تاریخ انتشار : ۲۰ مرداد ۱۳۸۹ - ۰۸:۱۳  ، 
کد خبر : ۱۸۸۳۵۶

اصالت روحانیت در مکتب امام عصر(عج)


سرلشکر سیدحسن فیروزآبادی / رییس ستاد کل نیروهای مسلح
دشمن کاملا همه زوایای ما را می‏شناسد. این طوری فکر نکنید که دشمن نمی‏شناسد شیعه را و اسلام را. و تهدید علیه خود را نمی‏شناسد و نمی‏داند که این شیعه است که قرار است بر جهان حکومت کند. این قطعی است، غیر از این که اعتقاد ماست قطعی است که همین گروه ایمانی معتقد به فرج و انتظار ظهور منجی عالم بشریت است که اسمشان را گروه نباید بگذاریم، همین مردمانی که ایمان سراسر وجودشان هست و در روحشان هست و بنده خدا هستند. این منتظر تشکیل حکومت عدل جهانی واحد است و دنیا می‏خواهد به سمت این تفکر و بینش برود پس طبیعتا همه طاغوت‏ها در دنیا تلاش می‏کنند که این را بزنند.
ماموریت فرهنگی در جامعه اسلامی اصالتا با روحانیت و حوزه‏هاست به خاطر اینکه کار فرهنگی شیعه اصالتا با روحانیت و مراجع شیعه است و به همین دلیل هم امام زمان علیه‌السلام فرموده‏اند "انهم حجتی علیکم" این باید تکلیفش روشن بشود، ما نمی‏توانیم یک جریان دیگر برای اداره حکومت اسلامی ایجاد کنیم و به همین دلیل است که در قانون اساسی اساس را ولایت فقیه و انتخاب آن را با مجلس خبرگان رهبری و نظارت آن مجلس قرار داده است که وقتی فرهنگ انقلاب را می‏دهیم یک جایی ترویج بکند چهره‏های اصلی‏اش چهار تا غیرروحانی بشود. ممکن است تا زمانی که خودمان هستیم اتفاقی نیفتد ولی در گام بعدی دشمن از این فضا حتما استفاده می‏کند و می‏گوید می‏شود اینها را از روحانیت جدا کرده و روحانیت را می‏کوبد و اینها را دوباره می‏گذارد وسط همین دعوا و می‏رود جلو.
مقام معظم رهبری در یکی از استان‏ها در جمع روحانیون فرمودند: اول انقلاب که امام از روحانیت دفاع می‌کرد ما رفتیم خدمتشان و عرض کردیم ما که آخوندها را می‏شناسیم که چه افرادی درون اینها بودند و چه‏ها می‏کردند چرا شما این طوری یکپارچه از روحانیون دفاع می‏کنید؟
این حرف آقا تنها نبود، آقا با آقایان بهشتی، باهنر و جمع خودشان، چنین نظری داشتند.
چرا شما از کل روحانیت دفاع می‏کنید؟ می‏دانید که این روحانیون چه خرابی‏هایی در بینشان قبل از انقلاب بوده است (که باید حساب آنها را جدا کنیم) تا مردم بدانند که اینها از ما نیستند.
امام می‏فرمایند که نظر من و شما یکی است، فرق آن در این است که من می‏بینم اگر اجازه داده شود که روحانیت کوبیده شود منظور دشمن، کوبیدن شماهاست، دشمن می‏خواهد بهشتی و خامنه‏ای و روحانیون انقلابی امثال شما را بکوبد و آنهایی که علیه روحانیت صحبت می‏کنند یعنی اینکه آن‏هایی که روحانیون را مورد حمله قرار می‏دهند منظورشان آن دسته از روحانی‏نماها که اشکالاتی همه داشتند نیست بلکه ما دیدیم که آنها را حمایت هم می‏کنند و این قضیه در حمایت غرب از برخی کاملا آشکار شد. دفاع من از کل روحانیت برای این است که حرمت شما روحانیون انقلابی شکسته نشود، ما باید از کل روحانیت دفاع کنیم به خاطر اینکه آن روحانی‏هایی که می‏خواهند اسلام ناب را پیاده کنند حرمتشان حفظ بشود.
بینش عمیق امام را ببینید. این یک بینش استراتژیک است. و این بینش استراتژیک را نباید از دست بدهیم و نباید غفلت کنیم بنابراین؛
ماموریت فرهنگی جامعه که هر روحانی باید یک مبلغ آن باشد اصالتا و ذاتا با روحانیت است. یعنی همان تبلیغ دین با روحانیت است. می‏رسیم به یک نقطه مشترک و باید این نقطه مشترک را حل کنیم. اینکه منشا تبلیغ روحانی است و راس تبلیغ، روحانیت است و چهره تبلیغ، روحانیت است. این را باید کامل حفظ کنیم یعنی کارهای فرهنگی که توسط دولت و سایر نهادها انجام می‏شود به هیچ وجه نباید جلوه این را داشته باشد که روحانیون نیستند و کسان دیگری دارند کار را انجام می‏دهند.
این طوری بشود که حالا بیرون که آن فضای فرهنگی سنگین را دشمن تحمیل کرده با میلیاردها دلار سرمایه‏گذاری دارد دنبال می‏کند. ما یک دولت و یک وظیفه قانونی داریم که این دولت می‏خواهد با آن تهاجم مقابله کند. خودش ساختارش عین آن باشد معلوم است که محصول به نفع آن در بیاید، به نفع امام زمان علیه‌السلام و روحانیت شیعه که در نمی‏آید. موضوع منافع آخوندها و غیرآخوندها نیست.
کار فرهنگی در نهادها و دستگاه اجرایی دو بخش دارد:
یکی اینکه مامور ما معتقد به امام زمان علیه‏السلام باشد و سرباز امام زمان علیه‏السلام باشد. این وظیفه حوزه‏ها و روحانیت است. حوزه‏ها و روحانیت بایستی همه اقداماتی را که برای سرباز امام زمان علیه‏السلام نگهداشتن مامور فرهنگی نهادها و دولت انجام می‏شود باید خودش انجام بدهد.
دستگاه اجرایی ما سرباز امام زمان علیه‏السلام در بعد فرهنگی را به تنهایی تربیت نمی‏کند و نباید چنین فکری را رواج بدهیم. اصلا اینکه خیلی خطرناک است که فرمانده دستگاه اجرایی، رهبر فکری و فرهنگی جامعه ما باشد مثل آنچه در سال‏های اخیر تبلیغ و بر آن اصرار شد. این به شدت خطرناک‏تر از آن بحث غیرروحانی و روحانی در رهبریت مردم است. به خاطر اینکه اینجا قدرت و غرور هم هست، جایی که قدرت و غرور هست نمی‌تواند رهبری فکری و فرهنگی باشد. قدرت و غرور مال اسلام است منتهی در ید امامت و ولایت مدیر اجرایی حکومت. رهبر فرهنگی، دولت اسلامی نیست. ممکن است خودش آدم فرهنگی باشد، بنده آدم فرهنگی هستم شما دیدید و مرا هم می‏شناسید اما از وقتی به من گفتند رییس ستاد کل دیگر کار فرهنگی نکردم و اصلا ظهور و بروز هم ندادم، کار نظامی کردم به خاطر اینکه می‌دانم تکلیفم نظامی است و من نمی‏خواهم چهره فکری فرهنگی جامعه بشوم و غلط است اگر چنین باشد. در دستگاه اجرایی شایسته نیست همچنین فکری بکنند.
مدیر اجرایی در چارچوب قوه مجریه است. مدیر اجرایی نماینده ولی فقیه نیست بلکه کارگذار دولت ولایت فقیه است. مدیر صاحب اختیار نمایندگی و رهبری فرهنگی و امنیتی نیست. صاحب اجتهاد نیست. مدیر در سلسله مراتب قوه مجریه است. مثلا ما در نیروهای مسلح فرمانده دسته، فرمانده گردان، فرمانده تیپ و فرمانده لشکر داریم، فرمانده نیرو و فرمانده کل سپاه داریم، فرمانده کل قوا داریم. این سلسله مراتب فرماندهی که اجتهادی نیست. تعریف نظامی دارد. بنابراین آن روح معنوی که در نماینده ولی فقیه ودر روحانیت از نظر ارتباط پرسنل سپاه و فرهنگ سپاه با ولی فقیه و نایب امام زمان علیه‏السلام ارواحنا لتراب مقدمه‏الفداء وجود دارد از طریق سلسله مراتب فرماندهی تامین نمی‏شود.
جهت کار فرماندهی و مدیریت برابر قانون و مقررات است. آن هم این طوری است آقا می‏فرمایند فرمانده طرحت را تهیه کن، بررسی می‏کند، بعد آقا تصویب می‏فرمایند. فرمانده امر به فرماندهی است. فرمانده سپاه امر بر فرمانده کل قوا است. جای فرمانده کل قوا نیست. در حالی که نماینده فقیه جای ولی فقیه است. موضوع امربری نیست، اگر قرار بر امربری بود که قرار بود مثلا امام یا رهبری بخواهند علما را در بلاد صدا بزنند و بگویند برو این را بگو یا این کار را بکن. برو طرح تبلیغی‏ات را بیاور، تصویب کنم. برابر آن اقدام کن. چنین چیزی از اینها نمی‏خواهند برای اینکه می‏گویند اینها فقها هستند، فقها خودشان حجت امام زمان علیه‏السلام هستند به موجب حکم قرآن هم باید از اولی‏الامر تبعیت بکنند و می‏کنند. برداشتشان هم از دین است و مسایل سیاسی و مسایل روز را هم که ولی امر می‏گوید و آنها گوش می‏دهند و خودشان می‏روند عمل می‏کنند اما در بخش اجرایی و نظامی این طوری نیست. در بخش اجرایی و نظامی باید بگویی اینجا باید دفاع بشود حالا چه تهدید نظامی چه تهدید امنیتی و چه تهدید فرهنگی و تهاجم فرهنگی هر کدام بود باید در برابر این باید طرح عملیات داشته باشیم، سازماندهی کنیم، باید آموزش بدهیم و بایستی عملیات کنیم و این امر با فرماندهی و مدیریت است.
نکته بسیار مهمی است از نظر اصولی در بینش ما که نباید بگوییم روحانیت و حوزه‏ها رقیب دولت و قوه مجریه هستند. اگر چنین چیزی گفتیم یعنی هتک روحانیت. اگر گفتید نمایندگی رقیب مدیر یا فرمانده است این غلط است و چنین چیزی نباید بگوییم. و این توهم را در جامعه ایجاد خواهد کرد که رقابتی در کار است. در حالی که رقابت نیست. روحانیت حافظ اصل اسلام ناب محمدی(ص) و حافظ اصل انقلاب است.
بنابراین، این نوع انشاء قضایا آخرش می‏خورد به آن جمع‏بندی که ما می‏خواهیم دو رقیب را بر سر سازش بیاوریم. ما در این بحث نمی‏خواهیم دو رقیب را بر سر سازش بیاوریم.
من واقعا جسارت کردم، بیشتر از حد خودم هم حرف زدم در موضوع، اما برای اینکه می‏خواستم اینجای حرفم خوب فهمیده بشود این حرف‏ها را زدم.
روحانیت شیعه و دستگاه اجرایی هر دو متعلق به ولایت و نهایتا امام زمان علیه‏السلام هستند و این دولت، دولت امام زمان علیه‏السلام است و رهبر عزیز هم امروز به خاطر اینکه نایب امام زمان علیه‏السلام است، رهبر همه است. بنابراین ما دو رقیب در صحنه فرهنگی کشور نداریم که یکی روحانیت باشد و یکی مدیران دستگاه اجرایی، مانند آنچه در چند سال گذشته ترویج می‏شد.
یک فرهنگ، یک مکتب، خدا رحمت کند مرحوم دکتر علی شریعتی را می‏گفت شیعه یک حزب تمام، یعنی همین و انسجام روحانیت و نباید سر و صدای این بحث را بیرون بکشانیم حتی در بین خودی‏ها بپذیریم، در بین خوبان و رفقا مثلا در جلسات خصوصی داخل سپاه. این بحث اجتناب‏ناپذیر است واقعا برای من مثل نوشیدن جام زهر است که این حرف‏ها را دارم می‏زنم که در همین جا این بحث را بایستی ببندیم.
باید مدیران فرهنگی با روحانیت تعامل داشته باشند ولی آن اساس را که کار فرهنگی، ماموریت ذاتی روحانیت است این را جلوه بیرونی‏اش را درست کنند. یعنی اینکه در درون ملت باید هر فردی بداند فرهنگ اسلامی را از روحانیت می‏گیرد. این یک اصل است.
من موافقم که آقایان غیرروحانی هم در بین مردم دعوت کنند، برای مردم سخنرانی کنند، مخالف نیستم. موافقم که بیایند سر کلاس هم درس بدهند ولی نباید غلبه با غیرروحانی‏ها باشد. در دعوت‏ها باید غلبه با روحانیون باشد، در کلاس‏ها باید غلبه با روحانیون باشد.
بنابراین کتاب، نشریه، سخنرانی، اصلا کتابی که غیر روحانی می‏خواهد برود و درس بدهد روی آن کتاب را باید سه تا حجت‌الاسلام نوشته باشند، دو تا آیت‏الله نوشته باشند حتی اگر این کتاب را بدهند آیت‏الله یک تقریظ بر آن بنویسد و تایید کند که بگویند این کتاب به این دلیل قبول است که مثلا آیت‏الله حسن‌زاده آملی برایش این تایید را نوشته، ما این را داریم درس می‏دهیم که آن نور آیت‏الله حسن‌زاده آملی بیفتد به دل خواننده کتاب، نه برود دنبال آن نویسنده.
بعد ته قضیه در بیاید که کسی که این کتاب‏ها را می‏نوشته، این تحلیل‏ها را می‏نوشته نه دین دارد نه اخلاق دارد، منافق هم هست، التقاطی هم هست. بعد هم برود انگلیس پناهنده بشود یا در دانشگاه‏های آمریکا تدریس کند یا مدعی اسلام و روحانیت، رودرروی روحانیت شیعه بایستد و از منطق غرب دفاع کند.
خیلی وحشتناک می‏شود، الان اینها خودشان را رهبران فکری جامعه می‏دانند. ما داریم با آنها مبارزه می‏کنیم. همه این عیب‏ها را هم دارند یعنی هم آمریکایی هستند، هم منافقند و هم التقاطی هستند، هم طرفدار دشمنان انقلاب هستند.
در مجموعه فرهنگی نظام این چیزها را درست کردیم، بعد هم چون نیامدیم یک بنیاد صحیح جایگزین کنیم اینها شدند مثل محاسن سفیدهای فرهنگ کشور، بعد هم آنها را دعوت می‏کنند در مجامع دانشجویی و غیر آن و دعوای ساختگی هم راه می‏اندازند که صدایش را بلند کنند تا به گوش رسانه‏های بیگانه برسد و آن را با آب و تاب منتشر می‏کنند. این کارها همه برای الگوسازی و تراشیدن اسوه برای آن خط انحرافی است. هر کار فرهنگی در کشور می‏خواهید بکنید خودتان را در محضر امام زمان علیه‏السلام بدانید و این جمله امام زمان علیه‏السلام در گوشتان باشد که "انهم حجتی علیکم" اگر جز این بکنید حتما به انحراف رفتیم و ضربه خوردیم. ممکن است امروز ما ضربه نخوریم. ما را خدای متعال یک طور دیگر آب دیده کرده اما ما می‏خواهیم جامعه شیعی را نگهداریم.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات