نویسنده: جاناتان فرایر
مترجم: محسن پیریایی
پس از درگذشت شیخ جابرالاحمدالصباح، امیر کویت و معرفی شیخ سعد عبداللهالصباح به عنوان جانشین وی، این کشور وارد دوران جدیدی از تاریخ نه چندان کهن خود شده است. خبرنگار شبکه بی.بی.سی در نوشتاری تلاش کرده است تا برخی از تغییرات صورت گرفته در زمان حکمرانی شیخ جابر که پس از مرگ وی از سوی سنتگرایان در معرض تهدید قرار گرفته را مورد مداقه قرار دهد.
نزدیک به 3 دهه، شیخ جابرالاحمدالصباح بر یکی از کوچکترین و در عین حال ثروتمندترین کشورهای جهان فرمانروایی کرد. کویت با جمعیتی در حدود 2 میلیون نفر از لحاظ در اختیار داشتن منابع نفت، رتبه دهم را در میان کشورهای جهان در اختیار دارد و این مسئله بدین معناست که تجمع چنین ثروتی در این کشور مستلزم تلاش چندانی نیست. به هر حال دولت کویت به عنوان یک دولت رانتیر باید از داشتن چنین موهبت طبیعیای خوشحال باشد. اما نکته قابل توجه این است که تنها 70 سال پیش از این، کویت یکی از فقیرترین کشورها و نا مساعدترین مکانهای روی زمین برای زندگی بوده است. صید و تجارت مروارید به عنوان شغل اصلی مردمان این دیار از 200 سال گذشته تا به امروز، به شدت رو به زوال نهاده است. زمانی هیچ دستگاه تهویهای برای قابل تحمل کردن هوای داغ تابستان در این کشور وجود نداشت، اما نفت پس از جنگ جهانی دوم همه چیز را عوض کرد. از سالهای پایانی دهه 1970، شیخ جابر اقدام به توسعه سریع شهر کویت که عمده جمعیت کشور کویت را در خود جای داده است، کرد و کوشید تا این شهر را به یک کلان شهر مجهز به مراکز خرید مدرن و بزرگراههای وسیع تبدیل کند. هجوم صدام به کویت در آگوست 1990 و شعار تبدیل کویت به استان نوزدهم عراق ناشی از تلاش دیکتاتور عراق برای استفاده از مواهب و پیشرفتهای به وجود آمده در کویت بود. جالب است که پس از حمله عراق شیخ جابر در حالی که ارتش عراق کویت را به اشغال خود درآورده بود به عربستان فرار کرد.
اما در هر حال نیروهای ائتلاف بینالمللی به رهبری ایالات متحده مجدداٌ آزادی کویت را احیاء کرده و شیخ جابر به واسطه این حمایت غرب، مجدداٌ به کشور باز گشت.
به نظر میرسد با ورود بیش از پیش غرب به عرصه حاکمیت کویت در نتیجه آزادسازی این کشور، پیام واشنگتن مبنی بر اصلاحات سیاسی در کویت، تا حدود زیادی از جانب شیخ جابر دریافت شد.
مجلس کویت که پیش از آن عملکردی بسیار محدود و خنثی داشت، مجدداً احیا شد و حتی امیر کویت از اعطای حق رای به زنان نیز حمایت کرد.
اما این برهه زمانی، موقعی بود که دموکراسی در کویت نتیجه عکس داد. نمایندگان عضو مجلس کویت با اعطای حق رای به زنان مخالفت کردند و تنها در ماه می سال گذشته میلادی بود که زنان پس از اعتراضات بسیار سرانجام توانستند این حق رأی را به دست آورند.
این اتفاقات حکایت از وجود نوعی انشعاب و دو دستگی در جامعه کویت، میان لیبرالها و اسلامگرایان یا به عبارتی سنتگرایان داشت. سنتگرایان در پارلمان کویت از جایگاه مستحکمی برخوردار هستند و شهرت اعتبار آنها باعث نگرانی فزاینده لیبرالهای کویتی شده است. از جمله نشانههای نفوذ بیش از پیش آنها نیز ممنوعیت اخیر اجرای موسیقی پاپ در کویت است. سال گذشته، وزیر اطلاعرسانی دولت کویت، که از جانب 3 تن از نمایندگان مجلس این کشور متهم شده بود با اجازه دادن به برگزاری کنسرتهای موسیقی پاپ علیه ارزشهای حاکم بر کشور حرکت کرده است، ناچار به استعفا شد. بر اساس این قانون اجرای برنامه توسط خوانندگان مطرح عرب در کویت ممنوع شده است و البته این ممنوعیتها شامل فعالیت کلوپهای شبانه نیز میشود. به نظر میرسد تغییرات اخیر به نوعی باعث موضعگیری نسل جدید کویت در برابر این تحریکات خواهد شد، چرا که به عقیده برخی صاحبنظران، اینگونه ممنوعیتها همیشه باعث افزایش میزان بزهکاری اطفال و جوانان شده است. در هر حال، کویت به عنوان کشوری که در میان دولت - ملتهای حاشیه خلیج فارس پرسابقهترین آنها از لحاظ وجود برخی مظاهر دموکراسی است، با مرگ شیخ جابرالاحمدالصباح به عنوان عامل اصلی تحولات چند دهه گذشته تاریخ این کشور، شاید بیش از گذشته صحنه بروز اختلافات میان نسلهای گذشته و نسل جدید چه در سطح جامعه و چه در سطح حکام باشد.