تاریخ انتشار : ۱۴ مهر ۱۳۸۹ - ۱۱:۲۷  ، 
کد خبر : ۱۸۸۳۸۰

احزاب اسرائیلی با برنامه‌های مشترک


بر اساس طرح نقشه راه، قرار بود در سال گذشته میلادی (2005) دولت دائم فلسطینی ـ پس از اجرای سه مرحله اصلی طرح نقشه راه ـ تشکیل شود ولی تمامی این امیدها به یاس مبدل شد و حتی جورج بوش پسر، مبدع اصلی طرح دو دولت (فلسطینی و اسرائیلی) نیز اجرای این طرح نقشه راه را تا پایان دوره دوم ریاست جمهوری‌اش بعید دانست.
سال جدید میلادی در حالی آغاز شد که تمامی اطراف درگیر در مسئله فلسطین ـ مستقیم یا غیر مستقیم ـ خود را در تنگنایی جدید احساس می‌کردند.
طاهر شایش در روزنامه مصری الاهرام در تحلیلی در همین رابطه می‌نویسد: تشکیلات خودگردان از هر سو با چالش‌های مختلف روبروست. این تشکیلات انتظار داشت که با انعقاد توافق‌نامه آتش‌بس که در ماه فوریه سال 2005 به امضای گروه‌های فلسطینی رسید، بتوان فضایی مناسب را برای ورود به مذاکرات نهایی با «اسرائیل» فراهم کرد؛
همچنانکه انتظار داشت که شارون به وعده‌های خود که در شرم‌الشیخ متعهد به اجرای آن شده بود، جامه عمل بپوشاند و به مرزهای پیش از انتفاضه عقب بنشیند، اسرای فلسطینی را آزاد کرده و دست از تجاوزات و جنایت‌های مکرر خود بردارد ولی شارون خلف وعده کرد و تجاوزات خود را تداوم بخشید که این مسئله واکنش گروه‌های فلسطینی و حملات موشکی آنان به شهرهای «اسرائیلی» را به همراه داشت.
محمود عباس انتظار داشت که از یک سو مورد حمایت فتح و از سوی دیگر مورد حمایت گروه‌های مقاومت فلسطینی قرار گیرد ولی اختلافات داخلی فتح این روزها به حدی بالا گرفته است که اعضای این جنبش دست به سلاح بر می‌دارند و با این کار خود سهم عمده‌ای را در نابسامانی‌های امنیتی ایفا می‌کنند. از سوی دیگر ابومازن با چالشی دیگر به نام حماس روبروست. حضور جنبش حماس در انتخابات و رقابت شدیدش با جنبش فتح باعث می‌شود تا روند سازش با مشکلات جدید مواجه شود.
مسائل داخلی «اسرائیل» یکی دیگر از خطرات پیش روی مسئله فلسطین است؛ همان‌طور که می‌بینیم سه حزب صهیونیست برای کسب کرسی‌های کنست به رقابت می‌پردازند که هر کدام دیدگاه‌های مربوط به خود را در رابطه با چگونگی برخورد با فلسطینی‌ها دارند، البته نباید این نکته را نیز فراموش کرد که این سه گروه در برخی مسائل با هم توافق نظر دارند که از آن جمله می‌توان به مخالفت با حق بازگشت فلسطینی‌ها، یکی کردن قدس شرقی و غربی و انتخاب این شهر به عنوان پایتخت «اسرائیل» و ابقای شهرک‌های صهیونیست‌‌نشین اشاره کرد.
در نگاهی موشکافانه به جامعه صهیونیست می‌بینیم که وخامت حال شارون به دگرگونی وضعیت داخلی «اسرائیل» انجامیده است. در حال حاضر گزارش‌های پزشکی در مورد وضعیت شارون از وخامت حال او حکایت دارند و این مسئله می‌تواند به کناره‌گیری کلی نخست‌وزیر بیمار رژیم اسرائیل از عرصه سیاست بینجامد. با نظر به این مسئله، از احتمال پیروزی حزب کادیما کاسته شده و این حزب موفق به کسب کرسی‌های زیادی در انتخابات آتی «اسرائیل» نخواهد شد.
بر این اساس در وضعیت کنونی بسیار سخت است که در مورد انعکاس مرگ شارون بر اوضاع داخلی «اسرائیل» و روند سازش سخن بگوییم. تنها می‌توان گفت که دو احتمال وجود دارد. نخست اینکه چنین شرایطی به بهبود وضعیت حزب کار و یا لیکود در انتخابات بیانجامد و این امکان نیز وجود دارد که رای‌دهندگان به منظور ابراز علاقه به نخست‌وزیر بیمار و تایید گرایش‌های راستی وی، به حزب کادیما رای دهند؛ پس پیش‌بینی نتایج انتخابات رژیم صهیونیستی و ماهیت دولتی که نتایج انتخابات، آن را مشخص خواهد کرد، نیز مشکل است.
با این وجود، در این مورد شکی نیست که پیروزی حزب کار در جریان انتخابات، به این حزب اجازه می‌دهد که دولت آینده را به گونه‌ای تشیل دهد که چرخ سازش میان دو طرف را به همان شکلی که امیر پرتز اعلام کرده است، اندکی به پیش براند. طبیعی است که تحولات داخلی اسرائیل در انتخابات ماه جاری فلسطین نیز تاثیر بگذارد.
تشکیلات خودگردان، برگزاری انتخابات را به مشارکت اهالی قدس در انتخابات مشروط کرده است. اگر چه رژیم صهیونیستی در پی فشارهای آمریکا با برگزاری انتخابات در قدس موافقت کرد اما این امکان نیز وجود دارد که فشارهای داخلی جنبش فتح برای تعویق زمان برگزاری انتخابات نیز موثر افتد که این مسئله خود در تناقض کامل با اصول دموکراسی است.
از جمله دیگر مشکلات و چالش‌های فراروی قضیه فلسطین، تهدیدات جدید کنگره آمریکاست. کنگره از دولت آمریکا خواسته است که در صورت پیروزی حماس در انتخابات، کمک‌های مالی خود به تشکیلات خودگردان را قطع کند. نکته عجیب اینجاست که اتحادیه اروپا نیز در این زمینه موضعی مشابه را اتخاذ کرده و خاویر سولانا از مسئولان برجسته این اتحادیه اعلام کرده است که در صورت پیروزی حماس در این انتخابات، کمک‌های خود به تشکیلات خودگردان را قطع خواهد کرد.
از سوی دیگر، تشکیلات خودگردان نیز مخالفت آمریکا و اتحادیه اروپا با حضور حماس در انتخابات را رد می‌کند و این کار را دخالت آشکار و غیر قابل قبول در مسائل داخلی فلسطین می‌داند.
ابومازن بر این باور است که اجرای انتخابات، شکل گیری مجلس قانون‌گذاری و حضور حماس در پارلمان باعث می‌شود که این جنبش به صورت داوطلبانه دست از سلاح بردارد؛ ولی با این همه تاکید می‌کند که در صورت مخالفت صهیونیست‌ها با برگزاری انتخابات در شهر قدس، امکان تاخیر در انتخابات وجود دارد و این همان مسئله‌ای است که می‌تواند خشم جنبش حماس را برانگیزد.
تمامی مشکلاتی که در این مجال اندک بیان شد، بخشی از تمامی آن چالش‌هایی است که ملت فلسطین در سال جدید با آن روبروست، اما در حال حاضر شدیدترین خطری که جامعه فلسطین را تهدید می‌کند، بروز شکاف و دودستگی است که می‌تواند در‌ آینده به نابسامانی‌های امنیتی بیانجامد.
بر این اساس باید گفت با توجه به برنامه کاری مشترک احزاب اسراییلی و بازیگران اروپایی و آمریکایی تحولات فلسطین، دولت مستقل فلسطینی نه تنها در چارچوب طرح نقشه راه بلکه در سایه بحرانهای بوجود آمده برای آمریکا در منطقه و اسرائیل به لحاظ مشکلات درونی این رژیم هرگز تشکیل نخواهد شد، بلکه تظاهر به تشکیل چنین دولتی بیشتر به یک تاکتیک برای خروج از بحرانهای بوجود آمده برای تل‌آویو و واشنگتن شبیه است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات