تاریخ انتشار : ۲۴ شهريور ۱۳۸۹ - ۱۱:۱۰  ، 
کد خبر : ۱۸۸۳۳۴

اندیشه فدائیان اسلام


روح‌الله حسینیان
نواب صفوی در آبان 1328، جزوه‌ای تحت عنوان «کتاب رهنمای حقایق» تألیف کرد که به دلایل مالی و سیاسی، چاپ و انتشار آن یک سال به طول کشید. این کتاب، بیشتر یک سلسله اهداف و راه ‌کارهای عملی است که از سوی فدائیان اسلام پیشنهاد داده شده است.
بی‌شک داشتن برنامه در آن زمان، آن هم از سوی کسانی که متهم به عمل‌گرایی بودند، در خور توجه است. با تحلیل محتوای این کتاب می‌توان اصول تفکر فدائیان اسلام را استخراج کرد، ولی قبل از آن اشاره به یک موضوع، ضروری است.
فدائیان اسلام بارها در سخنرانی‌ها، اعلامیه‌ها و حتی روی کفن نیروهای شهادت‌طلب خود از «حکومت قرآن» و «حکومت اسلام» سخن به میان می‌آوردند. سؤال این است که آیا آنان برای حکومت اسلامی رژیم خاصی را پیشنهاد می‌کردند یا نه؟
با مطالعه آثار فدائیان اسلام چنین استنباط می‌شود که آنها رژیم خاصی را برای حکومت اسلامی پیشنهاد نمی‌کردند، بلکه مقصود آنها اجرای احکام اسلام توسط حکومت موجود بود. آنها از مصدق که فردی غیرمذهبی بود توقع داشتند احکام اسلام را اجرا نماید. و در اطلاعیه‌ای که در مورد حکومت کودتا صادر کردند به صراحت نوشتند که چنانچه رژیم «تعالیم عالی و احکام حیات‌بخش اسلام را جایگزین آنها» نکند، «شاه و نخست وزیر و هیئت حاکم حکومتشان غاصبانه و غیرقانونی است.»
یعنی اعتقاد فدائیان اسلام بر این بود که ملاک مشروعیت حکومت عمل به احکام اسلام است و اگر به قوانین دیگری عمل کنند، غاصب هستند.
فدائیان اسلام بارها در سخنان خود از مشروطیت دفاع کرده بودند. نواب در همین کتاب «رهنمای حقایق» با تحلیلی واقع‌بینانه «اساس این مشروطه» را «شوره‌زار فاسدی» می‌داند که از «سیاست سموم تلخی» نشاءت گرفت که «مسلمانان را بفریفت و به نام حمایت از اسلام و مسلمین و حقوق آنها، قیام کردند و آلت اجرای مقاصد شومی گردیدند.» و نتیجه این آبشخور فاسد کشتن «مجتهد روحانی و عالی مقام و شهید عزیز اسلام حاج شیخ فضل‌الله نوری» گردید.
نواب در عین حال مشروطه را نتیجه «فداکاری» مسلمانان می‌داند، «با فداکاری‌های شدیدی بنیاد این مشروطیت را نهادند و در این راه از هیچ فداکاری حتی ریختن خون پاک عزیزترین پیشوای روحانی خود حضرت شهید معظم حاج شیخ فضل‌الله نوری خودداری نکردند.» 1
نواب صفوی نه تنها در این برنامه در پی نابودی کامل رژیم یا عوامل رژیم موجود نیست، بلکه با صراحت می‌گوید: «در اجرای سراسر این دستورات اصلاحی نورانی هرگاه حکومت اندکی یا بیشتر ناتوان باشد، وسایل علمی و عملی و فنی و اجتماعی و هر نوع مساعدت لازمی را در اختیارش می‌گذاریم و با این که خائن است، چنانچه بیدار شد و از گذشته خود پشیمان گردید و به این دستورات اصلاحی عمل کرد، به یاری خدای توانا جانش می‌بخشیم و زنده‌اش می‌کنیم  والا به یاری خدای توانا نابودش می‌کنیم.»2
نواب در برنامه فدائیان اسلام، ابتدا شاه را مانند بقیه انسان‌ها موجودی ضعیف معرفی می‌کند و مردم را از پرستیدن و استعباد او منع می‌کند: «پرستیدن مخلوقی ضعیف به نام شاه که خود در آفرینش چون دیگران بوده، بلکه قوای جسمی و روحی و فکری او از بسیاری مردم ضعیف‌تر است، موهوم و از نادانی و احمقی است.» نواب، دربار را برای شاه زندانی نامیده که توسط «خائنینی شکم‌پرست و مکار» که «او را آلت جنایات خود قرار داده‌اند با مداحی و چاپلوسی «دلش را ربوده، سرش را گرم نموده‌اند.» و در پایان قضاوت می‌کند که «این شاه از آن شاه‌پرستان (دربار) احمق‌تر است.» نواب با همه این توصیف‌ها خواستار برچیدن نظام شاهی نیست؛ بلکه معتقد است که شاه باید «مسلمان و پیرو محمد(ص) و مروج اسلام و مذهب پیروان آل‌محمد(ص) باشد، خود و رفتارش را کاملاً با قوانین اسلام و شیعه بیاراید و میزان اصلاح خود را وجود مقدس اعلی حضرت علی(ع) پیشوای معظم اسلام و شیعه قرار دهد.» وی راه رسیدن به چنین شاهی را عمل کردن «به دقائق رفتار این رهنمای بزرگ» یا لااقل «تا آن جا که توانایی دارد روح و رفتار خود را بدین رهنمای بزرگ نزدیک کند.»
بنابراین، فدائیان اسلام به دنبال رژیم خاصی نبوده‌اند، بلکه به دنبال این بوده‌اند که کارگزاران رژیم را با یک انقلاب درونی به عمل کردن به احکام و اخلاق اسلامی و قرآن دعوت نمایند تا با تحول درونی، جزیی از حکومت اسلامی شوند.
با همه این احوال، دقت در برنامه یا «رهنمای حقایق» ما را به اصولی می‌رساند که باید جز و اصول اندیشه فدائیان اسلام معرفی کنیم و آنها عبارتند از:
1- تنها راه نجات جهان و خصوصاً ایران روی آوردن مردم و حکومت، به اسلام و قرآن است.3
2- مفاسد اجتماعی، ریشه نابودی جهان و ایران شده است. مفاسد اجتماعی عبارتند از: برهنگی زنان، مشروبات الکلی، اعتیاد، هنرهای شهوت‌انگیز، دروغ و چاپلوسی، بی‌کاری و فقر عمومی، فحشا و رشوه‌خواری، که این مفاسد موجب متلاشی شدن جامعه و بی‌اعتمادی دولت و ملت نسبت به یکدیگر شده است. 4
3- راه اصلاح این مفاسد عبارت است از اصلاح‌کردن روحانیت و اصلاح وزارت خانه‌ها و دربار
4- اصلاح روحانیت در هفت جهت باید انجام گیرد؛
الف- پاکسازی حوزه‌ها و روحانیت از روحانی نمایان توسط مراجع و خلع لباس آنها.
ب- طبقه‌بندی کردن دروس حوزوی و تخصصی نمودن آن به فقهی و تبلیغی در حالی که تفسیر و حدیث و تاریخ اسلام باید جزو دروس عمومی باشد که هم فقها و هم مبلغین به معنای اسلام و حقیقت دین آشنا باشند.
ج- طبقه‌بندی مبلغین به روضه‌خوان، مداح و واعظ.
د- اصلاح در امور عزاداری و جلوگیری از هتاکی‌هایی که توسط عده‌ای نادان اعمال می‌شود.
هـ- تشکیل سازمانی به نام 5 امر به معروف و نهی از منکر و انتشارات «توسط علما و استفاده از رسانه‌های گروهی.»
و- تاسیس صندوقی برای جمع‌آوری حقوق شرعیه و فعالیت‌های اقتصادی و تاءسیس کارخانجات و شرکت‌های تجاری برای تاءمین احتیاجات محصلین و مبلغین دینی.6
5- مهم‌ترین اصلاح باید از وزارت فرهنگ (دبستان، دبیرستان و دانشگاه) آغاز شود. علت این که آموزش در ایران بوعلی و زکریا و صنعت‌گر تربیت نمی‌کند، به خاطر حاکمیت «رجال جنایت‌پیشه» بر آن است؛ لذا باید کادر آموزش و پرورش و آموزش عالی از عالمان و متخصصان مسلمان باشد.7
6- نظام مالیاتی باید بر مبنای احکام اسلام و از طریق تبلیغ صورت گیرد نه نظام ظالمانه و زور. 8
7- اصلاح وزارت دادگستری در دو جهت باید صورت گیرد:
الف- انقلاب در قوانین یعنی تبدیل کلیه قوانین به قوانین مدنی، حقوقی و جزایی اسلام؛
ب- تربیت فقها برای قضاوت. 9
8- اصلاح قانون انتخابات به طوری که اصل انتخابات آزاد باشد و نمایندگانی از مسلمان‌های پاک انتخاب گردند، کلیه قوانین خلاف اسلام را لغو نمایند و مجدداً قانون نظارت علمای طراز اول اجرا شود.
9-«نفت ایران سرمایه مسلم ملت مسلمان ایران و فرزندان اسلام و ایران است. هیچ کس را حق هیچ‌گونه نظر و راءی و تصرفی در سرمایه دیگری مطابق هیچ قانونی و منطقی نمی‌باشد. ملت مسلمان ایران بایستی نفت و هر سرمایه دیگر خود را در هر کجای ایران، غرب و شرق و جنوب و شمال و در هر نقطه از نقاط وطنش ایران یا خانه پیروان آل‌محمد باشد، خود به بازوی توانای خود و یاری خدای توانا استخراج و تصفیه نمایند.»10
10- انگلستان، آمریکا و روس همگی دشمن ایران هستند و «برای ملت مسلمان و سایر ملل اسلامی نقشه شومی بافته‌اند» که انگلیس و آمریکا دارای منافع مشترکی هستند که از جانب روسیه احساس خطر می‌کنند و روسیه نیز به دنبال منافع خود در ایران می‌باشد. 11
البته نواب صفوی در برنامه فدائیان اسلام از نوآوری‌های شگفت‌انگیز فروانی سخن گفته است که ما تنها در صدد تبیین اصول فکری آنها هستیم و خوانندگان را به مراجعه به متن این کتاب دعوت می‌کنیم.
ارزیابی عملکرد فدائیان اسلام
فدائیان اسلام گروهی آرمانگرا بودند که توسط عده‌ای روحانی جوان و مریدانی از جان گذشته، متشکل شده بودند. انگیزه شکل‌گیری ابتدایی، ممانعت از تخریب فرهنگ دینی بود که در قتل کسروی ظاهر شد، اما همین که تاءثیر مثبت آن برای خود فدائیان اسلام و سیاسیون روشن گشت، عملیات آنان از فاز فرهنگی به فاز سیاسی تبدیل شد. بی‌شک فدائیان اسلام در فاز نظامی - سیاسی به صورت یک کاتالیزور و تسریع‌کننده در واکنش‌های اجتماعی که به صورت یک حرکت رو به جلو شکل گرفته بود، عمل کردند. قتل هژیر، وزیر دربار، موجب خنثی‌کردن نقشه دربار - انگلیس برای یک انتخابات انتصابی بود که نتیجه آن راه یافتن عناصر جبهه ملی به مجلس شانزدهم گشت. قتل رزم‌آرا نیز موجب خنثی‌شدن نقشه دربار - انگلیس برای منحرف کردن خواست مردم از مبارزات ضداستعماری مردم ایران و در نتیجه، باعث تسریع ملی‌شدن صنعت نفت در ایران گردید.
گرچه رفتار انحصارطلبانه مصدق و جبهه‌ ملی همه این نتایج را در 28 مرداد 1332 بر باد داد، ولی دو سال و اندی مبارزه و گفتگوی سیاسی اثرات خود را گذاشت و تجاربی بی‌بدیل را برای سازمان و رهبری انقلاب ضداستعماری و ضداستبدادی بعدی به ارمغان آورد.
یکی از انتقاداتی که به فدائیان اسلام می‌توان وارد کرد این است که آنها می‌پنداشتند، عملیات مسلحانه در هر زمانی مؤثر است؛ یا به عبارتی دیگر، روش و شیوه عملی مسلحانه آنها به صورت یک اصل برایشان درآمده بود. فدائیان باید می‌دانستند که رژیم، بعد از کودتا با قدرتمندشدن و آمریکایی‌شدن به هر صورت وارد پیمان‌ها و بلوک‌بندی‌های وابسته به آمریکا می‌شود. حتی فدائیان اسلام اگر در کشتن علاء، نخست وزیر، موفق می‌شدند، نخست وزیر دیگری ایران را وارد پیمان بغداد می‌کرد، لذا تحلیل فدائیان در ممانعت از پیوستن ایران به پیمان بغداد با ترور نخست وزیر، امری معقول به نظر نمی‌رسید. اصولاً این اصل را می‌باید در تحولات سیاسی پذیرفت که تا زمینه‌های اجتماعی به وجود نیاید، کشتن یک یا چند مسئول، هیچ چیز را تغییر نمی‌دهد.
اگر چه روش فدائیان اسلام در آخرین عملیات سرنوشت‌سازشان قابل انتقاد است، ولی آرمان و اهداف آنها حقیقتاً قابل ستایش است. آرمانی که جان خویش را در راه آن نهادند و به چوبه‌های دار بسته شدند تا ایرانی را از بستگی به غرب رها سازند.
