رسول سناییراد
در چند ماه اخیر شاهد اتخاذ مواضع و ارایه دیدگاههای انتقادی شخصیتها و گروههای موسوم به اصلاحطلب پیرامون انتخابات خبرگان رهبری، فرآیند تعیین صلاحیت کاندیداها، ترکیب نمایندگان و عملکرد آن بودیم که موارد اخیر آن، صدور بیانیه جبهه اصلاحات همزمان با اجلاس پانزدهم خبرگان و مصاحبه یکی از روحانیون عضو مجمع روحانیون مبارز پیرامون این موضوعات بود. اگرچه موارد مطروحه طیفی از موضوعات مختلف است که از فرآیند تایید صلاحیت کاندیداها تا نحوه اداره جلسات و عملکرد خبرگان را شامل میشود، اما آنچه فراوانی بیشتری دارد، عبارتند از:
1- فرآیند تایید صلاحیت کاندیداها از سوی شورای نگهبان.
2- ترکیب اعضا و اختصاص نمایندگی به مجتهدین.
3- محدود بودن کاندیداها و ضعف مقبولیت منتخبان.
گرچه بخشی از دیدگاهها و انتقادات ارایه شده معطوف به دیدگاهی کارشناسی است و نمیتوان به صداقت برخی از ارایهدهندگان تردید داشت، اما ماهیت برخی از این ادعاها و نحوه ارایه و تبلیغ آن به بروز ابهاماتی میانجامد که شائبه سیاسی بودن این تحرکات و موضعگیریها را پیش میآورد. برخی از ابعاد و عواملی که به این ابهامات و شائبهها دامن میزند، عبارتند از:
1- تلاش برای رسانهای کردن و اعلام جنجالی این مواضع و دیدگاههای انتقادی که از صدور نامه با رونوشت به رسانهها تا صدور بیانیه و انجام مصاحبههای مطبوعاتی را در بر میگیرد، حال آن که میتوان نظرات کارشناسی و انتقادات سازنده را در روندی منطقی و به شکلی آرام و موثر به مراجع ذیربط منتقل نمود.
2- دوگانگی برخی ادعاها و مواضع نسبت به موضوعات مشابه که مصداق فعلی آن انتقاد از معدود بودن تعداد کاندیداها به عنوان مانعی برای مقبولیت کاندیداها و مشارکت مردم معرفی شده، حال آن که همین جریان سیاسی در آستانه انتخابات مرحله هشتم ریاست جمهوری تایید کاندیداهای بیشتر یا تکثر آنان را اقدامی برای پراکنده نمودن آرا و علیه آقای خاتمی معرفی نمود.
3- در حالی که وظیفه و عملکرد خبرگان یعنی انتخاب رهبری از میان مجتهدان واجد شرایط و نظارت بر عملکرد رهبری، همگنی و هم صنف بودن را برای شناخت دقیقتر و عمیقتر ضروری مینماید، اصرار بر تغییر ترکیب خبرگان چه معنایی به جز تبلیغ برای جلب نظر و آرای صنفی میدهد؟ مگر نه این که چنانچه قرار باشد شایستهترین پزشک برای امری ولو مدیریتی گزینش شود، جامعه متخصصین پزشکی بهترین مرجع برای انتخاب به حساب میآید؟
پیداست که قانون انتخابات مجلس خبرگان که از سوی خود اعضا وضع شده، میتواند مورد بازبینی و اصلاح قرار گیرد، ولی قطعا هرگونه اصلاح و تغییری یابد معطوف به فلسفه تشکیل این مجلس، وظیفه و عملکرد آن باشد و محل و نحوه ارایه هرگونه نظر کارشناسی و انتقاد نیز مشخص و معلوم است، لذا اقدام تبلیغی به بهانه ارایه دیدگاه کارشناسی میتواند اهداف و پیامهای دیگری داشته باشد که واداشتن شورای نگهبان به مصالحه با فشار تبلیغی، جلب نظر صنوف رأیدهنده به کاندیداهای احتمالی جریان سیاسی اصلاحطلب به عنوان مدافع حقوق اصناف و استفاده ابزاری از افکار عمومی و رسانهها برای مطرح کردن خویش به عنوان جریانی موثر و متفاوت، بخشی از این حرکت تبلیغی و اهداف سیاسی است.