نسرین وزیری
* برخی از سیاستمداران بیرون از مجلس گاهی اوقات نسبت به عملکرد فراکسیون اقلیت مجلس هفتم انتقاداتی وارد کردهاند. به نظر میرسد بخشی از ضعفهای این فراکسیون، معلول ترکیب ناهمگن آن است. به عنوان یک عضو هیات رئیسه این فراکسیون چه نظری دارید؟
** برای تشریح وضعیت فراکسیون اقلیت مجلس هفتم، باید ابتدا به بررسی تغییر ترکیب مجلس هفتم، نسبت به مجالس پیشین و اتفاقاتی که در آن سهیم بوده است بپردازیم. در این صورت درخواهیم یافت که وضعیت کنونی فراکسیون اقلیت مجلس هفتم، چندان هم غیر طبیعی نیست و به این ترتیب قضاوت منصفانهای نسبت به عملکرد آن خواهیم داشت.
بطور کلی طبیعی نیست که وقتی 200 کرسی از مجلس در اختیار یک جناح باشد، به یکباره مجلس بعدی را به جناح مقابل واگذار کند. همچنان که با وجود ترکیب اکثریت در مجلس چهارم، باز هم اقلیت مجلس پنجم بیش از 100 عضو داشت و شخصیتهای برجستهای همچون عبدالله نوری و مجید انصاری میتوانستند به رهبری فراکسیون اقلیت بپردازند. با ورود چنین چهرههایی از حوزه انتخابیه تهران که اصلاحطلب و خط امامی بودند، فراکسیون اقلیت فراکسیون وزینی بود که حتی قدرت آبستراکسیون داشت.
روند کاهش اقتدار، اقتدارگرایان تا مجلس پنجم ادامه یافت تا اینکه بیش از 200 نفر از نمایندگان مجلس ششم را اصلاحطلبان تشکیل دادند. اگرچه انتظار میرفت که نهادهای حکومتی با استفاده از ابزار رد صلاحیت، اقدام به حذف نیروهای رقیب کنند ولی باز هم پیشبینیها حاکی از آن بود که مجلس هفتم، چیزی شبیه به مجلس پنجم باشد.
حتی در ابتدای اعلام نتایج تهران، هم وضعیت مطابق همین پیشبینی بود ولی با ایجاد دگرگونیها و تغییراتی در آراء و بازشماری آنها، کسانی چون مجید انصاری نتوانستند به مجلس هفتم راه یابند. در تمامی حوزههای انتخابیه، نحوه رد صلاحیتها به گونهای بود که بیش از 90 درصد احتمال راه یافتن فعالان سیاسی منتسب به جریان چپ وجود نداشت. با وجود کاهش شعار شرکتکنندگان در انتخابات تهران، نهایتا مجلس هفتم به جناح رقیب واگذار شد.
در چنین شرایطی حتی در ذهن بسیاری از کسانی که مسائل این مجلس را پیگیری میکردند، نمیگنجید که در آن بتوان فراکسیون اقلیت تشکیل داد. در ابتدای شکلگیری مجلس هفتم، شرایط بسیار ناامیدکننده بود. به گونهای که شخصا فکر نمیکردم بیش از 15 نفر را بتوان به عنوان اقلیت، هماهنگ کرد.
اگرچه در مجلس ششم نیز تعداد اعضای اقلیت زیاد نبود و فاقد قدرت آبستراکسیون بودند ولی همان تعداد محدود از حاشیه امنیتی برخوردار بودند که میتوانستند در معادلات مجلس حتی با حضور یک عضو، موجبات بر هم زدن روند تصویب قوانین، طرحها و ارائه نطقها و تذکرات را فراهم آورند. حال آنکه اقلیت مجلس هفتم فاقد چنین جایگاهی است و برای ایفای نقشاش از حاشیه حمایتی حکومت برخوردار نیست.
