به رغم آن همه تاکید و توصیه در مبانی نظری و اعتقادی ما برای تزکیه نفس، صداقت، تقوی و دوری از هر گونه دورویی، دروغ، تقلب و اغوا، جریانات تاریخی سالیان سال متاسفانه رفتار دیگری بر ما تحمیل کرده که امروز به عنوان یک نرم و هنجار در فرهنگ ما جای گرفته است. در یادداشتی چندی پیش در همین ستون روزنامه عدم رعایت سادهترین حق و حقوق عمومی در مناسبات اجتماعی را با عنوان احقاق حقوق شهروندی مطرح کردم و آدرسی دادم برای مشاهده نظری و عملی رفتارها که کافی است در یک صبح در سه راه یا چهار راهی بدون پلیس و چراغ فرمان راهنمایی در تهران بایستید و زن و مرد، باسواد، کم سواد و بیسواد، شاغل و بیکار پشت فرمان خودروها نظاره کنید. این نظاره بدون هرگونه رعایت قانون و مقررات و حق و حقوق دیگران چگونه آن چه خود برای خود میخواهیم انتخاب و به طریقی که خود میپسندیم خودرو را هدایت میکنیم و به قیافه پشت فرمان نشستهها هم اگر نظری بیفکنید، مشاهده میکنید با حالتی برافروخته جز خود دیگران را مقصر میدانند و با حرکات دست، سر، چشم و ابرو سرزنشکننده دیگرانی هستند که ترافیک را بند آوردهاند! این رفتار در همه زمینههای اجتماعی و اقتصادی کم و بیش خود را نشان میدهد و به این پدیده میرسد که دوست داریم دیگران اصلاح شوند تا جامعه اصلاح شود و اغلب اصلاح خود را به فراموشی میسپاریم. در یادداشت این هفته وجهی دیگر از رفتار ناهنجار و غیرمقبول خودمان را طرح میکنیم که به رغم تقبیح در مبانی نظری و اعتقادی متاسفانه به صورت یک نرم و عادت روزانه در فرهنگ اجتماعی ما جای گرفته است و آن رفتاری اغواگرانه و فریبکارانه است که چون به صورت عادت درآمده قباحت آن ریخته و آن را پذیرفته و به آن تن دادهایم. برای مشاهده این رفتارها میتوان به میادین میوه و ترهبار و یا میوهفروشیهای سری بزنید.
کافی است یک جعبه دست نخورده انار، پرتقال، گوجهفرنگی، انگور، سیب را که تولیدکننده به بازار عرضه کرده و من و شما آن را مصرف خواهیم کرد نظری عالمانه داشته باشیم. ردیف اول میوهها درجه یک ردیف دوم میوهها درجه دو و به تدریج که در عمق جعبه میرسید عملکرد رفتارمان را میبینید و در ردیفهای آخر جعبه به دور ریختنیها میرسید به بیان دیگر ظاهر و باطن کاربردی و عملکردی افکار و اندیشه ما در همین چیدمان میوه ختم نمیشود حتی بعضیها نمازی که به تنهایی میخوانند با نمازی که در حضور دیگران میخوانند تفاوت دارد. به این نتیجه میرسم که آن چه تاکید اولیا و اوصیا بوده در ظاهر حفظ و در باطن کمرنگ و گاهی مفقود میگردد. شنیدهاید که خیری مسجدی میساخت، احداث بنای مسجد به انتها رسید و در پیشانی مسجد محلی خالی برای نصب کتیبهای که این مساجد توسط چه کسی و در چه تاریخی ساخته شد باقیمانده بود، بهلول کتیبهای ساخت به این مضمون که این مسجد در تاریخ فلان توسط بهلول ساخته شد و در محل خالی در پیشانی مسجد شبانه نصب کرد.
فردا که مردم از جلو مسجد میگذشتند با دیدن کتیبه بهلول خبر به خیر دادند. خیر برآشفت و بر بهلول وارد شد که این چه حرکت زشتی است که انجام دادهای؟ مگر مسجد را تو ساختهای؟ بهلول گفت مسجد را برای چه کسی ساختهای؟ خیر گفت معلوم است مسجد خانه خداست و برای خدا ساختهام. پاسخ شنید اگر راست میگویی و برای خدا ساختهای که او میداند چه کسی ساخته است تو مسجد را برای مردم ساختهای و ترس از این داری که مردم ندانند که تو ساختهای. شکاف ظاهر و باطن در جای جای رفتار ما نفوذ کرده است و حاصل این رفتار دوگانه، بیاعتمادی و واگراییهای فردی و اجتماعی است. انحلال پی در پی شرکتها، سرمایهگذاریهای مشترک، شراکتها، انشعاب گروهها و انجمنها، دستهجات و حزبها، رشد طلاق و درگیریهای خانوادگی و در بیانی دیگر رویکرد مصرفکننده داخلی به تولید خارجی به خاطر گریز از فریب و نیرنگ اجتماعی موجود در تولید داخلی نمونههای قابل لمس این رفتار فریبانه است.
این رفتار در خیرد و فروش روزانه در قالب چانهزنیهای متداول به صورت یک عادت درآمده است خریدار مطمئن است که فروشنده راست نمیگوید و وقتی حتی جنسی را به نصف قیمت اعلام شده از طرف فروشنده میخرد باز اطمینان ندارد که سرش کلاه نرفته و بعضا میبینیم که کلاه هم رفته است. بیایید به تاکیدها و توصیههای عقیدتی و ارزشی خود بازگردیم و زنگارهای آویزان شده از فرهنگ خلوص و صداقت را دور بریزیم اگر جنسی تولید و بستهبندی میکنیم درجهبندی کنیم تا مصرف کننده داخلی و خارجی تا نام ایران را روی تولید دید اعتماد کند که تقلب و نیرنگ در او نیست تا انتخاب اول او باشد یا هر غیرایرانی در اولین ارتباطی که با یک ایرانی برقرار میکند مطمئن باشد که این قوم دروغ نمیگوید، فریب نمیدهد و از درغگو و فریبکار بیزار است چرا که درغگو را دشمن خدا میداند آیا امکان این رجعت به ارزشهای اعتقادی در مناسبات اجتماعی و اقتصادی وجود ندارد؟ اگر قصد اصلاح جامعه را داریم نخست باید اصلاح را از خود شروع کنید زیرا جامعه تشکیل میشود از آحاد شهروندان.