پیروزی تحسینبرانگیز «حماس» در دومین انتخابات پارلمانی فلسطین افق جدیدی را در عرصه مناسبات داخلی و خارجی فلسطین و تغییر آرایش سیاسی و بینالمللی در خاورمیانه گشود. پاسخ بدین پرسش که چه شد چنین تحولی در فلسطین روی داد از حوصله این مقاله خارج است، اما نمیتوان بدین پرسش کلیدی پاسخ نداد چه اتفاقی سبب شده که سازمانی چون حماس که انتخابات پارلمانی دوره پیش را تحریم کرده و بخش اعظم رهبرانش در عملیات ترور جوخههای مرگ رژیم صهیونیستی به شهادت رسیدهاند امروز تن به انتخابات پارلمانی میدهد و با تکیه بر کدام استراتژی قدم به راهی میگذارد که تا چند صباحی پیشتر تصور آن نیز مقدور نبود. تحلیل چرایی این اقدام میتواند آموزههای مناسب و معقولی را برای تمام سازمانها و گروهها و جریاناتی که در عرصه سیاسی فعال هستند در بر داشته باشد.
1- عالم سیاست عرصه دوستیها و دشمنیهای دائمی و پایدار نیست، چیزی که فرآیند سیاست را انسانی، عقلانی و دنیوی میکند، کنش و واکنش بر اساس واقعیتهای موجود و تکیه بر انگارههای منطقی و دستیافتنی است. در این نگره حق و باطل مطلق وجود ندارد و نگاه آدمها و جریانات سیاسی مبتنی بر کسب بیشترین امتیازات و طی کردن منطقیترین راهها برای وصول به آرمان و ایدههای مورد نظر است.
حماس پس از سالها مبارزه و تکیه بر این واقعیت که رژیم اسرائیل تنها در نتیجه مبارزه و پایداری هدفمند قادر به پرداخت هزینه است این هزینه را به اسرائیل تحمیل کرد، هر چند خود نیز در نتیجه این داد و ستد و تن دادن به انتخابات مجبور است برای تشکیل دولتی فراگیر به الزاماتی که چنین رویکرد جدیدی به آن تحمیل میکند و یا خواستههایی که نظام بینالملل از آنان طلب میکند، تن دهد.
2- طنز تاریخ همواره در چکاچک نبرد این دو نظریه شکل میگیرد که اگر میخواهی دنیا را فتح نمایی باید سوار زین اسب باشی و اگر میخواهی آن را اداره نمایی ناچاری از این اسب پیاده شوی! اما جالبتر آن است که برخی زین اسب را به آسمانها نیز تشبیه کردهاند. زمانی که شعارهای آسمانی میدهی کمتر باید به امید تحقق آن در زمین باشی و البته وقتی که به زمین میآیی باید برای دنیا و لوازم آن طرح ایده و برنامه کنی.
تحولات اخیر منطقه و فلسطین بخوبی به حماس این مفهوم را فهماند که برای تشکیل دولت نمیتواند در آسمانها سیر کند و تسلط بر بخشی از خاک فلسطین منطقیترین و عملیترین راه ممکن است. لذا «فتح» که سالها پیشتر از زین است به زیر آمده بود زودتر از حماس به آلودگیهای آن نیز گرفتار شد و امروز این حماس است که با انتخاب شعار «دستهای پاک» در برابر این پرسش عمیق تاریخ ایستاده است که آیا میتواند در عمل نیز مصون از فساد اداری و تباهی اقتصادی باشد و به بلایی که فتح بدان دچار شده، گرفتار نیاید.
3- نکته جالب به نظام انتخاباتی فلسطین برمیگردد که در آن مردم فلسطین به دو گونه گزینه فردی و حزبی رأی دادهاند و نتایج حاصله در تعارض با یکدیگر است.
یعنی مردم فلسطین در انتخاب حزبی به «سازمان فتح» که سابقه بیش از 40 سال مبارزه در راه آزادی فلسطین را دارد پیش از حماس رأی دادهاند اما در مقابل انتخاب افراد برای انتخابات به نمایندگان حماس بیشتر از چهرههای فتح که متهم به تغییر ماهوی و فرو افتادن در دامن برخی از مفسدهها شدهاند اعتماد نمودهاند؛ هر چند که در مجموع حماس برنده مطلق انتخابات است.
جالب آنکه احمد قریع، نخستوزیر دولت خودگردان بلافاصله از سمت خود استعفا میدهد.
4- رأی به حماس پاسخ به مجاهدتها و تلاشهای سازمانی است که مهمترین عقبه خود را مبارزه با اسرائیل و اصلیترین شعار امروز را اصلاح در ساختار نهادهای اداری و اقتصادی حکومت خودگردان و کلیدیترین اهداف خود را پیشبرد منافع ملت فلسطین در چارچوب طرح خواستههایی زمینی و ممکن از رژیم اسرائیل برای آغاز گفتوگو و مذاکره رودررو میداند. به نظر میرسد هم حماس و هم اسرائیل این فرصت را برای آغاز دوره جدیدی از همزیستی مغتنم بشمارند! امروز حماس شاهد است که از طریق صندوق رأیبخشی از قدرت را به دست آورده و اسرائیل نیز امیدوار است که مهمترین دشمن مسلح خود را به یک بازی شناخته شده و کم هزینه دعوت نماید. هر چند آمریکا و انگلیس و دیگر متحدان اروپاییاش از انتخابات فلسطین و موفقیت حماس دچار شوک شده و از آن تحت عنوان زلزله سیاسی نام بردهاند و خواهان به رسمیت شناخته شدن اسرائیل شدهاند، اما در پس پرده این اظهارات ناراحتکننده، آنها نمیتوانند از تحولی که میتواند این انتخابات و تشکیل دولت فلسطین توسط حماس به دنبال داشته باشد، ناخرسند باشند. این تحول به ایران نیز این پیام را میدهد که با درک درست تحولات میتواند به همپیمانان خود در عرصههای مختلف امکان اخذ امتیاز و عمل بر اساس منافع ملی و منطقهای را بدهد؛ روشی که در عراق و فلسطین درستی خود را به اثبات رسانده است.