با این مقتضیات باید بگویم که پس از یکسال و شش ماه، اعضای فعال و غیر فعال فراکسیون اقلیت، زحمات بسیاری را متحمل شدند تا جریان اصلاحطلب تریبونی را در حاکمیت داشته باشد و به این ترتیب بیان خواستها، روشها و سیاستهای اصلاحطلبی خاموش نشود و از گوشهای حاکمیت به بیان مواضع خود بپردازد.
بر همین اساس معتقدم وضعیت امروز فراکسیون اقلیت که با تعداد معدودی فعالیت خود را آغاز کرد، وضعیت خوب و قابل قبولی است. بویژه آنکه بعضا با کار فشرده توانسته است تا ماکزیمم 90 رای را ارائه دهد. در موارد اساسیای چون عدم ارائه رای به لغو قراردادهای خارجی که در ابتدا به شکل دو فوریتی ارائه شده بود و همچنین در سلب فوریت از نخستین لایحه دولت ـ تشکیل صندوق مهر امام رضا(ع) ـ از نمونههای بارز قدرت اقلیت بود که با واقعنگری و برخورد منطقی با جریان اکثریت و مستقلین، توانست به نتایج مدنظر خود دست یابد.
* به نظر میرسد نوع مدیریت مجلس از سوی هیات رئیسه نیز در فعالیت فراکسیون اقلیت موثر بوده است. کما اینکه در دومین دیدار مجلس با دولت، سهمی به فراکسیون اقلیت برای ایراد نقطه نظراتش داده نشد.
** مدیریت هیات رئیسه در نوع فعالیت فراکسیون اقلیت، تاثیر نسبی داشته و نه صددرصد. البته نگاه مدیریت مجلس به فراکسیون اقلیت، نسبت به دورههای قبل کاملا متفاوت است. زمانی که به عنوان مشاور وزیر کشور، پیگیر مسائلی در مجلس پنجم بودم بارها شاهد برخورد بزرگوارانه آقای ناطق نوری با فراکسیون اقلیت بودم که حقوق آنها را به رسمیت میشناخت و آنان را مورد مرحمت قرار میداد. بطور کلی معمولا جریان اقلیت همواره از سوی هیات رئیسه، مورد توجه ویژه بوده است. کما اینکه در دوران ریاست آقای کروبی نیز، ایشان همواره بیشترین فرصت در بیان نطقها و تذکرات را به فراکسیون اقلیت میدادند. در حالی که تعداد اقلیت مجلس ششم کمتر از شمار نمایندگان اقلیت مجلس هفتم بود.
متاسفانه در مجلس فعلی، نایب رئیس اول مجلس، در حین تذکرات اقلیت، وارد صحبت میشود و به دلایل واهی اجازه استفاده گوینده تذکر از حق قانونیاش را نمیدهد چون ممکن است نقدی منصفانه به آنها وارد شود که بر فضای مجلس اثر بگذارد. اخیرا چندین بار تذکرهای آقای پیرموذن قطع شد که از اخلاق مدیریت هیات رئیسه خارج است. حال که هیات رئیسه مجلس تمام و کمال در اختیار اکثریت است، نباید آنها فارغ از آییننامه مجلس، حقوق اقلیت را نادیده بگیرند.
این تبعیضها چه در عدم ارسال نمایندگان اقلیت به سفرهای خارج و جابهجاییهای غیر قانونی و چه در عدم تخصیص فرصتی به آنان برای بیان نقطه نظراتشان در جلسه مشترک دولت و مجلس، اعمال میشود. در حالی که در سنوات گذشته مجلس، در دیدارهای مشترک مجلس و دولت پیرامون بودجه، همواره نظرات فراکسیونها اعم از اقلیت و اکثریت مطرح میگردید و اتفاقا این روش به نفع دولت بود چون نقاط ضعف برنامه و بودجه از سوی جریان منتقد مطرح میگردید و دولت یا اقدام به اصلاح آن مینمود و یا دلایل قانعکنندهاش برای اصرار بر آن را در جلسه علنی بررسی بودجه، عنوان میکرد.
با کمیسیونی کردن زمانبندی سخنرانی نمایندگان در دیدار مشترک مجلس و دولت، برای اولین بار این زمانبندی از قالب فراکسیونی خارج شد و به نظر من برای این بود که مبادا چهره دولت با انتقادات اقلیت، مخدوش شود. حال آنکه اساسا هزینه کردن هیات رئیسه برای دفاع از دولت، خارج از عرف قانون است. نباید فراموش کرد که تمامی ما نمایندگان ملت هستیم و ضایع کردن حقوق نمایندگان منتقد به بهانه دفاع از دولت، خارج از اراده منطقی مجلس است. اگرچه دفاع از دولت فی نفسه عیب نیست.
* علاوه بر مواردی که مطرح کردید، ناهمگنی فراکسیون اقلیت در عملکرد این فراکسیون موثر بوده یا نه؟
** این ضعف در تمامی فراکسیونها وجود دارد. کما اینکه در فراکسیون اکثریت هم افرادی مستقل وجود دارند. برای سنجش انسجام فراکسیون اقلیت، نظر شما را به جریان بررسی صلاحیت وزرا جلب میکنم. در آن برهه فراکسیون اقلیت با دوراندیشی و عقلانیت عمل کرد و با وجود آنکه صحیح میدانست تا در مورد روند تغییر مدیریت در ادارات سخن بگوید؛ به علت آنکه ناکارآمدی دولت جدید به دوش این انتقادات گذاشته نشود، سیاست سکوت را اتخاذ کرد.
همکاری لازم در میان اعضای فراکسیون اقلیت صورت گرفت و آنچه که مطلوب تندروهای اکثریت و سنتیهای اکثریت بود، به وقوع پیوست و حالت متعادلی به نفع مجلس و اقلیت در راستای دستیابی به نتایج اتخاذ سیاست سکوت، شکل گرفت. در مورد برخی طرحها و لوایح دیگر در مجلس نیز این سیاست تکرار شد. البته با تمام اینها نکتهای که گفتید، درست است و فراکسیون اقلیت میتواند منسجمتر از این در بررسی طرحهای مختلف وارد عمل شود.
* به عنوان یک عضو هیات رئیسه فراکسیون اقلیت، چه ایرادات دیگری را به این فراکسیون وارد میدانید؟
** یکی از ضعفهایی که این فراکسیون را مورد تهدید قرار میدهد، عدم شرکت فعالانه در تذکرات آییننامهای در میان طرحها و لوایح است. نقص دیگر آن است که فراکسیون اقلیت، هیچ نمایندهای از تهران ندارد. این مساله از آن جهت ضعیف است که نمایندگان تهرانی با وجود نمایندگان شهرستانی که درگیر مسائل بسیاری در شهرستانهای خود هستند؛ فرصت بیشتری برای پرداختن به فعالیتهای فراکسیونی دارند.
در حال حاضر تمامی اعضای هیات رئیسه فراکسیون اقلیت، نمایندگان شهرستانهای مختلف هستند که فعالیت در این فراکسیون در کنار مسائل شهرستانی دیگری که درگیر آنند بار زیادی را بر دوش آنها نهاده است. اگرچه تلاش میشود که این نقص رفع گردد ولی آثار آن همچنان باقی است.
اگرچه انتظار فعالیت بیشتری از فراکسیون اقلیت در نطقهای پیش از دستور و دیگر فعالیتهای مجلس میرود ولی با وجود تضییقاتی که گفته شد باید نگاهی منصفانه به عملکرد فراکسیون اقلیت مجلس هفتم در قیاس با فراکسیون اقلیت مجالس 5 و 6 داشت که متاسفانه چنین نگاهی وجود ندارد.
* به اتخاذ سیاست سکوت از سوی فراکسیون اقلیت در مقاطعی همچون جریان بررسی صلاحیت وزرای کابینه نهم اشاره کردید. این سیاست از سوی بسیاری از اصلاحطلبان بیرون از مجلس مورد انتقاد واقع شد. پس از این انتقادات، تغییراتی در سیاستهای فراکسیون بوجود آمد، دلیل آن آیا انتقادات بود یا تغییر استراتژیها؟
** سیاست سکوت یک سیاست کاملا مقطعی بود که در دوران معرفی وزرا و بررسی صلاحیت آنها اختیار شد. اتفاقا چون همان ایام، زمان تب و تاب مجلس بود، سیاست سکوت اثر خود را گذاشت. همچنان که اشاره کردید در حال حاضر یک ماهی است که سکوت را شکستهایم و در بحثها فعالانه شرکت میکنیم و نطقها و تذکرات خوب هم از سوی نمایندگان اقلیت در این فرصت ارائه شده است. نقد فعالانه فراکسیون اقلیت در بررسی لایحه مهر امام رضا(ع) نیز از جمله شاهدان شکستن سکوت است. صدور بیانیههای متعدد و حتی طرح استیضاح وزیر دفاع نیز گویای مقطعی بودن سیاست سکوت است و بعید میدانم که این سیاست تکرار شود.
معتقدم در حال حاضر به نسبت توان فراکسیون اقلیت، فعال هستیم. البته جا برای فعالیت بیشتر اعضاء وجود دارد تا فراکسیون فعالتر شود. عدم دستیابی به حد غایی فعالیت در این فراکسیون نیز ریشه در علل متعددی همچون شهرستانی بودن اعضای فراکسیون، آثار انتخابات مجلس هفتم و انتخابات ریاست جمهوری، نحوه مدیریت هیات رئیسه مجلس و وضعیت اصلاحطلبان در بیرون از مجلس دارد که متاسفانه هنوز به یک اتفاق نظر نرسیدهاند.
* اصلاحطلبان بیرون از مجلس تا چه میزان با اعضای فراکسیون اقلیت در ارتباطند؟
** فراکسیون اقلیت همچون تمامی جریانهای سیاسی موجود در مجلس، در بیرون هوادارانی دارد و منتصب به جریان چپ است. متاسفانه جریان اصلاحطلب پس از انتخابات ریاست جمهوری هنوز منشوری برای یک صدایی، جمع شدن دور یکدیگر و کنار گذاشته شدن اختلافات ارائه ندادهاند. از این رو ارتباط چندانی با ما ندارند. البته اگر بزرگانی چون کروبی، خاتمی و خوئینیها میان تمامی جریانات اصلاحطلب ایجاد انسجام کنند؛ اتحاد میان اصلاحطلبان به فراکسیون اقلیت، انگیزه بیشتری میدهد چون حمایتهایی از این دست، تاثیر بیشتری دارد. تشکیل حزب اعتماد ملی میتواند نقطه امیدوارکنندهای در این راستا باشد.
* فراکسیون اقلیت در برههای مثل بررسی صلاحیت کابینه، مواضع نزدیکی با فراکسیون وفاق و کارآمدی به عنوان یک فراکسیون حد واسط میان اکثریت واقعیت یافت، که در پیشبرد اهداف اقلیت موثر افتاد. در حال حاضر ارتباط فراکسیون اقلیت با دیگر فراکسیونهای مجلس چگونه است و آیا باز هم این نزدیکی در دیگر اقدامات فراکسیون متبوع شما مثل همین استیضاح، تکرار خواهد شد؟
** پوسته فراکسیون وفاق، پوزیشن مستقلین را به خود میگیرد که بعضا واقعی است ولی درون و ماهیت این فراکسیون کاملا به جریان راست سنتی وصل است و از تصمیمات هیات رئیسه تبعیت میکند.
در جریان بررسی صلاحیت کابینه، شاهد شکافی میان اصولگرایان سنتی و آبادگران به عنوان نواصولگرایان بودیم. اگرچه ائتلاف نوشتهای میان فراکسیون اقلیت با آنها وجود نداشت ولی بر اساس ائتلاف نوشتهای میان اقلیت و دیدگاهی از اصولگرایان که به ما نزدیکتر بود، کوشیدیم تا به اهداف خود نزدیکتر شویم. در دیگر طرحها و لوایح نیز به بررسی شکاف اکثریت میپردازیم و با رصد کردن دیدگاهی که به ما نزدیکتر است، سعی میکنیم با جلب آراء آنان، نتیجه مطلوب خودمان را رقم زنیم. که البته این کار نتایج مثبتی را هم برای جریان مقابل به همراه خواهد داشت.
* مثلا چه نتایجی؟
** مثلا در همان جریان بررسی صلاحیت وزرای معرفی شده، جریان آبادگران مجلس که در موضعی مقابل راست سنتی قرار گرفته بود و مواضعی مطلوب نظر ما نیز داشت؛ هم نظر ما تامین شد و هم نظر آنها. گاهی هم که نظر راست سنتی به ما نزدیک باشد، همین اتفاق میافتد. به همین دلیل هم ما هیچگاه مشخص نمیکنیم که به کدام یک از جریانات مجلس نزدیکتر هستیم تا در هر مقطعی از هر یک از آنها در راستای اهداف خود بهره ببریم.
البته این نزدیکی و قرابت به آنها همواره بر اساس موضوعات اصلاحطلبانه است که محور این ائتلاف نانوشته را تشکیل میدهد.
* اینطور که گفتید فراکسیون اقلیت بنا بر اهدافی که در هر مقطع دارد به هر یک از طیفهای مجلس که با اهداف او نزدیک بود، همراه میشود. چه تضمینی وجود دارد که در جریان این همراهیها، فراکسیون اقلیت بازیچه طیفهای مقابل خود در فراکسیون اکثریت نشود؟
** اگر پیشاپیش مواضعمان را کاملا اعلام کنیم، بگوییم که خواهان ائتلاف با چه جریانی هستیم، عملا بازیچه خواهیم بود ولی تا امروز با توجه به اینکه از گذشته مسائلی را مطرح نکردیم، تنها در صحن علنی است که همسویی ما با برخی جریانات مشخص میشود و اقدام به رای دادن میکنیم. از این جهت مدیریت خوبی صورت گرفته. به این ترتیب برنده مجلس همواره یک جریان خاص ـ چه اصولگرایان سنتی و چه آبادگران ـ نبوده است.
* چه پیشنهادی برای تقویت فراکسیون اقلیت دارید؟
** بهترین پیشنهاد آن است که در جلسات هفتگی فراکسیون اقلیت، به گونهای تصمیمگیری شود که افراد بیشتری از این فراکسیون برای صحبت در نطقها، طرحها و لوایح ثبتنام کنند تا در صحن علنی مجلس مرز میان اقلیت و اکثریت کاملا روشن شود.
البته تاکنون فراکسیون اقلیت در غربت بیرون و داخل مجلس، توانسته نمایندگی خوبی از کل جریان اصلاحطلب در درون حاکمیت داشته باشد و چنانچه از این پس نیز دچار انحراف و تندرویها نشود، میتواند آینده خوبی برای جریان اصلاحطلب رقم بزند. چرا که تاکنون هویت اصلاحطلبی را با نام اقلیت در مجلس حفظ کرده است.
* چشمانداز آینده فراکسیون اقلیت را چگونه میبینید؟
** از آنجا که دولت، غالبا برنامههایی را مطرح میکند که با نظرات بسیاری از اصولگرایان در تضاد است و با عنایت به اینکه مجلس هر چه میگذرد، تجربه بیشتری کسب میکند، چشمانداز خوبی از آینده فراکسیون اقلیت متصور است. با یک برنامهریزی خوب، این چشمانداز، موفقیتآمیز نیز خواهد بود.