یکی از نقاط ضعف فدائیان عدم هماهنگی با آیت‌الله بروجردی، مرجع بزرگ وقت بود. فدائیان گرچه مورد حمایت مراجع ثلاث «آیت‌الله حجت، صدر و خوانساری» بودند، اما زعامت حوزه در دست آیت‌الله بروجردی بود. از این لحاظ، هماهنگی با وی اساس کار بود. (12) البته فدائیان نباید تاءیید آیت‌الله بروجردی را انتظار می‌داشتند، زیرا موقعیت آیت‌الله چنین اقتضایی نداشت؛ ولی لااقل باید جوری رفتار می‌کردند که مخالفت آیت‌الله را به همراه نداشته باشند. این ناهماهنگی موجب شد تا عده‌ای از بزرگان قم و تعدادی از طلاب دست از حمایت فدائیان اسلام بردارند و این امر موجب ضعف پایگاه آنها گردید و در شهادت آنها بی‌تأثیر نبود.
فدائیان اسلام گر چه به شهادت رسیدند و عده‌ای از آنها نیز به زندان‌های طولانی محکوم شدند، ولی هرگز نباید فراموش کرد که نهضتی را که فدائیان اسلام در سرزمین تشیع ایجاد کردند، حرکتی ممتد بود که با غیبت آنها باز نماند و ده سال بعد، در گروه دیگری از جوانان مسلمان در شکل هیئت‌های مؤتلفه تجلی پیدا کرد و نخست وزیر وابسته‌ای را که به فرمان آمریکا رهبر نهضت اسلامی، آیت‌الله خمینی را به ترکیه تبعید کرده بود، به قتل رساندند.
این نکته را نیز باید افزود که رهبران فدائیان اسلام به عنوان روحانیون جوان منشاء الهام روحانیون جوانی قرار گرفتند که بعداً نقش به‌سزایی در پیروزی و تداوم انقلاب اسلامی ایفا کردند. آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر انقلاب اسلامی اذعان دارند که «اولین جرقه‌های انگیزش انقلابی اسلامی به وسیله نواب در من به وجود آمد و هیچ شکی ندارم که اولین آتش را در دل ما نواب روشن کرد.» 13
آیت‌الله هاشمی رفسنجانی نیز، «مایه اصلی روحیه» انقلابی خود را بیش از هر چیز ملهم از «فعالیت‌های فدائیان اسلام» می‌داند و معتقد است فدائیان اسلام «کسانی را که در آن زمان، هم‌سن و سال من و روحانی بودند را حسابی جذب کرده بودند و پایه سیاسی‌شدن من آن موقع ریخته شد.» آقای رفسنجانی به عنوان یک روحانی مبارز، چنان تحت‌تاءثیر فدائیان اسلام بوده که در سال‌های بعد نیز این اثر را در خود احساس می‌کرده است. وی در خاطرات خود می‌گوید: «سخنرانی‌های آقای سیدعبدالحسین واحدی برای من خیلی جاذبه داشت. ... مرحوم واحدی عمامه‌اش را به شیوه خاصی می‌بست و پشت سرش می‌انداخت و یک لباده‌خوش رنگی هم می‌پوشید. من هنوز هم به علت آن ذهنیتی که از آن زمان دارم، از آن رنگ خوشم می‌آید.»14
بیشتر روحانیون مبارز که درباره فدائیان اسلام سخن گفته‌اند، نتوانسته‌اند تاءثیرپذیری خود را از آنها مخفی بدارند. شهید محلاتی روحانی مبارز و مجاهد، انس خود را با نواب، علت به وجود آمدن «روحیه مبارزه» در خودش می‌داند. خصوصاً جاذبه نواب را یک جاذبه خارق‌العاده می‌داند که «با هر کسی انس پیدا می‌کرد در او یک حالت روحی خاصی پدید می‌آمد» وی همین جاذبه را موجب این می‌داند که «در کنار درس مبارزه را هم شروع کردم.»15
آیت‌الله یزدی یکی از روحانیون انقلابی که تاءثیر بسیاری در حوزه علمیه قم داشت، علت آشنایی خود را با مسائل سیاسی، مطالعه اعلامیه‌ها و کتاب برنامه فدائیان اسلام می‌داند. 16
علاوه بر تاءثیر بخشی حیات سیاسی فدائیان اسلام برای جوانان و پرورش نسلی از روحانیون انقلابی، الهام بخشی شهدا را نیز نباید از نظر دور داشت. در فرهنگ تشیع، قداست و حرمت شهید به عنوان اسوه، همیشه پیام‌بخش، تحرک‌زا و نشاط‌آفرین بوده و هست. شجاعت و شهامت نواب صفوی و یارانش در هنگام شهادت، تلاوت قرآن و شعارهای الله‌اکبر آنان، نقل هر مجلس انقلابی بود. تکبیر فدائیان اسلام در پای چوبه‌های دار برای آزادگان، تندری بود که هر سپیده دم در رواق تاریخ می‌پیچید و نشستگان را به قیام دعوت می‌کرد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات