بسیاری از تحلیلگران، پیروزی حماس در انتخابات مجلس قانونگذاری فلسطین را یک تحول بزرگ در خاورمیانه میدانند وعدهای دیگر هم آن را غیرمنتظره میخوانند. نگارنده نیز تادو روز قبل ازاین پیروزی را غیرمنتظره میدانست اما با نگاهی گذرا به رفتار و گفتار سران جنبش حماس، باید گفت که نه تنها این پیروزی غیرمنتظره نبوده است بلکه عدم پیروزی این جنبش، میتوانست تعجب برانگیز و غیرمنتظره باشد.
سران جنبش حماس قبلا شجاعت، میهن دوستی و ایمان خود را به خوبی اثبات و بدین طریق به شخصیتهایی محبوب در میان مردم تبدیل شده بودند. ترور زنجیرهای رهبران این تشکل توسط جوخههای ترور رسمی اسرائیل به خوبی نشانگر نفوذ و محبوبیت رهبران حماس و نگرانی دولت مردان تل آویو از تاثیرگذاری آنها در تحولات فلسطین بود. اما همین رهبران شجاع و وطندوست، به خوبی تشخیص دادند که قدرتمندی، برآیند مولفههای مثبت و منفی گوناگون است و نمیتوان تنها با اتکا به محبوبیت در میان تودههای مردم، تمام موانع را برطرف کرد. بر همین اساس آنها در نخستین گام با چشم پوشی آگاهانه از مخالفت خود با پیمان اسلو، در انتخاباتی شرکت کردند که مجری آن دولت فعلی فلسطین بود دولتی که شالوده آن برپیمان اسلو استوار است.
بلافاصله پس از برگزاری انتخابات نیز، اظهار نظر مقامات حماس، نشانگر هوشمندی تحسین برانگیز آنها است. رهبران مبارز حماس، در اظهارات دو روز اخیر خود تلاش فراوان کردند که ضمن توجه به اصل بدیهی «دائمی نبودن دوستیها ودشمنیها» رسانههای مختلف خبری جهان را به خدمت بگیرند و صلح طلب بودن خود را به جهانیان اعلام کنند.
اظهارات خالد مشعل مبنی برپایبندی به آتش بس و خودداری از حمله به غیر نظامیان در صورت پایبندی متقابل اسرائیل و نیز سخن محمود الزهار کاندیدای احتمالی تصدی پست نخستوزیری فلسطین- مبنی بر اینکه « وقتی اسرائیل، ما را به رسمیت نمیشناسد، چرا ما باید آن را به رسمیت بشناسیم» در واقع به این معنا است که سران حماس، با شناخت دقیق از روشهای تبلیغی دشمنان خود تصمیم گرفتهاند با به کارگیری همان روشها، توپ را در زمین دشمن قرار دهند. با موضع گیری اخیر حماس، اگر اسرائیل – به فرض نزدیک به محال – دست از کشتار غیر نظامیان فلسطینی بردارد و حماس را به رسمیت بشناسد دو پیروزی بر پیروزی اخیر حماس افزوده شده است. اگر هم سران خشن اسرائیل، کماکان بر طبل خشونت و ترور بکوبند، نقض آتش بس توسط حماس هزینههای فراوانی بر اسرائیل و حامیان آن تحمیل خواهد کرد. به ویژه آن که از این به بعد، حماس – علاوه بر سلاح مقاومت – به عنوان یک دولت قانونی و مشروع تریبونهای فراوانی در سطح دنیا برای ابلاغ پیام خود و افشاگری نسبت به اسرائیل و حامیان آن خواهد داشت.
عملکرد سه روز اخیر سران حماس در واقع نشان میدهد که فشارهای ناجوانمردانه سالهای اخیر آنها را به سیاست مدارانی مجرب تبدیل کرده است و آنها برای رسیدن به هدف اصلی، یعنی احقاق حقوق ملت فلسطین، نه تنها از تغییر تاکتیک، گریزان نیستند بلکه با تغییرات ماهرانه در تاکتیکها و استفاده از ادبیات دیپلماتیک، تلاش میکنند در کنار جلب آراء ملت خویش، افکار عمومی جهانیان را نیز با خود همراه نمایند تا پیشبرد اهداف ملت فلسطین، با هزینه کمتر و دستاورد بیشتر انجام شود.
اگر چه رسانههای خالف حماس نیز بیکار ننشستهاند و تنها یک روز پس از آن که میلیونها نفر در سراسر جهان، به صورت مستقیم اظهارات خالد مشعل و تأکید او بر«عدم حمله به غیر نظامیان اسرائیلی در صورت مصون بودن شهروندان غیر نظامی فلسطین از حملات اسرائیل» را شنیدند، برخی خبرگزاریهای امریکایی این جمله را به او نشبت دادند که«حملات حماس علیه شهروندان اسرائیلی را ادامه خواهد داد». البته اینگونه اقدامات نیز به خوبی نشان میدهد که روش جدید رهبران حماس در جلب آراء و افکار عمومی جهانیان موجب وحشت اسرائیل و حامیان آن دولت شده است.
ادامه از صفحه دوم: این انتخابات برای نظام جمهوری اسلامی و برخی سیاستمداران ایرانی نیز دستاورد و پیامهایی داشت. بزرگترین دستاورد این انتخابات برای حکومت ایران آن است که مقامات کشورمان میتوانند اعلام کنند گروه مورد حمایت ایران، محبوبترین گروه در میان فلسطین بوده است.
اما این انتخابات برای برخی سیاستمداران و تریبونداران ایرانی نیز پیامهایی داشت. آنها اکنون میتواند بامروری به گذشته، بازتاب منفی بعضی از سخنان و مواضع خویشض رامشاهده کنند.
روز گذشته حمیدرضا آصفی سخنگوی وزارت امورخارجه ایران، با انتقاد از اظهارات خاویر سولانا که گفته بود«رأی مردم برای ایجاد مشروعیت کافی نیست» این سخن را از اظهارات عجیب و غریب اروپاییها دانست.
حق با آقای آصفی است! اما آیا وی تاکنون این سخن را در ایران و از زبان برخی چهرههای سرشناس نشنیده بود؟ آیا تنها بیان این سخن از زبان سولانا و در ارتباط با آرای مردم فلسطی، عجیب و غریب است؟
این مقاله را با توصیهای به سیاستمداران و تصمیمگیران دیپلماسی خارجی ایران به پیام میبریم. پیروزی مبارزان حماس در انتخابات اخیر فلسطین، خبری خوشحال کننده است. اما اگر از وقایع مرتبط با سایر گروههای مورد علاقه ایران در سایر کشورها درس گرفته باشیم، بایستی در ابراز شادمانی نیز، جانب احتیاط را گرفته و از افتادن در دام افراط پرهیز نماییم. اختلاف علنی مقامات فعلی عراق- میهمانان دیروز جمهوری اسلامی- با مقامات ایرانی در مورد حضور نیروهای امریکایی وانگلیسی درآن کشور، موضع متفاوت برخی از گروههای مبارز افغانی – که در سالهای گذشته مورد حمایت ایران بودند – نسبت به مواضع رسمی کشورمان در افغانستان، بیمهری مقامات بوسنی هرزگوین نسبت به ایران علیرغم مساعدتهای فراوان کشورمان به مردم و مبارزین آن کشور، موضعگیری غیرمنصفانه نماینده محجبه پارلمان ترکیه نسبت به ایران علیرغم حمایتهای فراوان وحتی افراطی ایران از او و – نشان داده است که اغلب کسانی که در گذشته از حمایتهای ایران برخوردار گشتهاند نه تنها هیچ گاه برسر دوراهی انتخاب مصالح خود یا منافع ایران، جانب کشورمان را نمیگیرند، بلکه هرگاه برسردو راهی قرارگیرند که یکی از راهها به حداکثر منافع برای آنها و زیانهایی برای ایران منتهی شود و راه دیگر منافع حداقلی آنها را همراه با مصالح ایران تأمین کند بازهم در انتخاب راه اول تردیدی به خود راه نخواهند داد. این تجربه باید به ما بیاموزد که در ابراز شادمانی و اعلام حمایت از جناح پیروز در انتخابات اخیر فلسطین نیز، دقت کافی داشته باشیم.