تاریخ انتشار : ۳۱ شهريور ۱۳۸۹ - ۰۹:۲۳  ، 
کد خبر : ۱۸۸۳۱۷

تحلیلی بر تئوری نگاه به بیرون


امیررضا پرحلم
حضور چند تن از اعضای اسبق دفتر تحکیم وحدت در کنگره ایالات متحده و سخنرانی ضدایرانی آنان ارزیابی‌های متفاوتی را درباره علل و دلایل حضور این افراد در پی داشته است. هرچه تاکنون به طور رسمی، علمی و تحلیلی این موضوع مورد بحث قرار نگرفته لکن باید گفت که آسیب‌شناسی این اقدامات در آستانه سخت‌گیری‌های گسترده‌تر بر ضدایران در عرصه جهانی اندکی سوال‌برانگیز و نامعمول است.
برای‌ بررسی بیشتر این موضوع و موشکافی دلایل آن تدقیق در چند متغیر حایز اهمیت است.
پس از موضع‌گیری دفتر تحکیم وحدت در قبال انتخابات ریاست جمهوری سال 76 و حمایت آن‌ها از پدیده به اصطلاح جدید به نام خاتمی، این جنبش برای بهره بردن عملی از ثمرات این فتح آرام آرام به عرصه قدرت وارد شد و رسالت نقادی خود را به تدریج به دست فراموشی سپرد.
افراد برجسته این جنبش که دیرزمانی است نقد برنامه‌های دولت را مدنظر قرار داده با حل شدن در ساختار قدرت در دوران دوم خرداد موضعی نیم بند در خصوص نقد و انتقاد از حاکمیت را پیشه خود ساخت. تحولات بنیادین مدنی و نهادگرایی دولت اصلاحات که با رشد و توسعه احزاب همگام بود به این پارادوکس بیشتر دامن زد که سهم‌خواهان برای حضور مستمر در عرصه قدرت بین دور ماندن از قدرت و داخل شدن در آن باید کدام راه را انتخاب کنند.
در این بین، تلاش جبهه مشارکت برای همسو کردن تفکر افرادی که در جنبش دانشجویی احتمال می‌رفت که در آینده در زمره مخالفین دولت باشند، آغاز شد و خیل کثیری فعالان عرصه دانشجویی با هضم شدن درون جبهه فراگیر دولت ساخته آن زمان زمزمه دگرگونی را آغاز کردند.
پس از حوادث تیر 78 و ناکارآمدی دولت در حل دوسویه ماجرای دانشجویان و حاکمیت فرضیه عبور از خاتمی از جانب برخی از همین افراد مطرح شد. اوج جدیت این مساله در سخنرانی فاطمه حقیقت‌جو در یکی از مراکز نزدیک به محافل ملی ـ مذهبی تبلور یافت که وی خطر عبور از خاتمی را بسیار جدی و مهلک ارزیابی کرد. در همان زمان علی افشاری و همفکران وی که به خاطر مساله تیر 78 همچنان در مظان اتهام بودند، پروژه عبور از خاتمی را مطرح کردند. بحران هویت گروه تحکیم شامل افشاری و عطری پس از غایله برخورد با شرکت‌کنندگان در کنفرانس برلین به اوج خود رسید و همفکران وی در تضادی آشکار ناتوان از ترسیم خط‌مشی جدید برای ادامه بقا شدند. جلسات متعدد طیف‌های شاخه شاخه شده برای ترسیم آینده و طراحی تئوری جدید با اختلافات درون سازمانی اعضا و قدرت‌طلبی برخی دیگر حکایت از یک از هم پاشیدگی مطلق داشت.
با شروع دوران دوم ریاست جمهوری خاتمی، جهت‌گیری تحکیم بر ضددولت عملاً وارد فاز تهاجمی شد و کوششی براندازانه برای سلب قدرت وی با سه رویکرد تئوریک پا به عرصه وجود گذاشت:
1- تئوری اول استعفای خاتمی و به بحران رسیدن نظام را خواستار بود.
