اندیشمند مسلماً در این مقاله سعی دارد تا جلوه و جبروت ادبیات انقلاب اسلامی را به ما یادآوری کند.

خیزش اسلامی که حد و ربع قرن پیش در ایران رخ دارد. جایگاهی بس مهم و خاص در قلوب مسلمانان دارد لذا آنان نمی‌توانند در گوشه‌ای بی‌تفاوت بنشینند و در برابر انحراف آن از مسیر واقعی و اصیلش دم برنیاورند. همه ما تاثیر این تحول انقلابی را بر مسلمانان سایر نقاط دنیا به روشنی در خاطر داریم. مسلمانان جهان برای نخستین بار در دنیای مدرن علیه رژیمی فاسد و حامیان امپریالیست و صهیونیستش به پا خاستند و با به دست گرفتن سرنوشت کشورشان راه و رسم جدیدی را به دنیا نشان دادند.
البته طی چنین راهی به آسانی و بدون عبور از فراز و نشیب‌های فراوان ممکن نبوده است. نمی‌شد از حامیان رژیم پهلوی انتظار داشت ساکت و بی‌تحرک، شاهد حرکت مردمی باشند که آینده خویش را براساس ایمان و تعهد به اسلام رقم می‌زنند. آمریکا و اسراییل در این بیست‌وپنج سال گذشته با همدستی متحدان غربی و همسایگان غربگرای ایران کوشیدند این کشور را به زانو درآورند. ایران هشت هزار کیلومتر مرز دارد و هم اکنون نیروهای آمریکایی در امتداد شش هزار کیلومتر از این مرزها مستقر شده‌اند.
این سناریوری تلخ در این بیست‌وپنج سال گذشته نوشته شده و متاسفانه تقریباً هیج مسلمانی حتی خود ایرانیان نیز بدان توجه ننموده‌اند. بسیاری از نکاتی که بر آن‌ها دست می‌گذارم، بیانگر فرآیندهای طبیعی در تکامل دولت و جامعه پس از انقلاب است. در واقع این انتقادات معطوف به اشتباهات و ناکامی‌هایی است که عمدتاً از سوی مسوولین اجرایی دولت ایران صورت گرفته است. البته می‌توان چنین اشتباهات و ناکامی‌هایی ظرف یک ربع قرن و زیر این همه فشار را اجتناب‌ناپذیر دانست. اما محصول آن خطاها، پدیده‌ای را به وجود آورده است که اکنون از دید خیلی‌ها به رکود تجارب ایران تعبیر می‌شود.
حقیقت همواره تلخ است لکن امیدواریم حقیقتی که ما بیان می‌کنیم تلخ‌تر از حقایق دیگر نباشد. ما درک و معرفت صادقانه خود از قضایا را بیان می‌کنیم بدین امید که اگر درست باشد خداوند سخنانمان را بردل‌ها بنشاند و اگر به صواب نیست خداوند ما را بخشیده و اصلاح فرماید.
می‌بینیم که بسیاری از وزرا، رهبران، بوروکرات‌ها، تکنوکرات‌ها، تصمیم‌گیران و شکل‌ دهندگان افکار عمومی که در جمهوری اسلامی به پست و مقامی رسیده‌اند به علاوه طرفداران سینه چاک دموکراسی در بخش‌های خاصی از حرکت جهانی اسلام، ناگهان به نحوی ساز و کار سیاسی‌شان را تدبیر و اجرا می‌کنند گویی آمریکا اصلاً و ابداً شیطانی بزرگ نبوده و نیست. انگار آیینه‌ای که امام خمینی(ره) حال و روز جهان مدرن را به روشنی در آن می‌دید از زمان ارتحال ایشان کدر گشته است. رژیم آمریکا در واشگتن بی‌اعتنا به آرمان‌ها و آمال انقلاب‌های سوخته و پرپر شده سابق و اسلامی نمایان. هر روز مرتبت خویش در جایگاه شیطان بزرگ را یادآور می‌شود و کشف این واقعیت ناگوار با دیدن اعمال و شنیدن کلماتش به سهولت میسر است. دایماً از واشنگتن به صدای بلند و پر از هیاهو می‌شنویم که ایران اسلامی و صاحب نفت، حامی شماره یک تروریسم در جهان است .مصمم به تولید سلاح‌های هسته‌ای.
ورد زبان بوش و مشاورانش پیوسته این است که سلاح هسته‌ای در دست تروریست‌ها (منظورشان دولت و نهضت اسلامی است) بزرگ‌ترین تهدید ممکن در برابر امنیت ملی آمریکا است.
در واقع هر ناظر آگاهی می‌داند دستیابی امت اسلام به تکنولوژی هسته‌ای در وهله اول عامل بازدارنده‌ای است در برابر اسراییل صهونیستی، منظور نومحافظه‌کاران را در تفکیک‌ناپذیر بودن اهداف تل‌آویو واشنگتن می‌فهمیم. شیطان بزرگ با طرح‌ها و مقدمه چینی‌های ظاهراً محکمه پسند توجه دیگران را از جنگ افروزی‌اش منحرف می‌کند.
ساده لوح‌ها با دیدن اداهای سیاسی فکر می‌کنند آمریکا در نگرانی‌هایش از پیشرفت‌های هسته‌ای ایران صادق و دلسوز است. اما سازوکارش را از طریق تروئیکای انگلیس، فرانسه و آلمان برای خنثی‌سازی پروژه هسته‌ای ایران پیاده می‌کند و اگر به نتیجه نرسید پرونده ایران را به شورای امنیت می‌کشاند. آمریکا در کنار این حرکت‌های تهدیدآمیز، چشم‌اندازها و مزیت‌های روابط گسترده بین‌المللی مانند لغو تحریم‌ها را در صورت همکاری با نقشه‌‌های آمریکا، به ایران وعده می‌دهد. دیک‌چنی ، معاون بوش علناً لغو تحریم‌های آمریکا علیه ایران را- البته در صورت همکاری ایران- اعلام کرده است. دیپلماسی موش و گربه‌بازی بین مذاکره‌ کنندگان ایران از یک سو و دیپلمات‌های زیرک و دو پهلوگری اروپایی برای جنگ افروزان پنتاگون و کاخ سفید پشیزی ارزش ندارد. دار و دسته «بازها» به ایران که می‌رسند مانند سگ پاچه می‌گیرند. آن‌ها از تحریم‌های آمریکا علیه ایران رضایت دارند اما ولعشان تمامی ندارد و اگر رها شوند چونان لاشخور به جان ایران می‌افتند. آمریکا در این میانه سعی می‌کند امنیت دروغینی را به مذاکره‌ کنندگان ایرانی القا کند که آن را از طریق مشوق‌های قابل توجهی انجام می‌دهد. این در حالی است که با توسل به تلاش‌های دیپلماتیک حول محور شورای امنیت که ممکن است اروپایی‌ها، ژاپنی‌ها و حتی چین را وادار به پیوستن به تحریم علیه ایران کند. ائتلافی بین‌المللی علیه ایران را شکل می‌دهد.
آمریکا می‌خواهد مقامات ایرانی بفهمند علت فشار برای تعطیل‌ کردن برنامه هسته‌ای‌شان تهدید مسلم امنیت اسراییل است و توقع دارند ایران از حرکت‌های جهان اسلام کنار بکشد. اسراییل و آمریکا نمی‌توانند با ضربان نبض اسلامی در لبنان، عراق یا حتی افغانستان زندگی کنند زیرا مقامات تل‌آویو و واشنگتن دست ایران را در این مناطق در کار می‌دانند.
به عبارت دیگر، تمام آن چه آمریکا از ایران می‌خواهد بیرون ‌رفتن از جنبشهای جهانی اسلامی و تبدیل‌ شدن به بخشی و تکه‌ای از نظام بین‌المللی تحت سلطه غرب است نظمی که پاداش‌هایی آن چشمگیر است. عادی‌ شدن روابط تهران و واشنگتن- و قصد دارد جنبش‌های سلامی را نابود کند آن گاه آمریکا میلیاردها دلار دارایی‌های ایران را که سال‌ها است به گروگان گرفته در ازای ترویج کاپیتالیسم و تشویف به فعالیت‌های بازار آزاد، تجارت جدید و سرمایه‌گذاری، آزاد می‌کند و مضاف بر این که آمریکایی مقتدر ایران رانده شده بین‌المللی را به شرط این زیر رو شدن‌ها به عضویت سازمان تجارت جهانی در می‌آورد! و برای اعتماد کسانی که گمان می‌کنند ایران هنوز مهره غیرقابل اعتمادی است دستیابی به انرژی هسته‌ای صلح‌آمیز را ممکن می‌سازد و به قول فروشنده‌ها، آخرش که چی؟
مخلص کلام این که طرح جامع آمریکا به نیت خنثی ‌کردن نهضت اسلامی است. ایران در این مرحله از تاریخ یک معاویه سیاستمدار یا یک علی(ع) اصولگرای اخلاقی نیاز دارد. سوالی که مطرح خواهد شد - و ربطی هم به قضیه شیعه و سنی ندارد - این است که برای مردم مسلمان کشور جمهوری اسلامی ایران که فداکاری‌های فراوانی در راه انقلاب و امت جهانی اسلام کرده‌اند چه چیزی برای تصمیم‌گیری می‌ماند؟
در اثنایی که آمریکا آتش‌ تنور این جبهه دیپماتیک و سیاسی را گرم می‌کند چندی پیش از رسانه‌ها درز کرده بود که کماندوهای اسراییلی و آمریکایی در داخل ایران عملیات پنهانی انجام داده‌اند هر چند مقامات ایرانی امکان چنین عملیاتی را قویاً رد کرده‌اند اما تصور وقوعش مشکل نیست. وقتی یک ژورنالیست معتبر آمریکایی به نام سیمون هرش چنین ادعاهایی را مطرح می‌کند یا ادعاهایش واقعیت دارد یا بعضی‌ها در آمریکا می‌خواهند به مردمانش القا کنند که دارند به نحو دیگری به مقامات ایران فشار می‌آورند. از نومحافظه‌کاران دولت شیطان بزرگ هیچ بعید نیست با انتخاب مجدد بوش حسابی مست شده باشند؛ شاید عملاً گمان می‌کنند وقت آن رسیده دایره مبارزه با تروریسم را وسیله کرده و به ایران بکشانند. هلهله‌ کنندگان برای جرج‌بوش کارگران بیکار آمریکایی، کشاورزانی که قادر به بازپرداخت وام‌هایشان نیستند و فارغ‌التحصیلان دانشگاهی که به جای اشتغال در رشته تخصصی‌شان در مشاغل کارگری مشغول به کارند نیستند و مردم عادی آمریکا در رنج و عسرت‌اند در حال‌یکه بوش در خدمت سرمایه‌داران گردن کلفت است که شاید همان‌ها از یک ماجراجویی نظامی و پرهزینه دیگر استقبال کنند. دیپلمات‌های رؤیایی جمهوری اسلامی ایران باید بدانند منابع پنتاگون از قول بوش فاش ساخته‌اند توصیه او به دونالد رامسفلد وزیر دفاعش، در اعلام هدف اصلی سیاست‌های خارجی‌اش در دور دوم سیاست جمهوری، تغییر حکومت‌های دمشق و تهران است. دستگاه‌های اطلاعاتی آمریکا برای توجیه این سیاست در حال حاضر چهار نعل می‌تازند. بوش در نطق سالانه‌اش در ماه ژانویه با ایرانیان مخالف روحانیون که ظاهراً حمایت آمریکا از حرکت‌شان به سوی آزادی، را خواستار شده‌اند اعلام همبستگی کرد.
فهم این موضوع که چرا عبارت «شیطان بزرگ» توصیف بجایی از دولت آمریکا - از مفیدیت و کاربرد اولیه‌اش ساقط شده دشوار است. در دوران حملات و هیاهوی آمریکا علیه جمهوری اسلامی و انقلاب اسلامی ایران، مایه بهت و حیرت است که چرا عبرت شیطان بزرگ در ادبیات سیاسی دوران ما به کار نمی‌رود. تنها دلخوشی باقی ماند این است که هنوز خیلی‌ها در ایران و در میان ستمدیدگان مسلمان و غیرمسلمان هستند که منظور ایشان را - وقتی که آمریکا را شیطان بزرگ زمانه لقب داد - فهمیدند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات