پیام منسوب به ایمن الظواهری که متن ویدیویی آن روز یکشنبه از شبکه الجزیره پخش شد بیشک حلقهای است از زنجیر توطئهای که از ماهها پیش زمینهچینی شده است. صرفنظر از ابهامات عدیده در ریشه و سابقه این عنصر مشکوک منسوب به گروهک خونخوار القاعده، که از وی بهعنوان مرد شماره دو سازمان آمریکایی القاعده یاد میشود، و صرفنظر از هویت شبکه الجزیره! که از بدو تاسیس، بلندگوی طیفی افراطی و ناشناس در جوامع مسلمین بوده است، پیام ظواهری اخباری ناگوار برای دلسوزان مقاومت فلسطین دارد.
تقویم سالهای پیش از فروریختن برجهای دوقلو در نیویورک که در بیستم شهریور هشتاد شمسی واگویه این واقعیت است که کابوس القاعده هرچند از کانونهای به ظاهر مسلمان برخاست، به داد حاکمیت شیاطین در کره زمین رسید و در قلع و قمع حرکتهای اسلامی و عدالتخواهانه بسی آب به آسیابشان ریخت.
پس از افغانستان و عراق و فیلیپین و چچن و گستره مسلمانان پنج قاره، اکنون گویی نوبت به سرکوب جنبشهای آزادیطلب سرزمینهای اشغالی تحت لوای دروغین مبارزه با تروریسم رسیده است و چه ابزاری مفیدتر از شایعه رخنه القاعده به دل سرزمینهای غصب شده قبله نخست مسلمین؟
زمزمه نفوذ القاعده به درون بخشهای فلسطینینشین سرزمینهای اشغالی نخستین بار پس از جان گرفتن جنبش مقاومت اسلامی فلسطین(حماس) در انتخابات شهرداریها در ماه مه 2005 میلادی در اظهارات سران رژیم صهیونیستی مطرح شد، اما وقتی سران وقت حکومت خودگردان از این گمانهها به سردی استقبال کردند و چند ماه بعد اجلاس سران اسلامی در مکه میان تروریسم و مقاومت تفاوت قابل شد، آتش این فتنه به سردی گرایید.
با پیروزی چشمگیر حماس در انتخابات پارلمانی ژانویه گذشته، اما چرخه اوضاع به گونهای دیگر شد. اینبار سران حکومت خودگردان باید کرسیهای قدرت را تحویل میدادند. دیگر حماس خاری در چشم آنها بود. حماس هم با پافشاری بر مواضع خود، زلزلهای در بنایی انداخت که گروههای دیگر فلسطینی بر قراردادهای منعقده پیشین با رژیم اشغالگر ساخته بودند. پیام الظواهری چند روزی پس از آن منتشر شد که محمود عباس بدون ارایه هیچ دلیل محکمی و تنها برپایه آنچه خود «برخی گزارشها» مینامید، مدعی شد که القاعده به دل سرزمینهای اشغالی نفوذ کرده است. عباس اگرچه همدست این توطئه نبود، همداستان شد و این چرخش در مواضع وی امری بود که لامحاله باید رخ میداد و این امر را گذشته او بیان میکند.
وقتی هنوز ابوجهاد زنده بود، محمود عباس در طیف طرفداران آرمان فلسطین ثبتنام کرد، اما هیچگاه در صحنه مبارزات علنی ظاهر نمیشد و در عوض همیشه در پس صحنه برای مبارزان میدان عمل اعانه مالی جمع میکرد. ابوجهاد که ترور شد، عباس ماند و عرفات و آرمان فلسطین با برگی از زیتون در دستی و اسلحهای در دست دیگر و جانشینی ابوجهاد برای ابومازن، مرد شماره دو سازمان آزادیبخش. اما افسوس که عباس از همان ابتدا اسیر احساسات بود و تردید بنیانفکنی اعتقاداتش را فراگرفته بود و این حقیقت را گذشت زمان آشکار ساخت.
محمود عباس چه آن زمان در رساله دکترایش در رشته تاریخ در کالج اورینتال مسکو صهیونیسم را به نازیسم تشبیه کرد و چه آن زمان که به رد ابعاد افسانه هولوکاست پرداخت نیز اسیر احساساتش بود و اعتقاداتش ریشه نداشت و سابقه مبارزات انقلابی تاریخ نشان داده است که مبارزانی که شور مبارزه را با شعور مبارزه همراه نکردهاند بادکنکی هستند که روزی خواهند ترکید.
محمود عباس، همیشه طرفدار حل مساله فلسطین براساس نسخههای سازشکارانه بود و لذا معاهدهای نبود که با رژیم اشغالگر قدس بسته شود، الا محمود عباس سهمی از آن داشت؛ از مذاکراتش با ماتیاهوپلد در سال 1977 که به اعلام توافق «اصول صلح» انجامید گرفته تا معاهده ننگین اسلو در سال 2000، وی هیچ دلخوشی از گروههای مقاومت فلسطین نداشته و ندارد و انتفاضه اول و دوم را هم با تلخی سپری کرد.
عباس تا وقتی که سکان کشتی فلسطین در خانه فتح پهلو گرفته بود، زبان در کام نگاه میداشت، امات با قدرت گرفتن حماس و پس از مخالفت علنی این جنبش با دیدگاههای سازشکارانه وی در روز افتتاح پارلمان فلسطین، گویی حس قدرتطلبی نهفته در وجودش به یکباره سربرآورد. عباس باید مراقب باشد، چرا که مشارکت در توطئه نفوذ القاعده میتواند برگ آخر تقویم سیاسی وی شود.
اما سخنی با مسئولان حماس. بیشک، هدف از طرح نفوذ القاعده در سرزمینهای اشغالی، سرکوب هرگونه حرکت ضداشغالگری و آزادیخواهانه است. تلکس خبرگزاریها خبر از توافق اعضای این جنبش با سران کرملین برای تمدید یکساله آتشبس با رژیم صهیونیستی دادهاند. با فرض صحت این گزارش، باید گفت که حماس وارد همان گردونهای شده است که کاهلی در موضعگیری، جنبش آزادیبخش فتح را به جناحی سیاسی کار مبدل ساخت و آن همانا خط دفاع از مقاومت فلسطین است که بدخواهان مردم محروم فلسطین از آن با تعابیر خشونتطلبی و افراطیگری یاد میکنند.
اگر حماس خدای نخواسته برای جنبشهای مقاومت فلسطین نسخه آتشبس پیچیده، زنجیر توطئه نفوذ القاعده تکمیل خواهد شد و حرکتهای آزادیبخش فلسطین سرکوب خواهند شد. حماس باید با صراحت موضع خویش را در برابر این ماجرای شوم مشخص کند؛ ماجرایی که در صورت موفقیت گردانندگانش، همه رایدهندگان انتخابات بیستوپنج ژانویه را به مسلخ خواهد فرستاد.
البته محمد نزال، از رهبران برجسته حماس با رد اظهارات ظواهری، پاسخ مناسبی به این بازیگردان توطئه داد و توصیههای وی را آرای شخصی وی خواند، اما کانون دشمنان به این بسنده نخواهد کرد.