2- عقب‌نشینی از هرگونه فعالیت سیاسی به جهت نشان دادن مهیا نبودن شرایط فعالیت سیاسی.
3- مطرح شدن بحث رفراندوم و تشکیل جبهه جدید دموکراسی‌خواهی.
سه تئوری فوق عملاً با پراکندگی و عدم انسجام در نهایت راه به جایی نبرد و بحران هویت و فقدان کارآمدی تا بدانجا ادامه یافت که به از هم پاشیدگی کامل این جنبش منجر شد.
کالبدشکافی سخنرانی در کنگره آمریکا
تحلیل وقایع علل و عوامل تفوق «تئوری نگاه به بیرون» که روزگاری از آن به عنوان بدترین راه‌حل یاد می‌شد، از منظر سیاسی دارای دلایل متفاوتی است. این سوال همواره مطرح است که چرا افراد شاخص این جنبش که روزگاری مبارزه با استکبار و استعمار را در کانون جهت‌گیری‌های خود قرار داده بودند، اکنون در زمره بیگانه‌پرستان قرار گرفته‌اند؟
و با وجود چنین سابقه‌ای از دخالت اجانب، پناه بردن به بیگانگان و درخواست کمک از آنان چه توجیهی می‌تواند داشته باشد؟
دفتر تحکیم و جنبش به اصطلاح اصلاح‌طلبی که روزگاری نقد درون ساختاری را سرلوحه حرکت‌های خود قرار داده بودند چطور حاضر به نقد بیرون ساختاری شدند در حالی که می‌توانستند استراتژی‌های خردمندانه‌تری اتخاذ کنند.
در تاریخ روشنفکری ایرانیان، همواره انحراف از مسیر عقلایی از طریق پناه بردن به عامل بیگانه برای به اصطلاح بهبود وضع موجود وجود داشته که تا به امروز استفاده قهرآمیز از این استراتژی کنار گذاشته شده است.
در دوران مشروطه، روشنفکران برای فرار از مجازات به سفارتخانه‌های بیگانه پناه می‌بردند و یا اقوامی که بیم مجازات‌شان متصور بود با نصب کردن پرچم کشور بیگانه در سرای خانه‌شان به مصونیت‌طلبی می‌کردند. استفاده و کاربرد این استراتژی در جهان امروز دیگر کاربرد چندانی ندارد. زمانی که ایدئولوژی‌ها به بن‌بست می‌رسند، تنها راه‌حل پناه بردن به حاشیه و زوایای تاریک‌تر برای در امان ماندن از فشار نیست، بلکه باید با نقد درون ساختاری به بازتولید ارزش‌ها مبادرت کرد، نواقص را برطرف کرد، اشتباهات را پذیرفت و از تغییر جهت سر و انتهای جنبش به بیرون از مسیر جلوگیری کرد.
اقدام افشاری و عطری در توسل به بیگانگان و قرار گرفتن در پناه حمایت آن‌ها هیچ‌گونه توجیه سیاسی و کاربردی ندارد. به فرض آن که آن‌ها نیز به دنبال سهم‌خواهی از آینده ایران باشند، آیا حافظه تاریخی ملت تحت هر شرایطی اتصال به بیگانه و کمک‌خواهی از آن‌ها را ننگ نمی‌شمارد؟
در حال حاضر، فعالان سیاسی ـ دانشجویی در ایران مخالفت خود را با حرکات نسنجیده در اتخاذ استراتژی‌های سیاسی اعلام کرده‌اند.
به باور تحلیلگران سیاسی، پناه بردن به اجنبی در حالت ضعف و استیصال اثرات معکوس به بار می‌آورد به این معنی که نه تنها این افراد در نهایت شاید به مقصود خود نایل نشوند بلکه ممکن است حیات سیاسی و مقبولیت مردمی خود را در داخل با مشکل مواجه کنند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات