حمیدرضا ترقی
منطق و عقل، حماسه و عزت و عاطفه، سه عنصر اصلی حرکت عاشورایی حضرت ابا عبدالله الحسین(ع) هستند. مقام معظم رهبری 5/11/84
عبرتهای عاشورا و درسهای ماندگار این حادثه غمانگیز برای بشریت آزادیخواه و اسلامخواهان جهان بویژه انقلابیون تشیع و اسلام ناب محمدی(ص) جز از طریق نگاه جامع و همه جانبه به این حادثه بدست نمیآید.
نگاههای یک بعدی به واقعه عاشورا نه تحرکزا و جنبشآور است و نه یزیدیان تاریخ را تهدید میکند و نه مانع تکرار آن واقعه در طول تاریخ میشود.
در حالی که اگر به حادثه کربلا همه جانبه نگریسته شود و جامعه اسلامی از زوایای گوناگون این واقعه را مورد دقت و تجزیه و تحلیل قرار دهد و تحلیگران نیز از ابعاد مختلف به عبرتآموزی از آن بپردازند، میتواند منشاء انقلاب و دگرگونی و اصلاحات و تزلزل در ساختار قدرت طواغیت و سردمداران نفاق و تزویر و یزیدیان مسلماننما و رسوایی دنیاپرستان دینفروش و مسلماننمایان بیایمان به ولایت و امامت گردد.
لذا اگر بازخوانی همه ساله حادثه کربلا در میان جامعهای تحرکزا و بیداری بخش و مقاومساز و قیامزا نیست و نبوده، اشکال را باید در نوع نگاه ناقص بر این حادثه جست.
نگاه صرف عاطفی به حادثه کربلا هیچگاه ضرری به یزیدیان و حاکمان امویصفت تاریخ ندارد.
نگاه صرف حماسی به حادثه کربلا نیز جز قهرمانسازی از شهدای کربلا که تاریخ مصرفشان در همان زمان خودشان بوده است ثمر دیگری ندارد.
بنابراین راویان و ناقلان و تحلیلگران و زنده نگهداران این حادثه باید با نگاهی همهجانبه و سه بعدی به واقعه کربلا و حادثه عاشورا، آن را به کوثر و چشمه آزادگیپرور و انقلابیساز و بیداریزا و حماسهساز و رسواکننده چهره نفاق و شرک پنهان دنیادوستان و دینفروشان تبدیل سازند.
مقام معظم رهبری در تبیین این حادثه فرمودند:
"منطق و مبنای عقلی مستحکم این حرکت (عاشورا) حاوی این درس است که در هر زمان که شرایط اقتضا کند وظیفه مسلمان، اقدام است حتی اگر این اقدام همراه با خطر باشد."15/11/84
این مسئله مسلم در فقه و حدیث ماست که کلما حکم به العقل حکم به الشرع و کلما حکم باالشرع حکم به العقل، هر حکم عقلانی در شرع پذیرفته است و هر حکم شرعی بالاخره یک تحلیل عقلانی دارد.
اگر قرار است اولیاء الهی و حسین بن علی(ع) اسوه ما باشند نمیتوانیم فعل آنها را غیر عقلانی و غیر منطقی بدانیم و کارشان بگونهای قدسی تصور کنیم که قابل تبعیت و پیروی و الگوگیری نباشد. چرا که این بزرگترین ضربه به اسلام است و امت اسلامی را از امامان معصوم و پیشوایان بر حق جدا خواهد کرد.
مگر نه این است که آنها آمدهاند تا هادی و راهنمای ما در همه ابعاد باشند؟ الگو و سرمشق جامعه بودن مستلزم عصمت و علم است، و این خود بهترین دلیل بر امکان و شایستگی الگوگیری مردم از امامان است.
عزاداری برای شهدای کربلا فقط یک ثواب نیست که هر کس گریه کرد بهشت بر او واجب شود، بلکه احیای یک تاریخ و تداوم یک انقلاب و ابدیت بخشیدن به یک قیام است.
عاشورائیان به پاس حرمت ارزشهای انسانی به شهادت تن دادند.
کربلائیان برای بقای ناموس فضیلت و مساوات با پیکرهای کم سلاح خود به قلب سپاه دشمن زدند.
شهیدان کربلا خون خود را برای آن ریختند تا نهال تعلیمات محمدی(ص) برومند شده و به مقدسات قرآن حکومت بخشند.
عاشورائیان به پیروان حسین بن علی آموختند که اگر دیدید در صحنههای زندگیتان فضایل اخلاقی رسوب کرده و عوامل فساد و شر، درخت پاکی محیطتان را میخشکاند فریاد غرور بار ناموسپرستی از سینه سر دهید و برای دفاع از پاکیها خود را به خطر اندازید.
آن 72 تن به پیروان اهلبیت در طول تاریخ پیام دادند که آنگاه که نفوذ بیگانگان و تعالیم شیطانی اجانب در هستی معنوی و بنیاد دینداری شما رخنه میکند، باید جوانان صالح شما با قدرت و صلابت و شهامت بخروشند و تعالیم شورانگیز دین را بازگو کنند. و با سخنان الهی و منطق جذاب، انبوه رهگذران را به حقایق اسلام و مسئولیتهای بزرگ توجه دهند و حس غیرت دینی را در آنان زنده نگاه دارند.
آری شهدای صحرای نینوا از لابلای تاریخ به عزاداران مجالس خود میگویند که در پیشگاه خداوند مسئولید اگر تنها به بیان کردار این یک روز ما اکتفا کنید و شمشیر زدن و شهادتمان را شرح دهید، ولی هدف بزرگ ما را که ریشهکنی بزرگترین منکر سیاسی یعنی حاکم طاغوتی و استقرار نظام اسلامی مطابق با سنت و سیره پیامبر(ص) بود را برای فرزندان آینده بشریت تشریح نکنید.
امروز مبلغان دینی و نوحهسرایان حسینی باید بکوشند تا اصول فکری و روش مقاومت و مبانی اصلاحی شهدا و انقلابیون را به جامعه بنمایانند و مقاصد عالی مصلحین را در برابر افکار جوانان و دانشآموزان و دانشجویان قرار دهند و اهمیت اقامه عدل را از نظر مذهب به مردم بیاموزند. اینها همه مفاهیمی است که سرشار از منطق و عقل و حماسه و عزت و عاطفه است.
اینگونه گریستن به حادثه کربلا و گرفتن پیام عاشوراییان موجب اصلاح جامعه و انقلاب و دگرگونی در جوامع میشود.
در غیر اینصورت عزاداری و یاد شهدای کربلا و نقل تاریخ آنها هیچ منکری را برطرف نمیکند و معروفی را تقویت نخواهد کرد و اصلاحاتی را در جامعه به انجام نخواهد رساند.
امید است با درک دقیق این حادثه و ابعاد آن توفیق تحقق آرمانهای حسین بن علی(ع) و شهدای کربلا را در زندگی و جامعه خود فراهم سازیم. انشاءاله