ناصر پورحسن
یکی از معدود کشورهایی که از پیروزی جنبش مقاومت اسلامی (حماس) در انتخابات فلسطین استقبال کرد، ایران است. تمامی کشورهای غربی از جمله امریکا، انگلیس، آلمان و ..... به صراحت نگرانی خود را از پیروزی غیر مترقبه حماس اعلام کردهاند. این پیروزی آن قدر غیرمنتظره بود که حماس مقامات ارشد حماس را نیز شگفتزده کرد. تنها یک روز قبل از انتخابات، مشیرالمصری سخنگوی حماس گفت ما به دنبال تشکیل یک فراکسیون تأثیرگذار در پارلمان فلسطین هستیم. پیش بینی رهبران جنبش فتح به ویژه محمود عباس بیش از رهبران حماس به واقعیت نزدیک بود. رئیس تشکیلات خودگردان که فتح، جنبش متبوع او طی چهار دهه گذشته و به ویژه پس از توافقنامه اسلو در سال 1993، زمام امور سیاسی را در فلسطین به دست گرفته، روز برگزاری انتخابات فلسطین از پیروزی چشم گیر حماس ابراز نگرانی کرده بود.
جنبش حماس پس از پیروزی در چهار مرحله انتخابات شهرداریها که پس از مرگ یاسر عرفات برگزار شد، برخلاف «جهاد اسلامی» آمادگی خود را برای شرکت در دومین انتخابات پارلمانی سال 1996 هرگز اجازه نداد انتخابات دیگری برگزار شود.
در انتخابات مذکور که حماس آن را تحریم کرده بود، جنبش فتح یکه تاز میدان بود.
تحولاتی که طی پنج سال گذشته رخ داد، باعث شد حماس به تدریج از یک گروه شبه نظامی به یک سازمان چند بعدی تبدیل شود. مقامات در جریان انتفاضه الاقصی باعث شد آخرین سلاح فلسطینیها – در مقایسه با جنگهای چهارگانه اعراب و مذاکرات صلح- از کارآمدی بهتری برخوردار باشد. فساد اعضای گروه حاکم در تشکیلات خود گردان فلسطین مزید بر علت شد و اعضای حماس به درستی بر روی نقاط ضعف فتح مانور دادند و نتیجه آن را در انتخابات 25 ژانویه گرفتند. در این انتخابات حماس توانست 3/60 درصدآراء یعنی 74 کرسی از مجموع 132 کرسی را کسب کند.
این در حالی است که فتح تنها 45 کرسی دارد. گرچه محدودیتهای زیادی علیه حماس اعمال شد، به گونهای که نامزدهای این جنبش در حوزه قدس شرقی حق شرکت در انتخابات نداشتند، اما شواهد حاکی از آن است که انتخابات پارلمانی فلسطین، آزاد و عادلانه برگزار شده است، به هر حال حماس اینک اکثریت مطلق کرسیهای پارلمانی فلسطین را به دست آورده و به این صورت برای نخستین بار جنبش فتح به اقلیت تبدیل شده است. محمود عباس برخلاف احمد قریع نخست وزیر تشکیلات که استعفای خود را اعلام کرد، از حماس خواسته است تا دولت تشکیل دهد.
پیروزی غیر منتظره حماس، نه تنها این جنبش بلکه جمهوری اسلامی را که یکی از حامیان پروپا قرص آن است با یک تصمیم گیری بسیار حیاتی مواجه خواهد کرد. یکی از فعالان انقلاب اسلامی سال 1357، گفته بود ما از خدا باران خواستیم اما با سیل مواجه شدیم. همین گفته در مورد حماس صدف میکند. خوش بینترین رهبران جنبش حماس، پیش بینی میکردند که یک فراکسیون قدرتمند در پارلمان فلسطین تشکیل دهند اما اینک انها باید دولت تشکیل دهند.
آنچه حماس اینک با آن روبه رو شده، یک دو راهی تاریخی است. در واقع این دو راهی در مقابل جمهوری اسلامی نیز قراردارد. حماس در جایی اکثریت کرسیها را کسب کرده که با بازیگران متعددی روبه رو است. در هیچ کشوری چنین وضعیتی وجود ندارد. در حقیقت عرصه سیاست داخلی و سیاست خارجی فلسطین آنچنان در هم تنیده است که تفکیک آن نه مشکل بلکه غیر ممکن است.
واکنشهای گسترده بینالمللی طی دو روز گذشته این حقیقت را نشان داد.
حماس یا باید دولت تشکیل دهد؛ دولتی که برآمده از توافقنامه اسلو است، و نفس آن پذیرش اسرائیل و انجام مذاکره با آن است یا این که از تشکیل دولت منصرف شود.
با توجه به این که اکثریت مطلق کرسیهای پارلمانی به این جنبش اختصاص یافته، عدم تشکیل دولت غیر منطقی مینماید. اگر چه رهبران حماس به ویژه خالد مشعل آمادگی خود را برای همکاری این دو قطب متضاد که یکی مذاکرات صلح را میپذیرد و دیگری با آن مخالف است، بسیار سخت خواهد بود.
حماس که اینک از عرصه سیاست فلسطین عبور کرده و به یک بازیگر بینالمللی تبدیل شده است، مجبور میشود مواضع کلان خود را اعلام کند.
امریکا و اروپا به عنوان بازیگران موثر در بحران خاورمیانه به صراحت از حماس خواستهاند تا سلاح خود را به زمین گذاشته و موجودیت اسرائیل را به رسمیت بشناسد.اگر این اتفاق رخ دهد، بزرگترین سرمایهگذاری که ایران طی سالهای گذشته در این زمینه انجام داده هدر میرود و اگر حماس رویه سابق خود که عدم پذیرش اسرائیل به عنوان یک دولت در کنار دولت فلسطین است، را ادامه دهد، فشارهای بینالمللی علیه این جنبش شدت میگیرد. برخی از تحلیل گران معتقد بودند، نفس شرکت حماس در انتخابات فلسطین و ورود آن به روند سیاسی، یک پیروزی برای غرب محسوب میشود. اما شاید تحلیل آنهاهم مبنی بر پیروزی نسبی حماس بود. زیرا پیروزی مطلق حماس اینک برای آنها ناخوشایند است و در واقع از طرح خاورمیانه بزرگ موجودی متولد شده که باهدف اولیه طرح آن ناسازگار است. پیروزی نسبی جنبش اخوانالمسلمین در انتخابات مصر و شیعیان مذهبی ( نه سکولار) در انتخابات عراق دیگر نتایج این طرح بودند که توجه چندانی به آنها نشد.
به هر حال، اینک جمهوری اسلامی به خود میبالد، از جنبشی حمایت کرده که حرف دل فلسطینیها را میزند. از این منظر، پیروزی حماس، تایید مواضع جمهوری اسلامی است و ایران میتواند از این برگ در مذاکرات حساس هستهای خود استفاده کند. اما آیا شرایط منطقهای و بینالمللی به گونهای هست که اجازه چیدن چنین ثمری را به ایران بدهد و آیا این پیروزی حماس مانند دیگر پیروزیهای اولیه ایران به نتیجه خواهد رسید؟